برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

بنابراین، شکل گیری نظامی مبتنی بر دمکراسی لیبرال در افغانستان به خودی خود تجربه ای جدا از نظام حکومتی در ایران خواهد بود و نوعی چالش هر چند غیر مستقیم را به ایران تحمیل خواهد کرد. گر چه گمان نمی رود چنین چالشی از شدت بالایی برخوردار شود اما نمی توان انکار کرد که در بلند مدت اگر در افغانستان امتحان مثبتی از خود بدهد، در نحوه نگرش ایرانیان به ویژه در جامعه اهل سنت شرق، تاثیرات خاصی داشته باشد. بنابراین، ایران در هر صورت در مقابل تحولات همسایگانش نمی تواند بی تفاوت باقی بماند. چنان که در گذشته نیز چنین بوده است. تجربه نیز حکایت از آن دارد که وقتی در یک کشور همسایه تحولی چه مثبت و چه منفی روی می دهد، در سرنوشت سایر کشورهای همسایه تاثیرات خاص خود را به صورت کم یا زیاد بر جای خواهد گذاشت. به ویژه آن که عامل تعیین کننده در شکل دهی این ساختار قدرت دمکراتیک لیبرالی، آمریکا خواهد بود که ضدیتش با نظام اسلامی غیرقابل انکار است.
بنابراین، از جمله مبانی امنیتی عراق و افغانستان برای ایران، این است که در دو حوزه حکومت سازی (الگوی حکومتی) و طراحی ایدئولوژی سیاسی از نوع دینی رقیب جدی ایران باشند و این نوعی تهدید علیه ایران است.
البته روشن است که به دلیل مسلمان بودن مردم افغانستان و حضور موثر علمای دینی در ساختار موقت دولت انتقالی حامد کرزای، عنوان جمهوری اسلامی برای افغانستان حفظ خواهد شد. چنان که در پیش نویس قانون اساسی، این عنوان به ظاهر حفظ شده است و حکومت افغانستان رسما جمهوری اسلامی است ولی شک نباید داشت که محتوای حکومت آینده افغانستان اسلامی در سطحی که ایران انتظار دارد نخواهد بود. از این رو، ساختار قدرت در افغانستان را می توان نوعی چالش برای نظامی سیاسی حاکم بر ایران تصور کرد.
2-4- حذف ایران از مسیر خطوط لوله نفت و گاز آسیای مرکزی
درک این موضوع که چرا پاکستان تا بدین حد به مسئله افغانستان علاقه مند است، بدون آن که اهداف استراتژیک این کشور به درستی تحلیل شود، دشوار خواهد بود. یکی از این اهداف پروژه معروف ترانس افغان است. پروژه ترانس افغان هر چند که یک پروژه اقتصادی است که به ظاهر از نیاز کشورهای آسیای مرکزی برای انتقال نفت و گاز حوزه دریای خزر به بازارهای مصرف جهانی ناشی می شود ولی همه واقعیت این نیست. پروژه ترانس افغان در همان حال که یک پروژه اقتصادی است، یک پروژه سیاسی هم هست و در نوع خود رقابت های عمیق و مهمی را در بردارد که ماهیت سیاسی دارند. برای فهم این موضوع باید به واقعیت های متفاوت تر و اهداف بازیگرانی توجه داشت که آشکار و پنهان درگیر چنین رقابتی شده اند. پیش از آن به بررسی کلی آسیای مرکزی می پردازیم.
آسیای مرکزی، بعد از سقوط اتحاد شوروی، بین پنج قومیت بر مبنای دسته بندی دوره کمونیسم تقسیم شد و پنج کشور ترکمنستان، تاجیکستان، قرقیزستان، ازبکستان و قزاقستان اعلام استقلال کردند. در دوره هفتاد ساله حکومت کمونیستی بر آسیای مرکزی، تمامی ارتباطات تجاری– اقتصادی و پیوند های آنها از طریق مسکو برقرار می شد. درست بعد از اعلام استقلال، رقابت ها در سطح منطقه و بین الملل در گرفت. از این رو، مهم ترین موضوع خطوط ارتباطی آسیای مرکزی با دنیای خارج بود. علاوه بر روسیه، مسیرهای چین، پاکستان، افغانستان و ایران به صورت جدی مطرح شدند. فوری ترین نیاز اقتصادی و تجاری آسیای مرکزی با سیاست و منافع بازیگران متعدد برخورد کرد و بحثی را دامن زد که چگونه و از چه طریقی به این نیاز پاسخ داده شود، دو موضوع در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار شد:
اول: مسیرهای طبیعی ارتباطی و صرفه اقتصادی آنها؛
دوم: اهداف آمریکا به عنوان بازیگر فرامنطقه ای.
تمامی صاحب نظران و کارشناسان این واقعیت را قبول دارند که انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی به بازار های جهانی از طریق ایران با صرفه تر، امن تر و مسیر آن کوتاه تر است. به ویژه آن که ایران می تواند از دو طریق به طور همزمان به این نیاز آسیای مرکزی پاسخ دهد. یکی بهره گیری از خطوط لوله های موجود در ایران است که عمدتا در مسیر شمال– جنوب قرار دارند و نفت ایران را از جنوب کشور به پالایشگاه های موجود در مرکز و شمال از اراک و اصفهان گرفته تا تهران و تبریز می رسانند که پس از تصفیه در این پالایشگاه ها، به مصرف مراکز اصلی جمعیتی و بازار مصرف داخلی ایران می رسد؛ دوم مبادله نفت از طریق ((سوآپ)).
این هر دو امکان در مسیر ایران وجود دارد و هیچ کدام از مسیرهای دیگر از این امتیاز برخوردار نیستند. چنان که ایران و قزاقستان در کوتاه ترین زمان ممکن توافق کردند و بخشی از نفت این کشور از طریق سوآپ به ایران تحویل داده می شود و به ازای آن به همان مقدار نفت از جنوب ایران به حساب قزاقستان از پایانه های نفتی ایران تحویل طرف های معامله قزاقستان می گردد. شک نیست که ظرفیت های به مراتب بیشتری از آنچه با قزاقستان عمل شده است، در ایران وجود دارد که متضمن منافع ایران و هر کدام از کشورهای آسیای مرکزی است. مشروط بر آن که زمینه های سیاسی آن نیز آماده باشد.
در ارتباط با خطوط لوله گاز به ویژه درباره گاز ترکمنستان، شرایط بسیار مساعد است. با کمترین هزینه و اتصال لوله های گاز ترکمنستان در فاصله کمی با خطوط لوله گاز ایران در استان گلستان، این کشور می تواند در دو مسیر مشخص به بازارهای بین المللی دست یازد؛ یکی از طریق جنوب و خلیج فارس با بهره گیری از ظرفیت لوله های موجود و احداث شبکه های جدید در صورت نیاز و دیگری مسیر شمال غرب از طریق استان های غربی هم مرز با ترکیه که در آن لوله های مناسب با ظرفیت خوب احداث شده و هم اکنون گاز انتقالی ایران به ترکیه از همین مسیر منتقل می شود. احداث لوله های جدید، در صورت نیاز، با هزینه های کمتر امکان پذیر است؛ چراکه تجربه فنی و امکان سنجی های آن از قبل وجود دارد. در هر گونه محاسبه اقتصادی تردیدی وجود ندارد که ایران مزیت های غیر قابل انکاری برای دسترسی آسیای مرکزی به بازارهای مصرف جهانی دارد. آنچه مانع ایجاد کرده است، ربطی به اقتصاد ندارد و صرفا سیاسی است.
مسیر دوم ترانس افغان است که این پروژه در حقیقت پروژه ای سیاسی– اقتصادی است، سیاسی از این لحاظ که آمریکا به دلیل مشکلاتش با ایران حاضر به پذیرش مسیر ایران نیست. همچنان که آمریکا در مورد بهره گیری از مسیر روسیه نیز دیدگاه کم و بیش مشابهی دارد. گزینه آمریکا که کشورهای آسیای مرکزی را تشویق می کند، مسیر افغانستان و پاکستان است. این مسیر از همان روزهای آغازین اعلام استقلال کشورهای آسیای مرکزی مورد حمایت آمریکا قرار گرفت. به ویژه کشور ترکمنستان، که ذخایر گاز آن امیدوارکننده ارزیابی شده است، تشویق و حتی تحت فشار قرار گرفت که با افغانستان و پاکستان وارد مذاکره شود. پروژه ترانس افغان محصول این گونه تشویق ها و فشارهای توامان است. این مسیر هر چند طولانی است و از مناطق نا امن عبور می کند ولی به دلیل حمایت آمریکا و اروپا عملی ترین مسیر تصور شده است. رادیو ترکمنستان در توجیه سیاسی و اقتصادی این طرح، ترانس افغان را چنین توضیح داده است:
((طرح ترانس افغان به طول 1460 کیلومتر از منطقه دولت آباد ترکمنستان آغاز خواهد شد و از طریق هرات و قندهار در افغانستان به پاکستان خواهد رسید و سالانه 15 میلیارد متر مکعب گاز از طریق آن صادر خواهد شد. ظرفیت آن تا 20 میلیارد متر مکعب در سال قابل افزایش است و پس از 30 سال این خط لوله به مالکیت افغانستان در خواهد آمد و 12 درصد گازی که انتقال می یابد، در داخل افغانستان به مصرف خواهد رسید)).
