برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

اندازه ریزنمونه در تعیین موفقیت کشت مریستم فاکتور بسیار مهمی است. به طور کلی یک ریزنمونه بزرگ تر شانس بیشتری برای بقا دارد. عموم محققین بر این عقیده اند که برای ریزازدیادی بایستی ریزنمونه‌های بزرگی نظیر نوک ساقه را که بیش از 2 سانتی متر طول داشته باشند انتخاب نمود. پس لذا زمانی که هدف تهیه گیاهان عاری از ویروس باشد، فقط بایستی نوک مریستم کشت شود (فارسی و ذوالعلی، 1382).
در صورتی که تنها مریستم جدا شود، احتمال به دست آوردن گیاهان عاری از ویروس زیاد بوده ولی شانس بقای مریستم بدون جوان‌ های اولیه برگ بسیار کم است. شایان گفتن است که جداکردن قطعات مریستمی بزرگ‌تر (همراه با جوانه های اولیه برگ) موجب کاهش تولید گیاهان عاری از ویروس می‌شود. به نظر می‌رسد موفقیت کشت مریستم به نوع جوانه ساقه (انتهایی یا جانبی)، موقعیت جوانه‌ها پایین یا بالای گیاه و همچنین فصل رشد گیاه وابسته است (طباطبایی و امیدی، 1388).
اگرچه در اوایل برای کشت مریستم، دو محیط کشت وایت (white) و گاترت (Gautherrt) نیز در این نوع کشت‌ها بیشترین استفاده را داشتند، اما ترکیب نمکی محیط کشت MS بسیار رضایت بخش بوده است (فارسی و ذوالعلی، 1382).
1-7- ضرورت و اهمیت اجرای تحقیق
با توجه با اینکه تکثیر این گیاه به روش‌های سنتی (تقسیم ریزوم) پرهزینه، زمانبر، کم بازده و باعث گسترش بیماری‌های ویروسی می شود، تکثیر از طریق کشت بافت بسیار اهمیت پیدا می‌کند. در حال حاضر نیز گلکارانی که در داخل کشور مشغول به کشت و پرورش آلسترومریا می‌باشند با هزینه‌های بسیار بالایی از سایر کشورها خصوصاً هلند مبادرت به وارد کردن ریزوم می‌کنند که خود باعث خروج مقدار زیادی ارز از کشور می‌شود (گزارش سالیانه مرکز ملی تحقیقات گل و گیاهان زینتی ایران، 1388). این موارد ضرورت تحقیق در زمینه ریزازدیادی آلسترومریا را نشان می دهد. علاوه بر تکثیر آلسترومریا از طریق کشت مریستم در شرایط درون شیشه، جهت افزایش این گیاه در سطح انبوه کاربرد جنین‌های سوماتیکی نیز بسیار با اهمیت می‌باشد. علاوه بر کاربرد جنین‌های سوماتیک در تکثیر هم گروه‌ها، در جهت تولید بذور مصنوعی و اصلاح گیاهان استفاده‌های بسیار می شود. اخیراً پیشرفت در ژنتیک مولکولی و بیوتکنولوژی برای اصلاح و باززایی گیاهان ابزار نیرومندی برای اصلاح محصولات ایجاد کرده است. بنابراین یک سیستم کشت با کارایی مطلوب جهت باززایی آلسترومریا به نظر می رسد. با این حال تا کنون مطالعه‌ای در زمینه جنین‌زایی سوماتیک گل السترومریا و تکثیر این گل از طریق کشت بافت در ایران انجام نشده است، بنابراین هدف از این تحقیق بررسی و معرفی محیطی مناسب جهت ریزازدیادی و جنین‌زایی سوماتیک این گل می‌باشد.

فصل دوم
مرور منابع
2-1- انتخاب ریزنمونه و ترکیب محیط کشت
برای اولین بار زیو و همکاران (1973) بر روی هیبریدهای Ligtu و Parigo در زمینه کشت بافت کار کردند و توانستند از قطعات تخمدان کالوس‌هایی به قطر 5 میلی‌متر و از دمگل‌ها تنها ریشه بدست آورند و تمایز بیشتری بدست نیاورده و نهایتاً ریزنمونه‌ها از بین رفتند. این محققین گزارش کردند که با کشت قطعات گل‌آذین نابالغ در محیط کشت‌ وایت(white) که حاوی FeSo4 و EDTA مطابق با محیط کشت MS، 4/0 میلی گرم در لیتر تیامین، 5/0 میلی گرم در لیتر کینیتین، 1/0 میلی گرم در لیتر NAA و 2% ساکارز می‌باشد، 8-6 هفته بعد از کشت پریموردیای جوانه تشکیل می‌گردد. در مرحله بعد، کشت‌ها را به محیط کشت وایت(white) بدون هورمون منتقل نمودند تا جوانه‌ها بیشتر نمو کنند.
