فایل های دانشگاهی

بررسی مقایسه ای مولفه های فرهنگی واجتماعی اخبار شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران و شبکه ماهواره ای من و تو (۱)- قسمت ۵

۲-۱-۳- تحلیل محتوا به عنوان یک راهکار
درتحلیل محتوا ، پژوهشگران محصول ارتباطات اجتماعی را بررسی می کنند ؛ مثلا از نظر آنها ، اسناد و دست نوشته های مطالب شفاهی ، به معنای راهکاری است که به طور سیستماتیک و عینی ، ویژگیهای پیام را شناسایی کند ؛ بنابراین هر مطلب قابل تبدیل به متن اعم از عکس ها ، نوارهای ویدئویی و از این دست مطالب در این تحلیل استفاده می شود.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تحلیل پیام ها باید قبل از تحلیل واقعی داده ها و از طریق روشی به نام ” معیار انتخاب ” انجام شود که این معیار انتخاب از یک سو باید کامل باشد تا تفاوت محتوای پیام ها مشخص شود و از سوی دیگر باید سخت گیرانه اعمال شود تا بقیه نیز به همین نتیجه برسند. این نوعی اطمینان از روش های سنجش و تعیین اعتبار یافته ها است و مقولاتی که بوسیله این معیارها پدید می آیند ،جنبه های مختلف پیام ها و واژه بندی دقیق آنها را نشان می دهند. (سفیری ، ۱۳۸۸ : ۲۶۴ )
تحلیل محتوا اغلب نمی تواند مانند رویکردهای معناشناسی و ترکیبی تفسیرهای ثابتی ارائه دهد. اما متفکرانه تر است و سعی دارد حتی الامکان عینی باشد، به همین دلیل راه خوبی برای بررسی فرضهایی است که اغلب نقطه شروع یک تحقیق قابل توجه بشمار می روند. این دو رویکرد در کنار هم بینش هایی واقعی درباره تصاویر رسانه ای ارائه می دهند.
هانتر دیویس (۲۰۰۵) نویسنده ورزشی در حوزه فوتبال، احساس می کرد که بهترین پوشش خبری در روزنامه های کثیرالانتشار وجود دارد نه نشریات مصور. «اما آیا چنین نگرشی را تنها براساس مطالعه یک یا دو نمونه مختصر بدست آورده ام؟ بله، مطمئناً همینطور است.»
پس برای بررسی دقیقتر موضوع، او یک فارغ التحصیل دانشگاه را براساس سابقه کاری اش در دفتر خود استخدام کرد تا مثلاً در یک روز دوشنبه که هیچ مسابقه بین المللی خاصی برگزار نمی شود، تمام صفحات همه روزنامه های ملی را که درباره ورزش نوشته شده اند، تجزیه و تحلیل کند. سئوال این بود: کدامیک بیشترین فضا را به فوتبال اختصاص داده اند؟
همانطور که همیشه در مورد تحلیل محتوا (یا تجزیه و تحلیل کمّی) مطرح است، آنچه بدست می آید همیشه تاحدود زیادی به چیزی که جستجو میکنید و میزان آگاهی تان از محدودیت های همراه با آن بستگی دارد. بنابراین دیوید می پرسد: «منظورت از فضا چیست؟ صفحات نشریات مصور در مقایسه با صفحات روزنامه های عادی دارای کلمات کمتر، تصاویر بزرگتر، و تیترهای درشت تر هستند … همچنین در صفحات معمولاً تبلیغات وجود دارد و بعضی اوقات درباره ترکیبی از انواع رشته های ورزشی اطلاع رسانی میشود. بنابراین ما مجبوریم اینچ به اینچ ستونها را شمارش کنیم.» آنها همچنین تعداد ستون های اول را با بازیکنانی که درباره شان نوشته شده بود، شمارش کرده، میزان پوشش مربوط به اخبار فوتبال را درمقایسه با سایر لیگ ها برآورد کردند.
– صداها و خوانش اصوات همانند تصاویر
«تصاویر» همیشه بصری یا چاپ شده نیستند. اصوات نیز کدگذاری شده و با روش هایی به پیچیدگی تصاویر بصری شناسایی می شوند، بااینحال بعد از چندین دهه پیشرفت در زمینه تجزیه و تحلیل، امروزه مشخص شده است که تصویر بصری ماهیت «ساخته شده» دارد. بحث درباره صوت دشوار است: بعنوان مثال ما نمی توانیم در این صفحه یک متن صوتی را در اختیار شما قرار دهیم. همچنین مجبوریم موسیقی، جلوه های صوتی و غیره را نادیده بگیریم اگرچه تمامی اینها در پس زمینه کار می توانند بعنوان کلید اصلی در شناسایی نقش اصوات در فیلمها و تلویزیون عمل کنند (این موضوع را با صدای خودتان تمرین کنید).اما نادیده گرفتن اصوات در رسانه های صوتی و تصویری می تواند به این معنی باشد که کل این حوزه از دایره تجزیه و تحلیل و ارزشیابی خارج شود.
تصور کنید که نمی توانید فردی را ببینید، اما صدایش را می شنوید. این موضوع چه چیزی را درباره وی به شما می گوید؟
– اوج: تن صدایش «بالا» یا «پائین» است؟
– اندازه: «بلند» یا «کوتاه»؟
– بافت: «خشن» یا «آرام»، «نرم» یا «سخت»؟
– شکل صدا: «چرخشی» یا «مسطح»؟
– ریتم یا وزن: آیا صدا بالا و پایین می رود یا اینکه پیوسته یکسان و با یک تن ثابت ادا میشود؟ اخیراً استفاده از یک صدای بالارونده در پایان جملات که نشان دهنده لحن سئوالی است، در میان مردم انگلیسی زبان رایج شده که عده ای معتقدند از سوپ اپراهای استرالیایی گرفته شده است.
– لهجه که معمولاً به شیوه تلفظ (و اغلب ریتم، وزن) و انعطاف اشاره دارد. لهجه از جمله ویژگیهای شاخص اصوات در زبان انگلیسی است که عبارتند از حروف صدادار، بی صدا یا کشیده شده، حذف حروف بیصدا، و غیره.
۳-۱-۳- تفاوتهای تحلیل محتوای کمی و کیفی
برخی از مراحل در تحلیل محتوای کیفی همانهایی است که درتحلیل محتوای کمی نیز مطرح هستند اما درمراحل تحلیل محتوای کمی و کیفی در بعضی موارد تفاو تهایی وجود دارد، که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– در تحلیل محتوای کیفی فرضیه وجود ندارد، بلکه پیشفرض های ذهنی پژوهشگر منجر به طرح پرسشهای تحقیق می شود.
– در تحقیق کیفی ، جمع آوری و تجزیه تحلیل داده ها ، بر روی هم موجب بروز یک تئوری خواهد شد که برپایه داده های تجربی قرار دارد.( مارشال ، ۱۳۷۷ : ۱۵۶)
– تحلیل محتوای کیفی عموماً با مرور گسترده منابع شروع نمی شود. علت این امر آن است که اولاً مرورمنابع به پژوهشگر اطلاعات و دیدگاه هایی می دهد که می تواند در نحوه کار او، انجام تحقیق و جمع آوری و تحلیل اطلاعات تأثیر داشته باشد. ثانیاً ممکن است باعث شود پژوهشگر شرکت کنندگان در تحقیق را به سمتی سوق دهد که طی مرور منابع به آن پی برده است.
از اینرو بهتر است در تحقیقات کیفی، مرورمنابع به بعد ازمرحله تحلیل داده ها موکول شود. زیرا هدف پژوهشگر از انجام آن، ایجاد زمینه ای برای تحقیق فعلی، یا استفاده از آن به عنوان چارچوب مفهومی، یا تأثیر و ردّ یافته ها نیست، بلکه هدف نشان دادن تناسب بین یافته ها و دانسته های قبلی به خوانندگان تحقیق است. (حاج باقری ، ۱۳۸۶ : ۳۲)
علاوه بر موارد فوق، مراحل زیر نیز در تحلیل محتوای کیفی مدنظر قرار دارد:
– تعریف واحد تحلیل: براساس نظر کریپندورف ، پژوهشگر باید واحدهای تحلیل را اعم از کلمه،جمله، پاراگراف، مقاله، خبر و… تعیین کند.