امضای قرارداد ترانس افغان در جریان سفر ارتشبد مشرف، رئیس جمهور پاکستان و حامد کرزای، رئیس دولت انتقالی افغانستان به ترکمنستان در خرداد 1381 صورت گرفت در همین زمان، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران از کابل گزارش داد که یک سخنگوی دولت کابل اظهار امیدواری کرده است که دولت ایران در قبال این قرارداد سه جانبه بین افغانستان، ترکمنستان و پاکستان منفی نکند.
البته در ظاهر ایران هیچ گونه مخالفتی با امضای توافقنامه سه جانبه پاکستان، افغاستان و ترکمنستان نکرده است اما شک نیست که در باطن چندان نمی تواند راضی باشد، چراکه در هر حال رقابت های پشت پرده ایران و پاکستان و حمایت آمریکا از ترانس افغان، دلیل اصلی حذف مسیر ایران بوده است. خبرگزاری جمهوری اسلامی در گزارش دیگری از کابل به مقصد خط لوله ترانس افغان اشاره می کند که در فاصله کوتاهی از بندر ایرانی چابهار قرار دارد:
((احداث خط لوله گازاز دولت آباد ترکمنستان به بندر گوادر پاکستان از طریق افغانستان با امضای تفاهم نامه اولیه بین حامد کرزای، ارتشبد مشرف و صفر مراد نیازاف هموار شد. طرح خط لوله 1460 کیلومتری گاز ترکمنستان تا حدود 800 کیلومتر لوله گذاری آن در خاک افغانستان خواهد گذشت و در صورت اجرا، سالانه 150 میلیون دلار افغانستان در آمد خواهد داشت)).
جدا از این واقعیت که موضوع ترانس افغان به رقابت های پشت پرده بین ایران و پاکستان از یک طرف و تشدید تضادها بین ایران و امریکا از طرف دیگر دامن زده است، یک موضوع مهم تر نیز وجود دارد و آن ارتباط تحولات افغانستان تا مقطع ساقط کردن حکومت طالبان و اشغال این کشور از طرف آمریکا با این پروژه است. در توضیح این مطلب باید گفت، اساسا زمانی دولت پاکستان به حمایت از گروه طالبان در صدد تحول قدرت در کابل و ساقط کردن حکومت ربانی برآمد که روشن شد گلبدین حکمتیار توان دستیابی به قدرت را در کابل از طریق نظامی ندارد. شک نیست که انتخاب اولیه پاکستان حکمتیار و حزب اسلامی تحت رهبری او بود. در این هدف پاکستان، آمریکا نیز شریک بود چرا که ترکیب قدرت در افغانستان که طبق توافق پیشاور در سال1992 با حمایت آمریکا، عربستان سعودی و پاکستان شکل گرفته بود، به دلایل متفاوتی در مسیری جدا از اهداف در نظر گرفته شده قرار گرفت. ربانی و احمدشاه مسعود، وزیر دفاع وی، حاضر به واگذاری قدرت نشدند و جنگ داخلی در افغانستان امکان تداوم یافت. پاکستان ادامه حکومت ربانی را نپذیرفت، حکمتیار هم از ساقط کردن این حکومت ناتوان بود؛ بنابراین، راه حل دیگری باید یافته می شد و طالبان مناسب ترین گزینه بودند.
آنچه ارتباط قدرت گرفتن طالبان با پروژه ترانس افغان را روشن تر می سازد، اقداماتی است که بلافاصله بعد از آن که طالبان، کابل را تصرف کردند از طرف پاکستان، آمریکا و عربستان سعودی در پیش گرفته شد. البته هدف پاکستان محدود به پروژه ترانس افغان نبود، بلکه اهداف اقتصادی – تجاری دیگری نیز وجود داشت. بدین معنا که پاکستان نگاه مثبتی به بازار آسیای مرکزی یافته بود و عامل رقابت با هند که از طریق نزدیکی با ایران در صدد بود خود را به آسیای مرکزی برساند نیز وجود داشت. حرکت جنجالی نصرالله بابر، وزیر کشور در دولت خانم بی نظیر بوتو که از کویته با یک کاروان تجاری از طریق قندهار– هرات خود را به ترکمنستان رساند تا ثابت کند راهی زمینی برای توسعه تجارت پاکستان و آسیای مرکزی وجود دارد، در همین رابطه قابل توضیح است. باید توجه داشت که ((بابر)) را پدرخوانده طالبان می نامند زیرا بعد از همین حرکت بود که کاروان بزرگ تجاری پاکستان از کویته وارد افغانستان شد و قصد حرکت به طرف هرات و ترکمنستان را داشت. این کاروان توسط یک فرمانده محلی مصادره شد و برای اولین بار گروهی آن را نجات داد که بعدها به نام طالبان شهرت یافت و قدرت را در کابل به دست گرفت و حدود نود درصد خاک افغانستان را به تصرف خود درآورد. این موضوع که پاکستان بارها نقش خود را در حمایت از شکل گیری و قدرت گرفتن طالبان انکار کرده است، تغییری در واقعیت امر نداده است. انگیزه های پاکستان و رقابت هایش با ایران بر سر مسیر تجاری آسیای مرکزی مورد تایید کارشناسان خارجی نیز قرار دارد. از جمله این کارشناسان ((پیتر مارزدن)) است که در کتاب (( طالبان– جنگ مذهب و نظم نوین افغانستان)) همین مطلب را چنین توضیح داده است:
(( پاکستان بیشتر نگران این مسئله بود که ایران و ترکیه در حال توسعه قوی ارتباطات تجاری با آسیای مرکزی بودند و ایران به طور اخص در ایجاد یک مجرای مهم برای آسیای مرکزی به اقیانوس هند از طریق بندرعباس و همین طور رقابت با کراچی محکم به نظر می رسید . نصرالله بابر برای اثبات این موضوع که پاکستان مسیر بالقوه و ناشناخته ای برای تجارت آسیای مرکزی بوده است قصد مقابله با این روند را داشت. هر چند این ابراز نظر عمومی مسئله ای تازه به شمار می آمد. او با ایجاد تبلیغات بسیار جنجالی در اکتبر 1994 از طریق قندهار و هرات در عرض افغانستان مسافرت کرد و سپس ترتیب مسافرت یک کاروان تجاری را از همین مسیر داد. این همان کاروان است که طالبان از آن حفاظت کردند و باعث ایجاد این تصور شد که پاکستان عامل حمایت از طالبان است)).
به این ترتیب مشاهده می شود که پاکستان تنها به پروژه ترانس افغان نظر نداشته است و اهداف تجاری به مراتب بالاتری داشته است که دست کم بخشی از آنها در ارتباط با رقابت با هند و حذف مسیر ایران بوده است. اما آنچه در ارتباط مستقیم با پروژه ترانس افغان قرار دارد، همکاری موثر پاکستان، عربستان سعودی و آمریکاست. شرکت نفتی (( دلتا)) متعلق به عربستان سعودی و شرکت نفتی آمریکایی (( یونیکال)) بعد از قدرت گرفتن طالبان وارد عمل شدند. بحث های زیادی وجود دارد که چرا شرکت یونیکال آمریکا با آن سرعت وارد صحنه شد ولی سرانجام خود را از پروژه ترانس افغان عقب کشید. بررسی این موضوع در جای خود مهم است؛ چرا که بسیاری از مسائل پشت پرده را در ارتباط با تحولات پی در پی قدرت در افغانستان روشن می سازد. در اینجا کافی است به این نکته بسنده شود که علت سرعت عمل یونیکال رقابت شرکت دیگر نفتی آرژانتینی به نام (( بربداس)) بود که پیشنهادات وسوسه انگیزی را برای انتقال گاز ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان مطرح کرده بود.
موجبات حذف مسیر ایران پیش از این در پروژه ترانس خزر مورد اشاره قرار گرفت. اکنون این موضوع را از بعد امنیتی و تاثیرات آن بر امنیت ملی ایران در نظر می گیریم. ایران به ظاهر از جایگزینی افغانستان در پروژه انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی به بازارهای جهانی حمایت می کند ولی شک نباید داشت که این موضوع مطلوب ایران نیست، چرا که با حذف مسیر ایران نه تنها این کشور از منافع اقتصادی نسبتا زیادی محروم می شود، به لحاظ سیاسی نیز آن را شکستی برای سیاست های منطقه ای در آسیای مرکزی احساس خواهد کرد. آمریکا مصمم است که اجازه ندهد مسیر ایران و روسیه در انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی به بازارهای جهانی ایفای نقش نمایند. ایران در این خصوص در موقعیت نامساعدی قرار دارد و این موضوع چالشی هر چند ضعیف برای منافع ملی ایران است.
دسته بندی : علمی