برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

قبل از اینکه به این پرسش پاسخ داده شود، بهتر است جواب این سوال را بیابیم که آیا فصل خصومت و رفع نزاع علت تشریع صلح است یا بیان یکی از حکمتهای آن؟ در پاسخ این پرسش می توان گفت، هر چند در « صلح دعوی» عنصر نزاع، یکی از عناصر لازم برای تحقق عقد است. اما، در اقسام دیگر صلح مانند بدوی، هیچ ضرورتی به عنصر نزاع وجود ندارد و عقد، بدون نزاع هم محقق می شود، چنانکه صاحب جواهر معتقد است : اصل عدم شرط نزاع است و وجود نزاع از شرایط صحت صلح نیست. و یا محقق قمی درباره صلح ابتدائی، تحقق و ترقب نزاع را لازم نمی داند و می گوید: شاید منظور از بودن رفع نزاع، از باب حکمت باشد نه از باب علت. پس، بدین ترتیب در پاسخ به پرسش مطرح شده باید گفت، صلح در غیر مورد دعوی نیز همانطور که فقها استدلال کرده اند، بلااشکال و جایز است و به علاوه برخی عمومات مانند: « اوفوا بالعقود» نیز این گفته را تایید می کند.
حقوق امامیه، این خصیصه عقد صلح، یعنی منحصر نبودن عقد به صلح دعوی را آن طوری که در احادیث متعدد آمده، از اوایل تاریخ اسلام، پذیرفته است و توافقاتی که مورد احتیاج بوده ولی به یاری عقود معین قابل انعقاد نبوده اند یا طرفین نمی خواستند آثار ویژه عقد معین را بدست آورند، به راحتی در قالب عقد صلح می بستند. لذا، قسمت عمده ای از وظیفه ماده 10 ق.م قبل از پذیرش حاکمیت اراده، به یاری عقد صلح به انجام می رسیده است و بیهوده نیست که گفته اند:
«مکتب امامیه از آغاز کار متوجه این امر بوده است و هر گونه تراضی را زیر عنوان صلح و اصطلاح، معتبر شناخته است و صلح و اصطلاح را به منازعه اختصاص نداده است.»
علی رغم فقه امامیه، عقد صل در فقه اهل سنت همواره به مورد نزاع و رفع خصومت اختصاص داشته است و این معنا به خوبی از تعریفهای فقهای اهل سنت از عقد صلح و نوشته های آنان، آشکار می شود. ولی ، بعضی گفته اند: « حنیفه مانند امامیه وجود خصومت را عنصر صلح ندانسته اند.»
گفتار چهارم– در حقوق ادیان دیگر
در گفتار پیش یادآور شدیم، تا آنجا که تاریخ حکایت می کند، به جز پیغمبر اسلام (ص)، پیامبران دیگر الهی و پیشوایان بشر نیز پیروان خود را به صلح و سازش توصیه می کرده اند، اما این سفارشها به نحوی نبوده است که در حقوق اسلام و فقه ما درباره عقد صلح سابقه دارد. یعنی، در ادیان دیگر عقدی به عنوان صلح که یک نوع عقد معین و مستقل باشد، دیده نمی شود.
بررسی پیشینه تاریخی صلح در مذاهب دیگر، ما را به دو هدف نزدیک می کند، نخست اینکه، روشن می شود بین حقوق اسلام و سایر ادیان درباره صلح چه تفاوتهائی وجود دارد و دوم اینکه در می یابیم، در ادیان الهی پیوسته به صلح توصیه شده است. لذا، در اینجا به صلح در ادیان الهی و با سابقه که در اصل 13 قانون اساسی ما هم شناخته شده اند، اشاره می کنیم و در این راستا، ابتدا صلح را در دین زرتشت و سپس در مذهب یهود و آنگاه در دین مسیح بطور موجز، مطالعه خواهیم کرد.
بند اول : دین زرتشت
بنا بر یک نظریه، عقیده اوستا شناسان این است که زمان اتور زردشت را یکهزار تا یکهزارو هفتصد و پنجاه سال قبل از میلاد دانسته اند. مطمئن ترین بخش اوستا، (کتاب زرتشت) را گاتها تشکیل می دهد. در نوشته ای از این پیامبر درباره صلح نقل شده است که: « اوتور زرتشت بیشتر به جنبه اخلاقی مردم توجه دارد، او می خواهد همه افراد بشر برادر و کنار هم با صلح و صفا و محبت زندگی کرده و به یکدیگر مهر ورزند او خوشبختی را خوشبخت کردن دیگران می شناسد.» و در جای دیگر گفته است: « شما باید صلح را همچون افزار جنگهای نوین دوست بدارید و اندک زمان آشتی را بر سالها مدارا و چاپلوسی بگزینید.»
آنچه راجع به اهمیت صلح در دین زرتشت اشاره کردیم، در ادیان دیگر آسمانی خصوصاً انجیل و تورات (عهد عتیق)، به نحو مفصل تری دیده می شود و به شهادت کتابهای یاد شده صلح از قدیم موضوعیت داشته و همه ادیان و قبیله ها با هر عقیده و شعاری به آن احترام می گذاشتند، بطوری که در هیچ دوره ای دیده نمی شود که صلح مورد نکوهش و انتقاد قرار گرفته باشد. اما، به مرور زمان صلح دارای مقررات روشن تر و مشخص تری گردیده، تا جایی که در شریعت اسلام و خصوصاً مذهب امامیه، این عقد به سر حد کمال خود رسیده است.
بند دوم: دین یهود
تورات، کتاب موسی بن عمران (ع) پیغمبر بنی اسرائیل (یهود) از اسفار پنجگانه، پیدایش، خروج، لاویان، تثنیه و اعداد تشکیل شده است. دین موسی (ع) از جمله ادیانی است که به لحاظ داشتن کتاب تورات یا عهد عتیق، دارای قوانین محکم و مدون است. در کتاب قانون معروف به قانون نامه، هوشن مشپات (یکی از علمای مقبول العامه بنی اسرائیل) صلح را عقد مستقل ندانسته و به لغت (پشارات) به کسر (پ) در موارد ذیل متذکرگردیده است: 1. در دعاوی حقوقی اگر دعوی به موجب مستند اقامه شود و در رسیدگی منتهی به حاکمیت مدعی گردد قاضی موظف است که از مدعی خواهش نماید که دعوی را به صلح خاتمه داده و مدعی به را تقلیل دهد و اگر دعوی بدون مدرک و به استناد شهود اقامه شود یا مدارک ارائه شده مورد انکار مدعی گردد قاضی مکلف است قبل از رسیدگی صلح نموده و سعی نماید حتی القوه دعوی را به صلح خاتمه دهد…» و یا در جای دیگر درکتاب عهد عتیق می خوانیم:
« چون به شهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمایی آن را برای صلح ندا بکن و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازه ها را بر تو بگشاید آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند بتو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند. و اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند پس آن را محاصره کن….»
بند سوم: دین مسیح
حضرت عیسی (ع) پس از حضرت موسی (ع) ظهور کرده است. بنابراین، با توجه به سیر تکاملی جهان و تأخر آیین آسمانی مسیح، این مذهب می تواند از جهتی مکمل دین یهود باشد. ولی ، اناجیل اربعه که کتاب آسمانی حضرت عیسی (ع) است، از زبان خودآن حضرت نیست و بر حسب اظهارات حواریون، از قول حضرت مسیح منتشر شده و در دسترس مردم قرار گرفته است.
علاوه بر این، آن طوری که مشهور است بین آنها اختلاف زیادی دیده می شود. ولی، قدر مسلم این است که دین حضرت عیسی (ع) بر اخلاق و صلح بنا گردیده و در امور قضایی و مدنی و اجتماعی، مردم را به صلح طلبی و مسالمت دعوت کرده است. حتی، برای اینکه خصومت و دشمنی از جامعه دور شود، آن حضرت به پیروانش دستور می دهد که اگر مورد تعدی و آزار هم قرار گرفتند، از مقابله به مثل با متجاوزین خودداری نمایند.
در اینجا برای آشنایی بیشتر با اهمیت صلح در مسیحیت به نمونه هایی از آن گفته ها اشاره می کنیم:
هنگام تولد عیسی مسیح (ع) در بیت لحم فرشته ها … همه با هم سرود می خواندند و خدا را شکر می کردند، سرودشان این بود: « در آسمانها خدا را جلال باد و بر زمین، میان مردمی که خدا را خشنود می سازد، صلح و صفا برقرار باد…» و یا در جایی دیگر درباره حضرت عیسی (ع) گفته اند: « مسیح پیوند صلح و دوستی ماست» علاوه بر این، حواریون آن حضرت در نامه هایی که بر اشخاص و ممالک می نوشتند و این نامه ها نوعی تفسیر احکام حضرت عیسی (ع) به شمار می رفت، مردم را به آشتی و سازش دعوت می کردند.
با آشنایی مختصری که راجع به صلح در مذهب اقلیتهای دینی کشورمان پیدا کردیم، ذکر این نکته ضروری است که هر چند امروزه پیروان مذاهب زرتشتی و کلیمی زیاد نیستند و به صورت پراکنده در بعضی از کشورها به سر می برند. اما، مسیحیان عموماً در جوامع منظم و مقتدر زندگی می کنند.
با این حال نظام سیاسی و حقوقی این کشورها از قوای روحانی و مذهب جدا شده و مستقل است. بنابراین، قوانین و مقررات این کشورها با احکام مذهب مسیحیت رابطه چندانی ندارد، در نتیجه قوانین موضوعه هر کشور مسیحی علاوه بر اینکه با مقررات شرع مسیح (ع) معمولاً ارتباطی ندارد، ممکن است با قوانین و مقررات کشور مسیحی دیگر متفاوت باشد. به همین جهت، درباره صلح نیز، اگر مقرراتی در بعضی از کشورهای مسیحی نشین دیده می شود، ارتباطی با مقررات مذهبی آنان ندارد، بلکه قانونگذاران (در کشورهای دارای حقوق نوشته) با توجه به نیاز جامعه، قوانینی را در این خصوص تدوین کرده اند. مثل اینکه در ماده 2044 به بعد قانون مدنی فرانسه
بند چهارم : نظر کتاب و احادیث و فقها راجع به عقد صلح
معمولاً از پدیده هایی مانند: قانون، عرف و عادت، رویه قضایی و نظریه علمای حقوق (دکترین)، به عنوان منبع علم حقوق اسم برده می شود و در فقه اسلامی، هر چند منبع اصلی حق و تکلیفف خداوند است. مع ذلک، از نظر قابلیت استناد برای اثبات حقوق و تکالیف، با آنچه در علم حقوق دیده می شود، قدری متفاوت است، به طوری که این منابع در نزد فقیهان امامیه عبارت است از: قرآن، سنت ، عقل و اجماع؛ و در فقه اهل سنت علاوه بر کتاب و سنت و اجماع، قیاس نیز به عنوان منبع دیگر حقوق اسلام، پذیرفته شده است. ( هر چند علمای عامه، تا حدودی به عقل نیز به عنوان منبع فقه اعتقاد دارند.)
تردیدی نیست که قرآن مجید در تمامی فرقه های اسلامی از منابع مسلم فقهی به شمار می رود، این معجزه جاویدان پیامبر اسلام (ص)، مجموعه ای است که خداوند به وسیله آخرین فرستاده اش، برای بندگان نازل نموده و هم اکنون به عنوان دلیل اول و اصلی مأخذ استنباط قوانین الهی و قواعد حقوقی، در اختیار مسلمانان است.
برای مشروع بودن عقد صلح نیز مانند بعضی عقود دیگر به آیات قرآن کریم استناد شده و این کتاب الهی به عنوان یکی از منابع عقد صلح به شمار رفته است. بنابراین، برای فهم بهتر و بیشتر قانون مدنی ما درباره عقد صلح، مناسب است قبل از بررسی احادیث معصومین (ع) و اشاره به نظر برخی از فقهای جعفری (امامیه) و اهل سنّت، ابتدا آیاتی از قرآن مجید را در این خصوص مورد عنایت قرار دهیم.
دسته بندی : علمی