فایل های دانشگاهی

اخلاق تبلیغ در سیره رسول الله (ص)- قسمت ۱۷

هرگاه سخن گفتید عدالت را رعایت کنید.
رعایت عدالت تنها در سخن نیست بلکه در همه اعمال حتی نگاه کردن به دیگران نیز باید وجود داشته باشد. رسول گرامی اسلام نگاهشان را بین اصحاب به طور مساوی تقسیم می‌کردند و گاهی به این نگاه می‌کرد و گاهی به آن.
انسان منصف با کمال شهامت اعلام می کند که دیگری امتیازی دارد که در وجود او نیست. همانند حضرت موسی (ع) که فرمود: برادر من هارون از من فصیح‌تر است.
«وَأَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَاناً»[۲۹۹]
بعضی به خاطر دوستی‌ها و روابط حق را زیر پا می‌گذارند و بعضی در راه حق، دوستی‌ها را در نظر نمی‌گیرند که ان عمل ارزشمند است.
یکی از سفارش‌های حضرت علی (ع) به فرزندانش قبل از شهادت این است که: حق بگویید.
«وَ قولاً بِالحقّ»[۳۰۰]
هنگامی که بر مبلغ آشکار شود کسی دشمن خداست و قابل هدایت نیست باید از او دوری جوید گرچه نزدیکترین عضو خانواده‌ی او باشد. آن گونه که حضرت ابراهیم (ع) چنین کرد.
«إِیَّاهُ فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ»[۳۰۱]
هنگامی که برای ابراهیم روشن شد او (عمویش) دشمن خداست، از او دوری جست.
همانطور که نوح (ع) از فرزند خود به فرمان خداوند
«قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ»[۳۰۲]
حضرت لوط (ع) با عذاب همسرش موافق بود.
«فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کَانَتْ مِنَ الْغَابِرِینَ»[۳۰۳]
چنانچه قرآن درباره ابولهب عموی پیامبر (ص) می‌فرماید:
«تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ»[۳۰۴]
بریده باد دو دست ابی لهب، بریده باد.
رسول خدا (ص) پس از فتح مکه بر خلاف انتظار عموی خویش، کلید کعبه را به «عثمان بن طلحه» واگذار نمود در حالی که این آیه را تلاوت می‌فرمود:
«خداوند به شما دستور می‌دهد که امانت‌ها را به اهلش برسانید و هنگامی که بین مردم داوری می‌کنید، عدالت داشته باشید»[۳۰۵]
نه فقط به خاطر دوستی‌ها بلکه در مورد دشمنان نیز باید حق فراموش شود.
خداوند بزرگ در قرآن از صفات خوب بعضی اهل کتاب به خوبی یاد می‌کند و از صفات زشت بعضی از مسلمانان انتقاد می‌کند.
خدای بزرگ به رسول بزرگوارش می‌فرماید: به مخالفان بگو برهانتان را بیاورید «قُل هاتوا بُرهانکُم»
یعنی مبلغ باید منطقی برخورد کند و کینه‌ها و غرض های شخصی را در برخورد با دیگران دخالت ندهد. همان طور که رسول خدا (ص) پس از فتح مکه همه دشمنان خود را عفو نمود و نگذاشت اذیت و آزارهای چندین ساله قریشیان مانع از حق بینی و رضایت خدا شود.[۳۰۶]
حضرت علی (ع) در جنگ صفین به دشمن خود آب داد.[۳۰۷]
و در بستر شهادت به قاتل خود شیر داد.[۳۰۸]
از صفات مسلمانان واقعی حق بینی است پس مبلغ نباید به خاطر اینکه گوینده سخن، دشمن او است حق را نادیده بگیرد.
۵-۶- سعه صدر و استقامت
حضرت موسی (ع) به عنوان یک مبلغ هنگامی به سوی فرعون برای هدایت او و آگاه نمودن مردم از پروردگارش فراخی و قدرت و تحمل و سختی ها را درخواست نمود زیرا وجود این صفت برای مبلغ ضروری است.
«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی»[۳۰۹]
خدایا، سینه ام را وسعت ده و کارم را آسان ساز.
مبلغ باید بداند که مخاطبان او یکسان نیستند و بعضی به زبان ایمان می آورند اما در قلب ایمانی ندارند و در مسیر کفر بر یکدیگر سبقت می گیرند بنابراین نباد اندوهگین شود چرا که خدای متعال، رسول گرامیش را دلداری می دهد و می فرماید:
«یا ایُّها الرَّسُول لایَحزُنک الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الکُفر مِنَ الَّذینَ قالُوا آمَنّا بِاَفواهِهِم وَ لَم تومِن قُلُوبِهِم»[۳۱۰]
مبلغ با ایمان از زخم زبان ها و طعنه های منکران غمگین نمی شود و صبر پیشه می کند و می داند عزت برای خدا و او شنوا و داناست. آری، کسی که قدم در مسیر رسولان الهی گذارده باید همانند آنان صبور باشد و با تهمت ها، شایعات و دروغ پردازی های دشمنان، سنگر تبلیغی خود را رها نکند؛
«فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ»[۳۱۱]
در زمان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی قدس سره نماینده ای از سوی ایشان برای تبلیغ به یکی از شهرهای ایران رفت. پس از مدتی به خاطر فعالیت چشمگیر او دشمنان دین، با تهمت ها و شایعات فراوان، عرصه را بر او تنگ کردند تا او را فراری دهند، آن روحانی اعلام کرد که در فلان روز جلسه ای مهم خواهد داشت و حرف آخر را خواهد زد. دوستان و دشمنان به گمان اینکه جلسه خداحافظی است همه جمع شدند و او روی منبر رفت و گفت: ای مردم! اگر پشت سر من گفتند فلانی با ارباب و خوانین و سرمایه داران رابطه دارد باور کنید. اگر گفتند فلانی اهل فساد و فحشاست باور کنید. اگر گفتند نماز نمی خواند باور کنید و… اما اگر گفتند او می خواهد از این شهر برود، هرگز باور نکنید که من تا آخرین لحظه در سنگر تبلیغی خود خواهم ماند.[۳۱۲]
مبلغی که پیرو رسول خدا (ص) است همچون رهبرش مأمور به استقامت است.
«فَادْعُوَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ»[۳۱۳]
و باید دانست تبلیغ در راه دین، گاهی زندان، شکنجه و تبعید نیز به دنبال دارد. همانطور که قوم لوط تصمیم به بیرون کردن پیامبر خود داشتند. و قوم شعیب به او گفتند که ما تو را و پیروانت را از شهر بیرون می کنیم.
یکی از صفات بارز اولیای الهی صبر و تحمل در مقابل تهمت هاست و توهین ها بوده است.
رسول خدا (ص) را مجنون خواندند و او صبر کرد.
چنانچه برادران یوسف به او تهمت دزدی زدند و او به روی خود نیاورد.
شخصی نامه ای برای علامه خواجه نصیرالدین طوسی فرستاد که در آن نوشته بود: «یا کلب بن کلب» «ای سگ پسر سگ». خواجه پس از خواندن نامه در پشت آن نوشت: ای برادر اشتباه کردی! سگ چهار پا دارد و من دو پا، من «مستوی القامه» هستم و ایستاده راه می روم ولی سگ با حالت چهار دست و پا! ناخن های سگ دراز است و پشم دارد در حالی که من این گونه نیستم.[۳۱۴]
مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی که مرجع تقلید بود، در کنار شط کوفه، انبوه نامه ها فحش مردم را به شط می ریخت.
بله همین صبر و تحمل در مقابله فحش ها و ناسزاها عامل مهم نفوذ در قلب مردم بوده است.[۳۱۵] پس باید دعا کنیم که:
… و أخاف من اغتا بنی الی حسن الذکر و اشکر الحسنه و اغضی عن السیئه.[۳۱۶]
«خدایا مرا تأیید کن تا لا کسی که غیبت مرا کرده است با ذکر خیرش مقابله کنم و شکرگزار خوبی ها و عفو کننده ی بدی ها باشم».
۵-۷- امیدوار به وعده های الهی
آیاتی از قرآن به مسلمانان امید می دهد،
در جایی به آنان امید می دهد که دین خدا عالم گیر خواهد شد.
«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِینِ الْحَقِ ّلِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ»[۳۱۷]
«او خدایی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه دین های عالم برتری دهد»
و در جای دیگر به انسان های باتقوا امید می دهد که عاقبت و رستگاری با آنهاست.
«إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّـهِ یُورِثُهَا مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»[۳۱۸]
«زمین از آن خداست و آن را برای هر کس از بندگانش بخواهد به ارث می گذارد و عاقبت از آن انسان های باتقواست».
و در آیه ای دیگر، غلبه رسولانش را نوید می دهد؛
«کَتَبَ اللَّـهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی»[۳۱۹]
خداوند در لوح محفوظ نوشته است کهمن و رسولانم، حتماً غلبه خواهیم کرد.
امیدواری از خداست و یأس و ناامیدی از شیطان است.
بنابراین اگر کافران و بداندیشان از حق روی گردان شدند، مبلغ دچار یأس و ناامیدی نمی شود و به تبلیغ خود ادامه می دهد.
مبلغ امیدوار، با قدرت و قوت راه را ادامه می دهد، کار را جدّی دنبال می کند و از سستی در کار تبلیغ پرهیز می کند.
«اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوکَ بِآیَاتِی وَلَا تَنِیَا فِی ذِکْرِی»[۳۲۰]
ای موسی تو و برادرانت با آیات من در پی رسالت خود بروید و در یاد من سستی روا مدارید.
۵-۸- اهل علم و عمل
مبلغ باید پیام خدا را برساند، خود به آن عمل کند و در عمل به آن پشتکار داشته باشد، همچون رسول خدا (ص) که همیشه در حال جوش و خروش بود و لحظه ای آرام نمی گرفت.
«فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ وَإِلَى رَبِّک َفَارْغَب»[۳۲۱]
«ای رسول ما هنگامی که از کاری فارغ شدی خود را به زحمت بینداز و همیشه به سوی خدا خود مشتاق باش»
پشتکار مبلغ، منحصر در تبلیغ دین نمی شود بلکه باید در راه افزودن بر علم و آگاهی خویش نیز بکوشد چرا که در هر زمانی نیاز به معلومات جدید دارد و تکیه بر مطالعات قبلی کافی نخواهد بود. لذا رسول خدا (ص) به دستور خداوند زیادی علم و دانش را از او طلب می کند:
«وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا»[۳۲۲]

 

برای

You may also like...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *