برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

2-1- توسعه کشت خشخاش و افزایش قاچاق مواد مخدر و شرارت های مرتبط با آن در شرق کشور
بدیهی است که معضل سیاسی– امنیتی مواد مخدر در شرق ایران ریشه در کشور افغانستان دارد. در دوره حکومت طالبان در افغانستان، مسئله مواد مخدر به دلایل خاصی ابعاد خطرناک تری یافت. کالبدشکافی مسئله مواد مخدر به خوبی ثابت می کند که اهداف متنوع و پیچیده ای در این زمینه وجود داشته و بازیگران زیادی مشغول بازی خطرناک قاچاق مواد مخدر و ترانزیت آن از خاک ایران به اروپا بوده اند. از این نظر نمی توان تمامی گناهان را متوجه گروه طالبان کرد؛ اما در این واقعیت هم نمی توان شک کرد که طالبان از مواد مخدر در جهت تثبیت قدرت خود بهره گرفتند. اگرچه آنان به لحاظ ایدئولوژیک قاعدتا نمی توانسته اند حامی قاچاق مواد مخدر باشند؛ اما آنچه اتفاق افتاد ربط چندانی به ایدئولوژی و باورهای مذهبی طالبان نداشت. حتی قابل تصور است که فرهنگ عمومی غالب کشاورزان خشخاش کار افغانستان، طالبان را نیز تحت تاثیر قرار داده باشد؛ بدین معنا که کشت خشخاش و جمع آوری محصول تریاک و تجارت آن قطع نظر از معنای آن برای دیگران، بخشی از فعالیت اقتصادی و مشروع افغان هاست و هنوز هم این تلقی در افغانستان وجود دارد. به عبارت روشن تر، افغان های خشخاش کار اصولا کشت خشخاش را یک فعالیت اقتصادی و شاید هم تنها منبع درآمد خود تلقی می کنند. از این رو، آنها در قبال کشت خشخاش برداشتی متفاوت از دیگران دارند.
از این رو، کشت خشخاش حتی بعد از سقوط طالبان و اشغال افغانستان نیز نه تنها کاهش نیافت، بلکه به نحو محسوسی افزایش پیدا کرد. از نظر منافع ملی و امنیتی ایران، زیان هایی که ترانزیت مواد مخدر از ایران به ترکیه و اروپا به این کشور تحمیل می کند، قابل بررسی است.
علاوه بر این، در سایه قاچاق مواد مخدر از افغانستان به ایران، تعداد مبتلایان به مواد مخدر در ایران نیز افزایش یافته است که از این نظر نیز زیان های مالی و جانی قابل توجهی را به ملت ایران تحمیل کرده است. در عین حال، باید در نظر داشت که استان های مرزی همجوار با افغانستان به صورت استان های آلوده در هر دو شکل قاچاق مواد مخدر و اعتیاد به آن قرار گرفته اند.
پیامدهای امنیتی قاچاق مواد مخدر در مقاطعی، حتی فراتر از استان های مرزی خراسان، سیستان و بلوچستان، استان های کرمان، هرمزگان و فارس را نیز شامل شده است. بر این اساس، مبارزه با قاچاق مواد مخدر در شرق کشور به صورت یک سیاست ثابت و ضروری در آمده و خسارات مالی و جانی زیادی را بر ایران وارد کرده و می کند.
به گزارش های سازمان ملل متحد و مجامع بین المللی در سال 1383 در رشد تریاک در افغانستان حکایت دارد به گونه ای که طبق گزارش بی. بی. سی، 87% تریاک جهان را تولید کرد. همچنین 60 درصد عاید ناخالص ملی افغانستان از طریق مواد مخدر بدست آمده و سه میلیون نفر مشغول کار در امور مواد مخدر است.
هزینه های تحمیل شده به ایران از طریق مبارزه با قاچاق مواد مخدر سالانه بالغ بر 561 میلیون دلار است که صرف بستن مرزها و مقابله با قاچاقچیان مواد مخدر در شرق کشور می شود. این هزینه ها شامل:
1- احداث 600 کیلومتر خاکریز؛
2- انسداد ده ها تنگه و گذرگاه بتون آرمه؛
3- حفر صدها کیلومتر کانال ، به عرض 5 متر و عمق 4 متر؛ و
4- احداث 1114 پاسگاه مرزی و برجک دیده بانی است.
گذشته از این ، تعداد تلفات انسانی نیروهای انتظامی در مقابله با قاچاقچیان بالغ بر 3300 نفر اعلام شده است.
در عین حال، میزان اعتیاد به مواد مخدر رقمی نسبتا بالا دارد و گفته شده است که در سال های اخیر، سن اعتیاد به مواد مخدر نیز کاهش یافته است. بر اساس آمارهای اعلام شده از سوی مسئولان، بیش از دو میلیون نفر در ایران معتاد به مواد مخدر هستند که حدود سه درصد جمعیت کشور را شامل می شوند. محمد رضا راه چمنی، رئیس سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است: ((اعتیاد، مادر آسیب های اجتماعی است. بیش از 50 درصد طلاق ها، 30 درصد کودک آزاری ها، 40 درصد سرقت ها و 40 درصد خشونت های خانوادگی و فحشا ناشی از اعتیاد است)).
ارقام ارائه شده از سوی رئیس سازمان بهزیستی کشور به خوبی نشان می دهد که مسئله مواد مخدر علاوه بر ترانزیت آن که هزینه های سرسام آوری را به ایران تحمیل می کند، از نظر رشد اعتیاد در داخل نیز خطری جدی و امنیتی است.
در ارتباط با مسئله قاچاق مواد مخدر مسائل پنهانی مهمتری از هزینه های مالی و انسانی آن وجود دارند که چندان شناخته شده نیستند. قاچاقچیان حرفه ای از امکانات مالی گسترده ای برخوردارند و مسئله مواد مخدر در اختیار مافیای قدرتمند مواد مخدر است که کار مبارزه جدی و قاطع با آن نیازمند صرف وقت و هزینه های زیادی است.
سخنگوی دولت عاملان ربودن تبعه ژاپنی را به امر توزیع مواد مخدر و گروههای تروریستی ربط داده و احتمال وجود تبعه را در پاکستان می داند یا گروگانگیری بسیاری از اتباع ایرانی در خارج و داخل نشات گرفته از مافیای مواد مخدر می باشد.
قدرت و امکانات مافیای مواد مخدر به حدی است که تنها مبارزه در یک کشور برای کنترل آن کافی نیست. تجربه ایران نشان داده است که به رغم تحمل خسارات بالا، در عمل نتوانسته است از ترانزیت مواد مخدر جلوگیری کند و در شدیدترین شرایط مبارزه تنها مسیر قاچاق مواد مخدر عوض شده و به قاچاق مواد مخدر خللی وارد نگردیده است. خسارات پنهان و جانبی مواد مخدر به ویژه در سیستان و بلوچستان در اشکال متنوع تری قابل ردیابی است. اکثریت کسانی که در کار حمل و نقل قاچاق مواد مخدر هستند، به صورت تفنگچی از میان مردم بومی به صورت کارمزد در خدمت قاچاقچیان اصلی در می آیند و در ازای ارائه این خدمت خطرناک، دستمزدی ناچیز دریافت می کنند. آنها در برخورد با ماموران دولتی یا کشته می شوند یا دستگیر و به مجازات های سنگین محکوم می گردند سود قاچاق مواد مخدر به جمعیت مافیای مواد مخدر سرازیر می شود و تفنگچی های نگون بخت قربانیان آن هستند.
