برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

دهد تا این اثر را به ماهرترین ترمیم کننده نسخه های خطی بسپارد تا او با چیره دستی خویش در حدود امکان در رفع نقص آن بکوشد .
به گمان می رسد ادله ارائه شده از ناحیه منکرین امکان جبران خسارت معنوی از استحکام و مبانی کافی برخوردار نیستند . چگونه می توان به بهانه عدم سنخیت و مماثلت بین ضرر و ما به ازای جبران آن ، جبران را غیرممکن پنداشت ؟ لزوم مماثلت بین ضرر ایجادشده و جبران آن اصلی است که پایه و اساس حقوقی ندارد . دلیل فنی منکرین امکان جبران خسارت معنوی اگرچه تا حدودی صحیح به نظر می رسد یعنی قاضی در ارزیابی خسارت معنوی با مشکل روبرو است . ولی این مشکلات غیرقابل رفع نیستند . دادرس باید وسعت و شدت خسارت و شخصیت زیاندیده را مورد ملاحظه قرار دهد ، البته شخصیت زیانکار نباید از نظر دور نگه داشته شود . دادرس با بررسی آثار عینی ایراد زیان معنوی و وضع اجتماعی و خانوادگی و شخصیتی زیاندیده و وجه تأثیرپذیری او از سبب ایجاد ضرر ، قادر خواهد بود تا حدود زیادی بین ضرر موجود و ما به ازای آن تعادل برقرار کند . البته ایجاد تعادل با ارزیابی دقیق تمامی عناصر مؤثر در ایراد خسارت معنوی بسیار دشوار است ولی نباید فراموش کرد که دشواری اجرای اصول بنیادی چون عدالت نباید موجب عدم اجرای آن اصول شود .

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بر خلاف نظر استدلال کننده به دلیل اخلاقی بر عدم امکان جبران خسارت معنوی به نظر می رسد که حفظ اصول و ارزشهای اخلاقی ایجاب می کند که متجاوزین به سرمایه های معنوی نسبت به نتایج اعمال زیانبارخویش مسئول شناخته شوند . چرا که اگر کوچکترین و کمترین ضرر مادی موجب مسئولیت عامل آن است ایراد ضرر مالی معنوی که از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است به طریق اولی باید موجب مسئولیت باشد . البته نباید از نظر دور داشت که همواره حفظ اصول و ارزشهای اخلاقی با جبران مالی زیان معنوی میسر نیست . مواردی از زیان معنوی وجود دارد که جبران مالی آن موجب از بین رفتن اصول اخلاقی می شود . این معنی از نظر برخی دانشمندان تیزبین حقوق مخفی نمانده است . دادرس نباید اجازه دهد کسی که همسرش او را فریب داده است برای جبران آن پول مطالبه کند . یا اگر پدر تیره بخت خانواده ای در اثر عدم مهارت ، زن خود را بکشد پدر و مادر این زن از او خسارت معنوی بگیرد .

از برخی نظریات حقوقی و احکام دادگاهها نیز ، جبران خسارات معنوی استنباط می شود :
اداره حقوقی قوه قضائیه در نظریه شماره 5947/7 – 30/10/1365 در زمینه مسائل کیفری ، نظر داده است که مقررات مربوط به مطالبه ضرر و زیان معنوی من جمله ماده 9 ق. آ. د. ک نسخ نشده و اصل 171 قانون اساسی هم به این قبیل خسارات تصریح کرده است . بنابراین مطالبه ضرر و زیان مادی و معنوی ناشی از جرم جنبه قانونی دارد .
به موجب نظریه 3177/7 – 3/11/1368 اداره حقوقی قوه قضائیه ، خسارت معنوی ناشی از ازاله بکارت ، ارش بکارت است . در این نظریه چنین می خوانیم : « در مورد ازاله بکارت چنانچه به عنف و اکراه صورت گرفته باشد ، طبق فتوای حضرت امام خمینی ( قدس سره ) در تحریرالوسیله مسأله 5 صفحه 584 و نظر صاحب جواهر ( رضوان الله علیه ) و اطلاق ماده 187 قانون دیات ، جانی باید ارش بکارت را پرداخت نماید و در صورتیکه بدون عنف و اکراه و با میل دختر تحقق یافته باشد نیز ارش بکارت پرداخته شود ، زیرا هر چند در این مورد مجنی علیها مرتکب زنا شده و به حکم « لامهر لبغی » مهری به او تعلق نمی گیرد ، ولی مهر غیر از ارش بکارت است و دلیلی به سقوط ارش بکارت که با توجه به ذیل ماده 187 قانون دیات تعلق می گیرد ، نیست و اما میزان آن با توجه به ماده 210 همان قانون ، توسط حاکم محکمه تعیین می گردد . » بنابراین طبق این نظریه حقوقی ، ازاله بکارت موجب خسارت معنوی است که باید از طریق پرداخت ارش بکارت جبران شود و میزان ارش بر حسب وضعیت زن و شرایط موجود توسط دادگاه تعیین می شود .
به موجب نظریه شماره 4022/7 – 7/10/1362 اداره حقوقی قوه قضائیه ، ازاله پرده بکارت به طور عمدی یا غیرعمدی موجب پرداخت دیه به میزان مهرالمثل می گردد . از بین رفتن پرده بکارت یکی از مصادیق بارز خسارت معنوی است که قانونگذار در ماده 441 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 نیز مهرالمثل را به عنوان جبران این خسارت پیش بینی نموده است .

در حکم شماره 1731 – 25/7/1317 شعبه 4 دادگاه حقوقی تهران آمده است : « اگر متهم تبرئه حاصل کند و سبب جلب او به محاکمه و تعقیب او در دادگاه جزائی مدعی خصوصی بوده باشد ( و محاکمه او به طرفیت دادستان جریان یافته باشد ) بر طبق مفاد ماده های 263 و 405 قانون آئین دادرسی کیفری و اصول کلی می تواند خسارت محاکمه جزائی را از مدعی خصوصی مطالبه نماید . »
همچنین در حکمی دیگر از شعبه 1 دادگاه فوق آمده است : « اگر کسی بر اثر تعقیب جزائی از طرف چند نفر بالاخره تبرئه شود برای مطالبه خسارت حق دارد یکی از آنان را طرف دعوی قراردهد و مجبور نیست تمام مدعیان جزائی را طرف دعوی خسارت قراردهد . » ( حکم شماره 220 – 13/10/1323 شعبه 1 )
حکم دیگری از شعبه 4 همان دادگاه به طور غیرمستقیم بیانگر امکان مطالبه خسارت معنوی می باشد : خساراتی که به عنوان تضرر از توقیف در زندان و عدم استفاده از شغل و لطمات وارده بر شرافت مطالبه می شود دعوای اصلی محسوب است ( مثل سایر دعاوی راجع به ضمان قهری ) و خسارت بر خسارت محسوب نمی شود . ( حکم شماره 2488 – 17/11/16 شعبه 4 ) . با توجه به حکم شماره 274/8 – 1320 شعبه 1دادگاه فوق الذکر که خسارت از خسارت را غیر قابل مطالبه دانسته است و مصادیقی از خسارات معنوی را دعوای اصلی محسوب کرده و خسارت از خسارت ندانسته ، می توان به قابل مطالبه بودن خسارات معنوی پی برد . حکم شماره 274/8 – 1320 شعبه 1 مقرر می دارد : « اگر اصل دعوای محکوم له مطالبه خسارت دیر پرداخت و عشریه محاکم باشد مطالبه حق الوکاله و هزینه دادرسی از محکوم علیه خسارت از خسارت محسوب است که قابل مطالبه نخواهد بود . »

گفتار دوم : شیوه های جبران خسارت معنوی
2 – 1 – نگاهی کلی به روشهای جبران خسارت معنوی
از آنجایی که خسارتهای معنوی فراوان و متنوع هستند بنابراین هر یک یا هر گروهی از آنها روش جبران متناسب خویش را طلب می کند . لیکن این سؤال پیش می آید که آیا می توان معیاری ثابت نسبت به همه یا اکثر انواع خسارتهای معنوی بدست داد ؟ آیا می توان روشی را به عنوان اصل اولیه در جبران پذیرفت و بقیه روشها را استثناء بر آن تلقی کرد ؟ اگر پاسخ این سؤالها منفی باشد با تنوع و اختلاف آرای قضایی روبرو خواهیم بود . در برخی از کشورها مانند آمریکا ، کانادا و انگلیس با پیش بینی تعرفه قانونی قابل انعطاف ، سعی شده است که از تشتت آرا کاسته شود . تنوع و گستردگی خسارتهای معنوی ایجاب می کند که اولاً هر گروهی از خسارت معنوی روش متناسب را طلب کند ، ثانیاً هر روش از انعطاف کافی در ملاحظه متغیرهای روانی ، عاطفی و اجتماعی افراد برخوردار باشد . و ثالثاً دادرس از اختیارات لازم در یک چارچوب پذیرفته شده ای برخوردار باشد .
پیش بینی نظام تعرفه سیال که حداقل و حداکثر آن تعیین نشده باشد راهکار قانونی مناسب را برای جبران خسارت بدست می دهد که ویژگیهای سه گانه مزبور را داراست . در حقوق اسلامی دیه در ازای آسیبهای جسمی و لطمه های عاطفی ناشی از ، از دست دادن خویشاوند تا حدودی می تواند نقش چنین تعرفه ای را ایفا کند .
تعزیرات نیز در مواردی از خسارت معنوی مانند لطمه به اعتبار و حیثیت و صدمه به عواطف و احساسات و تألمات روحی ، بستری مناسب برای پیش بینی یک نظام تعرفه سیال است که حداقل و حداکثر آن مشخص باشد . البته تعزیر مالی را می توان نوعی از مجازات تلقی کرد که مجازات بودن آن با تعرفه سیال قانونی منافاتی ندارد .
جبران خسارت معنوی ممکن است با نوعی مصالحه وتوافق بین زیان دیده و زیانکار، بدون مراجعه به دادگاه صورت پذیرد یا با مراجعه به دادگاه صالح و با انشاء حکم تحقق پیدا کند به طور کلی روش های عمده جبران خسارت به صورت اعاده وضعیت سابق ، دادن معادل ، جبران خسارت به روش نمادین و اسمی و یا حتی خسارت تنبیهی می تواند باشد که به طور خلاصه به توضیح هر کدام از آنها می پردازیم .

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع تکرارپذیری و ظرفیت جذب

1 – اعاده وضعیت به حال سابق به طور کامل
یکی از روشهای جبران خسارت اعم از مادی و معنوی ، اعاده وضعیت به حال سابق به طور کامل است . این روش را باید کاملترین روش جبران خسارت به شمار آورد . در خسارت های مادی چنین شکل از جبران ، در برخی از مصادق آن نه تنها ممکن است بلکه ضروری است . چنانکه در مال مغصوب ، ضمان واقعی به عهده غاصب مستقر می گردد که او مکلف است در صورت وجود عین ، آن را به صاحبش مسترد دارد . فقها در این زمینه ادعای اجماع کرده اند .
البته اعمال این روش در جبران خسارت ها ، مخصوصاً در خسارت های معنوی از محدودیت جدی برخوردار است و اصولاً در بسیاری از انواع خسارت های معنوی اعاده وضعیت پیشین غیر ممکن و محال است . به عنوان مثال ، هیچ چیزی نمی تواند وضعیت مادری را که تنها فرزندش را از دست داده است به حالت سابق برگرداند . همچنین هیچ چیزی نمی تواند وضعیت شوهری غیرتمند را که زن او مورد آزار جنسی قرار گرفته است به حالت پیشین برگرداند .
بر این اساس در خسارت های معنوی موارد بسیار اندکی از آنها با این روش قابل جبران است . به عنوان نمونه ، دریافت مبلغی پول ، جهت ترمیم اعضای بدن یا بازگشت منافع از بین رفته اعضا را با کمی تسامح می توان از مصادیق اعاده وضعیت و جبران عینی به شمار آورد . یا اگر در یک جمعی به شخصی توهین شود عذرخواهی زیانکار در همان جمع از زیان دیده ، چه بسا به اعاده حیثیت او به وضعیت سابق می انجامد یا پخش نوارهای موسیقی مطرب در یک مجتمع مسکونی که بیشتر ساکنین آن به موازین شرعی پایبندی دارند موجب لطمه به عواطف مذهبی آنها می شود . حکم به ترک پخش موسیقی ، اعاده وضعیت سابق به شمار می آید . یا کندن پوستر و اعلامیه متضمن لطمه به حیثیت شخص یا بازگرداندن عکس یا فیلم ویدئویی مراسم عروسی نیز از مصادیق اعاده وضعیت پیشین به شمار می آید .
از بین بردن منشأ ضرر و اعاده وضعیت پیشین مورد توجه قانونگذار قانون مسئولیت مدنی نیز بوده است . ماده 8 این قانون در این زمینه مقرر می دارد : « کسی که در اثر تصدیقات یا انتشارات خلاف واقع به حیثیت و اعتبارات موقعیت دیگری زیان وارد آورد مسئول جبران آن است . شخصی که در اثر انتشارات مزبور یا سایر وسایل مخالف با حسن نیت ، مشتریانش کم و یا در معرض از بین رفتن باشد می تواند موقوف شدن عملیات مزبور را خواسته و در صورت اثبات تقصیر ، زیان وارده را از وارد کننده آن مطالبه کند . » بدون تردید متوقف ساختن عملیات زیانبار نسبت به آینده مؤثر است ولی زیان واردشده باید به روش دیگری جبران شود . چنانکه صدر ماده 10 قانون مسئولیت مدنی به آن اشاره دارد ، این ماده مقرر می دارد : « کسی که به حیثیت و اعتبارات شخصی یا خانوادگی او لطمه وارد شود می تواند از کسی که لطمه وارد آورده است جبران زیان مالی و معنوی خود را بخواهد . . . » بنابراین جبران به روش اعاده وضعیت سابق ، جبران تکمیلی را منتفی نمی سازد . اگر چه این روش ، کاملترین شکل جبران خسارت است ولی از سوی دیگر ، اعمال آن در موارد بسیاری غیرممکن است . از این رو ، نسبت به روشهای دیگر از رواج کمتری برخوردار است و معمولاً دادگاهها به روشهای دیگری حکم به جبران خسارت معنوی می کنند .
2 – جبران خسارت از طریق دادن معادل
جبران خسارت از طریق پرداخت معادل مبتنی بر این اندیشه است که معادل آنچه به وسیله ایراد زیان از دست رفته است باید به دست آید . جبران خسارت از این طریق به اشکال مختلف امکان پذیر است . دادگاه با

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید