برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

وستوبای و همکاران (1989) مدل وضعیت حال و انتقال را ارائه کردند که استفاده از مدل توالی مرتع را در مناطق خشک و نیمه خشک نفی می کند. در این مدل وضعیت حال عبارت است از پوشش گیاهی ویژه ای که قطعه زمینی را اشغال کرده و ممکن است تحت شرایط ویژه ای طی گذشت زمان از حالت موجود به وضعیت باثبات دیگری انتقال یابد. بنابراین بر روی یک قطعه زمین، وضعیت های مختلفی قابل مشاهده است .
فروست و اسمیت (1991) اظهار می دارند منطقی به نظر می رسد که درجات وضعیت مرتع باید منعکس کننده تولید فعلی مرتع نسبت به پتانسیل ذاتی آن که به وسیله اقلیم، خاک و موقعیت توپوگرافی تعیین می شود باشد.
پامووهمکاران (1991) در تحقیقی که در گراسلندهای بیابانی جنوب نیومکزیکو صورت گرفت دو روش کلیماکس کمی و آنالیز خوشه ای را مورد مقایسه قرار دادند هر دو روش سه کلاس وضعیت تعریف کردند که بر مراحل توالی منطق می باشد. عملکرد روش آنالیز خوشه ای بسیار دقیق تر از روش کلیماکس کمی است به عنوان مثال در این روش ارزیابی ها با چندین آنالیز جداگانه انجام می شود، با این حال روش آنالیز خوشه ای بسیار پیچیده تر از روش کلیماکس کمی است و ممکن است برای اهداف مدیریتی محدود کننده باشد.
تدمن و همکاران (1991) با بررسی رابطه ثبات و پایداری پوشش گیاهی و تولید محصول با تغییرات وضعیت مرتع در نیومکزیکو، اظهار داشتند که وضعیت پوشش و تولید محصول به تغییرات وضعیت مرتع وابسته است و با بهبود وضعیت مرتع ثبات پوشش و تولید محصول افزایش یافته و با سیر قهقرایی مراتع از میزان تولید کاسته می شود وپوشش گیاهی دچار تغییر و بی ثباتی می شود.
بوسچ و بویزن (1992) یک مدل کامپیوتری جهانی برای تعیین وضعیت و ظرفیت گراسلندهای غربی استرالیا طراحی کردند. این روش برای مراتع با گونه های گیاهی کمزی و فصلی (متناسب با اقلیم خشک و بیابانی ) طراحی شده است. فاکتورهایی مانند بیوماس، پوشش گیاهی تیپ و کاربری اراضی که به عنوان داده های پایه برای محاسبات مختلف در این مدل به کار می رود، در مناطق مختلف و متناسب با شرایط قابل تغییرمی باشد. با استفاده از این سیستم ارزیابی کمی وضعیت و ظرفیت مرتع حتی در صورت عدم وجود اطلاعات کافی و نیز عدم وجود داده های عددی و کمی امکان پذیر می باشد.
روزنزویگ (1995) ارتباط تنوع و حاصلخیزی را مورد ارزیابی قرار دادند و پی بردند با افزایش حاصلخیزی ،تنوع ابتدا افزایش و سپس کاهش می یابد.
انجمن ملی تحقیقات آمریکا (1994) روشی پیشنهاد کرد که در آن ارزیابی وضعیت مرتع با هدف تعیین میزان سلامت آن صورت می گیرد. در این روش بر اساس 17 شاخص کیفی، سه ویژگی اکوسیستم شامل خاک و پایداری رویشگاه، عملکرد هیدرولوژیک و سلامت موجودات زنده ارزیابی و مرتع به سه طبقه سالم، در معرض خطر و غیرسالم طبقه بندی می شود. 17 فاکتور کیفی به کار رفته در این روش که نسبت به پتانسیل شان در داخل رویشگاه های اکولوژیکی سنجیده می شوند عبارتند از : شیارها، شبکه جریان آب، ستون ها و تراس ها، خاک لخت، گالی ها، فرسایش بادی و مناطق رسوبگذاری، حرکت شن های روان، مقاومت خاک نسبت به فرسایش، فرسایش سطح خاک، رکیب گیاهان نسبت به نفوذپذیری، را کم خاک، ساختمان و عملکرد گروه های گیاهی، مرگ و میر گیاهان، میزان لاشبرگ، تولید سالیانه، گیاهان مهاجم و ظرفیت تولید.
هدی و چیلد (1994) مهمترین فاکتور به کار رفته در ارزیابی وضعیت مرتع را ترکیب گیاهی معرفی می کند و عوامل دیگر را پوشش سطح خاک، فرسایش و تولید می داند.
جامعه مرتعداران آمریکا (1995)، وضعیت مرتع شاخص ثابتی از تنوع زیستی، حد نهایی فرسایش، سیکل غذایی، ارزیابی گونه های حیات وحش و تولید در همه اراضی مرتعی نیست و مفهوم رایج وضعیت مرتع که براساس مراحل توالی می باشد معیار مناسبی برای ارزیابی مراتع نمی باشد. این مجمع مفاهیم جدیدی برای ارزیابی وضعیت مراتع ارائه کرد. طبق این مفاهیم خاک به عنوان اصلی ترین منبع فیزیکی مهم در هر رویشگاه اکولوژی فرض می شود و در صورتی که خاک در یک رویشگاه اکولوژیکی فرسایش یابد، پتانسیل سایت نیز تغییر خواهد کرد.
تانگوی (1995) روش ارزیابی خصوصیات خاک را برای تعیین وضعیت رویشگاه های مرتعی بوته زار و علفزار استرالیا ارائه نمود.
یوگانگ و همکاران (1998) رابطه بین تنوع گونه ای و وضعیت گراسلندها را در 8 سایت مرتعی با محدوده های چرایی و وضعیت های متفاوت بررسی کردند و وضعیت مراتع را با استفاده از روش های استاندارد از فقیر تا عالی ارزیابی نمودند. نتایج نشان داد که رابطه بین تنوع و وضعیت مرتع به صورت نموداری منحنی شکل بوده و تغییراتی در حدود 66/0 تا 85/2 را نشان می دهد که از حالت فقیر تا خوب به صورت افزایشی و از خوب تا عالی سیر کاهشی دارد.
کلی و مارک (2001)نقش گونه های گیاهی نادر را در عملکرد اکوسیستم مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که ،کاهش تنوع در اثر حذف این گونه ها ،استقرار گونه های خشکی پسند و بی ارزش را بدنبال خواهد داشت.
زدلر و همکاران (2001) در تحقیقی تحت عنوان کاربرد روش هایی برای ارزیابی وضعیت مرتع در اراضی خشک شمال شرق نامیبیا، دانش بومی را در تعیین وضعیت مرتع و ارزیابی آن یادآور شدند.
ریچی و همکاران (2002) با استفاده از فن آوری لیزری، وضعیت مراتع را ارزیابی کردند و خاطر نشان ساختند که چون شاخص های پوشش گیاهی و ویژگی های سطح زمین کلیدی برای شناخت وضعیت مرتع هستند و عملیات صحرایی و اندازه گیری های زمینی این شاخص ها مشکل و وقت گیر هستند، لذا اسکن کردن این شاخص ها توسط سیستم های ارتفاع سنج لیزری می تواند روشی میانبر و پر سرعت برای اندازه گیری این شاخص ها باشد.
رالف (2002) رابطه اکولوژیکی بین گیاهان سمی و وضعیت کیفی مرتع را در مراتع غرب آمریکا مورد مطالعه قرار داد. نتایج این تحقیق نشان داد که گیاهان سمی با کاهش درجه وضعیت مراتع افزایش می یابند و با بهبود وضعیت مراتع بسیاری از گیاهان سمی کاهش یافته و علوفه بیشتری برای دام ها مهیا می گردد.
جاسپر و همکاران (2003) تاثیر سطوح مختلف تنوع را بر هجوم گونه های غیر بومی به داخل گراسلندها ،مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند ،تنوع باعث جلوگیری از تهاجم شده، و کاهش آن هجوم گونه های غیر بومی را در بر خواهد داشت.
توسی و همکاران (2004) برای ارزیابی وضعیت اراضی مرتعی جنوب ارومیا در اتیوپی از روشی استفاده کردند که در آن ارتباط بین خاک، گیاهان علفی و چوبی بررسی شد. در این روش تکرار و تراکم گیاهان چوبی در 123 پلات 500 مترمربعی مشخص شد. همچنین درجه ترکیب گونه های گراس، پوشش سطحی، لاشبرگ، تعداد نهال های حاصل از بذرافشانی گراس ها، توزیع سنی گیاهان، فرسایش خاک و فشردگی و تراکم آن در 615 زیر پلات 25/0 مترمربعی ثبت شد. سپس ارتباط بین درجه وضعیت مرتع و بیوماس علوفه تولیدی، درصد خاک لخت و تکرار و تراکم و درصد پوشش گیاهان چوبی با استفاده از روش آنالیز خوشه ای چندگانه مشخص شد، نتایج نشان دادند که میزان گیاهان چوبی مرتع با درجه وضعیت مرتع، ترکیب بتانیکی و پوشش سطحی گراس ها ارتباط معکوس دارد.
2-3- جمع بندی
با توجه به تحقیقات بالا نظرات متفاوتی در مورد روش تعیین وضعیت مرتع ارائه شده است . لذا باید با توجه به امکانات موجود، سرعت عمل و دقت کار روش مناسبی را برای تعیین وضعیت مرتع در منطقه طرح انتخاب کرد. با مروری در تحقیقات فوق مشخص می شود که برای تعیین وضعیت مرتع در مناطق مختلف با وجود شرایط مختلف اقلیمی ،توپوگرافی،پوشش گیاهی و … باید روش مناسب با منطقه را انتخاب کرد و نمی توان گفت که یک روش در تمام مناطق جوابگوی تعیین وضعیت مرتع است. تنوع نیز در
دسته بندی : علمی