در زمینه قاچاق مواد مخدر، یک موضوع دیگر پیوند آگاهانه ای است که قاچاقچیان بین منافع خود و مطالبات قومی در شرق کشور ایجاد کرده اند. ظاهرا قاچاقچیان مواد مخدر به مزایای چنین پیوندی پی برده اند و در عین حال که در صدد کسب وجهه و مشروعیت دادن به عمل نامشروع قاچاق مواد مخدر برای خود برآمده اند، تعداد بیشتری از مردم ناآگاه را با خود همراه کرده اند. حداقل مزیت این همراهی احساس همدردی با آنها در شرایط برخورد دستگاه های حکومتی است. در مقاله ای در این زمینه می خوانیم:
((تبدیل مسئله شرارت قاچاقچیان و خوانین سابق به مقوله ای سیاسی، ابعاد امنیتی این پدیده را دو چندان می کند. اخیرا برخی از اشرار و قاچاقچیان برای کسب وجهه و مشروعیت بخشیدن به اعمالشان در داخل و خارج و تطهیر خود از فجایع قبلی، کوشیده اند به فعالیت های خود بعد سیاسی بخشند. آنها با توجه به شکاف های اجتماعی مناطقی مانند سیستان و بلوچستان با دولت مرکزی ؛ مانند شکاف های زبانی ، قومی و مذهبی می کوشند با دامن زدن و تقویت تضادها، خود را به نیروی اجتماعی و مردمی بدل سازند و به نحوی مشروعیت بخشند. به همین دلیل، استفاده از نیروی قاچاقچیان مسلح و اشرار از نظر گروه های مخالف نظام دور نمانده است)).
به این ترتیب، مشاهده می شود که مسئله مواد مخدر ناشی از کشت خشخاش و مشتقات آن، شامل تریاک، مرفین و هروئین برای جمهوری اسلامی ایران، یک مقوله امنیتی است که نه تنها باعث تحمیل هزینه های مادی و انسانی و افزایش مواد مخدر در کشور شده و می شود، بلکه در مناطق شرقی کشور ابعاد گسترده تر امنیتی می یابد و به نوعی با مطالبات قومی و محلی پیوند می خورد و احتمالا در بلند مدت به گرایش های گریز از مرکز در میان قومیت بلوچ دامن خواهد زد. البته روشن است که چنین حالتی اختصاص به دوران حکومت طالبان نداشته و حتی در مقاطع قبل و بعد از حکومت طالبان این مشکل مطرح بوده است؛ اما آنچه دوره قدرت طالبان را در افغانستان تا حدی متفاوت تر از مقاطع دیگر می کند بهره گیری آگاهانه تر سیاسی آنها از مقوله قاچاق بوده است. قاچاق و صدور مواد مخدر از طریق خاک ایران به اروپا، یکی از عوامل بحران زا بین ایران و افغانستان است که علاوه بر تحمیل هزینه های سنگین اقتصادی به نظام جمهوری اسلامی ایران، به طور مشخص توانایی ایجاد یک بحران نظامی– امنیتی را نیز داراست. به دلیل بهره گیری عمدی طالبان از صدور مواد مخدر، به مثابه یک منبع درآمد، ضمن آن که افغانستان به صورت یکی از صادرکنندگان عمده مواد مخدر در سطح جهانی درآمد، مشکلاتی را به ایران در شرق کشور تحمیل کرد. در مجموع ، ایجاد کانون بسیار فعال در زمینه تولید مواد مخدر در کنار جمهوری اسلامی ایران، تهدید امنیتی بزرگی ارزیابی می گردد که دولت نمی تواند نسبت به آن بی اعتنا باشد؛ به ویژه آن که در بین مسیرهای ترانزیت مواد مخدر، مسیر ایران به رغم قاطعیت آن در مبارزه با قاچاق مواد مخدر یکی از مسیرهای انتخابی قاچاقچیان مافیای مواد مخدر باقی مانده است؛ تا آنجا که به قول رستم نظراف، رئیس مرکز مبارزه با مواد مخدر تاجیکستان، از تولید حدود 340 تن مواد مخدر افغانستان پیش بینی می شود که 70 درصد این مواد مخدر از طریق ایران و پاکستان و 30 درصد بقیه از طریق کشورهای آسیای مرکزی به روسیه و اروپا منتقل شود.
2-2- فدراسیون افغانستان، بلوچستان و پشتونستان
دسته بندی : علمی