فایل های دانشگاهی

تاثیر چرخه عمر شرکت ها بر روی محافظه کاری شرکت ها- قسمت ۵

این مقاله مشترک در دو بخش شامل (الف) هدف گزارشگری مالی و (ب) ویژگی های کیفی گزارشگری مالی ارائه شده است.
طبق نظر کمیته مشترک ، ویژگی های کیفی گزارشگری اطلاعات مالی،موثر بر تصمیم گیری از اجزای زیر تشکیل می شود.
۱) مربوط بودن شامل، ارزش پیش بینی کنندگی و تایید کنندگی جریان وجه نقد آتی.
۲) قابلیت مقایسه شامل، ثبات رویه
۳) قابل فهم بودن
۴) ارائه منصفانه شامل،قابلیت اثبات،کامل بودنو بی طرفی
بی طرفی که یکی از خصوصیات ارائه منصفانه اطلاعات مالی، از نظر کمیته مشترک می باشد. و عبارت است از عدم تمایل به تشخیص قبل از موعد وقایع و یا انگیزه اتخاذ رفتار بخصوص در برابر آن ها. کمیته مشترک در مقاله خود ، محافظه کاری را از ویژگی های کیفی گزارشگری مالی خارج کرده است و به نظر می رسد که دلیل این امر مغایرتی است که بین محافظه کاری حسابداری و بی طرفی وجود دارد.
حسابداری
IASB در آگوست سال ۲۰۰۷ در ارائه ارزش منصفانه (تعاریف و نحوه اندازه گیری ارزش منصفانه ) در بند ۹ اشاره میکند که محافظه کاری حسابداری جزء ویژگی های خصوصیات کیفی اطلاعات حسابداری نمی باشد.
در کشور ما ، کمیته فنی سازمان حسابرسی ، در پیوست استاندارد های حسابداری ایران ، در بخش مفاهیم نظری گزارشگری ، محافظه کاری را با لفظی دیگر یعنی احتیاط به رسمیت می شناسد و آن را به عنوان یکی از اجزای خصوصیات کیفی قابل اتکا بودن معرفی می نماید.
۲-۸ انتقاد از محافظه کاری 
تاکنون انتقاداتی توسط گروه هایی مانند فعالان بازار سرمایه، استاندارد گذاران و محققان آکادمیک از محافظه کاری صورت گرفته است. یکی از این انتقادات مربوط به رفتار نامتناسب در خصوص شناسایی عایدات و زیانها می باشد. دلیل انتقاد این گروه ها این است که اگر در دوره جاری سودهایی به دلیل بکارگیری محافظه کاری حسابداری در اثر کمتر شناسایی کردن خالص دارایی ها ایجاد شود، در دوره آتی سودهایی شناسایی خواهد شد که ارتباطی به آن دوره ندارد خلاصه ای از سایر انتقاداتی که برای محافظه کاری صورت گرفته به شرح زیر می باشد.(واتس ۲۰۰۳)
۲-۸-۱ نااعتمادی : گستره‌ی محافظه‌کاری در صورت‌های مالی به خط مشی واحد تجاری مربوط می‌شود. این گستره می‌تواند وسیع یا کوچک باشد. برای مثال، هزینه‌های غیر عملیاتی پیش بینی شده را می‌توان ثبت کرد یا نکرد، زیرا همواره می‌توان در انتظارات تجدیدنظر کرد. به طور نمونه، چنانچه واحد تجاری تجزیه و تحلیل خوشبینانه‌تر را ترجیح دهد، می‌توان هزینه‌های غیر عملیاتی پیش بینی شده ناشی از دعاوی حقوقی را مردود دانست.
۲-۸-۲ پنهان کاری: اگر چه همه می‌دانند که روش‌های حسابداری محافظه‌کارانه هستند اما سرمایه‌گذاران مشکل می‌توانند مبلغی را که دارایی‌ها کم بیان شده‌اند، تعیین کنند. محافظه‌کاری سرمایه‌گذاران متوسط را در وضعیت نامساعد قرار می‌دهد و فرصت‌های ممتاز را در اختیار درون سازمانی‌ها می‌گذارد.
۲-۸-۳ نفی اصول حسابداری : استرلینگ می‌گوید، هر گاه محافظه‌کاری با یک اصل حسابداری تضاد داشته باشد به آن چیره می‌شود. به عنوان مثال، اصل بهای تمام شده تاریخی( در مقابل اقل بهای تمام شده یا بازار )، شناخت درآمد بر مبنای فروش( در مقابل مبنای اقساطی شناخت درآمد )اصل تطابق( در مقابل به هزینه منظور کردن مخارج تحقیق و توسعه ) اصل ثبات رویه ( در مقابل تغییر از بهای تمام شده به قاعده اقل بهای تمام شده یا قیمت بازار ) اصل افشا ( در مقابل کمتر از واقع بیان کردن ارزش داراییها )
۲-۸-۴ سو گیری : محافظه‌کاری به جای ارزیابی واقع‌گرایانه، موجب سوگیری منظمی در گزارش‌های مالی می‌شود. در نتیجه همچنان که هیأت استانداردهای حسابداری مالی اشاره می‌کند، «محافظه‌کاری با ویژگی‌های کیفی مهم، از قبیل بیان صادقانه، بی‌طرفی و قابل مقایسه بودن (شامل ثبات رویه) تضاد دارد» در مورد مفید بودن داده‌های حسابداری مبتنی بر خط مشی‌های محافظه‌کارانه می‌توان سؤالاتی جدید و مشروع مطرح کرد. انجمن حسابداری امریکا (AAA) استدلال می‌کند: «تصور نمی‌شود که سوگیری بتواند نیازهای مجموعه‌ای از استفاده کنندگان را برآورده کند، به منافع سایرین کمک کند یا حتی به آن صدمه نزند».
