برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

NOPAT ××
خالص سرمایه در گردش (NWC) ××
خالص داراییهای ثابت (NFA) ××
سایر دارائیها ××
مانده معادلهای سرمایه ××
سرمایه بکار گرفته شده ××
(بدهی های بهره دار – بدهی های جاری) – دارائیهای جاری (CA) = خالص سرمایه در گردش (NWC)
تسهیلات بلند مدت + تسهیلات کوتاه مدت = بدهی های بهره دار
استهلاک انباشته (AD)– بهای تمام شده تاریخی دارائیهای ثابت (FA)= خالص دارائیهای ثابت (NFA
هزینه سرمایه
هر شرکتی دارای ریسک و بازده مخصوص به خود است. هر یک از گروههای سرمایه گذار مثل دارندگان اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی، خواهان میزانی از نرخ بازدهی هستند که در خور ریسک مربوط به آن باشد. هزینه سرمایه عبارت است از حداقل نرخ بازدهی که شرکت باید بدست آورد تا بازده سرمایه گذاران در شرکت تأمین شود. (جهانخانی و پارسائیان، 1384، 317)
هزینه سرمایه از ابعاد مختلف مورد توجه قرار می گیرد. بکارگیری هزینه سرمایه در تصمیمات سرمایه گذاری، استفاده از آن به عنوان مبنایی برای ایجاد ساختار بهینه سرمایه و یا حرکت به سمت آن، استفاده از آن در اجاره های سرمایه ای و بکارگیری در اندازه گیری شاخصهای عملکرد و اصولاً استفاده از آن در تنزیل جریانهای نقدی آتی جهت تعیین ارزش، همه از مواردی هستند که می تواند در توصیف اهمیت هزینه سرمایه بیان شود. علاوه بر آنچه اشاره شد نادیده گرفتن هزینه تأمین سرمایه از محل حقوق صاحبان سهام در محاسبه سود حسابداری علت اهمیت و ضرورت پرداختن به این موضوع را توجیه می نماید. (عثمانی، 1380، 30- 19)
هزینه سرمایه، نرخ بازده سالانه ایست که برای حفظ ارزش بازار (قیمت سهام) یک واحد تجاری لازم است. این نرخ، نرخ حدّ نصاب، حداقل نرخ پذیرش و یا حداقل نرخ بازده مورد درخواست سرمایه گذاران نیز نامیده می شود.
در شرایط فعلی اقتصادی ایران به چهار موضوع ذیل باید توجه داشت که می تواند بحث ساختار سرمایه مطلوب را از حالت کلی آن متمایز سازند.
موضوع اول ثابت بودن نرخ هزینه تأمین مالی از طریق بدهی است، به این مفهوم که در شرایط فعلی هر شرکت با هر میزان بدهی و هر درجه ای از ریسک، با یک نرخ ثابت میی تواند وام بگیرد.
موضوع دوم پایین تر بودن نرخ بهره وام و تسهیلات دریافتی از سیستم بانکی از نرخ بهره بازار است که این موضوع باعث شده است تا واحدهای اقتصادی تمایل پیدا کنند تا به هر میزان که بتوانند تسهیلات مالی بانکی دریافت نمایند و موضوع سوم محدودیت تأمین مالی از طریق وام به علت محدودیت منابع مذکور می باشد. شاید دلیل اصلی این محدودیت ارزان بودن قیمت آن باشد و موضوع آخر اینکه وامهایی که واحدهای اقتصادی می گیرند عمدتاً کوتاه مدت بوده و غالباً در پایان دوره مالی تسویه می شوند لذا نسبت آنها را در ساختار سرمایه ی منعکس در ترازنامه کم اهمیت می نماید.
محاسبه هزینه سرمایه
هزینه سرمایه شامل هزینه اجزای تشکیل دهنده سرمایه می باشد که مجموع ساختار سرمایه شرکت را تشکیل می دهند. اجزای عمده ساختار سرمایه عبارت است از بدهی با بهره، سود انباشته و سهام عادی. با توجه به این که صاحبان هر یک از منابع دارای نرخ بازده مورد انتظار خاص خود هستند، لذا هزینه هر یک از آنها نیز متفاوت بوده و با توجه ماهیت متفاوت هر یک از این منابع روش محاسبه هزینه سرمایه آنها نیز با هم تفاوت دارد.
برای تعیین هزینه سرمایه شرکت ابتدا ضروری است هزینه هر یک از اجزای سرمایه بطور مستقل محاسبه و براساس نسبت آنها در کل ساختار سرمایه، متوسط هزینه سرمایه شرکت به دست آید. (Miller، 1963) .