گامهایی که در واکنشهای استرسی وجود دارد

مغزانسان تمایل دارد که درپردازش استرس کامپیوتر بسیار مؤثری باشد. ولی مغزهم اشتباه می کند،وچنین اشتباهاتی ممکن است به رفتار ناسازگارانه جدّی منجر شود.

اگر به گامهای معمولی که درسازش باموقعیتهای استرس زا برداشته می شودتوجه کنیم،ماهیت وتوالی حوادث بیشتر نظرمارا به خودجلب می کنند تا جزئیات مخصوص مربوط به آنها. این گامها عبارتنداز: الف- ارزیابی وضعیت استرس. ب- بررسی وتصمیم گیری برای برطرف ساختن استرس. ج- اقدام به عمل.

الف- ارزیابی وضعیت و چگونگی استرس

کارشناسان ارتباطات جمعی برآورد کرده اند که یک فرد در هر ثا نیه چندین ده هزار اثر حسی دریافت می کند (کلمن،1972ص121). بدین ترتیب، یک جریان غربال کردن و از صافی گذراندن کارآمد لازم است تا مغز از انباشته شدن اطلاعات بی ربط در امان باشد و اطمینان حاصل شود که ضرورتهای سازشی ذی ربط ادراک شده اند. این جریان شامل طبقه بندی کردن حالات استرسی و ارزیابی کردن میزان تهدید آن است .

  • طبقه بندی کردن حالت استرس

وقتی که ضرورت سازگاری جدیدی ادراک شد، شخص سریعا در جهت تعیین طبقه ی  خاص آن مسئله بر اساس شباهتها و تفاوتهای آن با مسائل قبلی اقدام می کند. این طبقه بندی کردن بسیار مفید بوده عمل و وظیفه ی ارزیابی  را بسیار آسان می سازد. هر چند ممکن است منبعی برای خطا نیز محسوب شود، زیرا این احتمال وجود دارد که شخص مسئله ای را به جای آنکه بر اساس ویژگی های خاص خود تجزیه و تحلیل نماید به دلیل شباهت با موقعیتها ی خویش در طبقه ای قرار دهد و این ساده اندیشی منتهی به سهل انگاری بیش ازاندازه درباره ی آن مسئله شود.

2-ارزیابی میزان تهدید استرس

چنان که می دانیم تهدید عبارت است از: پیش بینی خطر در آینده و شدت آن متناسب است با میزان آسیب و زیانی که در ذهن شخص تصور می شود. به طور کلی ارزیابی تهدید بستگی به ادراک موازنه ی نیروی استرس، میزان خطر آن، و آنچه فرد دربرابر این خطر می تواند انجام دهد یا منابع سازشی و قابل دسترسی وی، دارد. ارزیابی صحیح و یا غیر صحیح تهدید، نکته ی بی اندازه مهمی است،زیرا ارزیابی غلط وادراک نادرست آن آشکارا میتواند به عمیق تر کردن حالات استرس منتهی گردد.

مطلب مرتبط :   نظریات مختلف در خصوص بازی درمانی کودکان مبتلا با اتیسم

ب- بررسی و تصمیم گیری برای رفع استرس

پس از تعریف مسئله و تعیین میزان تهدید آن فرد باید در باره ی عملی که

می تواند نسبت به آن انجام دهد،تصمیم بگیرد. این موضوع شامل تنظیم راههای حل مسئله و انتخاب یکی از آنهاست که به نظر مؤثرتر می رسد. به عبارت دیگر برای اخذ تصمیم باید راههای انجام عمل مؤثردر برابر استرس ارزیابی شده موازنه احتمالات،تمایلات وبهایی که شخص باید براتی آن بـپردازد،سنجیده شود.

1- تنظیم راههای انجام دادن عمل

اغلب بامشخص شدن مسئله،شخص راه درازی را به سوی راههای مختلف انجام دادن عمل پیموده است،زیرا این عمل مستلزم استدلال کردن،تعمیم دادن، تصور نمودن، و سایر جریانهای خودآگاه شخص است که ممکن است برای حل مسئله ضروری باشد.

2-موازنه ی احتمالاتف تمایلات، و بهای آنها

پس از آنکه شخص راه های مختلف را برای پاسخ دادن به یک استرس تنظیم نمود با ید شایستگیهای نسبی آنها را برآورد نموده یکی را انتخاب کند. این عمل تحت تاثیر میزانی از موفقیت و درجه ای از رضایت خاطراست که شخص به دست خواهد آورد،و نیز بهائی که حاضر است برای آن بپردازد. پترسون و بیچ در بررسیهای خود راجع به حل مسئله و اخذ تصمیم به این نتیجه رسیدند که انسان یک آمارگر شهودی است که در صورت تساوی تمام شرایط، تمایل دارد عملی را انتخاب نماید که بیشترین احتمال موفقیت در جهت سازگاری با استرس را داشته باشد.

 

الگوهای سازشی

وقتی که شخص احساس می کند شایستگی اداره و برطرف ساختن یک موقعیت استرس زا را دارد، رفتار وی متوجه انجام دادن یک عمل جهت دار است. یعنی اساسا” در جهت بررسی ضرورات مربوط به واکنش سازی است. ولی زمانی که احساس کند شایستگی وی به طور جدی در اثر موقعیت استرس زا مورد تهدید است، واکنشهایش متوجه دفاع جهت دار خواهد بود که به طور نمایانی معطوف به محافظت “خود” از بی ارزش شدن و رهایی از تنش و اضطراب دردناک است.

مطلب مرتبط :   شش اصل مهم در مدیریت و برنامه ریزی اردو

 

واکنشهای عملی جهت دار

چون واکنشهای عملی جهت دار معطوف به برطرف ساختن حالت استرس زا هستند، بنابراین، شامل یک ارزیابی عینی از آن موقعیت استرس زا بوده، منطقی، سازنده، خودآگاه، و هدف دارند. این عمل ممکن استشامل تغییر یافتن خود شخص باشد، یا تغییر دادن محیط اطراف شخص، و یا هم دگرگونی محیط و هم دگرگونی شخص، واکنشهای عملی جهت دار را می توان به حمله، عقب نشینی، و رفتار مصالحه گرانه تقسیم نمود.

 

توانشهای ذهنی:

منظور از توانشهای ذهنی آن دسته از عوامل ذهنی است که فرد را در حل مسائل و سازگاری او با شرایط گوناگون یاری می بخشند. مجموع این تواناییها هوش نامیده می شود؛ گرچه بسیاری از روان شناسان با کاربرد این اصطلاح موافق نیستند. در هر صورت هوش آشکارترین نشانه توان کارکرد ذهن و از جمله ویژگی های شخصی آدمی استکه به گونه ای پایدار در رفتار او نمایان می گردد. از این روست که این پدیده با رفتار کار رابطه پیدا می کند،به نحوی که دربعضی از مشاغل میزان بالای آن ،پشتوانه ضروری ومهمی برای موفقیت عملکرد فرد به حساب می آید. ازآنجا که پدیده هوش یابه عبارتی ،توانشهای ذهنی،یکی ازجنبه های تفاوتهای فردی می باشند، بدین لحاظ بخشی ازآزمونهای استخدامی کارکنان درهر سازمان کار به سنجش این توانشها اختصاص دارد. دراین فصل مانکاتی را درباره ماهیت هوش،عناصرتشکیل دهنده آن،انواع آزمونهای سنجش هوش ورابطه آن با عملکرد شغلی مورد بحث قرارخواهیم داد.

دسته بندی : لوکس ترین ها