۲-۸-۵ امر ذهنی : محافظه‌کاری آن قدر در حسابداری مستحکم شده که بیشتر نوعی نگرش حسابداران، یا امری ذهنی، است تا اینکه سازوکاری برای پاسخگویی به ابهام باشد. احتمالاً چنانچه تردید جدی در مورد ارزشگذاری یک قلم وجود داشته‌ باشد، محافظه‌کاری به بازی گرفته می‌شود، اما این تمام موضوع نیست، محافظه‌کاری نگرش حسابداران در مورد تمام جنبه‌های حسابداری است.

۲-۹ دفاع از محافظه‌کاری
مدیران و مالکان به طور طبیعی گرایش دارند که نسبت به واحد تجاری بیش از اندازه خوشبین باشند. این خوشبینی زیاد موجب می‌شود که دارایی‌ها و درآمد بیش بیان شود. محافظه‌کاری نوشداروی لازم برای این خوشبینی بیش از حد است. کارول دِواین ( Carl Devine ,1963) استدلال می‌کند که فرونشاندن خوشبینی و القا بدبینی مشکل است. خوشبینی که یک ریال سود ایجاد می‌کند بیش از بدبینی ایجاد شده به وسیله یک ریال زیان است. پیامدهای خوشبینی بیش از اندازه وخیم‌تر از پیامدهای بدبینی بیش از اندازه‌ است. تحمل یک زیان واقعی در اثر تخمینی بیش از حد خوشبینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزش‌گذاری بیش از حد بدبینانه، جدی‌تر است؛ زیرا احتمالاً سرمایه‌گذاران، حسابرس را برای زیان‌های بیش بیان ارزش خالص دارایی‌ها و نه کم بیان ارزش خالص دارایی‌ها مورد تعقیب قانونی قرار می‌دهند.
به دلیل مساوی نبودن پیامدهای خوشبینی بیش از حد در مقابل بدبینی بیش از اندازه، قواعد حسابداری برای ارزشگذاری و ثبت بدهی‌ها و هزینه‌های عملیاتی و غیر عملیاتی نباید با قواعد حسابداری برای ارزشگذاری و ثبت دارایی‌ها و درآمدهای عملیاتی و غیر عملیاتی یکسان باشد. هزینه‌های غیر عملیاتی را می‌توان، اما درآمد غیرعملیاتی را نمی‌توان برآورد کرد. ارزش‌های بازار چنانچه کمتر از بهای تمام شده باشد، می‌تواند شناسایی شود اما اگر بیش از بهای تمام شده باشد، نمی‌تواند شناسایی شود. در گزارش‌گری اطلاعات ، حسابدار ممکن است مرتکب یکی از این دو اشتباه شود: اول رد اطلاعاتی که بعداً پی برده می‌شود درست است، و دوم پذیرفتن اطلاعاتی که متعاقباً دریافت می‌شود که نادرست است. این اشتباهات مشابه اشتباهات تجزیه و تحلیل آماری است که به موجب آن اشتباه نوع اول، رد فرضیه‌ای است که درست است و اشتباه نوع دوم پذیرش فرضیه‌ای که نادرست است. اشتباه دوم ، در حسابرسی «ریسک حسابرس» نامیده می‌شود؛ زیرا اگر حسابرس قضاوت کند که چیزی درست است در صورتی که نادرست باشد پیامدهای آن جدی‌تر از عکس آن است. دواین استدلال می‌کند چنانچه حسابرس اقلامی را بپذیرد که نادرستند به احتمال زیاد به سرمایه‌گذاران زیان می‌رساند. با شناخت وجود این دو نوع ریسک می‌توان گفت که محافظه کاری با تجزیه و تحلیل احتمالات آماری مطابقت دارد و بنابراین راه منطقی رویارویی با ابهام است. استفاده کنندگان، بخصوص اعتباردهندگان، نیاز دارند که بدانند وضعیت مالی واحد تجاری حداقل همان چیزی است که در صورت‌های مالی ارائه شده است. آنها نیاز به حاشیه ایمنی دارند تا خود را در مقابل تبعات منفی محافظت کنند. با وجود انتقادها، طرفداران عقیده دارند که کماکان از محافظه‌کاری در عمل پیروی می‌شود. زیرا سال‌ها تجربه به حسابداران نشان داده که محافظه‌کاری میثاقی محتاطانه و مفید در محیطی پر از ابهام است.
۲-۱۰ چرخه عمر شرکت ها
سازمانها مانند موجودات زنده دارای منحنی (دوره های) عمر و یا سیکل حیات هستند. از یک طرف در هر مرحله از مراحل این دوره ها با مشکلات خاص آن دوره مواجه هستند و از طرف دیگر در مراحل انتقالی بین دوره ها با مسائل و مشکلات از نوع خاص مواجه می گردند. سازمانها اصولا در روند حرکتی خود پیوسته با مشکلات عدیده ای مواجه اند که عمدتا بوسیله نیروهای درون سازمانی حل می گردد ولی گاها مسائلی حادث می شود که نیروهای داخلی قادر به حل آن نبوده و برای رفع آنها دحالت حرفه ای بیرون از سازمان اجتناب ناپذیر می گردد. یک مدیر همواره می بایست در تدوین اهداف، شرایط فعلی سازمان و جایگاه آن را در نظر گیرد.
