برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

ثاقب جو و همکاران(1389)، در تحقیقی بر روی 38 زن دارای اضافه وزن نشان دادند که تمرین مقاومتی همراه با تغییر در ترکیب بدن و کاهش وزن، منجر به کاهش سطح ویسفاتین پلاسما می شود. این تحقیق بر روی 38 زن داوطلب دارای اضافه وزن انجام شد. آزمودنی ها به سه گروه تمرین هوازی(14n=)، تمرین مقاومتی(14n=) و کنترل(10n=) تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی 4 روز در هفته با شدت 85-80% ضربان قلب ذخیره و مدت 50 دقیقه در هرجلسه اجرا گردید و برنامه تمرین مقاومتی شامل 3 دایره و هر دایره 9 ایستگاه به مدت 30 دقیقه با شدت 70-60% یک تکرار بیشینه بود. پروتکل تمرین در هر دو گروه به مدت 8 هفته اجرا شد. نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معناداری در سطوح ویسفاتین سه گروه وجود دارد و اینکه این کاهش در گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه تمرین هوازی و کنترل بیشتر است. در مجموع، نتایج مطالعه حاضر نشان داد، انجام تمرینات مقاومتی دایره ای منجر به کاهش معنادار سطوح ویسفاتین و انسولین پلاسما شد.
2-3-2 تحقیقات خارجی
مشخص شده است که بیان ژن ویسفاتین پس از انجام یک مرحله فعالیت هوازی وامانده ساز افزایش مییابد و تا 24 ساعت پس از آن نیز همچنان بالا است. از طرف دیگر کاهش و عدم تغییر سطح ویسفاتین پلاسما پس از فعالیت هوازی نیز گزارش شده است (فریدی لاند و همکاران،2007؛ هایدر و همکاران، 2006؛ هاس و همکاران،2009 ؛ سیکونو جی و همکاران، 2009).
نتایج مطالعات بر روی مردان سالم لاغر نشان میدهد غلظت ویسفاتین در حال گردش به وسیلهی گلوکز افزایش مییابد و توسط ترشح انسولین کاهش مییابد (هایدر و همکاران،2006).
جنیفر آن و همکاران (2008)، در تحقیقی تاثیر تمرین بر ویسفاتین و متغیرهای مربوط به چاقی را در آزمودنیهای 75-50 ساله با kg/m2 37BMI≤، بی تحرک (فعالیت کمتر از 20 دقیقه و کمتر یا مساوی 2 مرتبه در هفته)، غیر دیابتی و غیر سیگاری را بررسی کرد. 67 نفر به عنوان نمونه های تحقیق انتخاب شدند و به دو گروه تحمل گلوکز آسیب دیده (22 نفر: 14 مرد و 8 زن) و گروه تحمل گلوکز طبیعی (45 نفر: 21 مرد و 24 زن) تقسیم شدند. از آزمودنیها قبل از اجرای برنامه تمرین نمونه خون و اندازه گیریهای مربوطه انجام شد. آزمودنی ها جهت آمادگی و سازگار شدن با تمرین به مدت یک هفته ( سه مرتبه در هفته، شدت 50% ضربان قلب ذخیره و 20 دقیقه هر جلسه) قبل از شروع تمرین هوازی، تمرین کردند. مدت تمرین در هر هفته 5 دقیقه اضافه شد تا به 40 دقیقه رسید. سپس شدت تمرین به طور تدریجی هر هفته 5% اضافه شد تا به 70% ضربان قلب ذخیره رسید. تمرین به مدت 24 هفته انجام شد. 36-24 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین از آزمودنیها اندازه گیریهای مربوطه و نمونههای خونی گرفته شد. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده مشخص شد که در هر دو گروه ویسفاتین پس از 24 هفته مداخله تمرین افزایش معناداری داشته است.
تمرینات بدنی بعنوان محرک متابولیکی و عصبی هورمونی عمل کرده که باعث بسیج چربیها برای تولید انرژی و پایهای برای درمان دیابت و چاقی میگردد (کویل 2000؛ کینز 2006؛ هاکنی 2006).
فریدلاند-لارسن و همکاران (2007)، بیان mRNA ویسفاتین را در 15 مرد سالم، تقریبا 25 ساله، با BMI تقریبا kg/m2 25 را بررسی کرده اند. 15 مرد به گروه تمرین(8n=) و گروه کنترل (7=n) تقسیم شدند. گروه تمرینی روی یک دوچرخه کارسنج به مدت 3 ساعت در 60% حداکثر اکسیژن مصرفی ( VO2max) رکاب زنی کردند و سپس 6 ساعت تحت ریکاوری قرار گرفتند. در مقابل گروه کنترل به مدت 9 ساعت استراحت کردند. محققان دریافتند که در مقایسه با گروه کنترل و حد پایه، بیانmRNA ویسفاتین بافت چربی شکمی افزایش سه برابری در پاسخ به تمرین داشت، با افزایش های معناداری در نقطه های زمانی 3 ، 4 ، 5 و 6 ساعت پس از تمرین. با این وجود بیان mRNA ویسفاتین عضله اسکلتی و سطوح ویسفاتین پلاسما تغییر معناداری با تمرین تک جلسه ای نداشت.
فوکوهارا و همکاران (2005) نشان دادند که ویسفاتین درمانی، تاثیری بر کاهش مقاومت بر انسولین ندارد، اما موجب بهبود حساسیت به انسولین، سطح گلوکز و انسولین در موشهای دیابتی میشود.
دانگ ایل سئو و همکاران (2011) تحقیقی با عنوان تاثیر 12 هفته برنامه ترکیبی بر ویسفاتین و عوامل سندرم متابولیک در زنان میانسال چاق انجام دادند. نتایج تحقیق اخیر نشان داد تغییرات معناداری در ترکیب بدن و عوامل سندرم متابولیک و کاهش سطوح ویسفاتین پلاسما رخ میدهد.
جاکوب هاس (2009) تحقیقی انجام دادند تا ارتباط ویسفاتین کاهش یافته بعد از تمرین با بهبود تحمل گلوکز را مشخص کنند. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که تمرینات ایجادکنندهی کاهش ویسفاتین پلاسما همسو با نتایج کاهش وزن و تغییرات ترکیب بدن است.
جان جی و همکاران (2008) در تحقیقی بر روی بیماران دیابتی و چاق 15 تا 30 ساله نشان داد که ویسفاتین پلاسما بعد از مداخله تمرینی در هر دو گروه بیماران چاق و دیابتی کاهش یافت. آزمودنیهای تحقیق را بیماران دیابتی (8=n) با میانگین سنی 8/0±6/25 سال و چاق (14=n) با میانگین سنی 9/0±6/24 سال، تشکیل میدادند. در این تحقیق قبل از انجام تمرین، آزمودنیها تست تحمل گلوکز و آزمایش سطوح گلوکز و انسولین ناشتا را انجام دادند. برنامه تمرین شامل 12 هفته تمرین و یک جلسه در هفته با 75% VO2max و نظارت یک فیزیولوژیست ورزشی بود. بعد از تمرین ویسفاتین به طور بیشتری در بیماران دیابتی کاهش یافت (019/0>p). در بیماران دیابتی ویسفاتین به طور معناداری با درصد چربی بدن و لیپوپروتئین با چگالی بالا(HDL) بعد از تمرین، همبسته بود.
یانگ چنگ چانگ و همکاران (2009) در تحقیق خود بر روی 53 فرد غیر دیابتی تایوانی دریافتند در بافتهای چربی انسان، ارتباط قوی بین ویسفاتین و بیان ژن TNF-α وجود دارد.
آداموپلوس و همکاران (2001) تأثیر 12 هفته تمرینات ورزشی بر روی شاخص‌های التهابی محیطی در بیماران مزمن ناتوانی قلبی را مورد مطالعه قرار دادند که برنامه‌های تمرینی روزانه آن‌ها شامل 30 دقیقه رکاب زدن بر روی دوچرخه کارسنج با 70 تا 80% ضربان قلب که 5 روز در هفته بوده و با کاهش معنی‌دار عوامل التهابی محیطی نظیر TNFα و افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی در بیماران همراه بود. تحقیقات بقرآبادی و همکاران (1388) نشان داد که تمرینات هوازی 8 هفته‌ای بر میزان TNFα و لپتین در افراد چاق و لاغر اثر گذار بوده است و براساس نتایج به دست آمده میزان لپتین در این افراد کاهش می یابد. ولی اثرات بر روی TNFα در دو گروه متفاوت بوده است. این تحقیق نشان داده که تغییرات می‌تواند نتایج متفاوتی بر روی سوخت و ساز و فعالیت ایمنی در افراد گروه چاق و لاغر داشته باشد.
فرییر و همکاران (2004) در طی هشت هفته و در طول سه جلسه در هفته و به مدت زمان 30 دقیقه تمرینات هوازی را بر روی افرادی با وزن بالا انجام دادند که این افراد را 6 مرد و 14زن تشکیل می دادند. و در نتیجه این تحقیق با کاهش معنی دار TNFα مواجه شدند.
تومپانکس و همکاران (2009) تآثیر مصرف مکمل های آنتی اکسیدانی بر تولید سایتو کینها را پس از فعالیت و هنگام استراحت مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که آنتی اکسیدانها اثر متفاوتی بر تومور نکروز آلفا حاصل از منوسیت ها دارند و می توان گفت :به طور کلی تمایل به افزایش تولید سایتوکین ها دارند.
چوی و همکاران (2007)، تاثیر برنامه هوازی و مقاومتی بر سطوح ویسفاتین پلاسما در زنان غیر دیابتی کره ای ارزیابی کردند. زنان چاق یا اضافه وزن سالم (48=N) 55-30 ساله برای تحقیق به کار گرفته شدند. شرکت کنندگان مجبور به بی تحرکی بودند ( کمتر از 20 دقیقه و دو جلسه در هفته) و نمی‌توانستند معاینه آزمایشی منجر به تغییر در درمان را انجام دهند . برنامه تمرینی شامل تقریبا 45 دقیقه تمرین هوازی و تقریبا 20 دقیقه تمرین مقاومتی بود و 5 جلسه در هفته انجام می شد. در ابتدا، زنان چاق سطوح ویسفاتین بالاتری از زنان اضافه وزن داشتند. به علاوه، سطوح ویسفاتین پلاسما با وزن بدن، BMI و محیط کمر در تحلیل رگرسیون ساده و BMI در تحلیل رگرسیون چندگانه مرتبط بود. بعد از 12 هفته برنامه تمرینی، شرکت کنندگان 5-4 کیلوگرم وزن از دست دادند،BMI ،محیط کمر، فشار خون، درصد چربی بدن، گلوکز ناشتا و سطوح ویسفاتین کاهش یافت. بنابراین یک برنامه ترکیبی هوازی و مقاومتی با کاهش وزن معنی دار، سطوح ویسفاتین پلاسما را کاهش می‌دهد و گلوکز و متغیرهای مرتبط با چاقی را در زنان چاق یا اضافه وزن سالم کره ای را بهبود می دهد. همچنین در مطالعهای که کورات سی ای و همکاران (2006) انجام دادند نشان داد ویسفاتین به طور برجستهای از ماکروفاژها بیشتر از آدیپوسیتهای بافت چربی ترشح میشود. ویسفاتین بیان ژنهای التهابی (TNF-α،IL-6 و IL-8) را در مونوسیتها افزایش میدهد (دال تی بی و همکاران،2007؛ موسچن آر و همکاران، 2007). به علاوه برسو ان و همکاران (2008) نشان دادند که بازداری دارویی ویسفاتین، ترشح سیتوکینهای التهابی از جمله TNF-α،IL-6 و IL-1 را هم در آزمایشگاه و هم شرایط طبیعی کاهش میدهد. این یافتهها نشان میدهد که ویسفاتین یک نشانگر پیش التهابی ساکن ماکروفاژها در بافت چربی انسانی است، که مشخص ساختن این مطلب نیاز به تحقیقات بیشتری در این زمینه دارد.
2-4 نتیجهگیری
از این رو با توجه به تحقیقات انجام گرفته بر روی ویسفاتین، TNF-α و IL-6 به نظر میرسد که پاسخ بافتهای هدف به دنبال فعالیت ورزشی برای ترشح این آدیپوسایتوکینها متفاوت است و نشان میدهد که نوع فعالیتهای ورزشی، شدت، مدت و یا حتی تفاوت در افراد مورد بررسی، نتایج متفاوتی را به همراه دارد. بنابراین محققان این پژوهش به دنبال تعیین تاثیر هشت هفته فعالیت بیهوازی شدید بر روی این آدیپوسایتوکینها هستند.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1 مقدمه
در این فصل روش شناسی تحقیق ارائه می‌گردد. موضوعاتی که در این فصل مطرح می‌شود، عبارتند از: جامعه و نمونه آماری، روش تحقیق، متغیرهای تحقیق، ابزار و وسایل اندازه گیری، طرح تحقیق، محیط آزمایشگاه و تغذیه، برنامه آشنایی با فعالیت نوارگردان، پروتکل تمرین (هشت هفته برنامه تمرینی با شدت‌های متوسط و زیاد)، روش اندازه گیری متغیرهای وابسته، روش‌های آماری و ملاحظات اخلاقی می‌باشد.