برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

روش چهار فاکتوری توسط سازمان جنگل بانی آمریکا برا ی تعیین وضعیت مرتع در مناطق نیمه خشک طراحی شده است و در این روش چهار فاکتور مورد نمره دهی عبارتند از خاک ( فرسایش و بقایای گیاهی )، پوشش گیاهی( درصد تاج پوشش زنده )، ترکیب گیاهی و بنیه و شادابی گیاهان. دامنه نمره دهی در این روش 50 امتیاز است و از مزایای این روش ساده بودن روش نمره دهی در آن و همچنین توجه کمتر به مرحله کلیماکس و تولید مرتع می باشد. از معایب این روش اختصاص داشتن به مناطق نیمه خشک می باشد ودرصورتی که تاج پوشش گیاهی بیشتر از 50 درصد باشد نمره پوشش گیاهی فقط 10 می باشد و این مشکل در اکثر برداشتهای صحرایی منطقه طرح نیز مشاهده می شود ، زیرا پوشش گیاهی منطقه در سه منطقه بحرانی،کلید و مرجع بیش از 50 درصد می باشد.
در پارامتر بررسی ترکیب گیاهی بیشتر روی گرامینه ها و گیاهان خوشخوراک بحث می کند و در مناطق بوته زار این امر باعث کاهش امتیاز وضعیت مرتع می شود(مهدوی1384). با توجه به این روش وضعیت مرتع در سه منطقه بحرانی،کلید و مرجع به ترتیب : ضعیف،خوب وخوب بدست آمده است.
5 -4- روش شش فاکتوری
این روش نیز توسط سازمان جنگلبانی آمریکا طراحی شده است و در این روش شش عامل پوشش تاجی، ترکیب گیاهی، حفاظت خاک، تولید علوفه، قدرت گیاهی و فراوانی لاشبرگ مورد بررسی قرار می گیرد و دامنه نمره دهی بین 0 تا 100 امتیاز می باشد. از مزایای این روش برای منطقه فوق در نظر گرفتن پوشش بالای 50 درصد در منطقه هست و با توجه به اینکه در اکثر ترانسکتها، پوشش بیش از 50 درصد است این شاخص به خوبی نمره دهی می شود . از طرفی با توجه به اینکه تولید کلیماکس در مناطق قرق در منطقه وجود دارد لذا می توان درصد تولید را به خوبی در سایر مناطق طرح مقایسه و نمره دهی کرد.
از معایب این روش در این منطقه می توان به زمان بر بودن شاخص ها در پلاتها را نام برد (مهدوی1384). با توجه به این روش وضعیت مرتع در منطقه بحرانی: ضعیف، کلید: متوسط و مرجع : متوسط بدست آمده است.
5 -5- روش ارزش مرتع
روش ارزش مرتع ابتدا توسط صفائیان در غرب کشور و در مراتع زاگرس جهت بررسی وضعیت مرتع مورد آزمایش قرار گرفت و د ر مراتع شمال کشور نیز این روش برای تعیین وضعیت و ظرفیت مرتع مورد استفاده قرار گرفت(صفائیان 1980). در این روش برای هر گیاه براساس فاکتورهایی چون خوشخوراکی، ارزش غذایی، قوه نامیه، ضریب برداشت مجاز، درصد زادآوری، میزان مصرف گیاه توسط دام، درصد ترکیب گیاهی منطقه، حفاظت خاک، تولید لاشبرگ، نظر کارشناس،نظر دامدار و منابع مدون موجود امتیازاتی بین صفر تا 10 تعیین می شود و در نهایت با استفاده از فرمول نمره نهایی مرتع محاسبه می شود و وضعیت مرتع مشخص می شود در این روش نیز دامنه امتیاز دهی بین صفر تا 50 می باشد و امتیاز بالاتر از 51 جزو مراتع عالی محسوب می شود( صدقی1385) در بررسی و انتخاب مناسب ترین روش تعیین وضعیت و ظرفیت در مناطق خشک و بیابانی یزد، روش ارزش مرتع را مناسب تر از سایر روشها معرفی کرد. سلیمانی(1384) نیز در انتخاب مناسب ترین روش تعیین وضعیت مرتع براساس شاخص تولید در مراتع کبیر کوه زاگرس.روش ارزش مرتع را در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب بهتر از سایر روشها دانست. مریدی(1384) در تحقیقی تحت عنوان ،رابطه تنوع تولید و وضعیت در گرسلندها و بوته زارهای زاگرس، روش ارزش مرتع را مناسب گراسلندهای مناطق مرطوب ندانست. خطیبی (1384)،در نگرش اکولوژیک در ارزیابی مراتع تفتان، روش ارزش مرتع را برای مراتع تفتان مناسب تر از سه روش دیگر معرفی کرد.مهدوی (1384) در تحقیق خود در مقایسه برخی روش های تعیین وضعیت مرتع به منظور انتخاب مناسب ترین روش برای مراتع شمال شرق ایران،روش ارزش مرتع را به دلیل سهولت در کار،سرعت عمل و مشخص کردن تنوع و تولید مناسب ترین روش شناخت. گرگین(1383)، در تحقیقق خود تحت عنوان استراتژی مدیریت بهره برداری پایدار براساس اصول اکولوژیک در کمازاران سارال کردستان ،در مقایسه با روش چهار فاکتوری ،روش ارزش مرتع را مناسب تر معرفی کرد. ثابت پور(1382) در بررسی رابطه وضعیت و ظرفیت مراتع ییلاقی جواهرده ،روش ارزش مرتع را مناسب تر از روش شش فاکتوری دانست. معیارهای اکثر این افراد در انتخاب این روش سهولت در اجرا، معیوب بودن سایر روشها در منطقه مورد مطالعه ، نداشتن تولید کلیماکس در منطقه (مورد نیاز در روش شش فاکتوری) ، و در نظر گرفتن تمام پارامتر های نمره دهی(حفاظت خاک، ارزش گیاه، تولید،تاج پوشش ، تنوع ) در روش ارزش مرتع است.
.از مزایای این روش می توان :طراحی براساس توان رویشگاه، سادگی در اجرای آن در شرایط مختلف کشور ،ارزش مرتعی گیاهان و ارزش خوشخوراکی گیاهان بر اساس شرایط اقلیمی و اکولوژیکی منطقه مشخص می شود.در این روش برآورد شاخص ها کاملاً کمی بوده و نظرات کارشناس در آن دخالت ندارد،در این روش همزمان با تعیین وضعیت ،ظرفیت چرایی مرتع مشخص می شود و نیاز به قطع و توزین نیست( صدقی1385).
از معایب روش ارزش مرتع می توان به توجه زیاد این روش به درصد تاج پوشش گیاهی اشاره کرد و و هچنین تغییرات خوشخوراکی گیاهان در مناطق مختلف و تیپ های گیاهی تغییر می کند و تشخیص خوشخوراکی و ارزش مرتعی گیاه نیاز به مطالعات دقیق تر دارد. در بخش مشخص کردن بالاترین نمره خوشخوراکی در یک منطقه ممکن است در طول ترانسکت های برداشت شده فقط یک گیاه خوشخوراک فقط یک بار با ترانسکت برخورد کند و در این صورت با وجود اینکه شاخص خوشخوراکی در اکثر گیاهان کمتر از متوسط خوشخوراکی گیاهان مرتع می باشد ولی بالاترین نمره در این بخش به فرمول داده می شود.
5 -6- رابطه وضعیت مرتع با درصد تاج پوشش
با در نظر گرفتن درصد تاج پوشش به عنوان متغییر مستقل و روشهای تعیین وضعیت به عنوان متغیرهای وابسته ،مشخص شد که رابطه ارزش مرتع با تاج پوشش در سطح 1 درصد معنی دار است لذا وابستگی زیاد این روش را به درصد تاج پوشش نشان می دهد. با تغییرات درصد تاج پوشش نمره وضعیت مرتع نیز تغییر زیادی می کند.
5 -3- 1- رابطه وضعیت مرتع با تنوع
با در نظر گرفتن تنوع به عنوان متغییر مستقل و روشهای تعیین وضعیت مرتع به عنوان متغیرهای وابسته ، مشخص شد که شاخص تنوع سیمپسون با روش چهار فاکتوری و شش فاکتوری معنی دار است و لذا می توان نتیجه گرفت که تنوع در این دو روش تاثیر گذار می باشد و بالا رفتن میزان تنوع وضعیت مرتع نیز بهتر خواهد شد. روش ارزش مرتع نیز با این شاخص رابطه معنی داری ندارد.این نشان میدهد که شاخص تنوع سیمپسون ارتباطی با بالا رفتن وضعیت مرتع در روش ارزش مرتع ندارد.
شاخص تنوع شانون نیز با هیج یک از روشهای فوق رابطه معنی داری ندارد و شاخص مکینتاش با روش شش فاکتوری و ارزش مرتع معنی دار دارد . مریدی (1384)شاخص مکینتاش را بهترین شاخص جهت ارزیابی تنوع در ارتباط با تولید در مراتع بوته زار معرفی کرد.اما با توجه به اینکه تیپ اصلی منطقه بوته زار می باشد و با توجه به اینکه غنا ی گونه ای در منطقه بحرانی بیشتر از سایر مناطق داشته لذا نمی توان این شاخص را برای تعیین وضعیت معرفی کرد . اما شاخص سیمپسون رابطه بهتری با تعیین وضعیت در این مناطق داشته است و با توجه به اینکه با توجه به این شاخص میزان تنوع در منطقه کلید و مرجع کمتر از منطقه بحرانی بوده است ،لذا رابطه معنی دارتری با وضعیت مرتع دارد.
مریدی (1384) معتقد است که تناقض در یافته های موجود بر سایر فاکتورهای دخیل در این رابطه از جمله بارندگی،خاک،توپوگرافی،ترکیب گیاهی و مراحل توالی است . بهاتاری و همکاران (2004) در اثبات مسئله ای تحت عنوان مدل کوژی شکل معتقد است که در آغاز مراحل توالی تنوع و بیوماس افزایش می یابد و رابطه مثبت بین این دو عامل وجود دارد،در حالی که در اواخر مراحل توالی ،بیوماس افزایش و تنوع کاهش می یابد. این توسط محقق فوق به اثبات رسیده است.
نتایج حاصل از مقایسه روشهای مختلف تعیین وضعیت با استفاده از شاخص تنوع سیمپسون مشخص شد که روش چهار فاکتوری و شش فاکتوری در مراتع منطقه طرح مناسب تر از روش ارزش مرتع می باشد . و طبق این دو روش وضعیت مرتع در منطقه بحرانی ضعیف می باشد و در منطقه کلید و مرجع در روش چهار فاکتوری وضعیت مرتع خوب و در روش شش فاکتوری متوسط بیان شده است. و با توجه به اینکه شاخص توع سیمپسون با روش شش فاکتوری در سطح 53 درصد همبستگی دارد و همچنین در منطقه تولید کلیماکس در منطقه مرجع(قرق اداره حفاظت محیط زیست)وجود دارد و همچنین درصد تاج پوشش بیش از 50 درصد می باشد لذا روش شش فاکتوری بر روش های فوق ترجیح داده می شود.ضمناً روش چهار فاکتوری در پوشش های بالای 50 درصد جوابگو نمی باشد چون برای مناطق خشک و نیمه بیابانی طراحی شده است( مقدم 1377).
پیشنهادات:
1) توصیه می شود در محاسبه وضعیت مرتع تنوع و غنا نیز محاسبه شود .تا در تعیین وضعیت مرتع دقت بیشتری اعمال گردد.
2) با توجه به اینکه روش ارزش مرتع روش بسیار کاربردی می باشد و بیشتر شرایط حال مرتع را برای تعیین وضعیت انتخاب می کند، با پاره ای تغییرات در بخش درصد تاج پوشش و خوشخوراکی (بالاترین نمره گیاه خوشخوراک ) می تواند روش نسبتاً مطلوبی در مقایسه با سایر روشها در کشور باشد .
دسته بندی : علمی