برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

: تعاریف جرم و گناه (جرم در منظر لغت، حقوق جزا و جرمشناسی و مبانی فقهی)
الف-مفهوم لغوی جرم:
از این دیدگاه باید چند نکته را با هم در نظر گرفته و معانی آنها را بررسی کنیم. زیرا به نظر بدوی این لغات دارای معانی مشابهی هستند لغت جرم و اثم به معنای اعمال ممنوعه هستند گرچه اختلافاتی ممکن است در مصادیق داشته باشند لذا در قدم اول سراغ معنای لغوی اثم رفته و پس از آن معنای لغوی جرم را بررسی می‌کنیم:
= المنجد در تعریف لغت اثم می‌گوید: اِثم به معنی انجام دادن عملی است که حلال نمی‌باشد و جمع آن آثام است.
= لسان العرب پیرامون اثم چنین گفته است: اثم یعنی گناه و گفته شده است که معنی آن این است که شخص مرتکب عمل غیر حلال شود و در قرآن کریم آمده است: (الاثم: البغی بغیر الحق)
اما لغویین در رابطه با لغت جرم تعابیری دارند از جمله:
= المنجد گفته است که جرم به معنای گناه کردن است – جَرَم: یَجرِمُ، اَجَرَمَ و اجترم الیه و علیه: اَذنَبَ یعنی مرتکب گناه شد.
طریحی در مجمع البحرین چنین می‌فرماید: ( المجرم: المنقطع عن الحق الی الباطل – المجرم: المذنب و منه قوله تعالی: کذلک نفعل بالمجرمین)
= لسان العرب پیرامون جرم چنین می‌گوید: (الجرم: التعدّی و الجرم: الذنب ) – ( جرم به تعدی و تجاوز و گناه گفته می‌شود و جمع آن اجرام و جُرُوم است)
= اقرب الموارد نیز پیرامون لغت جرم چنین گوید: بزه، جناح، عصیان، اثم، معصیت، ذنب، ناشایست، جزیمه، خطا، از لحاظ معنی در یک راستا قرار دارند، پس از نقل اقوال لغویین به این نتیجه می‌رسیم که جرم و جیم از جَرم به فتح جیم به معنی قطع کردن است و بنابر قول راغب اصفهانی اصل معنای جرم بریدن میوه از درخت است و برای هر کسب و کار زشت و مکروه، استعاره شده است و به معنای وادار کردن به کاری ناپسندیده اطلاق می‌شود. ) – (اِنَّ الذین اجرموا کانوا من الذین آمنوا یضحکون (مطففین 29). در نتیجه هر چیزی که زشت و مکروه می‌شود و به معنای گناه، و خطا باشد جرم محسوب می‌شود. و نیز جرم که در لغت به معنای گناه، جناح و عصیان آمده- در ادبیات بیشتر در معنای اول یعنی گناه، مورد توجه قرار گرفته است مانند
جز آن (جرمی) ندانم خویشتن را – که بی محنت نمی‌گویم تعالی (ناصر خسرو)
و یا مرا چون بود دامن از (جرم) پاک – ندارم ز خبث بد‌اندیش باک (سعدی )
کلاً همانطور که گفتیم در قلمرو علوم جزائی و جرم شناختی، یعنی در محدوده علومی‌که به مطالعه کنش های مخالف نظم اجتماعی می‌پردازند و یا تنش های اجتماعی را بررسی می‌کنند، شناخت جرم در جرم شناسی از شناخت جرم در حقوق جزا تفکیک می‌شود که در جهت روشن شدن موضوع تعریف و بررسی جرم در هر دو قسمت مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ب-جرم در علم جرمشناسی :
در جرمشناسی یعنی علمی‌که به علتهای وقوع بزه و درمان اعمال مجرمانه میپردازد، جرم علیالاصول به کلیهی اعمال ضد اجتماعی یا تنشهایی که جامعه را دستخوش آسیب مینماید، خواه موجب آنها علتهای روانی باشد یا اجتماعی باشد اطلاق گردد.
در این محدوده به این مسئله که آیا اینگونه اعمال به حقوق جزا و تعریف قانونی جرم ارتباط دارد، چندان توجهی نمیشود و بیشتر”حالت خطرناک”فرد به عنوان علامت و نشانهای از رفتار‌های ضد اجتماعی و بیماری وی زیر ذره بین قرار میگیرد و بدین لحاظ درمان اینگونه افراد با اقدامات تأمینی توصیه میشود.
امّا نظر به محدودیتهای قانونی و اجتماعی جرمشناسی ناچار بیشتر از تعریف قانونی جرم استفاده می‌کند و به جرایمی‌میپردازد که در قانون مجازات تعریف شدهاند، به عبارت دیگر مجرم قانونی این جرائم و نه هر فرد خطرناک دیگری مورد بررسی جرمشناسان قرار میگیرد بی آنکه کوشش شود تا تعریف جرم در محدودهی قانونی آن محصور گردد. مع هذا، نباید فراموش کرد که امروز حقوق جزا و جرمشناسی در عین رعایت محدودهی خویش میکوشند از دادههای یکدیگر استفاده کنند. حقوق جزا وقتی جرم را بررسی و تجزیه و تحلیل میکند، دقیقا از داده‌های جرم‌شناسی متاثر شده است و جرم‌شناسی هنگامی‌که به بررسی علتهای جرم می‌پردازند، “مجرم قانونی”را که حقوق جزا سعی به تعریف آن دارد در نظر میگیرد، پل ارتباطی این دو رشته از علوم جزائی و جرمشناسی را سیاست جنائی ایجاد کرده است .

