پایان نامه های کارشناسی ارشد سری 1

متن کامل – تجلی فرهنگ عامه در آثار محمود دولت آبادی- قسمت ۲۸

که بانگ زن از وی برآید بلند»

(سعدی، ۱۳۸۰، ۳۵۷)
نحوست عدد سیزده
«… میگه تو نحسی. میگه از وقتی که من پا توی دهشون گذاشتم و اون جمعم کرده براش نحسی آوردم. تو را خدا راس میگه؟ من نحسم؟ چه نحسی؟ چرا نحسم؟ مگه من چه گناهی کردم که خدا نحسم کرده؟ میگه برا اینکه سیزده ساله بودی و پا گذاشتی تو این ده. میگه برا اینکه سیزدۀ ماه بوده. ببین، تو را خدا ببین.»(دولت…، ۱۳۸۴، گلدستهها…، ۱۷)
«در بین بسیاری از ملتها و اقوام و از جمله ایرانیان عدد سیزده، عددی نحس قلمداد می‌گردد تا آنجا که حتی در عصر علم و تکنولوژی اعتقاد به نحس بودن عدد سیزده نه تنها از میان نرفته و کمرنگ نشده است بلکه بعضاً دیده می‌شود که حتی در هواپیماهای مسافربری از قرار دادن ردیف سیزده صندلی پرهیز می‌شود و حتی در پلاک گذاری منازل از قرار دادن پلاک سیزده طفره رفته و با عناوینی چون ۱+۱۲ سعی در جبران این نقیصه شده است.»(دشتی، ۱۳۸۶، ۶۹)
اعتقاد به نحوست عدد سیزده باوری است بسیار کهن که در اکثر فرهنگها وجود دارد و برای این اعتقاد نیز دلایلی ذکر کرده‌اند. در کتاب فرهنگ اساطیر یاحقی در زمینه پیدایش این نحوست آمده است: «نحوست عدد سیزده، موضوعی است که از دیرباز در فرهنگ کهن مطرح بوده و به نظر می‌رسد برخی حوادث بزرگ کیهانی – از جمله مطابق روایات ایرانی، هزاره سیزدهم پایان کیهان است؛ یکی از حادثه‌های سهمگین که موجب مرگ بسیاری شد در سیزدهم ماه «توت» مصری اتفاق افتاد؛ یا در سیزدهم سال نو، گویا ستاره‌ای دنباله دار در فضا با زمین برخورد کرد و باعث آتشفشان و زمین لرزه گردید- سبب شدهاند ترسی عمومی در نهاد بشر از عدد سیزده پدید آید و موجب ناخجستگی آن شود. گرفتاری حضرت عیسی نیز در سیزدهم ماه، موجب مزید این نحوست بوده است.»(یاحقی، ۱۳۸۶، ۵۰۰)
در نحوست این عدد در باور مسیحیان نیز آمده است:«به باوری کهن به هنگام آخرین شام حضرت عیسی، سر سفره غذا سیزده تن بودند که یکی از آنان خیانت کرد و به دشمن حضور عیسی را در آنجا خبر داد و او را دستگیر و مصلوب کردند. از این رو مسیحیان بر سر سفره ۱۳ نفر نمینشینند.»(بلوکباشی، ۱۳۸۶، ۹۱)
بد دانستن کار برای مرد
«سید گفت:… و نگاهش را از نیمۀ تن عذرا پس کشید و زیر لب گفت:
– «الان شوم میارم….» و برخاست.
عذرا هم از زیر لحاف پرید و گفت: نه، بذار من بیارم. تا زن هست که مرد کار نمی کنه؟ و با هم بیرون رفتند.»(دولت…، ۱۳۸۴، گلدستهها…، ۲۱)
از باورها و رسومی است که در بعضی جاها وجود دارد و معتقدند که زن باید کار کند نه مرد. به خصوص کارهای منزل را مختص به زن می‌دانند و همکاری مرد را بد می‌دانند چنانکه امروزه تعبیر به زن ذلیلی کنند.
باور به تقدس و حرمت نمک
«ستار… گفت: من نان و نمک شما را خوردهام. مادر تو، نان سفرهاش را به من داده. حق نمک را باید ادا کرد. برای ادای دین، چه موقعی بهتر از حالا؟»(دولت…، ۱۳۶۸، ۱۱۴۸)
«بلقیس به دلاور فقط گفت: نمک دستم کورت کند، جوان! نه نفرین بلقیس، و نه واکنش آمیخته به ناباوری گلمحمد و نه نیز چشم و دندان خشم بار خانعمو، هیچکدام نتوانستند بازتابی در نگاه دلاور پدید آورند.»(همان، ۲۶۰۵)
«من را با نوروزبیگ نباید در یک ترازو بسنجی. من حرمت نمک و پاس رفاقت و جوانمردی را نگاه داشتهام و می‌خواهم بعد از این هم نگاه بدارم.»(همان، ۲۶۶۷)
در باورهای عامه ایرانیان باور به تقدس نمک و رعایت و احترام نان و نمک بسیار والاست و از فرهنگ و اندیشه والای قوم ایرانی سرچشمه می‌گیرد. نمک در باور مردم قابل ستایش و احترام است و هرکس که نان و نمک کسی را بخورد برای همیشه در گرو منت او خواهد بود. ضربالمثلهای زیادی نیز در این باور وجود دارد. مانند: نمک را خورد نمکدان را شکست. یا دستش نمک ندارد. به نظر می‌آید که این باور جنبه اخلاقی دارد و مواردی ارزشی چون قداست مهماننوازی و احیای روحیۀ سپاسگذاری و قدردانی را در بر دارد. سلمان ساوجی در اعتقاد به این باور می‌گوید:

این مطلب را هم بخوانید :
رابطه جو خلاقانه با میزان کار آفرینی دانش در دستگاههای اجرایی شمقایسه ...

هر کس که نمک خورد و نمکدان شکند در محفل رندان جهان سگ به از اوست
زود بگیرد نمک دیدۀ آن کس که او نان و نمک خورد و رفت، خوان و نمکدان شکست

همچنین ناصرخسرو:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

You may also like...