برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه
2-7-1-5- حذف اندام های آلوده محصول بعد از برداشت:
اسکلروت های تشکیل شده بر روی ساقه ها و ریشه های آلوده بعد از پوسیدن این اندام ها درخاک رها میشوند. همراه با آماده سازی زمین این اسکلروت ها در کل سطح خاک پخش میشوند. باقی ماندن اندام های آلوده ی بوته ها درخاک منبع اصلی آلودگی به شمار می آید. در منطقه میسوری در 2 سال زراعی با باقی گذاشتن اندامهای آلوده سویا به قارچ عامل بیماری، جمعیت اسکلروت ها در خاک افزایش چشمگیری داشت (Short et al., 1980). این اسکلروتهای رها شده در خاک در ماه های ژانویه تا آپریل بیشترین جوانه زنی را در خاک انجام می دهند. با حذف اندام های آلوده پس از برداشت یا زیر خاک کردن این اندامها در عمق 25 تا 35 سانتی متری، تعداد اسکلروت و جوانه زنی اسکلروت جهت آلودگی بوته ها کاهش مییابد و در نتیجه باعث افزایش محصول سویا می گردد (Wyllie and Bristow, 1980).
2-7-1-6- تنظیم تاریخ کاشت و تراکم بوته:
تنظیم تاریخ کشت و تراکم بوته نیز بر روی میزان آلودگی سویا به قارچ عامل بیماری مؤثر است. بررسی های انجام شده نشان داد در تاریخ مختلف کاشت (20 اردیبهشت، 10 خرداد، 30 خرداد و 20 تیر) کمترین میزان آلودگی در تاریخ 20 تیر و در20 اردیبهشت بیشترین میزان آلودگی به بیماری مشاهده گردید. کمترین آلودگی در فاصله ردیف 30 سانتیمتر حاصل گردید (رعیت پناه و همکاران،1389).
2-7-1-7- استفاده از بذر سالم و عاری از عامل بیماری:
از آن جایی که قارچ عامل بیماری بذرزاد نیز می باشد لذا لازم است بذر در مناطق عاری از بیماری تهیه، بوجاری و برای کشت استفاده گردد (اعتباریان، 1385).
علاوه بر موارد ذکر شده زهکشی مناسب اراضی، استفاده از خاک با هوموس زیاد و کاهش تراکم گیاه در واحد سطح در کنترل بیماری مؤثر است (اعتباریان، 1385).
2-8- کنترل شیمیایی:
برای کنترل شیمیایی بیماری پوسیدگی زغالی سویا با توجه به بیولوژی قارچ عامل بیماری و زمان ظهور علائم بیماری محدودیت های خاصی وجود دارد. مبارزه شیمیایی با این بیماری با استفاده از سموم مختلف صورت گرفته که از بین آن ها سموم بنزیمیدازول ها بنومیل (Benomyl)، کاربندازیم، تیابندازول (Thiabendazol) اثرات بهتری داشته اند (غفاریان و میناسیان, 1379).
سمومی از قبیل تیوفانات متیل (Thiophanate-methyl)، تیرام (Thiram) و سموم گازی مانند کلروپیکرین (Chloropicrin) می توانند خسارت عامل بیماری را کاهش دهند، امّا در سطح وسیع اقتصادی به نظر نمی رسند (اعتباریان, 1381). ضدعفونی بذر با تیرام (Thiram) یا کاپتان (Captan) در مواقعی که بذر آلوده باشد توصیه می شود (اعتباریان, 1383). با توجه به بیولوژی قارچ عامل بیماری و زمان ظهور علائم آن محدودیت های خاصی در استفاده از این روش ها وجود دارد ( رعیت پناه و علوی, 1385). به علاوه، روش های شیمیایی علاوه بر هزینه های سنگین و خطرات زیست محیطی که به دنبال دارند، سبب کاهش میکروفلور مفید خاک می شوند و دارای تأثیر موقت و ناپایدار هستند. این مسئله گریز ناپذیر است که مصرف سموم شیمیایی در آینده الزاماً می بایست کاهش یابد و بیشتر توجه ما باید روی سازوکارهای بیولوژیک مانند استفاده از ارگانیسم های آنتاگونیست قرار می گیرد (Bowen and Schafaugh, 1989).
2-9- کنترل بیولوژیک:
اگرچه سابقه تاریخی تجربیات مبارزه بیولوژیک را به 348 سال قبل از میلاد مسیح نسبت می دهند ولی شرح مشخصی از آن ارائه نشده است. در سال 1916 اسمیت، برای اولین بار نام مبارزه بیولوژیک را روی این روش مبارزه نهاد (آهون منش, 1379).
به طور کلی هر نوع مبارزه علیه بیماری های گیاهی که از طریق آنتاگونیست انجام پذیرد، بر حسب نظر تمام متخصصان و محققان بیماری شناسی مبارزه بیولوژیک به حساب می آید (Kubicek and Harman, 1998). مبارزه بیولوژیک با عوامل خسارت زایی گیاهی هم اکنون به صورت یک علم جدید مورد توجه قرار گرفته است. در واقع هدف از مبارزه بیولوژیک استفاده از میکروارگانیسم های آنتاگونیست به منظور کم کردن یا جایگزین کردن عوامل بیماری زایی، از طریق اضافه کردن آن ها به خاک می باشد (غفاریان و میناسیان، 1379). احتمال کنترل قارچ بیماری زا از طریق به کارگیری انحصاری میکروارگانیسم های آنتاگونیست و یا تلفیق آن ها با دزهای پایین (غیرکشنده) قارچ کش ها از مدت ها قبل مورد توجه قرار داشته است. اولین گزارش از کاربرد آنتاگونیست ها بر علیه عوامل بیماری زای گیاهی توسط هارتلی در سال 1921 با استفاده از آنتاگونیست های قارچی در خاک، در کنترل مرگ گیاهچه کاج ارائه گردید (Cook and Baker, 1983). از جمله عوامل آنتاگونیست برای کنترل پوسیدگی زغالی قارچ Trichoderma میباشد. به کارگیری گونه های قارچی Trichoderma از 50 سال پیش و برای اولین بار توسط ویندلینگ (1932)، ارائه گردید، او ظرفیت گونه های مختلف این قارچ را در کنترل بیمارگرهای خاک زاد، به نمایش گذاشت (علوی و آهون منش، 1376).
جدایه های Trichoderma متابولیت های ثانویه و غیر فرار فراوانی تولید می کنند که برخی از آن ها بدون اینکه به طور فیزیکی با میکروارگانیسم ها در تماس باشند از رشد و توسعه آن ها ممانعت می کنند. مشهورترین متابولیت های ضد قارچی تولید شده توسط این قارچ، تریکودرمینا ((Trichodermin، ویریدین ((Viridin و گلیوویرین (Gliovirin) می باشد (Harman et al., 2004). ترشحات فرار، ترکیباتی مانند استالدئیدها و پروپیونالدئید هستند که دارای بویی شبیه نارگیل می باشند ((Claydon et al., 1987.
فعالیت های بیوکنترلی Trichoderma می تواند اثرات مثبت روی رشد و تحریک مکانیزم دفاعی گیاه داشته باشد. هم چنین می تواند شرایط محیطی و ریزوسفر اطراف عامل بیماری زا را با کنترل PH تغییر دهند (Whipps, 2001).
با توجه به اینکه Trichoderma از میزان رشد و قدرت ساپروفیتی بالایی برخوردار است وقتی همراه با سایر میکروارگانیسم ها از جمله عوامل بیماری زا در محیط معینی قرار گیرد خیلی سریع بقایای گیاهی را اشغال کرده و ضمن استقرار و افزایش جمعیت سایر میکروارگانیسم ها از جمله قارچ های بیماری زا میگردد و در صورتی که عوامل بیماری زا به حیطه فعالیت آن ها نزدیک شوند توسط دو مکانیزم میکوپارازیتیسم و آنتی بیوز آن ها را از بین خواهد برد (Ousley et al, 1994).
براری و همکاران (1385) اثر چند جدایه تریکودرما را روی قارچ M. phaseolina عامل بیماری پوسیدگی زغالی سویا بررسی کردند و نقش مؤثر آن ها را در کاهش این بیماری گزارش نمودند. در ضمن، این محققان سه جدایه برتر این آنتاگونست ها را به صورت تلفیقی با قارچ کش روال تی اس و بنومیل در گلخانه به کار بردند و قدرت کنترل کنندگی بالای آن ها را گزارش کردند.
غفاریان و میناسیان (1379) چند جدایه از قارچ T. virens، یک جدایه از T. harzianum و یک جدایه از T. konigii را روی قارچ M. phaseolina در شرایط گلخانه مورد آزمایش قرار دادند و اثر آن را در کاهش بیماری مؤثر گزارش کردند. هم چنین این محققان اثر قارچ کش روال تی اس، کاربندازیم، بنومیل، کاپتان و مانکوزب را روی رشد میسلیومی این قارچ بیماری زا مورد آزمایش قرار دادند و دریافتند که قارچ کش های کاربندازیم و روال تی اس بهترین اثر را در کنترل این قارچ دارا می باشند.
در یک آزمایش تأثیر قارچ های آنتاگونیست niger Aspergillus،flavus Aspergillus Trichoderma viride،Trichoderma harzianum،Penicillium capsulatum علیه قارچ M. phaseolina بر روی محیط کشت PDA مورد بررسی قرار گرفت و نمونه ها به مدت 72 ساعت در دمای 30 درجه سانتی گراد قرار گرفتند. نتایج نشان داد که قارچ A. flavus بیش ترین تأثیر آنتاگونیستی را بر علیه M. phaseolina داشت و بعد از آن A. niger،T. viride بیش ترین تأثیر آنتاگونیستی را داشتند و قارچ P. Capsulatum کمترین تأثیر آنتاگونسیتی را بر علیهM. phaseolina نشان داد و تأثیر آنتاگونیستی T. harzianum نیز بر علیه M. phaseolina به صورت حد واسط بود (Haffez Ullah et al., 2011).
باکتری Bacillus thuringiensis و قارچ Rhizobium meliloti نیز در کنترل بیولوژیک بر علیه M. phaseolina مؤثر می باشند (Dawar et al, 2007).
برخی از گیاهان نیز معمولاً توانایی تولید متابولیت های ثانویه از قبیل آلکالوئید ها، ترپنوئیدها، استروئیدها و دیگر ترکیبات آروماتیک را دارند که بر روی موجودات دیگر اثرات نامطلوب می گذارد، فعالیت ضد میکروبی عصاره های گیاهی که دارای ترکیباتی با فعالیت های زیستی متفاوت می باشند میتوانند بر روی قارچ ها مورد بررسی قرار گیرند، به عنوان مثال عصاره های سیر و خرزهره اثر ضد قارچی بر رشد M. phaseolina دارند، خواص ضد باکتریایی و قارچی گیاه سیر به سبب وجود ترکیباتی نظیر allicin یا ajoene است. اندام های هوایی گیاه خرزهره نیز دارای خاصیت ضد میکروبی روی برخی بیمارگر های گیاهی می باشند که مهم ترین عامل بازدارندگی رشد قارچ ها در این رابطه زانتان اکسیداز میباشد (قربانی و همکاران، 1379). استخراج عامل آللوپاتیک از سه گونه Chenopodium شامل C. album, C. murale وC. ambrosioides در کنترل بیولژیک علیه قارچ M. phaseolina مؤثر است (Tahara et al., 1994., Jefferson and Pennacchio, 2003., Gadano et al., 2006). عصاره های برگی گیاهان Azadirachtaindica A., Melia azedarach L. از خانواده Meliaceae به ترتیب به میزان 85-34 و 78-43 درصد از فعالیت زیستی M. phaseolina می کاهند ((Ashraf and Javid, 2007.
2-10- مدیریت زراعی
در زمین های کشاورزی بسیار آلوده به اسکلروتهای قارچ عامل بیماری، تناوب زراعی با میزبان های نسبتاً ضعیف مثل گندم و ذرت برای کاهش تراکم اسکلروت عامل بیماری انجام می شود. به علت دامنه میزبانی گسترده این قارچ، استفاده از تناوب زراعی دارای محدودیت بوده و به عنوان یک روش کنترلی برای پوسیدگی ذغالی به شمار می آید (Mihali, 1992). تناوب زراعی با استفاده از ذرت یا پنبه در جنوب شرقی میسوری در کاهش تعداد اسکلروت در خاک مؤثر بوده است (Francl et al., 1988). پنبه در تناوب زراعی با سویا در مقایسه با ذرت در کاهش اسکلروت های قارچ عامل بیماری در خاک مؤثرتر بوده است. این نتایج نشان می¬دهد که تناوب زراعی طولانی مدت سویا با پنبه و ذرت در کاهش جمعیت قارچ M. phaseolina تا سطوح غیر مخرب مؤثر خواهد بود. روشهای دیگری برای کاهش تراکم قارچ در خاک مورد نیاز است. کشت هر ساله سویا در افزایش جمعیت اسکلروتهای قارچ عامل بیماری در خاک مؤثر بوده و در صورت وجود نماتد در خاک درصد آلودگی بوته¬های سویا افزایش می یابد. اثر سورگوم بر میزان تراکم اسکلروت در خاک، حدواسط بین پنبه و ذرت است (Francl et al., 1988). جمعیت قارچ¬های بیمارگر در شرایط تک کشتی با میزبان آسیب پذیر زیاد می شود در این صورت کاهش جمعیت با تناوب زراعی و تغییر در توالی محصول میسر می گردد (Satish et al., 1990).
2-10-1- تأثیر عملیات شخم زنی در تراکم جمعیت قارچ M. phaseolina در خاک:
دسته بندی : علمی