گونه شناسی قتل های سریالی

با به وجود آمدن علم طبقه بندی و تقسیم آن به مقولات و مباحث منطقی ، ادعا می شود که عملکرد هر یک از قاتلان سریالی را می توان به یکی از روشهای تفکیک شده توسط محققین نسبت داد.

هولمزودبورگر، چهارگونه از قاتلان سریالی را از نظر شخصیتی از هم متمایز کرده و انگیزه های مطرح شده برای قتل و تأثیر آنها بر روی قاتل را مورد بررسی قرار داده اند. شکل گیری این نوع گونه شناسی بر مبنای فرضیات ویژه ای درباره پدید قاتلان سریالی صورت گرفته. این فرضیات شامل این باور          می شود که چنین جنایاتی در اکثریت قریب به اتفاق موارد، تحت اثر محرکات ذهنی اتفاق می افتند. بدین معنی که انگیزه و محرک چنین رفتارهایی نه شرایط بهداشتی و یا اقتصادی ناسالم ، بلکه رفتارهای «پاداش و مجازات» می باشد. دومین فرضیه حاکی از آن است که یک امکان انگیزش ذاتی در نزد هر مهاجم وجود دارد که به موجب آن هر انگیزه ای تنها می تواند به وسیله خود شخص تفسیر و تحسین شود، زیرا این انگیزه تنها در ذهن او به تمام و کمال نمود پیدا کرده است.(هیکی 2006، ترجمه سیف الهی ، 1385).

در فرضیه نهایی ، هولمزودبورگر توضیح می دهند که پاداش قتل برای قاتل، محتوای یک پاداش روانی است هرچند بعضی از قاتلان ممکن است سود مادی نیز عایدشان شود(هیکی، 2006).

هولمزودبورگر بر مبنای این شخصیت پردازی گروهی چهارگونه زیر را برای قاتلان سریالی مشخص           کرده اند:

1- گونه الهام شده:

اقدام به قتل در نزد این گونه قاتلان، جوابی است در برابر دستورات صادر شده از ناحیه صداها و یا           الهام هایی با منشأ خیر یا شر. این باور وجود دارد که اینگونه از مهاجمان از برخی از اشکال بیماری جنون رنج می برند.

  • گونه مأموریت یافته:
مطلب مرتبط :   سطوح وابعاد سلامت سازمانی از دیدگاه روانشناسان

این گونه از قاتلان بر این باورند که مأموریتی در زندگی دارند، مبنی بر اینکه اجتماع و جامعه را از شر بعضی از گروه های خاص مردمی خلاص نمایند. هدف برخی از قاتلان افراد مسن جامعه است، در حالیکه دیگران ممکن است در جستجوی فواحش، کودکان و یا گروه های خاص نژادی –  قومی باشند.

  • گونه لذت پرست:

قاتلانی که در این گروه جای می گیرند معمولاً به عنوان «جستجوگران هیجان» طبقه بندی می شوند. ارتکاب قتل در نزد این افراد باعث ایجاد خشنودی و رضایت به اشکال مختلف آن می شود.

هولفرودبورگر برای این گونه ، زیرگروههایی را نیزمشخص نموده اند که شامل گروه هایی می شود که ارتکاب قتل در نزد آنان به دلیل «آسایش عالم هستی» و یا « لذت از زندگی» انجام می شود.

زیرگروه دیگری را که هولمرودبورگر به آن اشاره می کنند، «قاتلان شهوانی» است که  شامل مهاجمانی می شود که با قربانیان خود اعمال جنسی انجام می دهند و در خیلی مواقع پس از مرگ قربانیان ، اقدام به مثله کردن آنان می کنند.برخی از محققین، قاتلان جنسی را از قاتلان شهوانی متمایز می کنند. قاتلان جنسی معمولاً قربانی خود را بدون ترس و واهمه و با اشتیاقی برای ساکت کردن او به قتل می رسانند، در حالیکه قاتلان شهوانی در مخفی گاه اوهام و تخیلات عمیق خود لانه کرده اند، قبلاً طرح قتل های خود را ریخته اند، و تجاوز جنسی تنها راه رسیدن به تخیلات جنسی آنهاست و رفتارهایی که در نهایت منجر به قتل می شود و پس از قتل اقدام به مثله کردن قربانیان می کنند و با عمل کشتن و وقع قتل تحریک می شوند.

  • گونه تفوق طلب:
مطلب مرتبط :   ابعاد شایستگی و اهمیت به‌کارگیری آنها در سازمان‌ها

هولمز مدعی است که در این گونه مسائل جنسی سرچشمه اصلی لذت نیست بلکه لذت واقعی در توانایی قاتل در تفوق و برتری قدرت او بر مقتول نهفته است. برخی از قاتلان از مشاهده ترس، وحشت و التماس و زاری قربانیان لذت وافری می برند( هولفرودبورگر، 1985).

در سال (1985) فوکس و لوین طبقه بندی را از قاتلان سریالی ارائه داده اند:

  • قاتلان جنسی یا سادیستیک که دقیقاً همانند زیرگروه قاتلان شهوانی در رده بندی هولفرودبورگر است.
  • قتل یا انگیزه شخصی و یا منافع مالی که بسیار مشابه زیرگروه گونه لذت پرستی است.

قتل های خانوادگی که به عنوان یک طبقه بندی اصلی در قتل های فوکس و لوین محسوب          می شود(فوکس و لوین ، 1994

– Fox & Levin

دسته بندی : لوکس ترین ها