زمانی که سازمان از دوره ای به دوره دیگر از منحنی عمر حرکت می کند، مشکلاتی که باعث تولید انرژی ها خاصی می باشد بروز می نماید. در صورتیکه انرژی های بدست آمده صرف نیاز مراحل انتقال گردد، سازمان را با مسائل خاص و عادی انتقال مواجه خواهد نمود. در غیر این صورت این انرژی ها به عوض بکارگیری در جهت رفع مشکلات بیرونی تغییر جهت پیدا کرده و باعث بروز معضلات داخلی می شوند.
همانند موجودات زنده، رشد و پیری سازمانها را ابتداعا با ارتباط بین قابلیت انعطاف و کننرل پذیری نشان می دهند. جوان به این معنی است که سازمان نسبتا به آسانی تغییر میکند و از طرف دیگر به خاطر نبود امکان پیش بینی در پایین ترین سطح کنترل هم قرار دارد. پیر به معنی کنترل پذیری رفتاری است، در حالیکه انعطافی وجود نداشته و تمایلی هم به تغییر ندارد.

شکل ۱- کنترل پذیری در مقابل قابلیت انعطاف (ادیزاس،۱۹۸۹)
۲-۱۱ تشریح دوره های حیات سازمانی، مراحل رشد:
۲-۱۱-۱ ایجاد (Courtship): این دوره اولین دوره از حیات یک سازمان می باشد. در این دوره شرکت هنوز متولد نشده است و تأکید بر ایده ها و امکاناتی است که در آینده تحقق آنها محتمل است. مؤسسه هنوز بطور فیزیکی وجود ندارد. حرفهای بسیاری ردل و بدل می شود، بدون آنکه عملی صورت گیرد. سازمان نیاز به یک پیشاهنگ و قهرمان صحنه کار دارد که در حال ساخت تعهدات خود و طرح و عرضه ایده خود درباره آینده است. در او تعهد و الزام نسبت به ایده هایش شکل می گیرد. میزان تعهدات افراد با حجم ایده ای که می دهند برابری دارد. فرایند ایجاد تعهد همراه با شور، هیجان و احساسات است. تولد یک سازمان زمانی محقق می شود که تعهدات بطور موفقیت آمیزی به معرض آزمایش گذاشته شود.
وجود تردید و ابهام در این دوره از حیات یک سازمان امری طبیعی است و بالعکس چنانچه هیچگونه شک و تردید و ابهامی وجود نداشته باشد سازمان آسیب پذیر خواهد شد.
ایجادی که آزمایش واقعی بر روی آن انجام نشود به سمت « رابطه نافرجام » سوق داده خواهد شد. اولین علائم بروز این حالت محو شدن تعهدات است. نهایتا ایده ها به صورت رؤیا باقی خواهند ماند ولی هیچ کدام از آنها عملی نخواهد شد.
۲-۱۱-۲ طفولیت (Infant):همزمان با اجرای بخشی از تعهدات شرکا این دوره آغاز به کار می کند. در این دوره وجه نقد برای پرداخت صورت حسابها مورد نیاز است و تمرکز از ایده ها و احتمالات می بایستی به نتیجه یابی تغییر پذیرد، همچنین نیاز سازمان به دریافت دوره ای و منظم نقدینگی می بایستی مورد شناخت کافی قرار گیرد. سازمان نیاز به یک بنیانگذار دارد که بتواند ایده را تبدیل به قبول تعهد نموده و رؤیاها را جامه عمل بپوشاند. مدیریت بحران، نیاز به نقدینگی و علاقه و تعهد بنیانگذار در این دوره به چشم می خورد. فضای سازمان صمیمی بوده، دارای حداقل مقررات، سیستم، دستورالعمل انجام کار و بودجه بندی می باشد. در این دوره از حیات، سازمان بدون آگاهی از نقاط مثبت و ضعف، به سرعت به سمت جلو حرکت می کند، سازمان به سرمایه در گردش نیاز دارد، مدیریت سیستماتیک وجود نداشته و ضبط و نگهداری سوابق و تجربیات به ندرت وجود دارد. رهبری و اداره سازمان توسط بنیانگذار انجام می شود. بنیانگذار در این دوره تلاش و بی خوابی های بسیاری خواهد داشت. اگر دوره طفولیت شرکت بیش از حد طول بکشد، غرور صاحب خود را جریحه دار می نماید.
تلاش زیاد و مداوم بنیانگذار، فقدان تفویض اختیار و گرایش به نتایج کوتاه مدت در این دوره برای بقاء سازمان واجب است.
مرگ در طفولیت وقتی رخ می دهد که بنیانگذار احساس خستگی کند، زمانیکه او با موجودی که خلق نموده بیگانه شده و یا کنترل بر آن را از دست بدهد، یا زمانیکه نقدینگی خود را بطور جبران ناپذیری از دست بدهد.
زمانیکه نقدینگی و حجم فعالیتهای سازمان به تعادل برسد، سازمان از دوره طفولیت خارج شده و به دوره بعد قدم می گذارد. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۱-۳ رشد سریع (Go-Go):در این دوره ایده ها به عمل تبدیل شده و سازمان بر مشکل کمبود نقدینگی فائق آمده و میزان فروش افزایش یافته است. سازمان در حال توسعه و پیشرفت می باشد، شرایط مذکور، بنیانگذار و مؤسسه اش را به غرور و تکبری بزرگ دچار می کند. سازمان ها در این دوره به دلیل فعالیتهایشان در شاخه های مختلف دچار مشکل می شوند. در این دوره فروش به سرعت و به آسانی افزایش می یابد که در نتیجه بنیانگذار دقت لازم در سرمایه گذاری هایش مبذول نمی نماید. در دوره رشد سریع گرایش به بازار وجود داشته و بکارگیری فرایند بازاریابی بسیار زود است. سازمانها در این دوره سود را بصورت درصد ثابتی از فروش متوقع هستند و فروش به سرعت و آسانی رو به افزایش می باشد. سازمان رشد سریع، همواره با مشکل کمبود جا و مکان مواجه هستند، دفاتر کار جدید بر اساس نیاز فراهم می شوند. رشد سریع سازمان زمانی است که نیاز به ساختار سازمانی و آئین نامه ها نمودار می شود. موفقیت، تکبر و نخوت، گرایش به فروش و ابهام در مورد شرح وظایف و مسئولیت افراد، منافع سیستم را محدود می نماید و سازمان برای ادامه حیات می بایستی خط مشی و سیاستهای خود را تبیین نماید. سازمان محیط را کنترل نمی کند، بلکه توسط آن کنترل میشود. تمرکز زدایی وجود نداشته و بجای استفاده از فرصتها رفتار عکس العملی بکار گرفته میشود، سازمان بر محور افراد و نه بر اساس وظایف سازماندهی شده است. نیروهای آموزش دیده در اقلیت می باشند و محصول به فروش رفته تضمین کیفیت ندارد. کار بسیار زیاد بوده و بعضا بحران در مدیریت پیش می آید، که مواجهه با این بحران آغاز دوره بلوغ می باشد.
در این دوره بینانگذار متوجه می شود که به تنهایی قادر به تصمیم گیری و اداره سازمان نمی باشد، لذا تلاش برای تمرکز زدایی و تفویض اختیار را آغاز میکند. به دلیل نبود ضوابط و مقررات لازم و همچنین سیستم کنترلی، تلاش بنیانگذار نتیجه ای در برندارد. همچنین بنیانگذار کنترل از را دور را شیوه کار خود قرار میدهد اما به دلیل غرور و تکبر ناشی از نوآوری و بصیرت زیاد بینانگذار، نتیجه مطلوبی در بر ندارد. تله بنیانگذار به این معناست که در صورت نبود بنیانگذر، احتمالا شرکت نیز نابود می شود. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۱-۴ بلوغ (Adolescence):در این دوره سازمان مستقل از بنیانگذار تولدی دوباره یافته، کار کرده و مدیریت حرفه ای و اجرایی بجای مدیریت نوآوری جایگزین بنیانگذار می شود. این دوره نیاز به تفویض اختیار دارد. بجای کار بیشتر، کار حساب شده تر انجام شده و کیفیت محصولات بجای تولید بیشتر مد نظر قرار می گیرد. در هر سازمان، وقت زیادی برای وضع قوانین و آئین نامه ها سپری می شود، اما بنیانگذار به دلیل مطابقت نداشتن با وضعیت جدید و عدم توانایی در وفق یافتن با شرایط جدید، اولین کسی است که آن را زیر پا میگذارد. سازمان در پی ایجاد فرصتها و سیستمها می باشد. در این دوره اهداف از حالت “بیشتر، بهتر است” به حالت “بهتر، بیشتر است” و از “کار بیشتر” به “کار حساب شده تر” تبدیل می شوند. بنیانگذار برای حل مشکل به مدیر اجرایی که توسط او بتواند تمرکز زدایی کند، نیاز دارد، در حقیقت شرکت نیازمند به یک مدیر حرفه ای که مکمل بنیانگذار باشد، می باشد. در این دوره گروه هایی از معاندها و موافق ها در قبال هر پروژه، سیستم و فرد بوجود می آیند و سبب ایجاد جدایی در سازمان میگردد، همچنین این امر باعث ورود و یا خروج سریع تعداد زیادی افراد خصوصا قشرکارآفرین می شود. سازمان با تضاد مواجه می شود و هنگامی آسیپ پذیر است که احترام و اعتماد متقابل در اثر این تضاد از بین برود. هم چنین در اثر ترک نیروهای کارآفرین، سازمان دچار پیری زودرس خواهد شد و هیچگاه به دوره بعدی نمی رسد. در صورت بوجود آمدن سیستم اداری و نهادینه شدن رهبری، سازمان به دوره تکامل می رود. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۱-۵ تکامل (Prime):نقطه ای است بهینه از منحنی حیات سازمان در وضعیتی بین کنترل پذیری و قابلیت انعطاف که تعادل کامل در سازمان وجود دارد. سازمانها در این دوره دقیقا می دانند چه می کنند. در این دوره سیستم های تخصصی، حرفه ای و ساختار سازمانی شکل می گیرد. تفکر خلاق و دیدگاه نهادی شده و تأمین نیازهای مشتری از اهداف اصلی سازمان می باشد. سازمان بگونه ای قابل پیش بینی، توان اجرای خود را افزایش می دهد و قدرت رشد در هر دو زمینه فروش و سود آوری را بدست می آورد. سازمان دارای بودجه ای رو به افزایش بوده و تفاوت بین بودجه و عملکرد بسیار اندک است. کمبود نقدینگی پدیده ای مورد قبول و قابل کنترل است. در این دوره فعالیت کمتری نسبت به دوره رشد سریع انجام نمی شود، اما این حجم کار قابل پیش بینی، برنامه ریزی و کنترل است.
سازمان در این دوره باید انرژی خود را مجددا تقویت نماید، و اگر کارآفرینی وجود نداشته باشد و بجای تقویت این انرژی، تنها آن را استفاده نماید، سازمان نرخ رشد خود را از دست می دهد و به دوره بعدی یعنی دوره ثبات و آغاز افول سازمان وارد می شود.تلاش و مبارزه اساسی سازمان در دوره تکامل باقی ماندن در این دوره است. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۲ تشریح دوره های حیات سازمانی، مراحل پیری:
۲-۱۲-۱ ثبات (Stable): در این دوره شرکت هنوز قدرتمند است، اما بتدریج قابلیت انعطاف خود را از دست می دهد. تدریجا روحیه خلاقیت، نوآوری و شهامت از دست می رود. تضاد سلیقه دوره های قبل دراین دوره کمتر به چشم می خورد و اصولا موارد کمتری جهت بروز تضاد و مبارزه وجود دارد و کاهش خطر از جانب همکاران مشهود می باشد. در این زمان معمولا در بازار موقعیتی ثابت کسب کرده و احساس امنیت بدست آمده در دراز مدت را توسعه داده است. احساس فوریت در امور به تدریج ناپدید می گردد و اوضاع بیشتر تشریفاتی شده است. در این دوره انتظار کمتری برای رشد وجود داشته و سازمان چشم داشت کمتری به بازارهای جدید، تکنولوژی مدرن و پیشتاز بودن دارد و به دنبال دسترسی بازارهای جدید نیست. به جای نظر به آینده تأکید شدید به دستاوردهای گذشته وجود دارد و هر گونه تغییر در سازمان بد گمانی بوجود می آورد. افرادی که مطیع اوامر هستند تشویق می شوند و توجه بیش از حدی به روابط بین پرسنل سازمانی به عوض توجه به پذیرش خطر انجام می پذیرد.
در صورت طولانی شدن دوران رکود خلاقیت، توانایی شرکت در تأمین نیازهای مشتری کاهش یافته و سازمان به دوره بعدی می لغزد. در سازمانها، نقصان روحیه کارآفرینی به ثبات و سپس به اشرافیت سازمان منجر می گردد. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۲-۲ اشرافیت (Aristocracy): پول در جهت کنترل سیستم، سودآوری و تشکیلات مصرف می گردد. تشریفات در لباس، القاب و سنت ها رواج پیدا میکند. نوآوری در داخل سازمان بسیار کم است، شرکت نیز به منظور تحصیل تولیدات و بازارهای جدید و یا به عنوان کوششی جهت خرید کارآفرینی ممکن است اقدام به خرید شرکتهای دیگر که معمولا در دوره رشد سریع قرار دارند، نماید. کسی به “چه کاری؟” و”چرایی؟ “ امور کاری ندارد و اینکه در گذشته “ چگونه “ انجام شد مورد تاکید است. گرچه کارکنان نسبت به حیات سازمان علا قمندند ولی شعار آنها این است که : “حرکت ایجاد نکن ، کار طبق روال انجام پذیرد”. زمانی که شرکت در دوره اشرافیت قرار دارد، نحوه ارائه مطلب مهم بوده و خود مطلب تنها یک واسطه است. کارکنان و مدیران به تنهایی نگران شرکت هستند ولی در جلسات رسمی هیچ تردیدی را بروز نمی دهند. اشرافیت، عمدتا سعی در افزایش سود از طریق افزایش درآمد دارند به عوض حذف هزینه ها. در این دوره سازمان از نظر نقدینگی ثروتمند است و در خارج از سازمان سرمایه گذاری می شود. هم چنین هزینه بالایی در جهت کنترل و تشکیلات مصرف می شود.
سازمان اشرافیت در حالیکه نا امیدانه شاهد از دست رفتن مداوم سهمش در بازار بوده و عواید و سودش را به سرعت از دست میدهد، وارد دوره بوروکراسی اولیه می شود. این حرکت به آرامی صورت نمی پذیرد بلکه سریع و اجباری است. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۲-۳ بوروکراسی اولیه (Early Bureaucracy):در این دوره برای رفع مشکل، بجای پاسخ به “چه باید کرد؟” تاکید بر ”چه کسی مقصر است”دارند. کشمکش، از پشت خنجر زدن و مبارزه تن به تن بسیار رایج است. جنون سوء ظن سازمان را فرا می گیرد و تمام توجه به میدان جنگ داخلی معطوف است و مشتری یک مزاحم بشمار می رود. مدیران به جای رقابت شروع به مبارزه با یکدیگر میکنند. بالا بردن مصنوعی قیمت ها این دوره را فقط با نتایج منفی مواجه می کند. کارکنان خود را در برابر آنچه در شرف وقوع است پاسخگو نمی دانند. در این دوره، با آشکار شدن نتایج ناخوشایند، مدیران به جای رقابت، شروع به مبارزه با همدیگر می کنند. شنیدن توجیهات عجیب و غیر واقع بینانه نسبت به آنجه که در شرکت می گذرد برای افراد چندان غیر معمول نیست.
در نهایت نیروهای شرکت به تدریج سازمان را ترک کرده و یا توسط شرکت بیرون انداخته می شوند. این دوره باطل تا زمان ورشکستگی شرکت یا ملی شدن توسط دولت و دریافت کمک و ایجاد یک بوروکراسی کامل ادامه پیدا میکند. اگر شرکت دولتی باشد، به زور زنده نگهداشته شده و به دوره بعدی عمر سازمان سوق داده می شود. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۲-۴ بوروکراسی و مرگ (Bureaucracy):سازمان در این دوره دارای سیستمهای فراوان و عملکرد ناچیز است. هیچ گونه پیوستگی با محیط خارج ندارد و تمام توجه آن به خودش معطوف است و هیچ گونه کنترلی در سازمان وجود ندارد. مشتریان برای انجام امور خود باید روش های پر دردسر را طی کنند و بالاخره از طریق فرعی به نتیجه می رسند. سمت گیری برای کسب نتیجه وجود ندارد. انگیزه ای برای کار گروهی وجود نداشته و بیشتر سیستمها، فرمتها، دستورالعمل ها و مقررات حضور دارند. سازمان در این دوره دستورالعمل ها را می داند اما نمی تواند به یاد آورد دلیل وجود آن چیست. هیچ حوزه مشترکی با خارج از سازمان وجود ندارد و در جهت انزوای خود از محیط، تقابل ارتباط و ایجاد یک کانال بسیار محدود و باریک تلاش می کند تشریفات مربوط به انجام حرکت جایگزین آن می شود زیرا پیچیدگی های نیازمندیهایی که برای تغییر لازم است، بسیار زیاد می باشد. (ادیزس ۱۹۸۹)
مرگ سازمان می تواند حتی قبل از بوروکراسی واقع گردد، در یک بوروکراسی مرگ به تعویق می افتد، زیرا الزام بر ادامه حیات مبنی بر خواست مشتری نیست بلکه بر علائق سیاسی استوار است. هنگامی که هدف دولت تأمین زندگی کارکنان یک سازمان باشد و توجهی به عملکرد نداشته باشد، چنین حالتی می تواند رخ دهد. (ادیزس ۱۹۸۹)
۲-۱۳ چرخه ی عمر شرکت از دیدگاه حسابداری
تمامی موجودات زنده از جمله نباتات، جانوران و انسانها همگی از منحنی عمر یا چرخه ی عمر پیروی میکنند. اینگونه موجودات متولد میشوند، رشد میکنند، به پیری میرسند و در نهایت میمیرند . تئوری چرخه ی عمر چنین فرض میکند که شرکتها و بنگاه های اقتصادی همچون تمامی موجودات زنده که متولد میشوند، رشد میکنند و میمیرند، دارای منحنی عمر یا چرخه ی عمر هستند. (ادیزس ۱۹۸۹)
عکس مرتبط با اقتصاد
در نظریه های اقتصاد و مدیریت چرخه ی عمر شرکتها و مؤسسات به مراحلی تقسیم میشوند. مؤسسات و شرکتها با توجه به هر مرحله از حیات اقتصادی خود سیاست و خط مشی مشخصی را دنبال میکنند. این سیاست ها به گونه ای در اطلاعات حسابداری شرکتها منعکس میشود. در حوزه ی حسابداری نیز برخی از پژوهشگران تأثیر چرخه ی عمر شرکت بر اطلاعات حسابداری را مورد بررسی قرار داده اند. اما ما در این پژوهش تنها سه مرحله از چرخه عمر شرکت ها را در نظر خواهیم گرفت.
۲-۱۳-۱ مرحله ی تولد یا ظهور : دراین مرحله معمولاً میزان داراییها )اندازه شرکت(درسطح نازلی قراردارد،جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی و سودآوری درسطح پایین است وشرکتها برای تأمین مالی و تحقق فرصتهای رشد به نقدینگی بالایی نیازدارند. نسبت سودتقسیمی دراین شرکتها معمولاً صفر یا حداکثر ۱۰ % است و بازده سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری تعدیل شده در قیاس با نرخ موزون تأمین مالی بعضا ناچیزاست.
۲-۱۳-۲ مرحله ی رشد : دراین مرحله اندازه ی شرکت بیش ازاندازهی شرکتها ی درمرحله ی ظهور بوده و رشد فروش و درآمدها نیز نسبت به مرحله ظهور بیشتراست. منابع مالی بیشتر در داراییهای مولد سرمایه گذاری شده وشرکت از انعطافپذیری بیشتری در شاخصهای نقدینگی برخوردار است. نسبت سود تقسیمی در این طیف ازشرکت ها معمولاً بین ۱۰% تا ۵۰ % در نوسان است. بازده سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری تعدیل شده نیز در اغلب موارد بر نرخ موزون هزینه تأمین سرمایه فزونی دارد.
۲-۱۳-۳ مرحله ی بلوغ:در این مرحله شرکتها فروش با ثبات و متعادلی را تجربه نموده و نیاز به وجوه نقد در اکثر موارد ازطریق منابع داخلی تأمین میشود. اندازه ی داراییهای این شرکتها نیز به تناسب بیشتر از اندازه ی داراییها ی شرکتهای در مرحله ی رشد بوده و نسبت سود تقسیمی در این شرکتها معمولاً بین ۵۰ % تا ۱۰۰ % درنوسان است . به دلیل وفور نقدینگی و کاهش اتکاء به سیاست تأمین مالی از خارج،عموماً بازده سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری تعدیل شده معادل یا بیش از نرخ تأمین سرمایه است.
۲-۱۳-۴ مرحله ی افول یا سکون :در این مرحله چنانچه فرصتهای رشد وجود داشته باشد، به احتمال قریب به یقین بسیار ناچیز است . شاخصهای سودآوری، نقدینگی و ایفای تعهدات روند نزولی داشته وشرکت درشرایط رقابتی بسیار شدیدی قرار داشته، ضمن اینکه هزینه ی تأمین مالی از منابع خارجی نیز بالا است به گونه ای که در اغلب موارد بازده سرمایه گذاری یا بازده سرمایه گذاری تعدیل شده کمتر از نرخ تأمین مالی است.(ادیزس،۱۹۸۹)
۲-۱۴ محافظه کاری حسابداری و دوره عمر شرکت ها
تقاضا برای محافظه کاری ازعوامل مختلفی ناشی می­ شود که از جمله مهمترین آنها شامل انعقاد قراردادهای کارا، کاهش دعاوی حقوقی، کاهش یا به تعویق انداختن مالیات، خنثی کردن تمایل جانبداری مدیران، کاهش هزینهای سیاسی، کاهش کشمکش بین بستانکارن و سهامداران، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای کوچک، کاهش فشارها و تهدیدات رقابتی و افزایش کیفیت اطلاعات مالی را می­توان نام برد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
شرکت ها در مراحل مختلف چرخه عمر سیاست های متفاوتی را در زمینه مدیریتی و حسابداری در پیش می گیرند که از آن جمله می توان به بکارگیری محافظه کاری اشاره کرد. از آنجایی که در واقع دلایل استفاده از محافظه کاری در دیدگاه های محافظه کاری گنجانده شده است ما نیز از طریق بیان دیدگاه های محافظه کاری به بیان این که چگونه نیاز به استفاده از محافظه کاری در شرکت های رو به افول کمرنگ می شود می پردازیم.
۲-۱۴-۱ قرارداد ها
شرکت ها برای رشد بیشتر نیازمند انعقاد قرار داد های بیشتری نیز هستند این قرار دادها شامل قرار داد وام و قرار داد با مدیران می باشد. انعقاد قرارداد موجب ایجاد هزینه­ های نمایندگی است. مشکل زمانی به وجود می ­آید که مدیریت دوست دارند در پروژهای سرمایه گذاری کنند که ریسک آنها بیشتر است، زیرا انتظار بازدهی نیز بیشتر است. در قراردادهای بدهی بازده مازاد برای شرکت است و بستانکاران سهمی در این سود مازاد نخواهند داشت و وقتی پروژها زیان ده باشند عواقب اصلی این زیان متوجه اعتباردهنگان خواهد بود. جستجو برای دستیابی به نوعی ساز و کار جهت کاستن این هزینه­ها منجر به تقاضا برای خدمات حسابداری به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند قراردادهای واحد تجاری شده است. بیشتر قراردادهای واحد اقتصادی با اشخاص حقیقی و حقوقی بر مبنای ارقام حسابداری تنظیم می­گردد، تا هزینه­ های نمایندگی کاهش پیدا کند. به موقع بودن، تأئید­پذیری و عدم­تقارن در تأئید پذیریِ ارقام حسابداری( اخبار خوب و بد) از اهمیت برخوردار است و اعمال محافظه کاری را می­طلبد. برای مثال، محافظه کاری می ­تواند رفتار فرصت­طلبانه مدیران را در گزارشگری شاخص ­های حسابداری مورد استفاده در قرار­دادها محدود نماید. تا زمانی که برای گزارشگری عملکرد مدیریت از معیار­ها و شاخص ­های حسابداری استفاده می شود، مشکلات اخلاقی همواره در گزارشگری مالی وجود خواهد داشت(واتس، ۲۰۰۳).
در عمل، محافظه کاری در حسابداری، رفتار جانبدارانه مدیر را خنثی کرده و شناسایی سود را به تأخیر می اندازد. در قراردادها، اثرات مزبور ارزش شرکت را افزایش می دهد، زیرا محافظه کاری پرداخت­های نادرست مدیر به خود و سایر گروه­ها نظیر سهامداران را محدود می کند. بر این اساس شرکت های رو به رشد که دارای قرار دادهای بیشتر و هزینه های نمایندگی بیشتری هستند تمایل بیشتری را برای استفاده از محافظه کاری نشان می دهند.
۲-۱۴-۲ دعاوی حقوقی
یکی دیگر از دلایل بکارگیری محافظه کاری دعاوی حقوقی است. (واتس، ۲۰۰۳) معتقد است که دعاوی حقوقی معمولاً زمانی مطرح می شود که سود خالص و خالص دارایی­ های واحد تجاری، بیش از حد گزارش شده باشد. لذا اتخاذ رویکرد محافظه ­کارانه با کاستن از سود خالص و در نتیجه خالص دارایی­ های گزارش شده، دعاوی حقوقی علیه شرکت و حسابرسان شرکت را به حداقل می­رساند. از آنجایی که شرکت های رو به افول دارای آینده اقتصادی نا مناسبی هستند از رو به رو شدن با دعاوی حقوقی بیم کمتری نسبت به شرکت های رو به رشد دارند در نتیجه کمتر محافظه کارند.
۲-۱۴-۳ مالیات
میدانیم که شرکت های رو به رشد نسبت به شرکت های رو به افول دارای شرایط اقتصادی مساعد تر و در نتیجه سود بیشتری را کسب می کنند.یکی از دلایل بکارگیری محافظه کاری کم­نمایی سود حسابداری است. برای اینکه سود حسابداری در تعیین میزان نرخ مالیات اثر اجتناب ناپذیر دارد. سود حسابداری کمتر، هزینه مالیاتی کمتر را نیز به دنبال خواهد داشت.
مالیات این انگیزه را ایجاد می کند که سود حسابداری گزارش شده کمتر از واقع باشد. مادامی که شرکت سودآور و نرخ سود مالیاتی مثبت باشد، می­توان با به تعویق انداختن شناسایی سود، ارزش فعلی مالیات را کاهش داده و ارزش خالص دارایی­ ها را کمتر گزارش کرد. به این ترتیب مالیات بر درآمد به عنوان توجیهی برای محافظه کاری تلقی گردیده است. بنابر این از دیدگاه مالیاتی شرکت های رو به رشد انگیزی بیشتری برای اعمال محافظه کاری دارند.
۲-۱۴-۴ هزینه­ های سیاسی
در دیدگاه هزینه سیاسی بیان شد که صاحبان قدرت انگیزه دارند که برای انتقال ثروت از شرکت­ها به خودشان یا سایر ذینفعان موضع بگیرند. این مواضع به شکل الزام بعضی از شرکت­ها به پرداخت مبالغی برای موارد اجتماعی نظیر (آلودگی محیط زیست، زلزله و جنگ )؛ تحمیل نرخهای مالیاتی بالاتر یا محروم کردن آنها از بعضی از مزایا و حقوق صورت می­باشد. هزینه های تحمیل شده به شرکتها تابعی از قدرت سود آوری و اندازه آن­ها است،زیرا شرکتها ی کوچکتر کمتر مورد توجه هستند و در نتیجه کمتر در معرض انتقال سیاسی ثروت واقع می­شوند. به عبارت دیگر شرکتهای بزرگ و موفق­تر که تحت فشارهای سیاسی هستند، انگیزه بیشتری برای استفاده از رویه های کاهنده سود خالص و در نتیجه حسابداری محافظه ­کارانه دارند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
برخی از شرکتها با مشخصات اقتصادی خاص، بیشتر موضوع قوانین سختی که دولت یا سایر گروه های قانونگذار وضع می­ کنند و هزینه در پی دارند قرار میگیرند و بنابر این، برای فرار از این گونه هزینه ­ها (عواقب اقتصادی)، انگیزه بیشتری برای استفاده از گزارشگری در جهت کاهش خروج منافع از شرکت خواهندداشت.
بنا براین شرکت های رو به رشد که دارای شرایط مناسب هستند برای اینکه کمتر مورد توجه دولت قرار گیرند از محافظه کاری بیشتری استفاده می کنند.
۲-۱۴-۵ رقابت در بازار
پیش از این گفته شد که رقابت در بازار از دیگر عوامل تقاضای محافظه کاری است. بدین گونه که با افزایش رقابت در بازار رقبای موجود در یک صنعت خاص برای جلوگیری از ورود رقبای جدید یا انتشار اطلاعات محرمانه به رقبا موجود محافظه کاری در گزارش­گری مالی را در پیش خواهند گرفت. بدین معنی ­که آنان اخبار و علائم بد و نامساعد در رابطه با عواملی چون حجم تقاضا، بهای تمام شده و قیمتهای فروش را برجسته کرده و اخبار و علائم خوب و مساعد را پوشش می­ دهند با توجه به مطالب بالا به نضر می رسد که شرکت های رو به رشد که در شرایط خوبی می باشند به دلیل کاهش توجه رقبای خود از محافظه کاری بیشتری استفاده خواهند کرد.
۲-۱۴-۶ تامین مالی
محافظه کاری حسابداری باعث کاهش انتظارات بازار سرمایه از عملکرد آتی شرکت می­ شود. در نتیجه کاهش انتظارات بازار سرمایه از عملکرد آتی شرکت، به احتمال قوی ازرش بازار اوراق بهادار شرکت کمتر از ارزش ذاتی آنها خواهد بود. زیرا برجسته کردن اخبار و علائم بد و همزمان پوشش دادن اخبار و نشانه­ های خوب باعث ایجاد تنش در افکار تحلیل­گران بازار سرمایه خواهد بود. در صورتی که قیمتهای بازار نتواند اثرات محافظه کاری را در خود منعکس کند افزایش (کاهش) در محافظه کاری باعث کاهش (افزایش) ارزش بازار اوراق بهادار شرکت شرکت خواهد شد و ذی­نفعان از این بابت ناخرسند خواهند شد.
بررسی دیدگاه ­های محافظه کاری بیانگر این است که محافظه کاری مزایای متفاوتی دارد. از مهمترین آنها، انعقاد قراردادهای کارا، کاهش دعاوی حقوقی، کاهش یا به تعویق انداختن مالیات، خنثی کردن تمایل جانبداری مدیران، کاهش هزینهای سیاسی، کاهش کشمکش بین بستانکارن و سهامداران، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در شرکتهای کوچک، کاهش فشارها و تهدیدات رقابتی و افزایش کیفیت اطلاعات مالی را می­توان نام برد. در مقابل همه این منافع اتخاذ رویکرد محافظه­کارنه هزینه­ های نیز دارد که مهمترین آن کاهش انتظارات از عملکرد آتی واحد تجاری خواهد بود محافظه کاری مشروط منجر به کاهش انتظارات از عملکرد آتی می­ شود. زیرا محافظه کاری مشروط با زودتر شناسایی کردن اخبار بد و نامساعد نسبت به اخبار خوب و مساعد، تصویری نامناسب از وضعیت واحد تجاری ارائه می­ کند. پایین بودن انتظارات از عملکرد آتی، ارزش کمتر اوراق بهادار شرکت را به دنبال خواهد داشت. زیرا تحلیل­گران و سرمایه ­گذاران بازار، تا حدودی اعمال محافظه کاری در گزارشگری مالی را در نظر می­گیرند ولی قادر به انعکاس کامل آن نیستند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

You may also like...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *