پایان نامه های سری اول

توبه در قصاص- قسمت ۶

گفتار اول – مفهوم توبه در لغت و اصطلاح
یکی از واژگان این تحقیق «توبه» است. که در این قسمت، مفهوم لغوی و اصطلاحی توبه را مورد بررسی قرار می دهیم.
بند اول- مفهوم توبه در لغت:
توبه را در لغت با عبارات گوناگون تعریف کرده اند که همه آنها دارای قدر جامع و مشترکی هستند.
توبه: مصدر((تابَ))، در لغت به معنای اقرار به گناه و مطلق بازگشت و رجوع می باشد. (( عناصر تشکیل دهنده ی توبه ، ماده ی [ت و بٍ] در زبان عربی بر رجوع و بازگشت دلالت دارد.))[۱۰]
توبه از ماده «توب» به معنای «رجوع». یعنی بازگشت است. ابن فارس در معجم مقائیس اللغه می‌گوید: توب، التاء و الواو و الباء کلمه واحده تدل الی رجوع، یقال تاب من ذنبه ای رجع عنه، یتوب الی الله توبه و متابا»؛ یعنی از گناه و عصیان بازگشت؛ یعنی بنده گناهکار با توبه به خدا رجوع می کند.[۱۱]
ابن منظور در لسان العرب، توبه را چنین معنا کرده است: «التوبه، الرجوع من الذنب.»[۱۲]
و حسین بن محمد دامغانی، معروف به فقیه دامغانی می‌گوید: توبه در کلام الله مجید به معنی پشیمانی و گذشت و عفو و بازگشت از هر چیز به کار رفته است.[۱۳]
بند دوم- مفهوم توبه در اصطلاح:
توبه در لغت به معنای بازگشت و در اصطلاح دینی و اخلاقی در معنای بازگشت از گناه می باشد. اصطلاح حقوقی عاملی برای سقوط از مجازات اصلی است که از نظر خبر دادن از حالت درونی است و از نظر درونی انشای حالت جدیدی است؛ یعنی توبه کننده حالت قبلی را تغییر داده و حالت جدیدی را در خود به وجود آورده.
در قرآن کریم اصطلاحاً توبه به دو صورت بیان شده است:
۱- توبه و بازگشت بنده بسوی خداوند، مثل
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهَ نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ یَوْمَ لا یُخْزِی. »[۱۴]
که منظور از توبه انسان، همان بازگشت و ندامت از اعمال خلاف گذشته است.
۲- توبه و بازگشتی که مربوط به خداوند متعال است. مثل «… عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ وَ عَفا عَنْکُمْ. »[۱۵]
که مقصود از توبه خداوند پذیرفتن توبه انسان است که از گذشته سیاه و تاریک خویش، نادم و پشیمان شده و از انحراف و جهل بازگشته است.
بنابراین در قرآن کریم، هر کجا از توبه انسان بحث می‌شود منظور ندامت و پشیمانی از گناهان و معاصی گذشته است و هر کجا سخن از توبه خداوند است، مقصود پذیرفتن توبه انسان و بازگشت به مغفرت و رحمت اوست.
گفتار دوم : مفهوم حد در لغت و اصطلاح
در این گفتار مفهوم مجازاتهای حد در لغت و اصطلاح مورد بررسی قرار می گیرد.
بند اول- مفهوم حد در لغت:
حد در لغت، به معنای ((فاصله، حائل، فارق بین شیاء و منع.))[۱۶]
حدود جمع حد است همانطور که شهید ثانی در کتاب مسالک فرموده اند: حد به معنی منع است.[۱۷]
در مسالک آمده است: حد شرعی هم به همان معنی لغوی است چون مجازات حد مردم را از ارتکاب گناه باز می دارد(منع می کند). فاضل اصفهانی گفته:« حد در اصل لغت به معنی منع است و از این جهت آهن را حدید می گویند چون سخت و حکم است، به دربان حداد هم می گویند چون مردم را از آمدن به داخل جلوگیری می کند.»[۱۸]
حدود جمع حد، و حد در لغت فارسی به معنای حائل و حاجز میان دو چیز، کناره و انتهای چیزی، کرانه، مرز، تیزی و تندی، عقوبت و مجازات شرعی درباره گناهکار و مجرم مثل تازیانه زدن شرابخوار.[۱۹]
بند دوم- مفهوم حد در اصطلاح:
در اصطلاح شرعی حد عبارت است از مجازاتی که به علت ارتکاب جرم مخصوص بر بدن مکلف اجرا می شود و مقدار آن در همه جا از سوی شرع مشخص شده است. قانون مجازات اسلامی از تعریف شرعی پیروی و حد را چنین تعریف کرده:
حد مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس، تعیین شده است.[۲۰]
حد در اصطلاح فقهی در برابر تعزیر قرار دارد و عبارت است از کیفرهای معین شرعیت. حد کیفری است که قانونگذار اسلام به طور دقیق میزان و چگونگی آن را معین کرده است و در اکثر موارد از حقوق جزای اسلامی شمرده می شود. مجازات حدی در مقابل مجازات های تعزیری، قصاص و دیات به کار می رود، فقها در بیان معنی اصطلاحی حد تعاریف مختلفی ارائه داده اند که برخی از آنها را مورد توجه قرار می دهیم.
در مبادی فقه و اصول چنین آمده است: «حد، کیفری است که قانونگذار اسلام، به طور دقیق، میزان و چگونگی آن را معین کرده است و در اکثر موارد از حقوق خدای تعالی شمرده می شود. حق الله بودن بدین معنی است، که از طرف فردی، یا گروهی، قابل اسقاط، نخواهد بود.»[۲۱]
محقق حلی می گوید: هر جرمی که مجازات مقدر و معین داشته باشد حد نامیده می شود. برخی دیگر از فقیهان امامیه در تعریف حد گفته اند: « حد از نظر شرعی عبارت است از مجازاتی که بدن را به درد آورد و سبب آن، ارتکاب گناه خاص است و شارع مقدار آن را معین کرده است.» هر کس حرامی انجام دهد و یا واجبی را ترک نماید در صورت علم و عمد، اگر از آن دسته معاصی که «حد» به آن جاری می شود محسوب شود، محکوم به حد در غیر اینصورت محکوم به تعزیر می شود. و همچنین به معنای مجازاتی مقدر و معلوم، در کتاب یا سنّت است که از سوی شارع برای فرد مجرم و گناهکار، در ارتکاب پاره ای از معا

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

صی خاص، تشریع گردیده است بیان شده. بنابراین امام و حاکم، حقّ تجاوز از آن را ندارند.[۲۲]
در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ (ماده ۱۳) با الهام از بیانات فقهای امامیه در تعریف حد چنین آورده است. «حد، به مجازاتی گفته می شود که نوع، میزان و کیفیت آن در شرع تعیین شده است .»
و در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز در ماده ۱۵ حد را چنین تعریف کرده:« حد مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس، تعیین شده است.»
دکتر گلدوزیان معتقدند تعریف قانون جدید، تعریفی جامع و مانع نیست و برای قصاص و دیه هم قابل اعمال است زیرا موجب و نوع و میزان و کیفیت آنها هم مشخص است.[۲۳]
با توجه به تعاریف فوق مشاهده می شود که تفاوت قابل توجهی بین این دو تعریف وجود ندارد. البته در رابطه با کلمه «موجب» که در تعریف جدید اضافه شده محمد مصدق چنین می نویسد: ( موجب حد که همان جرم ارتکابی است در این تعریف اضافه شده و تعریف جامع تر شده است. ) همچنین اضافه شدن کلمه «اجرای» بعد از کلمه کیفیت در تعریف جدید باعث بهتر شدن تعریف شده است. [۲۴]
دکتر زراعت در رابطه با کلمه شرع می فرمایند: «منظور از «شرع»‌]در تعریف حد[ صرف آیات و روایات شرعی نیست زیرا بسیاری از احکام حدود مستند به اجماع یا نظر مشهور فقهاست. معین بودن نوع و میزان و کیفیت حد در شرع به معنای آن نیست که شارع هیچ حکمی از احکام حدود را مسکوت نگذاشته است بلکه بسیاری از احکام حدود در فقه و قانون مسکوت مانده است که برای پیدا کردن آن ها باید به قواعد عمومی مجازات ها مراجعه کرد.»[۲۵]
به نظر می رسد که تعریف قانون جدید نسبت به قانون قبلی جامع تر است هر چند باز به طور کامل جامع و مانع نیست و می تواند در رابطه با قصاص و دیات نیز قابل اعمال باشد.
گفتار سوم: مفهوم قصاص در لغت و اصطلاح
در این گفتار مفهوم قصاص در لغت و اصطلاح مورد بررسی قرار می گیرد.
بند اول: تعریف قصاص در لغت:
قصاص بر وزن کتاب از برای آن معانی متعدد آمده است. قصاص بضم قاف منتهای روئیدن گاه موی سر از جلو و عقب و خود موی پیشانی.[۲۶]
قصاص بفتح قاف اسم درختی است که زنبور عسل آن را دوست دارد.[۲۷]

You may also like...