برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

و تنها زمانی تغییر کند که وضع اقتصادی شرکت و نیاز سهامداران ایجاب کند. اگر شرکت‌‌ها سیاست تقسیم سود منسجمی‌نداشته باشند سهامداران آنها نمی‌توانند به هدف عالی خود برسند. سرمایه گذاران بیشتر طرفدار شرکتی هستند که سود سالانه را به صورت نقد یا سود سهمی‌(سهام جایزه) پرداخت کنند و در شرکتی که سیاست تقسیم سود مشخصی ندارد سرمایه گذاری نمی‌کنند.
11-2-2-مباحث ویژه در رابطه با سهام جایزه و تجزیه سهام :
ماهیت سهام جایزه ( سود سهمی‌)
بیشتر حسابداران در مورد اینکه سود سهمی ‌(سهام جایزه) برای دریافت کننده آن درآمد نمی‌باشد. توافق دارند ولی نمونه استدلال آن‌‌ها با هم متفاوت است.
AICAP به استناد تئوری تفکیک شخصیت سود سهمی‌را درآمد دریافت کننده نمی‌دانند. این عده این گونه بحث می‌کنند که موسسه دارای یک شخصیت جداگانه ای است و تا زمانیکه انتقال بخشی از داراییهای شرکت به سهامداران صورت نگیرد برای سهامداران هیچ درآمدی متصور نخواهد بود و درآمد شرکت، ‌درآمد ( از آن ) شرکت است نه سهامداران آن.
سهام جایزه ممکن است پاداش تحقق نیافته باشد. اما تا زمانیکه از طریق تقسیم، ‌توزیع و انتقال بخشی از داراییهای شرکت انتقال نیابد، ‌درآمد برای سهامداران نخواهد بود. این بحث علاوه بر تئوری تفکیک شخصیت بر مفهوم تحقق نیز تاکید دارد.
تفسیر متفاوت دیگری از تئوری تفکیک شخصیت این است که سود سنواتی بیانگر یک قسمتی از حقوق صاحبان سهام می‌باشد درآمد شرکت منتج به سود سنواتی شده که خود موجب افزایش حقوق صاحبان سهام می‌باشد. در واقع ارزش سرمایه سرمایه سهامداران از سرمایه گذاری مجدد درآمد های شرکت افزایش ثبت نشده ارزش موسسه یا افزایش تغییرات سطح عمومی‌قیمت‌‌ها و دلایل دیگر ناشی می‌شود. بنابراین نه سهام جایزه و نه سود نقدی هیچ کدام درآمد سهامداران عادی تلقی نمی‌شود، ‌چون موجب افزایش داراییهای سهامداران و حقوق آنها در موسسه نمی‌شود. بر اساس تفسیر دیگری از تئوری تفکیک شخصیت سود تقسیم نشده بیانگر حقوق شرکت نسبت به داراییهای خودش است. حقوق سهامداران فقط شامل سرمایه اولیه و صرف سهام است. بنابراین هم سود سهام نقدی درآمد سهامدار است و هم سود سهمی‌(سهام جایزه). چون به آنها چیزی می‌دهد که قبلاً نداشته اند.
سود سهمی‌(سهام جایزه) به خودی خود از طریق انتقال قسمتی از سود تقسیم نشده به سهامداران حقوق سهامداران را افزایش می‌دهد.
بر اساس تئوری مالکیت نیز سود سهمی‌ (سهام جایزه) درآمد دریافت کننده نمی‌باشد.
درآمد شرکت در واقع درآمد سهامدار آن است و بنابراین سود سهام‌نقدی بیانگر برداشت سهامدار از آنچه متعلق به خود اوست می‌باشد.
سود سهمی‌( سهام جایزه ) نیز هیچگونه تغییری در کل مالکیت سهامدار ایجاد نمی‌نماید و صرفاً یک طبقه بندی مجدد ارزش ویژه شرکت است.
12-2-2-اهداف و ماهیت سهام جایزه و تجزیه سهام :
بعد از سود نقدی، ‌انتشار سهام جایزه دومین شیوه رایج در پرداخت سود از نظر شرکت‌ها است، ‌اما از دیدگاه قانون سهام جایزه یکی از طریق افزایش سرمایه و تامین مالی از داخل شرکت به شمار می‌رود.
سهام جایزه عبارت است از انتشار سهام عادی از طریق تبدیل و انتقال اندوخته‌‌ها به سرمایه و توزیع رایگان آن در میان سهامداران.
13-2-2-تاریخچه سهام جایزه :
سوابق اولیه انتشار سهام جایزه به دوران الیزابت برمی‌گردد. کمپانی هند شرقی اولین شرکتی بود که در سال 1682 به میزان صد در صد سهام جایزه اعلان کرده در نتیجه قیمت سهام از 460 به 150 واحد پولی کاهش یافت. به عبارت دیگر سهام جایزه با صد در صد باعث کاهش 67 درصد‌در قیمت بازار شد.
در طی قرون 18 و 19 سهام جایزه توسط شرکت‌ها ی بریتانیایی به کرات توزیع شد.
در آمریکا برای اولین بار شرکت راه آهن نیویورک در سال 1896 سهام جایزه اعلام کرد. تجزیه سهام از اوایل قرن بیستم رواج یافت. مثلاً از میان 837 شرکت پذیرفته شده در بورس نیویورک بیش از 150 شرکت یک یا چند بار در طی سال‌ها ی 30-1921 اقدام به تجزیه سهام خود کردند.
شرکت «کومان ویتسون» سیاست تقسیم سودی را اتخاذ نمود که بر اساس آن به هر سهمی‌ دو دلار نقد می‌داد و بقیه درآمد‌ها ی جاری شرکت را به صورت جایزه توزیع می‌کرد.
به گونه ای که مجموع دریافتی هر سهامدار از سود نقد ی و جایزه معادل با کل درآمد هر سهم سالانه بود. اتخاذ چنین سیاستی در نیمه قرن بیستم اگر چه مورد مخالفت شرکت‌ها ی عام المنفعه قرار گرفت اما برخی از تحلیلگران مالی از جمله «جی. واتر. جیسون» آنرا یک حرکت انقلابی نامید.
در واقع پس از کمپانی هند شرقی شرکت فوق طرح منحصر به فردی بود که به سهامداران اجازه می‌داد تا میان سود سهام به صورت نقد یا به صورت سهام جایزه دست به انتخاب بزنند.
شرکت‌ها ی صنعتی عام المنفعه در آن زمان از توزیع سهام جایزه خودداری می‌کردند. زیرا آنها احساس می‌کردند که سهامداران بیش از هر چیزی به درآمد‌ها ی آماده و مطمئن ( سود نقدی ) علاقه‌مندند.