مطلب مرتبط :   مقاله مطالعه و ساختار

ج- تعریف جرم از دیدگاه حقوقدانان و قوانین موضوعه
در حقوق جزا، سعی میشود جرم به نحوی تعریف شود که مقنن بتواند آن را در قالب قانون پیاده کند، زیرا وظیفهی تشخیص اعمال و یا ترک اعمالی که به ارزشهای اجتماعی لطمه می‌زنند و نظم جامعه را مختل میکنند و موجب آسیب به آن میشوند بر عهدهی قانونگذار است، اما قانونگذار نیز در تعریف خود نمیتواند نظرات مختلفی را که از ناحیهی متخصصان در مورد پدیدههای مختلف و از جمله جرم ابراز شده است، نادیده انگارد.
گارفالو جرم را چنین تعریف می‌کند:
(جرم عبارت است از عملی که خلاف نوعی احساسات شرافتمندانه و خداپرستانه انجام شود. )
کارا در تعریف جرم چنین می‌گوید: جرم تجاوز از حدود قوانین کشور است که به وسیله کسی انجام شود، به شرطی که شخص مرتکب، مکلف یا مجاز به انجام تجاوز نباشد، در ضمن برای آن تجاوز نیز مجازات تعیین شده باشد.

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از نظر جامعه شناسان جرم عملی مخالف منافع اساسی جامعه است، اعم از اینکه مورد عنایت قانونگذار قرار گرفته باشد یا خیر. (دورکهیم) جامعه شناس مشهور فرانسوی پیرامون جرم چنین می‌گوید: «ما می‌توانیم وجود یک سلسله از عملیات را اثبات کنیم که اجتماع علیه آنها واکنش مشخصی به صورت مجازات نشان می‌دهد، از این سلسله عملیات، گروهی می‌توان درست کرد و به آن عنوان مشترکی به نام جرم داد) .
در قرن نوزدهم دو مکتب آلمانی و فرانسوی از نظر تعریف جرم در برابر یکدیگر قرار گرفتند: علمای آلمانی، از جمله (فن لستنر) جرم را (صرفاً عملی که مخالف قوانین کیفی باشد و صرف نظر از عنصر معنوی، تعریف کرده است- در حالی که مکتب دیگری که (حقوقدانان) فرانسوی طرفدار آن بودند بر عناصر تشکیل دهنده جرم، عنصر معنوی را نیز افزودند و جرم را بدین گونه تعریف نمودند «جرم عبارت است از تجلّی خطاکارانه اراده شخص، که بر خلاف حق باشد و برای آن، طبق قانون و مجازات به معنی اخص تعیین شده باشد».
تعریف فوق در حقیقت همان تعریف پروفسور (رو) از جرم است، لازم به ذکر است که علمای آلمانی عنصر معنوی را از عناصر تشکیل دهنده جرم نمی‌شناسند بلکه فقط آنرا شرط تحقق جرم می‌دانند.
در مجموعه قوانین جزائی (برومر) سال چهارم، ماده اول جرم چنین تعریف شده است:
«انجام دادن عملی که قوانین ممنوع ساخته‌اند، و انجام ندادن آنچه که قوانین دستور داده‌اند و موضوع آنها حفظ نظم اجتماعی و آرامش عمومی‌است جرم محسوب می‌شود».
(گارو) در مورد جرم می‌گوید: «جرم عبارت است از انجام دادن یا ترک عملی که قبلاً ممنوع و برای آن مجازات اخص تعیین شده باشد».
پروفسور لوگز سوئیسی می‌گوید: «جرم عبارت است از عمل بر خلاف حق که انسان انجام می‌دهد و قانون برای آن مجازات تعیین نموده است».
قانونی بودن جرم یکی از مشخصات اصلی جرم که در نظامات کیفری عصر ما پذیرفته شده است، خصیصه قانونی بودن آن است. مراد از قانونی بودن جرم این است که قانون جزا بر حسب مصلحت نظام اجتماعی احکام جزایی را تعیین میکند و از آن احکام استنباط میشود که انجام یا ترک چه اعمالی به عنوان جرم، ممنوع و مستحق مجازات است. بنابراین مادام که قانونگذار عملی را امر یا نهی کرده باشد و عامل آنرا قابل مجازات نداند، اشخاص در انجام آن عمل مجاز و آزاد میباشند. خصیصهی قانونی بودن جرم با قاعدهی فقهی (اصاله الا باحه) نیز سازگار و منطبق است؛ زیرا بر طبق این قاعده و اصل در هر چیز اباحه و جواز است یعنی انجام کلیهی کارها مباح است، مگر اینکه شارع ارتکاب آن را نهی یا ترک آن را واجب کرده باشد و در مورد جرم نیز تا وقتی که قانونگذار عملی را با قید ضمانت اجرای کیفری منع نکرده یا انجام عملی را واجب نکرده است، آن فعل یا ترک فعل، مباح و جایز بوده و فاقد خصیصهی کیفری است. مطالعهی تاریخچهی تحول حقوق جزا نشان میدهد که اختیار قانونگذاری به قوه‌ی مقننه و تفکیک قوای حاکم در کشور به طور رسمی‌در کشورهای اروپایی بعد از انقلاب کبیر فرانسه و با تصویب اعلامیهی حقوق بشر به سال1789 پذیرفته شده است، زیرا مادهی 8 این اعلامیه مقرّر داشته است:

“قانون منحصراً مجازاتی را پیش بینی میکند که وضوحاً و یقیناً ضرورت دارد و کسی نباید مجازات شود، مگر به موجب مقرراتی که قبل از ارتکاب آن تصویب و منتشر شده باشد و این مقررات بایستی بر طبق اصول قانونی به کار برده شود”
از قسمت اخیر این ماده چنین برمیآید که نویسندگان اعلامیه نه فقط متوجه قانونی بودن جرم و مجازات بودهاند، بلکه دادرسی جزائی را نیز تابع شکل قانونی میدانند. در حالی که در شریعت اسلام دوازده قرن قبل از اعلامیه حقوق بشر و اجرای آن در کشورهای اروپایی، شارع برای حفظ امنیت قضائی افراد و مصونیت آنها از تعقیب کیفری و مجازات، تحقق جرم و اجرای مجازات را موکول به وجود نص قانونی بودن جرم در فقه اسلامی‌توجیه کرده و مورد تأکید قرار داده است. بنابراین در نظام کیفری اسلام، قاضی نمیتواند مرتکب عملی را که قبلاً برای آن عمل، نص یا حکمی‌از طرف شارع تعیین نشده باشد به کیفر برساند.
سابقهی پذیرش و احترام به “قانونی بودن جرم” در کشور ما به طور رسمی‌در گذشته در قانون اساسی و قانون مجازات عمومی‌مصوب سال 1304 و اصلاحی آن در سال 1352 که متأثر از قانون جزای کشور‌های اروپایی به ویژه کشورهای فرانسه و سوئیس بود انعکاس یافته بود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی‌نیز تدوین کنندگان قانون اساسی، احترام به قانونی بودن جرم را در اصول 22، 23، 32، 36، 37، 166، 169و156 مورد توجه و تأکید قرار دادهاند و به دنبال آن کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس شورای اسلامی‌و ماده‌ی 5 آن که مورد اختلاف مجلس و شورای نگهبان قرار گرفته در هفتم آذر ماه 1370 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده است.
در مادهی 2 این قانون(قانون مجازات عمومی‌مصوب1304) ، خصیصه قانونی بودن جرم بدین نحو تصویب شده است؛ «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب میشود».
بنابر تعریف یاد شده تا زمانی که قانونگذار انجام دادن یا ترک عملی را به عنوان جرم معرفی نکرده است، ارتکاب آن عمل از توسط اشخاص قابل تعقیب کیفری نبوده و مجازات نمی‌شود نیست. به همین دلیل بسیاری از اعمال مانند خودکشی، سخن چینی و غیبت، گرچه از نظر اخلاقی و رعایت اصول اعتقادی مذموم است ولی تا زمانی که از طرف قانونگذار به عنوان جرم معرفی نشده است قابل مجازات نیست و بنابرآنچه که گفته شد این نتیجه نیز بدست میآید که معنی قانونی بودن جرم این است که تشریع جرم منحصراً حق و وظیفهی “قوهی مقننه” است که باید قانونگذار به هنگام تشریع قانون جزا، جرم را با قید مجازات به طور صریح و روشن تعریف کند و نیز علاوه بر انجام این وظیفه لازم است که قانونگذار مبانی و اصول و ارزشهای حاکم بر جامعه را محترم شمرده و آنها را در ارائه تعریف جرم کاملاً رعایت نماید.
د: تعریف جرم در فقه اسلامی‌:
معنی حقوقی جرم، در فقه، با آنچه در لغت مورد بحث قرار گرفت مشابهت دارد. بلکه می‌توان گفت بین آنها هیچ فرقی وجود ندارد زیرا فقهای اسلامی‌جرم را چنین تعریف کرده‌اند:
«جرم عبارت است از انجام دادن فعل یا قول که قانون اسلامی‌آنرا حرام شمرده و بر فعل آن کیفری مقرر داشته است، یا ترک فعل یا قول که قانون اسلام آنرا واجب شمرده و بر ترک آن کیفری مقرر داشته است و این از آنجا نشأت گرفته که هر کس از اوامر و نواهی خدای تعالی سرپیچی کند، برای او کیفر و

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید