برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه
ظن غالب در این خصوص آن است که آمرییکا تا زمانی که حالت خصمانه با ایران دارد، اجازه بهره برداری از مسیر ایران را نخواهد داد. البته در سطوح محدودتری کشورهای آسیای مرکزی به صورت موقت و از طریق روش های دیگری می توانند با ایران وارد معامله شوند اما این موضوع نمی تواند برآورنده خواست و انتظار ایران و تامین کننده منافع در سطحی باشد که خطوط لوله نفت و گاز می تواند منافع بلند مدتی را برای ایران داشته باشند. این موضوع به لحاظ توسعه مناسبات ایران و کشورهای آسیای مرکزی پدیده ای منفی است که مستقیما از اشغال افغانستان و حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی ناشی شده است. با توجه به حجم ذخایر نفت و گاز آسیای مرکزی سودی که ایران می توانست در بلند مدت از طریق ترانزیت نفت و گاز به دست آورد، قابل تامل است؛ به ویژه آنکه ذخایر نفت و گاز شناخته شده آسیای مرکزی را بعد از حوزه خلیج فارس ارزیابی کرده اند که حتی اگر در همین سطح محدود باقی بماند قابل توجه خواهد بود. یک محقق در این باره می گوید: (( آمریکا خواستار انتقال انرژی سوختی این حوزه ]آسیای مرکزی[ از مسیر دیگری به غیر از مسیر ایران و روسیه است)).
ظاهرا در همین چارچوب سیاست ضد ایرانی آمریکاست که طرح باکو– جیحان در شمال و پروژه ترانس افغان در شرق موضوعیت یافته اند و از این روست که گفته شده، این طرح ها بیش از آنکه توجیه اقتصادی داشته باشند، طرح هایی با ماهیت سیاسی هستند که هدف اصلی آنها حذف مسیر ایران و روسیه است.
یک موضوع مهم دیگر درباره خطوط لوله نفت و گاز آسیای مرکزی و مسیرهای انتخابی وجود دارد وآن تاثیرات متقابل امنیتی بر کشوهای مبدا و مسیر ترانزیت است. افغانستان به لحاظ امنیتی تا مدت ها با مشکل رو به رو خواهد بود.
ترانس افغان از غرب افغانستان و از مناطق پشتون نشین عبور خواهد کرد که در گذشته هرگز آرام نبوده و در آینده ای قابل پیش بینی، حفظ آرامش کامل در آن محتمل به نظر نمی رسد.
گذشته از این، قرار است این خطوط لوله از ایالت ناآرام بلوچستان پاکستان عبور کند و به بندرگوادر برسد. این مسیر هم آسیب پذیری های خاص خود را دارد. اگر این مسائل را در کنار وجود رقابت یا حداقل احساس رقابت بین ایران و پاکستان درباره خطوط لوله نفت و گاز آسیای مرکزی در نظر بگیریم، آنگاه قابل تصور خواهد بود که حذف مسیر ایران به هر دلیلی که صورت گرفته باشد، در بلند مدت بدون چالش و اختلاف منطقه ای یا تاثیرگذاری منفی بر مناسبات کشورهای منطقه نخواهد بود. بعضی کارشناسان موضوع خطوط لوله نفت و گاز را از بعد ایجاد وابستگی امنیتی نیز مورد توجه قرار داده اند. از جمله گفته شده است که از نظر امنیتی، عبور خطوط لوله صادرات نفت و گاز کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز از ایران، براساس اصل وابستگی متقابل، امنیت این کشورها را به امنیت ملی ایران پیوند خواهد زد و همسایگان ما ناچار خواهند شد در رفتارهای سیاسی خود ملاحظات امنیتی ایران را در نظر بگیرند. مطلب فوق بیانگر این واقعیت است که موقعیت جغرافیای سیاسی ایران بسیار استثنایی است، موضوعی که علاوه بر جلب نظر برخی کشورهای منطقه و کشورها و شرکت های خارج از آن، نگرانی و خصومت برخی رقبا و دشمنان ایران را نیز برانگیخته است.
. تمنا، فرامرز،1387، افغانستان جدید و منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، نشر پژوهشکده مطالعات راهبردی، شماره31صفحه 216، امنیت بین الملل.
– منابع شماره 32 در صفحه 216 امنیت بین الملل.
1- داوود غرایاق زندی – همان کتاب، اصغر افتخاری، ص 215.
1- داوود غرایاق زندی، ایران، خاورمیانه و آمریکا ( مجموعه گفتگوها، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبری، 1386، ص 135.
1- سید اصغر حسینی،(( سیاست خا
دسته بندی : علمی