کشور است فقط عضویت دارد لباس جرم به وی می‌پوشاند.۱۹۵
در مورد شخص خواب در بیشتر موارد رفتار مجرمانه شخص خواب یا همان رکن مادی، به صورت عمل یا فعل مثبت نمود پیدا‌می کند.غالب این جرایم به صورت فعلی است، که قانونگذار انجام آن را منع کرده است.جرم فعل نظیر قتل، ایراد ضرب و جرح و زنا همواره با فرض کنش ایجابی متصور است.در ارتکاب جرایم فعل، نظر قانونگذار همیشه به شیوهی ارتکاب و یا شکل به فعلیت درآوردن جرم معطوف نیست.۱۹۶
گفته شد که گاهی قانونگذار وظیفه و تکلیفی را برای اشخاص معین‌می نماید.در این صورت اگر شخص از انجام وظایف قانونی خویش خودداری نمایند، برای وی مجازات در نظر گرفته‌می شود.به نظر‌می رسد، امکان تحقق چنین جرایمی در خواب امکانپذیر است.بر اساس ماده ۱۷ قانون کیفر بزه های مربوط به راه آهن، هرگاه راننده، ترمزبان و یا سوزن بانان قطار، بر خلاف مقررات در موقع حرکت قطار تا رسیدن آن به مقصد غلفت نموده، با خوابیدن سر پست خویش، وظایف قانونی خود را انجام ندهند، به حبس تأدیبی از شش ماه تا دو سال محکوم خواهند شد.۱۹۷ رکن مادی این دسته از جرایم، امتناع از عملی است که نفس آن قطع نظر نظر از آثاری که ممکن است به وجود آورد، مقصود قانونگذار‌می باشد.۱۹۸
رکن مادی دستهی دیگری از جرایم فعل ناشی از ترک فعل است.نتیجه ای که عموماً از یک کنش ایجابی (فعل) حاصل‌می شود، ممکن است با ترک فعل نیز واقع گردد.
داشتن یا نگهداری اشیاء ممنوعه، مانند مواد مخدر نیز نوع دیگری از ارکان مادی جرم قلمداد‌می شود و ارتباطی نیز به بیداری یا خواب مرتکب ندارد.اما در این وضعیت وجود ماده‌ی ممنوعه در اختیار فرد، با رعایت سایر شرایط قانونی، دلالت بر توجه اتهام دارد.
سخن و گفتار مجرمانه مثل قذب و فحاشی از مصادیق دیگر رکن مادی جرایم ارتکابی نائم قلمداد‌می شود.اینکه شخص در عالم خواب با گفتار خویش و با بکارگیری الفاظ توهین آمیز، فرض بعیدی نیست.
قانونگذار تحقق جرم را همیشه منوط به ارتکاب فعل خاصی نمی داند.گاه رکن مادی جرم حالتی روانی نظیر اعتیاد به مواد مخدر است که عارض شخص‌می شود.۱۹۹ این حالت مجرمانه‌ی اعتیاد، فرایندی مستمر و طولانی است که تمام ساعات زندگی فرد معتاد اعم از خواب و بیداری را در بر‌می گیرد.
نهایتا باید عنوان نمود که هرچند، در ارتکاب جرم، ظهور یک فعل مادی ضروری است، اما مسوول شناختن شخص به دنبال ارتکاب چنین اعمال و رفتاری، منوط به تحقق و وجود دیگر ارکان جرم میباشد.
گفتار دوم – جرایم ارتکابی شخص خواب از حیث رکن روانی جرم
رفتار انسانی هنگامی قابل سرزنش و مجازات است که توأم به قصد مجرمانه یا تقصیر جزایی باشد؛رفتار بدون قصد یا تقصیر، قابل سرزنش نمی‏باشد، تحمیل مجازات بر انسان نیز بدون تقصیر از نظر منطقی و بنای عقلا، امری زشت و قبیح است، البته میزان مجازات بر حسب وجود قصد مجرمانه و یا تقصیر جزایی می‏بایست متفاوت باشد، گرچه ممکن است وقوع جرم عمدی یا غیرعمدی از نتایج یکسان برخوردار باشد. بطور مثال نتیجه قتل اعم از عمدی یا غیرعمدی عبارت است از”سلب حیات از انسان زنده”؛ولیکن امروزه در کلیه نظامهای حقوقی مجازات قتل بر حسب عنصر روانی متفاوت است و همچنین میدانیم که وجود یک عمل مادی که قانون آن را جرم شناخته است، برای احراز مجرمیت بزهکار کافی نیست بلکه بزهکار باید از نظر روانی، یا بر ارتکاب جرم انجام یافته قصد مجرمانه داشته باشد و یا در اجرای عمل به نحوی از انحاء و بی آنکه قصد منجزی بر ارتکاب جرم از او سر بزند، خطایی انجام دهد که بتوان وی را مستحق مجازات بدانیم.۲۰۰اندیشمندان حقوقی در مورد تعریف و اجزاء سازنده عنصر روانی جرم نظریات مختلفی را بیان نموده‏اند. دکتر صانعی در خصوص”عنصر روانی”چنین می‏نویسد:«برای آنکه عنصر روانی تحقق پیدا کند وجود دو عامل ضرورت دارد:یکی اراده ارتکاب و دیگری قصد مجرمانه یا خطای جزایی».
صرف نظر از ماهیت و جایگاه اراده، رفتار انسان به دو گونه منشاء تقصیر می‌گردد. رفتاری که انسان به اراده خود و با سوء نیت (به قصد نقض قانون) مرتکب می‌شود و دیگر افعالی که شخص در انجام دادن آن به هیچ وجه قصد مخالفت با اوامر و نواهی مقنّن را ندارد، لیکن به علت بی‌احتیاطی و یا بی‌مبالاتی و یا عدم رعایت مقررات و نظامات دولتی نتیجه‌ای پدید می‌آورد، که خواست قانونگذار نیست.به همین اعتبار، جرایم به دو دسته‌ی جرایم عمدی و جرایم غیرعمدی تقسیم می‌شوند.
بنا بر آنچه در بالا آمده، جرایم عمدی جرایمی هستند که رکن معنوی آن، سوء نیت یا قصد مجرمانه است، و جرایم غیرعمدی شامل آن دسته از جرایمی می‌شود که رکن معنوی آن تقصیر یا خطای جزایی است. سوء نیت، در جرایم عمدی، عمد مرتکب در ارتکاب فعل یا ترک فعل مجرم با علم و آگاهی به اینکه رفتار به قید مجازات ممنوع است، تعبیر شده و در جرایم غیرعمدی هم انسان بدون آنکه قصد نتیجه داشته باشد؛ به علت بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، غفلت و عدم رعایت مقررات و نظامات دولتی که خطا جزایی نامیده می‌شود، مسؤول است.که بر همین مبنا در مبحث پیش روجرایم ارتکابی شخص خواب را بر اساس رکن روانی جرم در دو دسته بررسی مینماییم.
بند اول- جرایم غیرعمدی شخص خواب
جرایمی که در آنها قصد مجرمانه وجود ندارد بلکه رکن روانی آنها غالبا خطای کیفری میباشد را تحت عنوان جرایم غیر عمدی میشناسیم.۲۰۱ خطا در لغت به معنی نادرست، ناراست و گناهی که از روی عمد نباشد، ۲۰۲ بوده و در اصطلاح خطای کیفری وصف عملی است که به غفلت یا نسیان یا جهل یا اشتباه یا بی‌مبالاتی یا بی‌احتیاطی کاری مخالف قانون کند.۲۰۳ در اینگونه جرایم انسان بدون آنکه قصد نتیجه داشته باشد؛ به علت بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی و عدم رعایت مقررات و نظامات دولتی مسؤول شناخته می‌شود. که این بی‌احتیاطی‌ها و بی‌مبالاتی‌ها و عدم رعایت نظامات دولتی خطای کیفری یا خطای مجرمانه نامیده می‌شود.۲۰۴
خطای جزایی یا تقصیر که رکن روانی جرایم غیرعمدی است، در قانون نیز، اعم است از بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، عدم مهارت، عدم رعایت نظامات دولتی. شایان ذکر است که در تمام موارد مذکور، فاعل در تحصیل نتیجه فعل ارتکابی خود به هیچ وجه عامد نیست؛ ولی ترتّب نتیجه بر فعل به اندازه‌ای محتمل است، که انجام دادن فعل یا در مواردی احتراز از آن لازم است.۲۰۵ بنابراین در جرایم غیرعمدی، خطای کیفری شرط تقصیر است.۲۰۶
در اینجا و به دنبال طرح مباحث فوق، ذکر این نکته ضروری است، که ارتکاب جرم در خواب منحصر به جنایت نیست. موارد متداول، زنا با محارم در خانواده‌هایی است که به صورت دسته جمعی در اطاقی سکونت دارند از آن دسته میباشد. هر چند تحقّق این جرم به نحو غیرعمدی علی الاصول قابل تصوّر نیست، ولی مرتکب به علت غلبه خواب، حسن و قبح کار را تمیز نمی‌دهد ولی به انجام آن مرید و شایق است.۲۰۷ عمل قبیحی که در حالت عادی و با احراز شرایط حدّ زنا، شامل بلوغ و عقل و اختیار و فقدان جهل حکمی و موضوعی، قتل زانی را به دنبال خواهد داشت. اما به لحاظ غلبه حالت خواب بر وی حد از او رفع و عنوان شبه میگیرد.
وطی به شبه در واقع عبارت است، از نزدیکی یا آمیزش مرد با زن از روی ناآگاهی یا اشتباه.۲۰۸ وطی به شبه، ناشی از جهل به موضوع و یا جهل به حکم شرعی آن می‌باشد.در این فرض فاعل مواقعه، استحقاق مواقعه را در واقع ندارد، ولی خود را مستحق آن و مجاز در نزدیکی تصوّر می‌کند.۲۰۹ حالت دیگر نیز، وطی غیرمستحق از شخص غیرمکلّف، مانند وطی در حال خواب یا جنون و یا مستی است، که سبب آن حرام نباشد.۲۱۰ به عبارتی، خواب و جنون و مستی، در حکم جهل به استحقاق مواقعه است و مواقعه در این حالات از مصدار وطی به شبه می‌باشد.۲۱۱
بند دوم- جرایم عمدی شخص خواب
جرایم عمدی جرایمی هستند که مجرم با قصد منجز مجرمانه یعنی با تمایل و خواستن انجام عملی که قانون آن را منع کرده است و یا ترک فعلی که به موجب قانون ممنوع شده بدان مبادرت می ورزد، به عبارت دیگر عنصر روانی جرم در اینگونه جرائم همان قصد مجرمانه است که می تواند شاخص عمد در ارتکاب بزه باشد. و به دیگر سخن٬ جرم عمدی جرمی است که با قصد و اراده صورت می‌گیرد و مرتکب تحقق نتیجه‌ی مجرمانه را نیز خواستار است.۲۱۲
در جرم عمدی مرتکب با اراده و اختیار و همچنین با قصد معین و معلوم و با داشتن شعور به ارتکاب آن مبادرت می‌نماید.۲۱۳ یعنی مجرم با تمایل و خواستن انجام عملی که قانون آن را منع کرده است و یا ترک فعلی که به موجب قانون ممنوع شده، بدان مبادرت می‌ورزد.۲۱۴
وقتی سخن از جرایم عمدی به میان می‌آید. مقصود جرایمی است همراه با اراده که به وصف مجرمانه مقیّد است و نه هر اراده‌ای به طور مطلق۲۱۵ و از دیدگاه قانونگذار کیفری، افعال عمدی انسان همه به یک میزان ارزش ندارند.توجه قانونگذار به آن دسته از افعال عمدی معطوف است که توأماً با سوء نیت یا قصد مجرمانه باشد. همانگونه که در مباحث قبل عنوان گردید، برخی از حقوقدانان بر این عقیده اند که در هنگام خواب، شخص هوشیاری خود را از دست داده و از خود اراده ای ندارد و در طرف دیگر نیزعده ای معتقدند در این زمینه باید قائل به تفکیک شد.بدین صورت که گاه در هنگام خواب هوشیاری انسان کاملا از کار میافتد و نمیتوان وی را شخصی دارای اراده متصور شد و گاهی نیزتاثیر خواب بر هوشیاری و ذهن فرد ناچیز بوده و میتوان وی را فردی دارای اراده خطاب نمود.
گفتیم که در نظر دانشمندان علم روانشناسی و روانپزشکی، با توجه به تغییرات الکتروفیزیولوژیک مغز هنگام خواب، به نسبت بیداری و به دلیل تفاوت فاحش امواج صادره از ذهن به شکل سریع، بی‌نظم و دارای دامنه کوتاه در بیداری و جایگزینی آن به صورت کوچک، منظم و با دامنه‌ی بلند در حالت خواب عمیق، باید اذعان نمود که شخص در حالت خواب نمیتواند دارای قصد و اراده باشد.به عبارت دیگر فعالیّت مغزی انسان در حالت خواب، اجازه ارتکاب فعل ارادی را به انسان نمی‌دهد. بنابراین امکان ارتکاب جرم عمدی در خواب طبیعی وجود ندارد. مگر آنکه شخص با قصد ارتکاب جرم و با داشتن سوء نیت و عمد در نتیجه و با علم به اینکه در خواب حرکت خواهد کرد، بخوابد و مرتکب جرم شود. چنانچه انسان به قصد کشتن شخص معیّن، با علم اینکه در خواب راه می‌رود، به گونه‌ای برنامه‌ریزی نماید، تا شخص مورد نظر خود را در خواب بکشد. قتل به استناد بند الف ماده ۲۹۰ قانون مجازات اسلامی۲۱۶ و با توجه به نص صریح ماده ۱۵۳ قانون مجازات اسلامی می‌تواند، عمدی باشد. که البته آنچه مسلم است، لازمه استناد به بند الف، اثبات قصد قتل از سوی مرتکب است.۲۱۷
اما در خصوص هیپنوتیزم یا خواب مصنوعی، مساله به صورت دیگری است. برای تبیین هرچه بهتر به تغییرات امواج مغز در هنگام خواب مصنوعی و مقایسه آن با دیگر حالات میپردازیم. همانگونه که قبلا عنوان گردید،

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه با موضوعقانون مجازات، مجازات اسلامی، قصاص، ارتکاب جرم
دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید