برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

مدت‌ها‌ست کارشناسان امور مالی و نظریه پردازان دانشگاهی کوشیده‌اند تا رابطه بین ریسک و نرخ بازده اوراق بهادار را مشخص کنند وی موفقیت چندانی به دست نیاورده اند
تعیین رابطه ای مشخص بین ریسک و بازده کار ساده ای نیست. نظر شخص سرمایه گذار در این مورد نقش مهمی‌را دارد.
آگاهی از میزان ریسک و بازده انواع اوراق بهادار، ‌سرمایه گذاران را قادر می‌سازد تا برای دوره‌ها ی بلند مدت تصمیمات مفیدتری بگیرند( جهانخانی و پارسیان، ‌1373،ص58)1.
برای تعیین ریسک سرمایه گذاری از دو شاخص که برای اندازه گیری وجود دارد، ‌استفاده می‌کنیم.
این دو شاخص عبارتند از انحراف معیار و بتا ().
انحراف معیار :
بیانگر میزان نوسان پذیری یا پراکندگی یک متغیر است. برای محاسبه ریسک یک سرمایه گذاری می‌توان انحراف معیار نرخ بازده آن را محاسبه کرد. هر چه قدر انحراف معیار نسبت به میانگین بازده بیشتر باشد، ‌آ‌ن سرمایه گذاری ریسک بیشتری دارد.
بتا () محاسبه ریسک سرمایه گذاری با استفاده از شاخص بتا در گروه نظریه نوین پرتفوی اوراق‌ بهادار است. برای محاسبه بتا باید از رابطه بین نرخ بازده یک سهم و نرخ بازده پرتفوی بازار را محاسبه کرد. بتا نشان می‌دهد که درصد تغییرات یک سهم چه ضریبی از درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام است. ضریب بتا شاخصی برای ریسک سیستماتیک ( غیر قابل کاهش ) می‌باشد. ضریب بتا برای یک سهم به خصوص، ‌بدین صورت تعیین خواهد شد که درجه ریسک سیستماتیک متعلق به شاخص قیمت بورس سهام مقایسه می‌کنند.
اگر مقدار ضریب بتا برای سهم مورد نظر عدد یک باشد ریسک سیستماتیک آن سهم مساوی ریسک سیستماتیک بازار سهام خواهد بود و این بدین مفهوم است که درصد تغییر قیمت آن سهم به طور متوسط برابر است با درصد تغییرات شاخص کل قیمت سهام. به عبارت دیگر بازده دور تملک آن سهم، ‌هماهنگ با کاهش و افزایش نرخ بازده کل سهم تغییر خواهد کرد.
اگر ضریب بتا برای یک سهم2/1 باشد، ‌نرخ بازدهی آن سهم 20 درصد بیشتر از تغییرات بازده بازار تغییر خواهد کرد و اگر ضریب بتا متعلق به سهم مورد نظر 90 درصد باشد، ‌ریسک سیستماتیک آن کمتر از ریسک سیستماتیک کل بازار است و می‌توان انتظار داشت که تغییرات نرخ بازدهی این سهم 90 درصد تغییرات بازده کل سهام خواهد بود.
7-2-2-سیاست تقسیم سود
از دیدگاه مدیران دو نوع تصمیم متضاد در مورد تقسیم سود می‌توان گرفت
الف ) توزیع سود به سهامداران
ب) اندوخته کردن و سرمایه گذاری مجدد آن
نکته آن است که بین تقسیم سود و یا عدم تقسیم سود و اختصاص آن به تامین مالی پروژه‌‌ها می‌بایست تصمیم مناسبی گرفته شود به طوری که حفظ منافع سرمایه گذاران شرط لازمه آن باشد و رشد و نهایتاً امکان سودآوری بیشتر شرکت میسر شود.
انتخاب هریک از تصمیمات فوق اثرات متفاوتی به شرکت و قیمت سهام آن دارد در حالی که عدم تقسیم سود و نگه داری عایدات، ‌راحت ترین منبع مالی برای شرکت محسوب می‌گردد. اما سوالی که مطرح است این است که آیا سود تقسیم نشده در شرکت‌‌ها به نحو مطلوبی به سرمایه گذاریهای سودآور اختصاص می‌یابد ؟
به عبارت بهتر سهامداران انتظار دارند سود تقسیم نشده از طرف شرکت با نرخ بازدهی حداقل برابر با سرمایه گذاری که وی می‌توانست در جای دیگر انجام دهد، ‌سرمایه گذاری شود. مدیران شرکت‌‌ها با توجه به فشار‌ها ی ناشی از تقاضای سود سهام نقدی از طرف سرمایه گذاران و ترجیح آنان به دنبال یک راه حل بهینه اند.
نسبت نهایی تقسیم سود به طور عمده باید بر مبنای ترجیحات سرمایه گذاران نسبت به سود سهام در برابر منافع سرمایه ای تعیین شود. باید دید که سرمایه گذار نهایی ترجیح می‌دهد شرکتی داشته باشد که درآمدش را به صورت سود سهام تقسیم کندیا اینکه درآمد شرکت برای ایجاد منافع سرمایه ای دوباره جذب فعالیت‌ها ی شرکت گردد.
این ترجیح می‌تواند بر حسب مدل ارزشیابی سهام با نرخ رشد ثابت در نظر گرفته شود:

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درباره ارزشیابی عملکرد کارکنان و معیارهای ارزیابی

رابطه فوق نشان می‌دهد که اگر شرکت نسبت تقسیم سودش را افزایش دهد و بنابراین را بالا می‌برد، ‌صورت کسر افزایش خواهد یافت و بنابراین روش اتخاذ شده به تنهایی سبب می‌شود که قیمت سهام بالا برود. با وجود این اگر بالا برود، در نتیجه مبالغ کنونی برای سرمایه گذاری مجدد در دسترس نخواهد بود، ‌پس نرخ رشد مورد انتظار (g) پایین خواهد آمد و قیمت سهام به طرف پایین میل خواهد کرد.
در این صورت، ‌هر تغییری در سیاست تقسیم سود دو اثر متضاد دارد و شرکت باید به دنبال رسیدن به یک تصمیم مناسب در ارتباط با سود سهام جاری و نرخ رشد آتی باشد تا اینکه قیمت سهام را حداکثر کند. در این قسمت چند تئوری مربوط به سیاست تقسیم سود یا ترجیح سرمایه گذار به اختصار بیان می‌شود.