نجات بخشی نهایی

آنچه در این جا مورد نظر و بحث ما می باشد، همانا نجات بخشی نهایی بشر است. می خواهیم این حقیقت را مطرح کنیم که نه تنها در شیعه و اسلام که درجهان بشری نیز مساله مهدی و نجات و سعادت و رستگاری بشر از دیرباز عنوان شده و یکی از برجسته ترین اصول اعتقادی و فکری اقدام و ملل بوده است. به طوری که در مذهب و ادبیات هر ملت حتی کهن ترین اجتماع و اعتقاد چشم انداز روشن و امید بخشی از آینده زندگی بشریت تصویر شده است. افسانه ها و اساطیر مردمان، خبر می دهند که مردمی بزرگ خواهد آمد و پیامی خواهد آورد و راه بشر را که پیوسته بن بست های فکری و سیاسی رو به رو گشته به سوی ساحل فلاح و آزادی و عدالت راستین خواهد گشود. هر قوم و امتی، نجات بخش جهان را به نامی خوانده است، اما آن گاه که به آرزو و آرمان آن قوم و امت نگاهی می فکنیم و از شخصیت وی سراغ می گیریم، می بینیم که ویژگی های صورت و سیرت آن واپسین فریاد حق طلبی و عدل خواهی همان است که دیگری می گوید و می طلبد.

نجات بخش یا نجات بخشانی که نوگری هستی را انجام می دهند، در اوستا با واژه ای مشخص می شوند که اصلا «آن که پیش خواهد برد»، «آن که پیشرفت خواهد داد» معنی می دهد تفسیرهای اوستا کاربردهای مفرد این واژه اوستایی را «سودمند» و کاربردهای جمع آن را «سودمندان توجمه و به «فرشگرد کردار» تفسیر کرده اند. ترجمه های فارسی میانه تفسیرهای اوستا را «فروردین یشت» نیز تایید می کند. از این جهت [مهدی و نجات بخش نهایی جهان] سوشیانس نامیده خواهد شد. گزینه ای از آثار مکتوب زردشتی را درباره نجات بخش بزرگ در پی می آوریم: «رو به امشا سپندان و سوشیانس آوریم که داناترین، راست گفتارترین، یاری کننده ترین، به جنبش درآورده ترین و بزرگترین هستند»، «می خواهیم که سوشیانس ها شویم، می خواهیم که پیروز شویم چسان دروغ را از خود دور می کنیم؟ مانند سوشیانس ها دروغ را از خود دور خواهیم کرد.»، «پس باشد که از آنان باشیم که جهان را نوارنی کنیم ای مزدا، و شما ای اهوراهای دیگر که حمایت و راستی را بیاوریم، وقتی اندیشه ها آنجا یکی شوند.»، «سوشیانس ها، نجات بخشان آینده هستند و همان وظیفه ای را که بر عهده دارند که ردشت برای به انجام رسانیده آن برانگیخته شد و او خود نیز یکی از همین سوشیانس هاست.»

زرتشتیان، کیومرث، پادشاه پیشدادی را نخستین آفریده خدا می دانند و سوشیانس سوم را که آخرین پسر زردشتاست [از نژاد زردشت] آخرین آفریده خداوند می پندارند و از پیدایش کیومرث تا آخرالزمان را دوازده هزار سال دانسته اند، که در آغاز هر یک از هزاره های یازدهمین دو تن از پسران زردشت ظهور خواهند کرد و در آخر دوازدهمین هزاره پسر سومی زردشت یعنی سوشیانس پدیده گشته، جهان را نو خواهند نمود. درکتاب یسنا، فصل26، فقره 10 آمده است:

«به فروهر پاکان از نخستین بشر کیومرث تا سوشیانس درود می فرستیم.

و در کتاب گات ها که بخشی از اوستای زرتشت می باشد آمده است:

«و هنگامی  که سزای این گناهکاران فرا رسد، پس آن گاه ای مزدا! کشور تو را، بهمن‌‌‌[= نماینده قدرت و منش نیک و راستی و پارسایی مزدا یا خداوند که همانا موعود جهانی است] در پایان بر پا کند، از برای کسانی که دروغ را به دست های راستی سپردند و خواستاریم از آنانی باشیم که زندگی تازه کنند. آری موعود که جهان در انتظار اوست. آن گاه که از کامیابی جهان دروغ را شکست از پی رسد.»

موعود جهانی در منابع زردشتی

ظهور یک فرد برگزیده و مصلح بزرگ جهانی در آخرین دوره های تاریک و بحرانی دنیا، به منظور نجات بشریت از چنگال اهریمن ظلم و فساد و تامین عدالت عمومی و آزادی فردی در سراسر گیتی موضوعی است که از دیر زمان پیروان ادیان آسمانی بدان ایمان داشته و در انتظار آن بوده اند. مطالعه کتب عهدین یعنی تورات و انجیل و کتاب های مذهبی زرتشتیان که هم اکنون در دسترس ماست، و بررسی عقاید هندیان و مصریان قدیم و برخی از ملل دیگر این حقیقت را روشن ساخته و سابقه آن را از قدیمیترین مته تاریخ بشر ثابت می کند.

ولی آنچه مسلم است دراین خصوص سهم دین مقدس اسلام و مذهب شیعه بیش از سایر مذاهب و ادیان است. زیرا چنانکه به تفصیل خواهیم گفت مسلمانان خواه شیعه خواه سنی معتقدند که این نجات دهنده و مصلح بزرگ جهانی که بالاخره روزی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد می کند، از آن پس که پر از ظلم و جوش شده باشد. مهدی قائم (ع) از دودمان پیغمبر اسلام (ص) و فرزندان امیر مومنان علی علیه السلام و زهرای اطهر دخت والا گهر پیامبر است.

شیعیان جهان در این مورد اعتقادی راسخ و منطقی صریح و روشن دارند؛ که مخصوصا در اوضاع کنونی جهان بسیار پر ارزش و از هر جهت امیدوار کننده است. دانشمندان شیعه به دلائل محکم و شواهد زنده ای ثابت کرده اند که این مصلح عالی مقام جهانی امام دوازدهم آنان حضرت حجه بین الحسن العسکری علیه السلام است که در هر مذهب و ملتی از وی به نامی تعبیر شده است.

اینک برای اطلاع خوانندگان شمه از آنچه در کتاب های مقدس نزد زردشتیان و یهود و نصارا آمده- آن هم با تغییرات و تحریف هایی که در آن ها روی داده است- مورد بحث و بررسی قرار می دهیم و سپس قضاوت را بعهده اهل انصاف وا می گذاریم.

به طوری که در منابع اصلی زردشتی می خوانیم؛ زردشت معتقد بوده  که پیوسته دو نیروی متضاد خیر و شر یا نور و ظلمت، یکی به نام «اورمزدا» یا «یزدان» منبع روشنایی و منش وسیع و دیگری به نام «اهریمن» منشا جهل و تاریکی و فساد، دائما در کشمکش و نزاع هستند تا زمانی که سوشیانس یعنی نجات دهنده دنیا که در سر هزاره سوم بعد از زرتشت می آید ظهور می کند و این زد وخورد سرانجام با شکست کامل اهریمن پذیرد و ظلم و فساد و شر و بدی بکلی از جهان ریشه کن شود

موضوع تقابل نور و ظلمت در روز نخست در تعالیم زردشت یک اصل منطقی بوده و بعدها  موبدان زردشتی آن را به صورت دو گانه پرستی «ثنویت» و دو خدای خلق خیر وشر و نور و ظلمت و احترام به آتش و پرستش آن در آوردنده اند، با اینکه تعالیم اولیه زردشت با آئین اخلاقی و طریقه یکتا پرستی هم آهنگ بوده است.

مطلب مرتبط :   نظریه های مدیریت ارتباط با مشتری

تقابل نور و ظلمت و کشمکش آن ها تا پایان روزگار (نه بعنوان خالق خیر وشر) در اسلام نیز آمده است و به صورت تقابل حق و باطل، ابراهیم و نمرود، موسی وفرعون، پیغمبر وابوجهل و روشن تر بگویم؛ آئین الهی و شیطان و مهدی موعود وجدال دیده می شود. چنانکه در عقاید یهود و نصارا و کتب عهین آن ها نیز می بینیم.

با اینکه طبق نوشته محققین تمام کتب زردشتی دستخوش تغییر و تحریف شده است؛ مع الوصف پیش گویی های زردشت راجع به نجات دهنده دنیا در کتاب های «زند و هومن یسن» و «جاماساب نامه» و سایر منابع کنونی با جزئی اختلافی که ز تصرف بعدی ناشی شده است، یا اخبار اسلامی و آنچه شیعیان جهان دوباره «امام زمان» (عج) نقل کرده و بدان ایمان دارند، مطابقت کامل دارد.

«وهومن یسن» تفسیر قسمتی از «اوستا» کتاب منسوب به زردشت است که توسط «صادق هدایت» از متن پهلوی به فارسی کنونی برگردانده شده و بعنوان (مسئله رجعت و ظهور در آیین زردشت) منتشر شده است.

دو باب آخر «جاماسب نامه» نیز مشتمل بر پیشگویی های زردشت از زبان «جاماسب» حکیم خطاب به «گشتاسب» پادشاه وقت که به آیین زردشت گرویده بود با چند کتاب دیگر راجع به موعود آخرالزمان توسط صادق هدایت از متن پهلوی ترجمه شده و بوسیله حسن قائمیان دوست وی نام (ظهور و علائم ظهور) منتشر گردیده است.

در جاماسب نامه جاماسب حکیم شاگرد زردشت از قول وی خبر می دهد که پیش از ظهور سوشیانس (نجات دهنده دنیا) پیمان شکنی و دروغ و بی دینی در جهان رواج می یابد و مردم از خدا دوری جسته، ظلم و فساد و فرومایگی آشکار می گردد و همین ها نیز اوضاع جهان دگرگون ساخته زمینه را برای ظهور آن نجات دهنده مساعد می گرداند.

«وقایعی که مصادف با ظهور می شود، عبارت است از علامات شگفت انگیزی که در آسمان پدید می آید و دال بر آمدن خرد شهر ایزد می باشد و فرشتگانی از شرق و غرب به فرمان فرستاده می شوند و به همه دنیا پیام می فرستد ما اشخاص شرور او را انکار می کنند و کاذب می شمارند و نگهبانان پیروز گر آسمان ها و زمین ها در برابر او سر فرود می آورند.

در «جاماسب نامه» گشتاسب پادشاه وقت می رسد: وقتی «سوشیانس» ظهور می کرد چگونه فرمانروای و دادستانی می کند و جهان را چه طور اداره خواهد کرد و چه آیینی دارد؟ جاماسب در پاسخ وی می گوید: سوشیانس (نجات دهنده دنیا) دین را به جهان روا (رایج) کند و آز و نیاز (فقر و تنگدستی) همه را تباه کند و اهریمن را از دامان (آفریدگان) بازدارد، و مردمان گیتی هم منش (هم فکر) و هم گفتار و هم کردار باشند!

نجات بخشی در آیین هندوان

در کتاب «دید» که در نزد هندیان کتاب آسمانی است چنین می خوانیم:

«پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخر الزمان پیدا می شود که پیشوای خلایق باشد و نام او منصور باشد و تمام علم را بگیرد و به دین خود آورد و همه کس را از مومن و کافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد برآید.»

و همچنین در کتب مقدس «بامک» آمده است:

«دور دنیا تمام می شود به پادشاه عادلی در آخر الزمان که پیشوای ملائکه و پریان و آدمیان باشد و حق و راستی با او باشد و هر آنچه در دنیا و زمین ها و کوه ها پنهان باشد همه را بدست آورد و از آسمان ها و زمین آنچه باشد خبر دهد و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید.»

در کتاب «پاتیکل» که از بزگان هندوان بوده و صاحب کتاب آسمانی شناخته شده است درباره مهدی موعود و خاندان و منتظر ظهورش می گوید:

«که چون مدت روز تمام شود دنیای کهنه، نو شود و زنده گردد و صاحب ملک تازه پیدا شود از فرزندان دو پیشوای جهان یکی ناموس [=پیامبر اسلام] و دیگری صدیق اکبر یعنی وصی بزرگتر وی که «پشن» ‌[=علی بن ابی طالب(ع)] نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه راهنماست [=امام مهدی]، به حق پادشاه شود و خلیفه رام [= خدا] باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد، هر که پناه به او برد و دین او را اختیار کند سرخ روی باشد در نزد «رام» و آخر دنیا به او تمام شود.»

در بخشی از متون مذهبی هند، در ارتباط با آخرالزمان و ظهور منجی، موعود هندیان و یشنو [خداوند حافظ موجودات] است که تا کنون نه بار و هر بار یه صورتی در جهان ظهور نموده و گیتی را از بدی ها پاک کرده و برای دهمین و آخرین بار در آخر الزمان… وی بر اسب سفیدی سوار شده و شمشیر درخشانی در دست خواهد گرفت و بدکاران و بدبینان، به کیفر کردار خود خواهند رسید و پاکدینان و نیک سرشتان از نعم افزونی بهرمند خواهند گردید: «بها گاوات پورانا» [عارف هندوان] می گوید:

« در غروب گاه عصر فعلی، آن گاه که شهر یاران این جهان جمله دزد شده اند، امیر کائنات از برهمن به وجود آمده و جهان را پر از عدل و داد خواهند نمود.»

باید دانست که از نظر تاریخی وجود وعدم زردشت و اینکه در صورت وجود وی یک فرد حکیم بوده یا پغمبر درست روشن نیست. مورخان سال ولادت او را از 660-1500 قبل از میلاد ذکر کرده اند که درحقیقت هزار سال اختلاف دارد موطن او را هم برخی آذربایجان و غرب ایران و برخی شرق این کشور و شهر بلخ دانسته اند و می گویند دعوت خود  را در بلخ آشکار ساخت و همان جا نیز کشته شد. خواه زردشت حکیم یا پیغمبر هر چه بوده تعالیم اصلی وی قابل ملاحظه و بر پایه خودپستدی استوار بوده است، و آنچه معقد بوده هیچ ربطی به عقاید زردشتیان امروز نداردو کتاب های اوستا، زند، پارمد، گاتای از کتاب مقدس کنونی زردشتیان است و اینان طبق وعده همین کتاب ها در انتظار نجات دهنده دنیا هستند که سر انجام خواهد آمد و جهان را از آفت و پلیدی و جنگ و خونریزی بکلی پیراسته می گرداند.

تاریخ جامع ایان- علی اصغر حکمت ص 319

نجات بخشی در آیین بودایی

 

بودائیان نیز معتقدند که 23 بودا، از اول خلقت ظهور نموده و دنیا را پر از عدل و داد کرده اند و بودای بیست و چهارمین، زمانی ظهور خواهند نمود که دنیا را ظلم و جور فرا گرفته باشد… و پس از خرابی کائنات، دوباره دنیای جدید به وجود می آورد، که دارای همه خوبی ها و نیکی هاست. دراندیشه هند، «بودا» روح نجات بخشی است که در هر دوره از عالم غیب می آید و صدای بیداری می دهد و آهنگ نجات مردم می کند و خلق را به رهایی از دوزخ زمین می خواند که گروهی او را می پذیرند و نجات می یابند و اکثریت نمی پذیرند و نابود می شوند. « بودا» نه آن است که شناسانده اند بلکه نوعی مسیح هندی است که مردم به انتظارش نشسته اند، تا به نجاتشان بیاید و در دوره های پیشین، چندین بار هم در هیات های مختلف بدان سامان آمده است.

مطلب مرتبط :   اهمیت همدلی در روابط زوجین

دادگری بود اما و نیز بودای آخر الزمان، ریشه در نهان آدمی دوانده و اخلاق و ارزش های معنوی را به بار نشانده است، بدین سان «بودای موعود»، مظهر این تعادل روانی و تکامل نفسانی بوده و در طریق گسترش پاکی ها و راستی ها خواهد کوشید و بی گمان به کامیابی دست خواهد یافت.

نجات بخشی در آیین موسی

خداوند در قرآن پس از آن که موسی و فرعون به راستی خبر می دهد و رسول اکرم- (ص)- را از برتری جویی های فرعونی و ظالم و استضعاف حاکم و تبهکاری های بی شمار آن روزگار آگاه می  سازد قانون و سنت خود را که واقعیتی است اجتناب ناپذیر و حاکم بر تاریخ و حیات بشر چنین یاد می کند:

(و نریدان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ونمکن لهم فق الارض…)

«و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین فرودست شده بودند، منت نهیم و آنان را پیشوایان [مردم] گردانیم و ایشان را وارث [زمین] کنیم، و در زمینشان قدرت دهیم.»

اراده الهی بر این تعلق گرفته است که در نهایت سیر تاریخ، امامت مستضعفان تجلی نماید و آنان وارثان قدرت و ثروت و تمدن گردند و در زمین، به آیین دادگری، فرمانروایی داشته باشند. مفسران قرآن بر ارتباط این آیه کریمه با محدودیت و ظهور حکومت موعود جهانی (عج) تاکید دارند. بدین سان از منظر وحی نجات بنی اسرائیل از از استبداد ظلمانی فرعون به دست موسی تنها جلوه ای از خواست پروردگار در راستای غلبه حق بر باطل است و نجات بخشی نهایی در پیشوایی و به چنگ آوردن همه امکانات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ممکن خواهد بود، و در آن روز و روزگار فقط نام خدا و دین خدا حاکمیت خواهد داشت و آنچه در زمین است مورد بهره برداری همه ساکنان زمین به دور از تبعیض و استشمار قرار خواهد گرفت.

نجات بخشی در آیین عیسی (مسیح)

قرآن کریم بشارت عیسی بن مریم را درباره پیامبر اسلام چنین می آورد:

«مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد»

« به فرستاده ای که پس از من می آید و نام او احمد است بشارتگرم»

و از آن پس رویگردانی برخی از اهل کتاب از ایمان به نبوت رسول اکرم (ص) را خاطر نشان می سازد این که اینان فریبکار و ستمکارند. آن گاه به قانون وسنت الهی اشارت دارد: دوام حقیقت و روشنایی خداوند در زمین به رغم ناخوشایندی کفر پیشگان و مشکران.

«یریدون لیطغوا نور الله بافواههم والله متم نوره و لوکوه الکافرون. هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون»

« می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا اگرچه کافران را ناخوش افتد نور خود را کامل خواهند گردانید.» «اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد، تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند هر چند مشرکان را ناخوش آید.»

نجات بخشی در آیین محمد [خاتم پیامبران]

رسول اکرم در سال نهم بعثت از سوی خداوند ماموریت می پذیرد که ظهور حق و نابودی باطل را اعلام نماید به گونه ای که مردمان هر قوم و آیین در سایه حقیقت و آزادی و عدالت زندگی کنند این بیان و ماموریت  نمایشگر نجات بخشی نهایی و همگانی در آیین خاتم پیامبران به شمار می آید.

«و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا»

«و بگو: حق آمد و باطل نابود شد. آری باطل همواره نابودشدنی است.»

و در ادامه و تکمیل و تبیین سودمندی قرآن برای فرد و جامعه مومنان عنوان می شود شفا بودن قرآن و نیز رحمت زندگی مشمول آن (ما هو شفاء رحمه للمونین) و از سوی دیگر زیان آوری قرآن در ارتباط با ستمکاران و حیات و سیاست آنان در نگاه کلی به دیت می آید که اسلام پیامبر تنها مکتب و آیینی است که با کمک وحی و کتاب حق می تواند مردمان را به ویژه در واپسین مرحله تاریخی حیات بشر از تاریکی ها و سلطه گری ها برهاند مدینه آرمانی بشر را بیافریند.

مهدی در اسلام

مهدویت، در شمار مسائل اعقادی اسلام است از این رو در باور هر مسلمانی- شیعی و سنی- اندیشه مهدی (عج) و عدل گستری وی نهفته است. طرح مساله مهدی موعود در آثار معتبر و مکتوب اهل سنت سبب بیداری و همبستگی مسلمانان می شود، از این پاره ای از شرق شناسان و اسلام شناسان غربی کوشیده اند با رنگ قومیت بخشیدن به مهدویت از آن فلسفه فرقه ای و ناکارآمد، بلکه اختلاف انگیز ارائه دهند.

چهره های برجسته علمی و فکری جهان تسنن همچون طبری، فخر رازی، سیوطی، ابن عربی، عطار نیشابور مولانا جلال الدین محمد بلخی و شیخ محمد عده در آثار خویش از زاویه های گوناگون به شخصیت و حرکت عدل گسترانه مهدی موعود پرداخته اند.

پژوهش های جداگانه از سوی علمای اهل سنت درحوزه مهدویت انجام و نشر یافته است که تحلیل ها و شمار چشم گیر آن در خور تامل و تقدیر است. یادکرد مهدی موعود در مجموعه های روایی بزرگ و معتبر اهل سنت همانند صحیح بخاری، صحیح مسلم، جامع ترمذی و سنن ابن جامعه در پرتو کلام پیامبر اسلام همگان را به سیمای مهدوی و حاکمیت جهانی وی رهنمون می شوند. محورهایی که سبب شکل گیری آثار علمی و فرهنگی عالمان شیعی بعد از غیبت حضرت گشت در واقع عهده دار پاسخ تردیدها و شبهه  افکنی مخالفان مهدی اسلام بود که در آن دوران میلاد مهدی، طول عمر و فلسفه غیبت بیش از دیگر مقوله ها بحث های روایی و کلامی را می طلبی؛ بزرگانی همچون محمد بن ابراهیم نعمانی، شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسی و سید مرتضی علم هدی و کراجکی در بنیان گذاری مهدی شناسی در حوزه حدیث و کلام تاثیر بسیاری داشته اند.

 

 

دسته بندی : لوکس ترین ها