برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

مارتینز (2007) تابع تقاضا و کشش خودقیمتی آب را با استفاده از تکنیک همجمعی محاسبه کرد. با توجه به نتایج، کشش کوتاه مدت 1/0- و کشش بلند مدت 5/0- محاسبه شد.
مولی و همکارانش (2008) در تحقیقی با هدف افزایش بازده آبیاری از طریق مدیریت تقاضای آب با اجرای روشهای مختلف سیاست قیمتگذاری به این نتیجه رسیدند که روشهای مختلف قیمتگذاری موجب تشویق کشاورزان به انتخاب و کشت محصولاتی با سازگاری بیشتر با کم آبی می شود. ولی سیاست قیمتگذاری به تنهایی ابزار معتبری برای اصلاح بازده آبیاری نمی باشد.
یوسف و همکاران (2008) با هدف افزایش بازده آبیاری از طریق مدیریت تقاضای آب با اجرای روشهای مختلف سیاست قیمتگذاری به این نتیجه رسیدند که روشهای گوناگون قیمتگذاری موجب تشویق کشاورزان به انتخاب و کشت محصولاتی با سازگاری بیشتر با کم آبی می شود ولی سیاست قیمتگذاری به تنهایی ابزار معتبری برای اصلاح بازده آبیاری نمی باشد.
مدلین آزورا و همکاران (2010) در مطالعه ای در شمال مکزیک به بررسی اثر تجمیع در برآورد ارزش آب کشاورزی و پاسخگویی به چهار سناریو تغییرات تکنولوژیکی، آب و هوایی، تغییرات در قیمت کالاهای کشاورزی و هزینه های آب کشاورزی پرداختند. متوسط ارزش اقتصادی آب از طریق حداکثر سازی سود معادل 413/0 دلار برای هر مترمکعب برآورد گردید.

فصل سوم
تئوری و روش پژوهش
3-1- روش مطالعه
برای تعیین ارزش اقتصادی آب از منظر متقاضی آن دو روش کلی تحت عنوان روش های پارامتری و غیرپارامتری وجود دارد. در روش های غیرپارامتری ارزش اقتصادی آب با استفاده از تکنیک های ریاضی و محاسباتی در چارچوب نظریه های اقتصادی برآورد می شود و شامل روش برنامه ریزی خطی، روش گاردنر، رهیافت باقیمانده و روش بودجه بندی می باشد. در روشهای پارامتری یا اقتصادسنجی با استفاده از تکنیک های اقتصادسنجی، یک تابع تولید، سود یا هزینه، که نشان دهنده ساختار تولید مورد مطالعه باشد، برآورد می شود و با استفاده از پارامترهای برآورد شده و اصول اقتصادی، ارزش اقتصادی آب تعیین می شود (احسانی و همکاران، 1389).
کاربرد روشهای پارامتری در تعیین ارزش اقتصادی آب دارای مزایایی است از جمله اینکه در روش های پارامتری امکان آزمون آماری پارامترهای برآورد شده الگوهای اقتصادسنجی که مبنای تعیین ارزش اقتصادی آب است، فراهم می باشد. ثانیاً برای استفاده از روشهای پارامتری نیاز به تعیین سقف محدودیت آب و نوع منبع تأمین آب نمی باشد. به عبارت دیگر در شرایطی که امکان تعیین حداکثر آب قابل دسترس به تفکیک هر یک از منابع شامل آب های سطحی و زیرزمینی وجود نداشته باشد، روش پارامتری راه عملی تری برای برآورد ارزش آب می باشد. از طرف دیگر استفاده از الگوهای اقتصادسنجی امکان بهره گیری از توابع مختلف به ویژه توابع انعطاف پذیر را بهتر و راحت تر از روشهای انعطاف ناپذیر فراهم می نماید. البته روشهای غیرپارامتری نیز مزیتهای مربوط به خود را دارند که از آن جمله میتوان به عدم نیاز به انتخاب فرم تابعی در الگوهای خطی غیرپارامتری اشاره کرد (حسین زاد و همکاران، 1383).
برای حداکثر کردن بازده اقتصادی و استفاده بهینه از منابع آب، هزینه تأمین آخرین واحد آب باید برابر ارزش بازده نهایی آب باشد. شرط حداکثر کردن سود حاصل از مصرف آب در کشاورزی ایجاب می کند که تولید کننده تا حدی آب مصرف کند که ارزش تولید نهایی آن برابر قیمتش شود، زیرا به عنوان مثال هنگامی که ارزش تولید نهایی آب بیشتر از قیمت آن باشد، به ازای مصرف هر یک واحد بیشتر از آب، ارزش اضافه شده به تولید بیشتر از هزینه اضافی ناشی از بکارگیری یک واحد بیشتر آب می باشد. بنابراین تولیدکننده به مصرف بیشتر آب ادامه خواهد داد. یعنی در این حالت انگیزه برای مصرف بیشتر آب پدید خواهد آمد. بنابراین مصرف بهینه آب یا شرط تعادل در مصرف آب زمانی رخ می دهد که قیمت آب برابر ارزش تولید نهایی آن(قیمت سایه ای) باشد.
به لحاظ نظری، تولید مقدار معینی محصول تابع مصرف نهاده های مختلف است. اگر yبیانگر مقدار تولید باشد، خواهیم داشت:
(3-1)
که در آن بردار نهاده های متغیر و بردار نهاده های ثابت می باشد. اگر مقدار نهاده ثابت آب با نشان داده شود، ارزش تولید نهایی آب برابر حاصل ضرب تولید نهایی آب در قیمت محصول می باشد که معادل ارزش اقتصادی آب خواهد بود. بنابراین می توان نوشت:
(3-2)
به همین ترتیب مقدار تولید نهایی را می توان از رابطه زیر محاسبه کرد:
(3-3)
کشش تولید آب یا همان درصد تغییرات تولید به درصد تغییرات مقدار آب را می توان از رابطه زیر به دست آورد:
(3-4)
تابع تولید فوق برای اینکه بتواند نظریه تولید نئوکلاسیک ها را نشان دهد باید از مجموعه ویژگی هایی برخوردار باشد. از جمله این ویژگی ها، یکنواختی، تقعر ، ضرورت، محدود و غیر منفی بودن، پیوستگی، دوبار قابل مشتق گیری بودن است (چمبرز، 1988). اشکال تابعی را که تأمین کننده مجموعه خصوصیات ذکر شده باشد می توان یک فرم تابع برای بیان رابطه تولید (3-1) به حساب آورد.
به منظور تخمین تابع تولید قبل از هر چیز لازم است مناسبترین فرم تبعی با توجه به داده های موجود تعیین شود. هر چند به اعتقاد گجراتی(1998)، تعداد پارامترهای کمتر، سادگی تفسیر، سادگی محاسباتی، برازش خوب، قدرت تعمیم دهی و پیش بینی از جمله معیارهای مهم در تعیین الگوی اقتصادسنجی برتر برای کارهای تجربی می باشند. مطابقت و سازگاری علامت ها و مقادیر پارامترهای تابع و کششها با نظریه های اقتصادی نیز از معیارهای مهم در شناسایی الگوی برتر از دیدگاه تامپسون (1988) می باشند. علاوه بر این، براساس نظر تامپسون، در کنار معیارهای مذکور، مطالعات تجربی نیز می توانند راهنمای خوبی برای انتخاب الگوی برتر باشند (حسین زاد و همکاران، 1383).
اما در این مطالعه به منظور انتخاب مناسبترین فرم تبعی با توجه به داده های موجود از آزمون حداقل مربعات مقید به صورت زیر استفاده شده است (گجراتی، 1378).
(3-5)
در رابطه فوق و به ترتیب مقادیر بدست آمده از مدل رگرسیون های مقید و غیرمقید است و N، K و mبه ترتیب تعداد مشاهدات، تعداد پارامترها در رگرسیون غیرمقید و تعداد متغیرهای اضافه شده در مدل غیر مقید می باشد. در مطالعه حاضر به منظور تخمین تابع تولید چغندرقنددانه ای در منطقه مورد مطالعه از دو تابع کاب داگلاس و تابع متعالی استفاده شده است. مدل کاب- داگلاس به عنوان مدل مقید و مدل متعالی غیرمقید در نظر گرفته شد و با استفاده از نسبت F اقدام به تعیین مدل بهتر می گردد. در صورت معنی دارشدن آزمون F ( بر اساس جدول F و درجات آزادی) مدل غیرمقید را می پذیریم.

دسته بندی : علمی