سیستم بازدارندگی رفتاری(BIS)

بازداری رفتار به معنای میزان حساسیت مورد انتظار نسبت به اضطراب، در زمانی است که فرد تحت تاثیر نشانه های تنبیه قرار گیرد(مثلاً وقتی احساس می کنیم کاری را ناقص انجام داده ایم، احساس نگرانی می کنیم). ساختار اصلی مغز که بنای سیستم بازدارندگی رفتاری است، مدار سپتوهیپوکامپ، بخشی از دستگاه کناری است که فعالیت چندین ساختار لیمبیک از جمله ناحیۀ جداری، هیپوکامپ، هستۀ اکومبنس، شکنج کمربندی، طاق (فورنیکس)، تالاموس، هیپوتالاموس و اجسام پستانی را شامل می‌شود. در حالیکه مدار سپتو هیپوکامپ مدار لیمبیک است که ارتباط با قشر مخ را نیز شامل می‌شود (کارور و وایت، 1994). سیستم بازداری رفتاری (BIS) حاصل فعالیت مسیرهای آوران نوروآدرنرژیک و سروتونیرژیک است. نوروآناتومی سیستم تنبیه رفتاری در نظام جداری هیپوکامپی، ساقه مغز، مدار پاپز و کرتکس حدقه ای پیشانی قرار دارد (هوینگ و همکاران، 2006).

دو مؤلفه ی این سیستم شامل، اجتناب منفعل(اجتناب از تنبیه از طریق عدم فعالیت یا تسلیم) و خاموشی (متوقف شدن رفتارهایی که پاداشی در پی ندارد) می باشد(ویلسون و همکاران،1990). فرض بر این است که این ساختارها موجب فراخوانی حالات عاطفی اضطراب، بازداری رفتاری، اجتناب منفعل، خاموشی و تجربه عواطف منفی می شوند ‏و با نظام هایی که اضطراب در آن نقش دارند، همپوشی دارد. در نتیجه، سیستم بازداری رفتاری فعال با احساس اضطراب، نگرانی و نشخوار فکری مطابقت دارد.

گری و مک نوتون (2000) استدلال می کند که این مکانیزم مغزی تجربه اضطراب در پاسخ به محرکهای اضطراب آور را کنترل می کند. سیستم بازدارندگی رفتاری، طبق گفته گری، نسبت به سیگنال‌های مجازات، تنبیه و موقعیت های جدید حساس است و رفتار را از انجام کارهای منتج به نتایج منفی و دردآور باز می دارد. بنابراین، فعال سازی سیستم بازدارندگی رفتاری نقش بازدارندگی حرکت به سوی اهداف را بر عهده دارد. گری همچنین معتقد است که سیستم بازدارندگی رفتاری مسئول تجربه احساسات منفی همچون ترس، اضطراب، ناامیدی و ناراحتی نسبت به این گونه محرک ها است. در مورد تفاوت های شخصی افراد، حساسیت زیاد سیستم بازدارندگی رفتاری در تمایل زیاد به اضطراب انعکاس می یابد به شرطی که فرد در معرض محرک های موقعیتی درست قرار گرفته باشد. به علاوه، افراد دارای سیستم بازدارندگی رفتاری واکنشی احتمالاً تمایل زیادی دارند خود را از رفتار همراه با احساساتی همچون اضطراب و ناامیدی دور کنند (کارور و وایت،1994).

بنابراین، فرضیه بدین قرار است که حساسیت بالای سیستم بازدارندگی رفتاری ممکن است به عدم استفاده از دارو و رفتار ریسک ناپذیر مربوط باشد زیرا استفاده از دارو ممکن است نتیجه منفی در پی داشته و افراد از این رفتار خود دست بکشند. گرچه تحقیقات مربوط به نقش حساسیت سیستم بازدارندگی رفتاری در رفتار استفاده از دارو مبهم باقی مانده است، ولی برخی مطالعات از وجود یک رابطه منفی بین مشکلات استفاده از دارو و حساسیت سیستم بازدارندگی رفتاری گزارش می دهند. برخی دیگر حاکی از ارتباط بین مشکلات استفاده از دارو با حساسیت بالای سیستم بازدارندگی رفتاری هستند و در برخی مطالعات نیز به وجود هیچ نوع رابطه اساسی بین این دو پی برده نشده است. بدیهی است که تحقیق زیادی لازم است تا رابطه این دو را هم در نمونه های کل جامعه و هم بین جمعیت مصرف کنندگان دارو بررسی کرد.

مطلب مرتبط :   انواع انحرافات اجتماعی و ویژگی آنها

گری و مک نوتون (2000) معتقدند حساسیت سیستم بازداری- رفتاری، پیشگویی کننده استرس­های هیجانی منفی شخص در موقعیت های پر استرس، بدون توجه به طبیعت استرس­زاها می­باشد و همچنین به نظر می­رسد بازداری رفتاری پیشگویی کننده رفتار شخص در کنار آمدن نافعال و ضعیف باشد. مطالعات متعدد ارتباط این سیستم را با عواطف منفی نشان داده اند(بوچاین، 2001 ؛ مایر و همکاران، 2005).

سیستم بازداری رفتاری(BIS) برای سازماندهی رفتارها در پاسخ به محرکی که با رویدادهای انزجاری شرطی شده علامت می دهد، مسئول است. به صورت اختصاصی تر این سیستم با محرک مربوط به تنبیه و یا محرکی که پاداشی ندارد و یا پاداش آن در حال اتمام است(بدون پاداش) و همچنین محرکی که تازگی زیادی دارد، و یا محرکات بسیار شدید و نیز محرکی که به صورت ذاتی ترس آور است(مانند خون، مار و …) مرتبط است. این محرکات منجر به بازداری رفتار(ایجاد وقفه در هر نوع رفتار خروجی)، افزایش سطح برانگیختگی(تا رفتار بعدی با قدرت و سرعت بیشتری انجام گیرد) و افزایش در توجه(جهت اینکه اطلاعات بیشتری دریافت شود)، می گردد (گری، 1972). این سیستم حاصل فعالیت مسیرهای آوران، نوروآدرنرژیک و سروتونیرژیک است. نوروآناتومی سیستم تنبیه رفتاری در نظام جداری هیپوکامپی، ساقه مغز، مدار پاپز و کرتکس حدقه ای پیشانی قرار دارد(حسنی و همکاران، 1386).

گری و مگ نوتون (2000) در بازنگری های خود یک سیستم جدید معرفی کردند با نام سیستم جنگ و گریز(FFS)، که نه تنها شامل واکنش جنگ و گریز است، بلکه واکنش های انجمادی را در بر دارد که در ارائه ی محرک تهدید کننده غیر قابل اجتناب اتفاق می افتد، به این دلیل این سیستم به جنگ و گریز انجماد(FFFS)، تغییر نام داد. همچنین فرض می شود که واکنش ها را در برابر تمام حرکات منفی و انزجاری شرطی و غیر شرطی تعدیل می کند. FFFS همچنین نقش سیستم تنبیهی را اتخاذ می کند که در نظریه اصلی نظریه حساسیت به تقویت(RST) به سیستم BIS نسبت داده می شد. در نهایت، سیستم BIS دیگر واسط واکنش به محرکات انزجاری شرطی شده نیست، بلکه نقش تصمیم گیرنده را در شرایطی که عموماً با اهداف متعارض رو به رو هستیم نیز بر عهده دارد(بیت بیر[5] و همکاران، 2009).

اهداف متعارض می توان در شرایطی که هم شامل پاداش و هم شامل تهدید است، ظاهر شود(زمانی که هر دو سیستم FFFS و BAS فعال شده اند). اگر پاداش بر تهدید برتری داشته باشد، سیستم BIS تعارض را با بکارگیری BAS و بازداری FFFS حل خواهد کرد که نتیجه، رفتار نزدیکی خواهد بود. اگر تهدید بر پاداش برتری داشته باشد، BIS سیستم FFFS را فعال خواهد کرد و BAS را بازداری می کند و نتیجه، اجتناب خواهد بود. شرایط تعارضی محدود به تعارض های نزدیکی- اجتناب نمی شود، تعارض نزدیکی- نزدیکی(جایی که اثر تشویقی یک محرک نسبت دیگری کمتر است، و در نتیجه خنثی است) و تعارض اجتناب- اجتناب(جایی که یک محرک نسبت به دیگری اثر تنبیهی کمتری داشته باشد، و در نتیجه تسلی بخش است) نیز امکان پذیر است. در برخی موارد، BIS تعارض ها را با تغییر ارزش محرک ها بر طرف می‌کند تا رفتار را در جهت یکی از محرکات نزدیکی یا اجتنابی فعال کند(همان منبع).

پیامدهای فعالیت نظام بازداری رفتاری(BIS) عبارت از اختلال در رفتار فعلی، خلق منفی، سوگیری توجه به سمت منابع تعارض و افزایش برانگیختگی است. این پیامدها موجب می شود تا فرد با اجتناب از منبع تهدید، تعارض خویش را حل کند. همچنین حساسیت نسبت  به محرک های آزارنده به عنوان یک عامل خطر ساز در قلمرو آسیب شناسی روانی، به ویژه اضطراب، مفهوم سازی شده است(روسبرت و همکاران، 2000). البته باید دقت داشته باشیم که حساسیت بازداری رفتاری متمایز از خصیصه اضطراب است، زیرا بازداری رفتاری شامل گرایش به پاسخ دهی اضطراب آمیز در رویارویی با رویدادهای تنیدگی زا می باشد؛ در حالی که خصیصه اضطراب با تجربه سطوح بالای اضطراب تعمیم یافته به رویدادهای روزانه مشخص می شود. فردی که دارای  در قلمرو روانشناسی تحولی، بازداری رفتاری نوعی گرایش در برخی کودکان است که موجب اختلال در رفتار جاری وی شده، کودک در هنگام مواجهه با افراد یا موقعیت های نا آشنا با خودداری و کناره گیری واکنش نشان می دهد(کاجن و همکاران، 1987).

مطلب مرتبط :   حمایت اجتماعی از دیدگاه روانشناختی

. Hoveing

. Weillson

. freeze

. Fight Flight Freeze System(FFFS)

. Bijttebier

. Sensitivity

. Rothbart

. Kagan

دسته بندی : لوکس ترین ها