– کاهش داده ها: منظور از این مرحله، حذف متون همانند و کنارگذاشتن موارد تکراری است.
– استفاده ازنظام مقوله بندی: لازم است پژوهشگر با بهره گرفتن از دو روش استقرایی و قیاسی به توسعه نظام مقوله بندی خود بپردازد؛ چرا که هسته اصلی در تحلیل محتوای کیفی، ایجاد مقولات و طبقات است.
براساس نظر کریپندورف ،مقولات یا طبقات باید جامع، فراگیر ومانع باشند؛ به این معنا که هیچ داده ای نباید به دلیل آنکه در یک طبقه خاص جای نمی گیرد، حذف شود و نیز هیچ داده ای نباید بین دو طبقه یا دربیش ازیک طبقه قرار گیرد. مقولات یا طبقات می توانند شامل مجموعه ای زیر مقوله یا زیر طبقه با سطوح متفاوت به صورت انتزاعی باشند.
– اصلاح نظام مقوله بندی براساس داده ها: پس ازتعیین مقولات براساس داده های تحقیق، پژوهشگر بایدنظام مقوله بندی را اصلاح و در صورت نیاز، برخی مقولات را حذف و تعدادی دیگر اضافه کند.
– ارائه گزارش از داده های کیفی: در مرحله پایانی، با توجه به داده های موجود، باید گزارشی تهیه و ارائه شود. در این زمینه لازم است محتوای مقولات توصیف شوند. در صورت نیاز، می توان از شمارش و فراوانی مقولات و نیز از دیگر مطالعات کیفی استفاده کرد.
تحلیل محتوای کمی، به طور عمده در یک ارتباط جمعی بعنوان روشی برای شمارش عناصر یا عوامل متنی آشکار استفاده می شود که جنبه ای از این روش برای بی توجهی لغوی و اطلاعات معناشناختی نهفته در متن مورد انتقاد قرار می گیرد. در مقابل، تحلیل محتوای کیفی بطور اساسی در انسان شناسی، جامعه شناسی کیفی و روانشناسی، به منظور بررسی کردن پیامهای فیزیکی اصلی و اساسی معانی توسعه یافته است.
دوم اینکه، تحلیل محتوای کمی، برای تست کردن فرضیه ها و یا توجه کردن به سوالات جمع آوری شده از تحقیقات تجربی قبلی و نظری، مطلوب و استنتاجی است. در مقابل، تحلیل محتوای کیفی، بطور اساسی استقرایی است و پایه بررسی موضوعات و مضمون ها آنگونه که از داده ها نتیجه می شود می باشد. در بعضی موارد تحلیل محتوای کیفی تلاش هایی برای خلق تئوری است. سوم اینکه ، تکنیک های نمونه گیری داده ها ، توسط دو روش که متفاوت هستند ، انجام می شود .
تحلیل محتوای کمی نیاز دارد که داده ها با بهره گرفتن از نمونه گیری تصادفی یا دیگر رویکردهای احتمالی، به دلیل اینکه از اعتبار نتیجه گیری مطمئن باشند انتخاب می شوند. در مقابل، نمونه های تحلیل محتوای کیفی معمولا شامل متنهای انتخاب شده هدفمند می باشد که می تواند به سوالات تحقیقی که بررسی شده است، شکل ببخشد.
آخرین مورد اینکه دستاوردهای دو روش متفاوت هستند . رویکرد کمی، چیزهایی را تولید می کند که می تواند با روش های آماری متفاوت بطور صحیح بکار برده شود. در مقابل، رویکرد کیفی معمولا نوع شناسی و توصیفات را در طی اظهاراتی که از موضوعاتی که منعکس کننده دید دنیای اجتماعی است، ایجاد می کند. با توجه به این مفهوم، چشم اندازهای مولدان متن می تواند نه فقط از سوی محقق بلکه از سوی خوانندگان نتایج متن بهتر درک شود.
تحلیل محتوای کیفی به مضمون منحصری توجه می کند که گستره معانی پدیده را نسبت به اهمیت آماری متداول متنها یا مفاهیم خاص بررسی می کند. در کار تحقیق واقعی، دو رویکرد منحصر به فرد نیستند و می توانند التقاط گردند. همانگونه که بوسیله اسمیت پیشنهاد شد ” تحلیل کیفی با صورتها و الگوهای نتایج پیشین از فرم و شکل سرو کار دارد در حالی که تحلیل کمی به مدت و کثرت و فراوانی فرم و صورت می پردازد.
بدین ترتیب تحلیل محتوای کیفی شامل یک فرایند طراحی شده برای متمرکز کردن داده های خام به سمت موضوعات و طبقه بندیهایی براساس استنباط و تفسیر معتبر می باشد. این فرایندها از استدلال استقرایی، بوسیله چنین موضوعات و طبقه بندیهایی که از داده ها از طریق بررسی دقیق محقق و مقایسه همیشگی حاصل می شود، استفاده می کنند. اما تحلیل محتوای کیفی به کنار گذاردن استدلال استنباطی نیازی ندارند. همچنین ایجاد کردن مفاهیم و متغیرها از نظریه یا مطالعات قبلی برای تحقیق و بررسی کیفیت، مخصوصا در ابتدای تحلیل داده ها بسیار مفید می باشد.
۴-۱-۳- مزیت های تحلیل محتوای کیفی در مقایسه با تحلیل محتوای کمی
تحلیل محتوای کیفی در نهایت منجر به تدوین یا تکمیل نظریه می شود، در حالی که این امر در خصوص تحلیل محتوای کمی صدق نمی کند.
همچنین پژوهشگران کیفی با ارائه تفاسیر خود به ارائه مطالبی تحلیلی درباره متون می پردازند تفاسیر درتحلیل محتوای کیفی بخشی از مراحل تحقیق است.(ینسن، ۲۰۰۲ : ۱۰۳)
به عبارت دیگر،درتحلیل محتوای کمّی، تفاسیرازمقوله های منتسب به داده های آماری اخذ می شوند، در حالیکه در تحلیل محتوای کیفی، تفاسیر به دلالت های ضمنی متکی هستند.
همچنین براساس نظر برلسون، تحلیل محتوای کمّی، فنی پژوهشی برای توصیف عینی، منظم و کمّی محتوای آشکار پیام است (برلسون، ۱۹۵۹: ۱۸) . در حالیکه در تحلیل محتوای کیفی، محتوای پنهان پیام مورد توجه است و به این دلیل نگاه عمیق تری به کلمات و عبارات داده های کیفی وجود دارد. در تحلیل محتوای پنهان، ادراکات و تفاسیر پژوهشگر از یک معنای ارتباطی کدگذاری می شود، درحالیکه درتحلیل محتوای آشکار پیام، کدگذاری روی محتوای قابل مشاهده وسطحی صورت می گیرد.
پژوهشگری که تحقیق کیفی را انجام می دهد باید درمورد تجزیه و تحلیل و کنترل داده های کیفی ، آگاهی داشته باشد و این موضوع را به اثبات برساند که می تواند استراتژی هایی درخور تحقیق ارائه نماید.کسی که تحقیق کیفی را انجام می دهد مدعی نیست که می توان آن تحقیق را تکرار کرد . پژوهشگر آگاهانه شرایط حاکم برتحقیق را کنترل نمی کند و فقط پیچیدگی های محتوایی آن شرایط را ثبت و ضبط می نماید و آنها را همانگونه که رخ می دهند ، منتقل می کند. این پژوهشگر با هدف کشف یک معما با تغییر دادن استراتژی های تحقیق در چارچوب طرح انعطاف پذیر تحقیق کاری را انجام می دهد و این چیزی نیست که پژو هشگران آینده بتوانند آنرا تکرار کنند. (مارشال ، ۱۳۷۷ : ۲۰۰ )
در تحلیل محتوای کیفی، پژوهشگر باید حضور معنای پنهان را تفسیر کند و این امر تا حدی برای کدگذار دشوار است ، زیرا برای این کار ، نیاز به آشنایی با متن اشیا دارد و در صورتی که فرد با اصطلاحات خاص آشنایی نداشته باشد، ممکن است معانی ضمنی را از دست بدهد .
اگر ما بگوییم که تحلیل های محتوای کیفی درصدد حفظ مزیت های حاصل از تحلیل های محتوای کمی در مورد تفسیرهای متون کیفی هستند، پس این پرسش پیش می آید که این مزیتها چه هستند؟ در اینجا به چهار نکته اشاره می کنیم:
– قرار دادن مطالب یک متن در قالب مدل ارتباطی: باید مشخص شود که کدام بخش از استنتاجات ارتباطی را بایدبرای جنبه های مربوط به شخص برقرار کننده ارتباط (تجربیات و احساسات وعقاید او)، برای موقعیت هایی که در آنها متون شکل می گیرند، برای زمینه های اجتماعی – فرهنگی، برای خود متن تولید شده و برای کارآمد بودن و تاثیرگذاری پیام حاصل ازاین متون مورد استفاده قرار داد.
– قوانین مربوط به تحلیلها: مطالب موجود در یک متن را باید به شکل مرحله مرحله مورد تحلیل قرار داد و همچنین باید در این تحلیل از فرایندهای قانونی پیروی کرده و بتوانیم مطالب را در قالب واحدهای تحلیلی مفهومی تقسیم بندی کنیم.
– دسته بندیهای موجود در کانون مرکزی تحلیلها: جنبه های موجود در تفسیر یک متن و همچنین سوالات مطرح شده در مورد آنها در قالب دسته بندیهایی قرار می گیرند که باید آنها را با دقت فراوان در چارچوب فرایند آنالیز اصلاح و ویرایش کرد (حلقه های بازخورد)
۵-۱-۳- سه رویکرد به تحلیل محتوای کیفی
تحلیل محتوا یک تکنیک کیفی تحقیق است که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد. به جای آنکه یک روش منفرد باشد، کاربردهای متداول تحلیل محتوا سه رویکرد متمایزی را براساس درجه نقش استدلال استقرایی نشان می دهد: قراردادی، هدایتی، تلخیصی. همه این سه دیدگاه برای تفسیر معنا از محتوای داده های متن ، مورد استفاده قرار می گیرند ، بنابراین بر الگوی مبتنی بر اصول طبیعی توافق دارند . تناقضات اصلی میان رویکردها شامل رمزگذاری طرحها ، اساس رمزها ، و مخاطراتی که در برابر قابلیت اطمینان است می باشد . در تحلیل محتوای قراردادی، طبقه بندی های رمزگذاری به طور مستقیم از داده متن اقتباس شده است. این رویکردی است که برای تکوین نظریه زمینه ای استفاده می شود. با یک رویکرد هدایتی، تحلیل با یک نظریه یا یافته های مربوط به تحقیق به عنوان راهنمایی برای رمزهای مقدماتی آغاز می گردد.
بنابراین در طی تحلیل داده ها، محققان خودشان را در اطلاعات غرق می کنند و به موضوعات اجازه پدیدار گشتن از آنها را می دهند. معمولا هدف این رویکرد معتبر کردن یا گسترش دادن یک چارچوب عقلی و ذهنی یا تئوریک می باشد . روش سوم ، تجزیه و تحلیل فشرده شده محتوا می باشد که با شمارش کلمات و یا مفهوم روشن و آشکار همراه است، بنابراین تحلیل را برای گنجاندن معانی و موضوعات پنهان بسط می دهند. هدف این رویکرد کاوش کردن کاربرد کلمات، نشانگرها در یک روش قیاسی می باشد.
۶-۱-۳- شرایط کلی تحلیل محتوای کیفی
در ابتدای استفاده از این تکنیک ، دانشمندان بیشتر به بررسی کیفی محتواها می پرداختند. امروزه نیز با انواع شیوه های کمی، تحلیل های کیفی همچنین مورد استفاده است. در اینگونه بررسی های کیفی، هدف آنست که تاثیر متن های مورد نظر بر روی گیرنده پیام (خواننده، شنونده، بیننده) سنجیده شود و این از آن طریق انجام می گیرد که محقق بار ارزشی مفاهیم و عبارتهای بکار برده شده را بررسی و شمارش می کند.
به عبارت دیگر یک شیوه مهم و معمول از تکنیک تحلیل محتوا به شمارش مفاهیم و پیامهایی می پردازد که فرستنده پیام ابراز داشته است. گاه تعداد این پیامها خود گویای یک مطلب خاص هستند که در شرایط عادی جلب توجه نمی کنند، اما مخاطب را بطور ناخودآگاه تحت تاثیر قرارمی دهد و گاه نسبت تعداد این پیامها با تعداد پیامهای دیگر مقایسه می شود و از آن طریق اطلاعاتی بدست می آید.
بنابراین شرایط کلی تحلیل محتوای کیفی به این ترتیب است:
۱-۶-۱-۳- تعیین چهارچوب تئوریکی :
دراینجا محقق می بایست ابتدا چهارچوب تئوریکی داشته باشد، که براساس آن فرضیه ها و متغیرهای خود را مشخص سازد و سپس در پی یافتن روشی برآید که برای سنجش آن متغیرها مناسب باشند.
۲-۶-۱-۳- نمونه گیری :
به اقتضای مسئله مورد بررسی، محقق باید متن هایی را گردآوری کند که در آنها بتوان مسئله مورد بررسی را به نحو قابل تعمیم ، تحلیل نمود. انتخاب این نمونه ها همواره به اقتضای مسئله مورد بررسی خواهد بود.
۳-۶-۱-۳- واحد محتوا :
پس از نمونه گیری، نوبت به تعیین واحدهای سنجش می رسد . این واحدها می توانند لغات ، جمله ها ، سرمقاله ها … باشند که ما می خواهیم بار ارزشی آنها را بسنجیم و یا براساس محتوایشان آنها را طبقه بندی کنیم.
۴-۶-۱-۳- واحد کاربردی در تحلیل محتوا :
تقریبا همه بررسی های تحلیل محتوایی یکی از پنج واحد زیر را بکار برده اند:
الف) کلمه یا نماد : معمولا کوچکترین واحدی است که در پژوهش تحلیل محتوای بکار می رود. به نظر می رسد کلمه ها و نمادها گسترده ترین کاربرد را در بررسی های ” سبک ” ” روان درمانی ” ” بازرسی ادبی ” داشته اند.
ب‌) موضوع : از جنبه های بسیاری موضوع یعنی اظهاری واحد درباره چیزی مفیدترین واحد تحلیل است. تقریبا کاربرد این واحد در پژوهش های مربوط به تبلیغات ارزشها، ایستارها، اعتقادات و نظایر آن ضروری است. اشکال عمده آن، این است که معمولا رمزگذاری موضوعها باعث اتلاف زمان می شود. همچنین اشکال دیگر این است که حدود آن به سادگی حدود کلمه، پاراگراف یا عنوان قابل تشخیص است.
ج) شخصیت : اغلب در مورد بررسی هایی که درباره (محتوای) افسانه ها، نمایشنامه ها، فیلمها، برنامه های رادیویی و دیگر اشکال مطالب سرگرم کننده است، از شخصیت متن به عنوان واحد مثبت استفاده می شوند. پژوهش هایی که شخصیت را واحد ثبت قرار می دهند بر تحلیل ویژگی قومی، اجتماعی، اقتصادی، زوجی، روانشناختی دیگر ویژگی های شخصیت ها متمرکز شده است.
عکس مرتبط با اقتصاد
د)جمله یا پاراگراف: به دلیل اینکه معمولا واحدهایی دستوری تنظیم جمله یا پاراگراف قابل طبقه بندی در مقوله ای واحد نیستند به ندرت به عنوان واحد ثبت بکار می روند . هنگامی که دقت اندازه گیری مهم باشد، جمله یا پاراگراف به ندرت رضایت بخش است در این مورد احتمالا از کلمه ها یا موضوعها استفاده خواهد شد. از سوی دیگر هنگامی که فقط به اندازه گیری خام ویژگی های محتوا در متن وسیعی از اطلاعات نیاز داشته باشیم احتمالا رمزگذاری جمله ها یا پاراگرافها بسیار سخت انجام می شود.
ه)عنوان: وقتی که قرار است مقاله ای کامل، فیلم، کتاب یا برنامه ای رادیوئی توصیف شود از عنوان برای واحد ثبت استفاده می کنیم. این واحد برای بیشتر پژوهشها بسیار ناخالص است و هنگامی که عنوانها بین دو مقوله قرارمی گیرد ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. تحلیل عنوان هنگامی نتایجی به دنبال دارد که با مقوله هایی به کار رود که به خوبی تنظیم شده اند.
۵-۶-۱-۳- تهیه طبقه های تحلیل: واحدهای محتوا می بایست نظیر پاسخهای پاسخگویان در تکنیک مصاحبه و یا واحدهای مشاهده در تکنیک مشاهده طبقه بندی شوند. بدین منظور همانند تکنیک مشاهده به طبقاتی نیازمندیم که واحدهای بررسی شده در یک متن را در آن طبقات یا رده ها دسته بندی کنیم. این طبقه بندی خصوصا وقتی مورد نیاز است که ما تحلیل خود را براساس یک تئوری بنا کرده باشیم و بخواهیم متغیرها و فرضیه های خود را بررسی نماییم. طبقات محتواها باید دارای همان شرایطی باشند که در تکنیک مصاحبه و مشاهده نیز در نظر گرفته می شوند.
۷-۱-۳- فرایند تحلیل محتوای کیفی
فرایند تحلیل محتوای کیفی اغلب در طول مراحل اولیه جمع آوری داده ها شروع می شود. این درگیری اولیه در مرحله تحلیلی ، به شما کمک می کند که مابین تکوین مفاهیم جمع آوری داده ها ، به عقب و جلو حرکت کنید وممکن است به شما در نشان دادن جمع آوری داده های بعدی به سمت منابعی که برای پرداختن به سوالات تحقیق مفیدتر هستند ، کمک کند. برای حمایت کردن نتایج موثق و معتمد ، تحلیل کیفی محتوا شامل یکسری عملکردهای سیستماتیک و واضح برای پردازش داده ها می باشد. بعضی از مراحل با عملکردهای تحلیل محتوای کمی قدیمی همپوشی دارند. براساس اهداف مورد بررسی و مطالعه شما، تحلیل محتوای شما ممکن است انعطاف پذیرتر واستانداردتر باشد اما بطور کلی می تواند به مراحل زیر تقسیم شود، که با مقایسه داده ها و گزارشات منتشر شده از طریق نوشتن یافته ها در یک گزارش، آغاز می شود.
۱-۷-۱-۳- تحلیل محتوای کیفی می تواند برای انواع گوناگون تحلیل داده ها استفاده گردد . اما بطورکلی ، داده ها، نیاز به تغییر یافتن به سمت متن نوشتاری قبل از اینکه تحلیل شروع شود، دارد . اگر داده ها از متن های موجود سرچشمه بگیرد، گزینش محتوا باید توسط آنچه که شما می خواهید بدانید، قابل توجیه باشد.در مطالعات علم کتابخانه و اطلاعات، تحلیل محتوای کیفی اغلب برای تحلیل کردن رونوشت های مصاحبه به منظور رهاسازی یا شکل دادن اطلاعات مردم در مورد رفتارها و تفکرات، بیشتر مورد استعمال قرار می گیرد. هنگام تنظیم مصاحبه ها چنین سوالاتی به چشم می خورد: آیا همه سوالات مصاحبه کننده یا تنها سوالات عمده باید از راهنمای مصاحبه تنظیم و رونوشت شود؟ آیا بیان کردن باید بطور ادبی تنظیم شود یا تنها در یک خلاصه؟ آیا مشاهدات در طی مصاحبه (مثل: صداها، مکثها و دیگر رفتارهای شنیدنی) باید نسخه برداری شود یا نه؟ پاسخ شما به این سوالات باید براساس سوالات تحقیق باشد. در حالیکه یک نسخه کامل ممکن است مفیدتر باشد و ارزش افزوده شده آن زمان اضافه مورد نیاز را برای ایجاد کردن آن توجیه نمی کند.
۲-۷-۱-۳- تعریف واحد تحلیل : واحد تحلیل به بخش اساسی متن به منظورمقوله بندی در طول تحلیل محتوا اشاره دارد. این پیامها باید قبل از اینکه آنها بتوانند رمزگذاری شوند، یکی شوند و اختلافات در تعریف واحد می تواند در تصمیم های رمزگذاری همانند مقایسه نتایج با دیگر بررسی های مشابه تاثیرپذیر باشد. بنابراین تعریف کردن واحد رمزگذاری یکی از اساسی ترین و مهم ترین تصمیمات است. معمولا تحلیل محتوای کیفی از موضوعات فردی بعنوان واحد برای تحلیل نسبت به واحدهای زبان شناختی فیزیکی استفاده می کند (مثل کلمه یا پاراگراف) و اغلب در تحلیل محتوای کمی مورد استعمال قرار می گیرد . یک نمونه از این مورد ممکن است تنها در یک کلمه، یک عبارت، یک جمله، یک پاراگراف و یا یک سند کامل بیان گردد. وقتی از موضوع بعنوان یک واحد رمزگذاری استفاده می کنید، شما بطور اساسی اظهارات یک ایده و عقیده را جستجو می نمایید . بنابراین شما ، ممکن است یک کد برای یک بخش متنی در هر اندازه ای ، به مقدار آن بخشی که یک موضوع منحصر یا مسئله مربوط به سوالات تحقیقتان ارائه می دهد، ارائه دهید.
۳-۷-۱-۳- تکوین مقوله ها و یک طرح رمزگذاری : مقوله ها و یک برنامه رمزگذاری می تواند از سه منبع ناشی شود: داده ها، مطالعات و بررسی های مربوطه قبلی و تئوریها. طرحهای رمزگذاری می تواند هم بصورت قیاسی و هم استقرایی توسعه یابند. در بررسی هایی که هیچ تئوری وجود ندارد، شما باید طبقه بندیها را بصورت استقرایی از داده ها جمع آوری کنید. بخصوص که تحلیل محتوای استقرایی برای مطالعاتی که برای تکوین نظریه، نسبت به آنهایی که برای توصیف یک پدیده خاص یا تغییر یک نظریه موجود در نظر گرفته می شود، مناسب است.
زمانیکه مقوله ها بطور استقرایی از داده های خام تکوین می یابد، شما به منظور استفاده از روش مقایسه ای ثابت از آنجا که تنها قادر به برانگیختن بینش های اصلی نیستید، تشویق می شوید اما روش مقایسه ای دائم می تواند تفاوتهایی مابین مقوله های آشکار بوجود بیاورد. ماهیت روش مقایسه ای دائم اول، مقایسه سیستماتیک هر متن مقرر شده برای یک مقوله، با هر یک از متون منصوب شده قبلی برای آن مقوله و دوم ادغام کردن مقوله ها و شاخص هایشان از طریق توسعه یادداشت های تفسیری، می باشد. در بعضی بررسی ها، شما یک مدل مقدماتی یا تئوری ای براساس تحقیقتان خواهید داشت. شما می توانید یک لیست اولیه از مقوله های رمزگذاری مدل یا تئوری ایجاد کنید. گزینش طرحهای رمزگذاری تکوین یافته در مطالعات قبلی ، مزیت حمایت از گردآوری و مقایسه یافته های تحقیقی درمقابل مطالعات چندگانه را دارد.
تحلیل محتوای کیفی به شما اجازه در نظر گرفتن یک واحد از متن بیشتر از یک مقوله بطور همزمان را می دهد. با این حال، مقوله ها در طرح رمزگذاری شما باید به روشی که آنها از لحاظ ذاتی ( درونی) ظاهرا تا جایی که ممکن است ، متجانس و همگون و از لحاظ خارجی نامتجانس باشند، تعریف شون . برای اطمینان از انسجام رمزگذاری، بویژه زمانیکه چندین رمزگذار درگیر هستند، شما باید یک راهنمای رمزگذاری، که معمولا شامل مقوله های اسامی، تعاریف یا قوانینی برای کدها و نمونه ها و مثالها می باشند، تکوین دهید.
بعضی از راهنماهای رمزگذاری یک زمینه دیگر برای نکته برداشتن بعنوان دستاورد رمزگذاری را دارا هستند. استفاده از روش مقایسه ای همیشگی به راهنمای رمزگذاری از طریق فرایند تحلیل داده، شکل خواهد بخشید و با یادداشت های تفسیری افزایش خواهد یافت.

 

You may also like...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *