برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 

دادن در فقه امامیه جزء حضانت نیست شیر دادن مادر مستحب است نه واجب (ق.م.1176) “مادر مجبور نیست که به طفل خود شیر دهد. مگر در صورتی که تغذیه طفل به غیر شیر مادر ممکن نباشد .” می تواند برای این کار اجرت مطالبه کند.
شرایط حضانت بلوغ و عقل و توانایی عملی و شایستگی اخلاقی و عدم ازدواج مادر با شخص دیگر و اسلام است .
عهده دار حضانت در درجه اول حق و تکلیف طبیعی و قانونی پدر ومادر است که طفل را به دنیا آورده اند . این تکلیف تا زمانی که طفل به سن بلوغ نرسیده باقی است .و از لحاظ حضانت در یک ردیف قرار دارند. ( امامی وصفایی ، مختصر حقوق خانواده1392،394،382،385؛ شهید ثانی ، مسالک ج 1 ، 581)
1-2-11: نسب :
نسب در لغت به معنی اصل ، نژاد و گوهر است . ( معین ، 81 13، 1113)
نسب (مدنی –فقه ) رابطه شخصی با دیگری از طریق ولادت خواه به او منتهی شود مانند منتهی شدن پسر به پدر- خواه طرفین رابطه خویشاوندی بثالث منتهی شوند مانند دو برادر که به پدر ومادر منتهی می شود .( جعفری لنگرودی ، 86 13،711)
نسب در لغت به معنی خویشاوندی و نژاد است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از رابطه خویشاوندی بین دو نفر که یکی از نسل دیگری یا هر دو از نسل شخص ثالثی باشند و به تعبیر دیگر نسب علاقه ای است که بین دو نفر که به سبب تولد یکی ازآنها از دیگری یا تولدشان از شخص ثالثی حادث می شود .( کلیات حقوق اسلامی 39 13،280)
نسب مترادف با قرابت نسبی است و رابطه طبیعی و خونی بین کلیه خویشاوندان نسبی خط مستقیم یا خط اطراف را در بر می گیرد . این نسب به معنی عام است.
اما نسب به معنی خاص عبارت است از رابطه پدری وفرزندی یا مادر فرزندی و به دیگر سخن رابطه طبیعی و خونی میان دو نفر است که یکی به طور مستقیم ( بدون واسطه) از صلب یا بطن دیگری به دنیا آمده است .
انواع نسب شامل نسب مشروع-نسب ناشی از شبهه از تلقیح – نسب ناشی از زنا
طبق 174 ق.م حق ملاقات طفل برای هر یک از ابوین که طفل در تحت حضانت او نمی باشد شناخته می شود و این حق را نمی توان حتی از مادر فاسد الاخلاق دریغ نمود بنابراین در صورت فاسد الاخلاق بودن می تواندر یک محیط مناسب با افراد مورد اعتماد ملاقات را برقرار کرد.
(محمد رضا درمزاری ، 1391، 405)

اثبات نسب پدری بسیار دشوارتر می باشد زیرا ولادت از مادر امری مشهود و خارجی است. لیکن تکون طفل از نطفه مردی معین امری مخفی است که بدون آگاهی صورت می گیرد و سپس در جستجوی قطع و یقین نباید بود و به دلایل ظنی اکتفا نمود و آزمایش خون در این راه می تواند دلیل منفی بر نسب باشد نه دلیل مثبت و در این را ه قانون گذار برای خیر و صلاح جامعه اماره ای فراش را که ساد ه ترین راه اثبات نسب پد ری است قرار داده است .( امامی وصفایی ، 92 ، 326و328)
1-2-12:رشد ،حجر ورفع آن:
رشد در لغت به معنی براه راست شدن ، در راه هدایت بودن است وحجر یعنی منع کردن و بازداشتن است . ( معین ، 81 ،505 ،392 )
رشد (فقه –مدنی) کیفیت نفسانی که دارنده ی آن می تواند نفع وضرر یا حسن و قبح را تشخیص دهد . چنین کسی رشید است فاقد این وصف اگر بحد جنون نرسد صغیر نباشد سفیه خوانده می شود وصفت آن را سفه می گویند.
حجر (فقه – مدنی) نداشتن صلاحیت دردارا شدن حق معین و نیز نداشتن صلاحیت برای اعمال حقی که شخصی آنرا دارا شده است حجر نامیده می شود. اولی را عدم اهلیت تمتع ودومی را عدم اهلیت استیفاء گویند ومخصوص حقوق مدنی است . (جعفری لنگرودی ، 86،334 ،210)

1-3-13:ولایت قهری، قیمومیت ،امور مربوط به ناظر:
ولایت قهری در لغت به معنی ولایت کردن و دست یافتن ، تصرف کردن است .،
معین ،81،1177) و قیمومت به معنی قیم بودن است .( معین ،1381،775 ) ولایت قهری به معنی اضطراری ، جبری می باشد ( معین 1381،773 )
ولایت قهری به معنی خاص(مدنی-فقه )ولایت پدر وجد صغیر و وصی منصوب از طرف آنان ونیز ولایت همان اشخاص بر مجنون و سفیهی که جنون و سفه آنان متصل بصغر باشد ماده 1194 و ماده 1218 ق م –ماده 33 قانون سجل اجوال 1319 ماده 45 قانون ثبت می باشد .
قیمومت:
(فقه مدنی) اداره امور صغاری است که ولی قهری و وصی ندارند (یعنی ولی خاص ندارند) م1218 و نیز برای اداره ی مجنون وغیر رشیدی که جنون و عدم رشد آنان متصل بصغر نباشد و یا اینکه در صورت اتصال بصغر ولی خاص نداشته باشند نماینده قانونی معین می شود که او را قیم می نامند و عمل ولایتی او را در حق محجوران مذکور قیمومیت نامیده اند.( جعفری لنگرودی ،86، 560،756)
ولایت قهری یکی از آثار نسب مشروع اولاد ولایت قهری است ولایت در لغت به معنی حکومت کردن ، تسلط پیدا کردن ، دوست داشتن ، یاری کردن ، دست یافتن و تصرف کردن آمده است. قهری در لغت به معنی جبری و اضطراری است .
در اصطلاح حقوق مدنی ، ولایت قدرت واختیاری است که برابر قانون به یک شخص ذیصلاح برای اداره امور محجور واگذار شده است . این ولایت اقسامی دارد:
ممکن است به حکم مستقیم قانون به شخصی داده شده یا به موجب وصایت واگذار گردیده و یا به حکم دادگاه و یا به حکم دادگاه برقرار شده باشد و ولایتی که به حکم مستقیم قانون واگذار شده باشد اصطلاحاً ولایت قهری نامیده می شود که قانون مدنی در مواد 1180تا 1194 از آن سخن گفته است .
در عرف حقوقدانان دو اصطلاح وصی و ولایت از هم جدا می باشد در واقع وصایت از ولایت جدا است و کمتر اتفاق می افتد که به وصی ولی نیز گفته شود .منبع اختیار (ولی) به طور مستقیم قانون است و اعطای آن به ارا ده ی اشخاص ارتباط ندارد.
اما وصی نماینده ی ارادی ولی است وحدود اختیار او را نیز پدر یا جد پدری معین می نامند به همین دلیل قانون مدنی پدر و جد پدری را اولیای قهری می نامند. (ناصر کاتوزیان ، حقوق مدنی خانواده مقدماتی،1385،402)
1-2-14: غائب مفقود الاثر :
غائب در لغت یعنی آن که حاضر نباشد ،غیبت کننده ، پنهان ومخفی ( معین ، 81 13،695)
در فقه به کسی که از محل سکونت خود مدت نسبتا مدیدی دور شده و خبری از او برای احدی از کسان و آشنایان وی نمی رسد و غیبت منقطعه گویند.
غائب (مفقود الاثر ) مدنی- کسی که از غیبت او مدت بالنسبه مدید گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد غائب مفقود الاثر نامیده می شود .(ماده 1011 ق. جعفری لنگرودی ، 1386،486)
طبق ماده 1029 ق.م هرگاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقود الاثر باشد زن او می تواند تقاضای طلاق کند در این صورت رعایت ماده 1023 حاکم او را طلاق می دهد.
هنگامیکه درخواست طلاق ازجانب زن دریکی از جراید محل ویکی از روزنامه های کثیر الانتشار تهران سه دفعه متوالی هر کدام به فاصله یک ماه آگهی کند. واشخاص که ممکن است از غایب خبری داشته باشد به دادگاه اطلاع دهد. هرگاه یکسال از تاریخ نشر اولین آگهی بگذرد و حیات غائب سر نزد دادگاه حکم طلاق را صادر می کندوقبل از گذشتن 5 سال از تاریخ آخرین خبر غایب دادگاه نمی تواند حکم طلاق به علت غیبت شوهر صادر کند.( صفایی و امامی ،92، 237)
1-2-15: نفقه اقارب :
نفقه اقارب (مدنی ) مسکن و اثاث خانه و خوراک و پوشاک به حد رفع حاجت و با در نظر گرفتن درجه استطاعت انفاق کننده را گویند.(ماده1204 ق.م) (جعفری لنگرودی ، 86، 718)
نفقه در لغت به معنی هزینه ، خرج ، خرجی، آنچه هزینه عیال و اولاد کنند روزی و مایحتاج معاش آمده است.
معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی نزدیک است و عبارت است از چیزی است که برای گذران زندگی لازم و مورد نیاز است نفقه دو بخش است نفقه زوجه و نفقه اقارب. مقررات اقارب را کتاب نهم از جلد دوم قانون مدنی تحت عنوان خانواده می توان یافت .
نفقه از آثار نسب است اقارب جمع اقرب به معنی خویشان است به همین معنی کلمه اقربا ء
(جمع قریب ) بکار رفته است .
اقارب به معنی عام شامل خویشاوندی نسبی ، سببی و رضاعی است(و برابر ماده 1204 ق.م نفقه اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت ، بادر نظر گرفتن درجه استطاعت منفق) (امامی و صفایی ، 92 ، 438)

مطلب مرتبط :   پایان نامه حقوق درباره : روابط بین الملل

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ماهیت نفقه در نفقه اقارب مانند نفقه زن در بعضی از چیزها مثل خوراکی ها مالک است و بعضی از چیزها مانند (خانه و اثاث)مالک نیست فقط شوهر اذن در انتفاع به او می دهد. فقهای امامیه گفته اند نفقه اقارب امتاع است نه تملیک زیرا غرض از نفقه اقارب رفع حاجت است که با امتاع حاصل می شود .( امامی وصفایی ، 92، 441)
1-2-16:سر پرستی کودکان بی سرپرست:
در بسیاری از کشورها نوعی قرابت وجود دارد که ناشی از فرزند خواندگی است . فرزند خواندگی یا تبنی آن است که کس دیگری را که فرزند طبیعی او نیست به فرزندی بپذیرد. وقتی به رسمیت شناخته شود نوعی قرابت ایجاد می کند که حقوقی است نه طبیعی و در واقع یک رابطه ی مصنوعی پدر (فرزندی یا مادر) – فرزندی بین دو نفر ایجاد می کند .ولی در اسلام به رسمیت شناخته نشده است در آیه 4و5 سوره احزاب دلیل بر این امر است (خداوند فرزند خواندگان شما را فرزندانتان قرار نداده است).

مطلب مرتبط :   مالیات مستقیم

شرایط سر پرستی :
1- وجود نکاح بین زن ومرد سرپرست 2-اقامت در ایران 3- توافق برای سر پرستی 4- صاحب فرزند نشدن تا 5 سال از تاریخ ازدواج 5- سن 30 سال 6- عدم محکومیت جزایی موثر
7- اهلیت 8- شایستگی اخلاقی 9- تمکن مالی 10- عدم ابتلاء به بیماریهای واگیردار و
صعب العلاج 11- عدم اعتیاد.
1-2-17: اهدای جنین :
تشکیل جنین در آزمایشگاه وانتقال آن به رحم نوع خاصی از تلقیح مصنوعی و یکی از مسائل روز دنیا است . که ابعاد مختلفی از نظر حقوقی و مذهبی و اخلاقی وفلسفی دارد.
در زمینه جواز ویا ممنوعیت تشکیل جنین آزمایشگاهی وانتقالل آن به رحم زن حکم صریحی در اسلام دیده نمی شود . هرگاه جنین از اسپرم وتخمک زن وشوهری که خواهان بچه هستند ولی از طریق طبیعت صاحب فرزندی نمی شوند تشکیل شود اشکالی در انتقال آن به رحم صاحب تخمک وجود ندارد.این عمل از نظر شرعی وقانونی مشروع است ولی اگر جنین از نطفه شخص دیگری غیر ازصاحب رحم وشوهر او باشد مسائل قابل بحث است .
با توجه به اصل اباحه واستثنایی بودن منع می توان گفت انتقال نا مشروع و غیر قانونی نیست اما اختلاف نظر وجود دارد. ( امامی وصفایی ، 2 9،368)
1-2-18: تغییر جنسیت :
گاه یک فرد در اثرتحولی که در جسم وی روی می دهدصفات مردانه یا زنانه در آن غالب شده و با عمل جراحی تغییر جنسییت می دهد.
چون اختلاف جنس هم هنگام عقد وهم دوران زناشویی شرط نکاح است و اختلاف جنس هم ابتدائاً واستداماً شرط است ونکاح با تغییر جنسیت باطل خواهد شد.البته دادگاه با نظر کارشناس، تغییر جنسیت را احراز می کند.( امامی وصفایی ،1392، 48)

فصل دوم

2-1: سیری در تدوین قانون های حمایت از خانواده ( قدیم و جدید )
2-1-1:نگاهی تاریخی به وضعیت قوانین خانواده در ایران
تا قبل از سال ۱۳۴۶ قوانین مربوط به نهاد خانواده به طور پراکنده در قوانین مختلف از جمله قانون مدنی آمده بود، اما لزوم توجه بیشتر به نهاد خانواده و ویژگی های خاص آن، این الزام را برای مقنن به وجود آورد که به طور اختصاصی به نهاد خانواده پرداخته و با پیش بینی راهکارهای مناسب، تا حد امکان از گسسته شدن این نهاد جلوگیری نموده و معضلات و مشکلات احتمالی را با کمترین هزینه حل و فصل نماید. اولین قانونی که به طور خاص مربوط به نهاد خانواده می شد در سال ۱۳۴۶ با عنوان قانون حمایت خانواده به تصویب رسید که در آن نوآوری های خاصی گنجانده شده بود.
2-1-2: مهمترین نوآوری های قانون ۱۳۴۶ عبارت بودند از :
۱- محدود کردن اختیار مرد در طلاق: تا قبل از تصویب قانون حمایت از خانواده، بر اساس ماده۱۱۳۳ قانون مدنی، مرد می توانست زن خود را بدون رعایت تشریفات خاصی طلاق دهد و در واقع اختیار مرد د این خصوص مطلق بود، لیکن ماده ۸ قانون حمایت خانواده ۱۳۴۶، اجرای

دسته بندی : پایان نامه حقوق

دیدگاهتان را بنویسید