پایان نامه های سری اول

مقاله – توبه در قصاص- قسمت ۲۷

۵ـ اگر کسی که آسیبی به عضو دیگری وارد آورد و مجنی علیه بمیرد و معلوم نباشد که مرگ در اثر جنایت بوده است یا خیر، قصاص نفس ثابت نمی شود. زیرا سبب آن مشکوک است ولی حق قصاص عضو وجود دارد.
۶ـ با وسیله کند که جز با تلاش زیاد نمی برد و نمی کشد، قصاص انجام نمی گیرد ولی اگر کسی مرتکب این امر شود، جز گناه چیزی بر عهده او نیست.
۷ـ اگر قصاص عضو سرایت کند، قصاص کننده ضامن نخواهد بود به عبارت دیگر قصاص کننده ضامن سرایت قصاص نیست به شرط آنکه از حق خود تعدی نکرده باشد که در این صورت نبست به مقدار زاید قصاص می شود یا دیه می پردازد.
۸) تمامی وارثین ترکه، حق قصاص را به ارث می برند، مگر زن و شوهر».[۳۲۵]
در قصاص عضو، اولی آن است که از امام اذن بگیرند. زیرا در قصاص عضو غرض شارع آن است که با اجرای قصاص جانی زنده بماند.
جمعی از فقها گفته اند: مطلقاً واجب است که در اجرای قصاص از حاکم اذن گرفته شود و اگر صاحب حق مستقلاً بدان اقدام کند تعزیر می شود.
اگر اولیای دم چند نفر باشند، اجرای قصاص منوط به اذن همگی آنها است، خواه حاضر باشند یا نباشند. چون همه آنها در تسلط و حکومت بر جانی برابر و حق میان آنها مشترک است، لذا بعضی از ایشان نمی توانند آن را استیفا کنند.
قصاص برای تشفی یافتن اولیاء دم است و اگر بعضی از اولیای دم اقدام به قصاص کند این غرض حاصل نمی شود.
از اولیای دم آنان که حاضرند می توانند قصاص را اجرا کنند بدون آنکه منتظر آمدن غائبین بشوند یا از آنان اذن بگیرند و در این صورت نسبت به سهم های سایرین از دیه ضامن هستند.
اگر پدر و بیگانه با مشارکت هم فرزند را به قتل برسانند، شخص بیگانه قصاص می شود و پدر نیمی از دیه را به او رد می کند.
اگر جانی زن باردار باشد، تا زمان وضع حمل قصاص نمی شود.
اگر کسی که مرتکب قتل عمد شده هلاک شود:
«۱ـ اگر مال داشته باشد: از مال او دیه برداشته می شود.
۲ـ اگر مال نداشته باشد:
خویشان او به ترتیب نزدیکی و قرب به قاتل دیه را می پردازند».[۳۲۶]
مواد ۳۴۷ و ۳۵۹ قانون ۱۳۹۲ به ترتیب مقرر می دارند:«صاحب حق قصاص در هر مرحله از مراحل تعقیب، رسیدگی یا اجرای حکم می تواند به طور مجانی یا با مصالحه، در برابر حق یا مال گذشت کند.»؛«در موارد ثبوت حق قصاص، اگر قصاص مشروط به رد فاضل دیه نباشد، مجنی علیه یا ولی دم، تنها می تواند قصاص یا گذشت نماید و اگر خواهان دیه باشد، نیاز به مصالحه با مرتکب و رضایت او دارد».
بند اول: احکام قصاص در دین یهود
«انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت هر که خون انسان ریزد خون خود وی بدست انسان ریخته شود، زیرا خدا انسان را به صورت خود ساخت … و خداوند موسی را خطاب کرد گفت بنی اسرائیل را خطاب کرده و به ایشان بگو چون شما از اردن سرزمین کنعان عبور کنید آنگاه شهر ما را برای خود تعیین کنید تا شهر ما ملجاء برای شما باشند تا هر قاتلی که شخصی را سهواً کشته باشد به آنجا فرار کند». و بعد به این ترتیب آیات ادامه می یابند که ۱۵: این شش شهر برای شما ملجاء باشد (۱۶) قاتلی که شخصی را سهواً کشته باشد به آنجا فرار کند و اگر او را با آلت آهنین زد و مرد او قاتل است. (۱۷) و قاتل البته کشته شود و اگر او را با دست خود به سنگی که از آن (۱۸) کسی کشته شود بزند تا بمیرد او قاتل است و قاتل البته کشته می شود.
(۱۹) و اگر او را با چوب دستی که با «آن کسی کشته شود بزند تا بمیرد او قاتل است و قاتل البته کشته شود و آیه ۳۰- از همان باب می گوید: هر که شخصی را بکشد پس بگو قاتل ای شاهدان کشته شود و هیچ فدیه بعوض جان قاتلی که مستوجب قتل است می گیرید بلکه او البته کشته شود.[۳۲۷]
بنابراین در تورات به قصد مرتکب اهمیت داده شده به طوری که اگر سهواً قتلی انجام شده باشد مرتکب می تواند به شهرهای ملجا بگریزد و در
«آنجا بماند ولی در صورتی که عمداً مرتکب جرم شود یا آلتی بکار رفته باشد که کشنده باشد قتل عمدی محسوب می شود و قصاص در مورد او اجراء می گردد و صاحبان خون حق گذشت و گرفتن فدیه را نداشته اند».[۳۲۸]
بند دوم: احکام قصاص در مسیحیت:
برخلاف احکام دین یهود که قصاص را مقرر داشته بود در مسیحت امر به بخشش و عفو شده است و می گوید: شنیده اید که، گفته شده است چشمی به چشمی و دندانی به دندانی …
لیکن من به شما می گویم با شریر مقاومت مکنید بلکه هر که بر رخساره راست تو طپانچه زند دیگری را نیز بسوی او بگردان و اگر کسی خواهد با تو دعوا کند و قبای تو را بگیرد عبای خود را نیز بدو واگذار.[۳۲۹]
بطور کلی اخلاقیات مسیحیت مردمان را از کین خواهی و قصاص منع می کند و می گوید: انتقام جوئی از آن من (خداوند است) و من سزای گناهکار را خواهم داد.
بند سوم: قصاص در ایران باستان
از ترجمه کتیبه ما و نوشته هائی که بدست آمده معلوم می شود که در ایران باستان هیچ عملی بدون مجازات نمـی ماند. و مرتکب بسزای اعمال خویش می رسیده است.[۳۳۰]
از کتیبه داریوش در نقش رستم چنین ترجمه شده است:
«داریوش بزرگ می گوید: هر کس آزاری برساند مطابق آزاری که رسانده است؛ تنبیه می کنیم و هرگز اتفاق نیافتاده است که کسی آزاری رسانده باشد و تنبیه نشده باشد».[۳۳۱]
معلوم می شود هر عملی که طبق قانون و سنت جرم محسوب می شده بدون مجازات نبوده است و مجرم به مجازات می رسیده است.
گفتار ششم- هدف از قصاص
بنابراین هدف از اجرای قصاص جلوگیری از خون ریزیهای قبیله ای و محدود کردن مسئولیت به شخص مجرم

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

بوده است و از طرف دیگر بایستی به منظور برقراری عدالت قصاص با رعایت مساوات انجام گیرد و رعایت مساوات بدین معناست که قاتل با مقتول از نظر اسلام و جنسیت برابر باشند و همچنین مقدار قصاص بایستی برابر با جنایت انجام شده باشد.[۳۳۲]
مجازات قصاص، برای حفظ یکی از مهمترین حقوق انسانی، یعنی حق حیات تشریع شده است و حکایت از کمال توجه و نهایت ارج گذاردن به جان آدمی است. از دید گاه اسلام کشتن یک انسان از روی ظلم و تعدی به منزله کشتن تمام انسان هاست، همان گونه که احیای یک انسان به منزله احیای همه انسانها است.[۳۳۳]
بنابراین فلسفه قصاص تامین امنیت جانی در جامعه است.
گفتار هفتم- تاثیر توبه در سقوط قصاص
در قصاص جانی قبل از اینکه جرمش ثابت شود یا قبل از اینکه حکم قصاص در مورد وی به موقع اجرا گذاشته شود توبه نماید؛ آیا حکم قصاص ساقط می شود یا نه؟ علماء معمولاً اشاره ای به این مطلب نکرده اند (شاید به جهت آشکار بودن مبحث) زیرا قصاص از حقوق الناس است و در بحث قصـاص اولیاء دم حق دارند جانی را قصاص نمایند یا مورد عفو قرار دهند.
خداوند می فرماید:
«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً»
کسی که خون مظلومی را به ناحق بریزد، ما به ولی او حکومت و تسلط بر قاتل دادیم.[۳۳۴]
البته نسبت به عذاب اخروی قتل عمدی که خداوند می فرماید
«هر کس عمداً مومنی را به قتل برساند مجازات او جهنم است …».[۳۳۵]

You may also like...