هیوسی و همکاران (1979) گزارش نمودند که می‌توان از قطعات ساقه و گل آذین، ریزوم بدست آورد.
هاکارت و ورسلویجز (1985) با کشت جوانه‌های جانبی ریزوم توانستند کولتیوارهای Rosario، Toledo و Jubilee را از طریق کشت بافت تکثیر کنند. ریزنمونه‌ها را ابتدا چند ثانیه در الکل 70% فرو بردند و سپس با استفاده از هیپوکلریت کلسیم 5% به مدت 20 دقیقه ضدعفونی نمودند. آنها از محیط کشت حاوی 2/1 ماکروالمنت‌های MS، میکروالمنت‌های MS، مواد الی MS و 4/0 میلی گرم در لیتر تیامین، 3% ساکارز و غلظت‌های مختلف 2-ip شامل 01/0،1، 2، 5 و10 میلی گرم در لیتر در ترکیب با 0، 1/0 و 1 میلی گرم در لیتر IAA استفاده نمودند. اما همبستگی واضحی بین ترکیب محیط کشت و عملکرد ریزنمونه بدست نیاوردند. آنها توانستند گیاهچه‌های ریشه دار کولتیوار Rosario را با کشت مریستم‌های جانبی ریزوم در محیط کشت حاوی 01/0 میلی گرم در لیتر 2-ip و 1 میلی گرم در لیتر NAA بدست آورند. همچنین این محققین در ریشه زایی گیاهچه‌های Toledo و Jubilee با استفاده از محیط حاوی IAA و NAA یا بدون تنظیم کننده رشد، ناموفق بودند. آنها گیاهچه‌های ریشه دار شده از مریستم‌های جانبی ریزوم را به خاک استریل منتقل نمودند اما تنها گیاهچه‌هایی زنده ماندند و بطور نرمال رشد نمودند که پس از انتقال تشکیل ریزوم دادند و گیاهچه‌هایی که تشکیل ریزوم ندادند، ساقه جدیدی تولید نکردند و ساقه ابتدایی طویل شده و نهایتاً از بین رفتند. این محققین نتوانستند دلیل این موضوع را که چرا بعضی از مریستم‌های جانبی ریزوم پس از انتقال به خاک توان تشکیل ریزوم را داشته و زنده می‌مانند و بعضی دیگر نه را توضیح دهند، اما اظهار نمودند که این موضوع احتمالاً بستگی به موقعیت جوانه جانبی بر روی ریزوم دارد.
گابریزوسکا و همپل (1985) اثر سایتوکنین‌ها و اکسین‌ها را در کشت درون شیشه‌ای ریزوم، رقم Zebra را مورد مطالعه قرار دادند. آنها همچنین اثر 2-ip و BA را بر روی تشکیل ریزوم و شاخه مورد بررسی قرار دادند. محیط کشت آنها شامل ماکرو و میکرو المنت‌های MS، 3/40 میلی گرم در لیتر NaFeEDTA، 100 میلی گرم در لیتر میواینوزیتول، 4/0 میلی گرم در لیتر تیامین و 3 درصد ساکارز بود. تشکیل ریزوم در هر دو محیط BA و 2-ip با غلظت‌های 5/0 ، 1، 2، 4 و8 میلی گرم در لیتر صورت گرفت اما اثر BA نسبت به 2-ip بر روی نمو ثانوی ریزوم‌ها چشمگیرتر بود. همچنین هر دو تنظیم کننده رشد BA و 2-ip سبب تحریک تشکیل شاخه شدند اما BA باعث تولید شاخه‌های بیشتر اما کوتاهتر نسبت به 2-ip شد. از طرفی افزایش غلظت سایتوکنین‌ها منجر به کاهش طول شاخه می‌شود. بهترین نتیجه حاصله از کار این محققین از نظر تشکیل ریزوم و حداکثر تولید تعداد شاخه در محیط کشت حاوی 2 میلی گرم در لیتر BA به دست آمد. آنها همچنین گزارش کردند که غلظت 8 میلی گرم در لیتر BA منجر به تشکیل ریزوم‌هایی با میانگره‌های بسیار کوتاه می‌شود.
لین و همکاران (2000) گزارش نمودند که در رقم A.aurantica بکاربردن جوانه‌های ریزوم، به عنوان ریزنمونه نسبت به دمگل و قطعات گل آذین و یا ساقه‌های رویشی جهت تکثیر آلسترومریا بسیار مناسب می‌باشند. آنها همچنین گزارش نمودند که در کولتیوار Alsaan کشت نوک ریزوم بدون تقسیم نسبت به تقسیم نوک ریزوم در ازدیاد بسیار موثرتر می‌باشند. محیط کشت مورد استفاده برای کشت مریستم‌های ریزوم رقم Alsaan شامل 4/3 نمک‌های MS، µm 48/1 تیامین، µm IAA 43/1، µm 12/9 زآتین و µm 32/2 کینیتین بود. در مرحله بعد کشت‌ها را به محیط کشت مایع با همان ترکیبات منتقل نمودند. بر اساس نتایج آنها، تنظیم کننده‌های رشد اثر واضحی بر روی نتایج نداشتند و آنها در آزمایشات بعدی خود، تنظیم کننده‌های رشد را از محیط کشت مایع حذف نمودند اما باز نتایج متفاوتی بدست نیاوردند. لین و مانیتی گزارش نمودند که 90 درصد از جوانه‌های انتهایی ریزوم پس از ریشه دار شدن بطور موفقی به گلدان منتقل شدند. آنها گیاهچه‌های حاوی 1 یا 2 ریشه 2-1 سانتی متری را به گلدان‌های پلاستیکی 5 سانتی متری حاوی پیت، ورمی کولایت و پرلایت (به نسبت 2:1:1) منتقل نمودند. پس از 4 هفته از انتقال به گلخانه دارای میست در دمای 13/16 (شب/روز) درجه سانتی گراد تولید شاخه‌های جدید نمودند. در این زمان کوددهی مایع همراه با آب آبیاری با نسبت 20-20-20 ضروری می‌باشد.
پیریک و همکاران (1988) از جوانه‌های جانبی و انتهایی هیبریدهای مختلف آلسترومریا برای ریز ازدیادی استفاده نمودند. آنها گزارش کردند که جوانه‌های انتهایی دارای میزان تکثیر بیشتری نسبت به جوانه‌های جانبی می‌باشند. آنها از محیط کشت پایه حاوی ماکرو و میکروالمنت های MS (به غیر از آهن)، 25 میلی گرم در لیتر NaFeEDTA، 3% ساکارز، 4/0 میلی گرم در لیتر تیامین و 4-2 میلی گرم در لیتر BA استفاده کردند. این محققین گزارش نمودند که محیط کشت حاوی MS کامل نسبت به محیط‌های 2/1، 4/3 یا MS 2 منجر به نسبت تکثیر بیشتر ریزوم می‌شود. همچنین استفاده از ساکارز نسبت به گلوکز نتایج بهتری حاصل می‌شود که بهترین غلظت ساکارز 3% می‌باشد. علاوه بر این تنظیم کننده‌های رشد NAA یا IBA اثر محرکی بروی تکثیر ریزوم نداشته درصورتیکه BA یک اثر قوی داشته و نسبت به 2-ip، کینیتین و زآتین موثرتر می‌باشد.
پادویزنسکا و همکاران (1997) از جوانه های ریزوم به عنوان ریز نمونه استفاده نمودند و اثر غلظت‌های مختلف اکسین‌ها، سایتوکنین‌ها و کند کننده‌های رشد را بر روی نسبت تکثیر مورد بررسی قرار دادند. آنها گزارش نمودند که حداکثر شاخساره زایی را در محیط کشت حاوی بیشترین غلظت BA بدست آوردند اما شاخساره‌های حاصله کمترین ارتفاع را داشته و میزان ریشه زایی گیاهچه‌های حاصله بسیار ضعیف می‌باشد.
لین و همکاران (1997) برای اولین بار از ریزنمونه برگ جهت تکثیر آلسترومریا استفاده نمودند. این محقیقن در سال 1998 اثر موقعیت ریزنمونه برگ در ساقه را بر روی میزان تکثیر مورد بررسی قرار دادند و گزارش نمودند که ریزنمونه‌های جوانتر که به مریستم انتهایی نزدیکتر هستند توانایی تکثیر بالاتری دارند.
چیری و همکاران (2000) اثر انواع برش ریزوم (افقی، عمودی و بدون برش) در نسبت تکثیر را مورد بررسی قرار دادند و گزارش نمودند که برش عمودی نسبت به برش افقی موثرتر می‌باشد. این محققین در سال 2002 از مریستم‌های انتهایی ریزوم جهت ویروس زدایی آلسترومریا استفاده نمودند. به منظور بررسی اثر نوع برش بر روی تکثیر ریزوم از محیط کشت MS حاوی 3% ساکارز و µm 9/8 BA استفاده نمودند.
مارتا و همکاران (2006) ریزنمونه‌های برگ، ساقه، ریزوم و قطعات گل آذین نابالغ را مورد بررسی قرار دادند و تنها موفق به باززایی گیاهچه از قطعات گل آذین نابالغ شدند. آنها اثر غلظت‌های مختلف هیپوکلریت سدیم (حاوی 6% کلرین فعال) را در گند زدایی ریزنمونه‌های برگ، گل آذین و ریزوم مورد بررسی قرار دادند و گزارش نمودند که هیپوکلریت سریم با نسبت حجمی(v/v) 20% کمترین آلودگی را در ریزنمونه‌های برگ، قطعات ساقه و گل آذین ایجاد می‌کند. درحالیکه در ریزنمونه‌های ریزوم کمترین آلودگی با گندزدایی ریزنمونه‌های ریزوم با هیپوکلریت سدیم (v/v) 60% یا بالاتر حاصل می‌شود. همچنین آنها آزمایشات گسترده‌ای را بر روی اثر غلظت‌های مختلف تنظیم کننده‌های رشد بر روی باززایی آلسترمریا کولتیوار Yellow King انجام دادند. آنها اثر 36 تیمار مختلف حاوی 6 سطح BA و 6 سطح IAA شامل (0، 1/0 ،25/0، 5/0% 6 سطح روی اثر غلظت‌های مختلف تنظیم کننده‌های رشد بر روی باززایی آلسترمریا کولتیوار رد بررسی قرار دادند..، 1 و 5 میلی گرم در لیتر) بر روی ریزنمونه‌های برگ و قطعات ساقه و همچنین اثر 9 تیمار مختلف حاوی 3 سطح BA (mg/l 5/2، 5/3،5/4) و 3 سطح کینیتین (mg/l 5/1، 5/2، 5/3) را بر روی ریزنمونه‌های گل آذین نابالغ مورد بررسی قرار دادند. آنها همچنین محیط کشت مایع و جامد را که حاوی 3 سطح BA (mg/l 0، 5/0 و5/2) و 3 سطح KIN (mg/l 0، 5/0، 5/2) و mg/l 1 NAA بود را با بکدیگر مورد مقایسه قرار دادند.
کریستنسن و همکاران (1999) اثر غلظت ساکارز، BA و NAA را در طی مرحله ریشه زایی مورد مطالعه قرار دادند. طبق نتایج این محققین NAA و غلظت بالای ساکارز (5، 7%) تحریک کننده تشکیل ریشه می‌باشند درحالیکه BA بازدارنده بوده و NAA و غلظت بالای ساکارز قادر به خنثی نمودن اثر منفی BA بر روی ریشه زایی نمی‌باشند.
2-2- دما و نور
ریزازدیادی آلسترومریا در دماهای 17 درجه سانتی‌گراد (هاکارت و ورسلوجز، 1985 )، 23 درجه سانتی گراد (لین و مانت، 1987)، 25 و 27 درجه سانتی‌گراد (زیو و همکاران، 1973) انجام شد.
پیریک و همکاران (1988) گزارش نمودند که دمای 15-21 درجه سانتی گراد اثر معنی داری در نسبت تکثیر ریزوم ندارد درحالیکه دمای 24 درجه سانتی گراد به مقدار کمی بازدارنده می‌باشد. آنها گزارش کردند که تکثیر ریزوم در فتوپریود 16 یا 8 ساعت و همچنین افزایش شدت نور از 5/1 به wm-2 7/9 اختلاف معنی‌داری وجود ندارد با این حال طول شاخه با افزایش شدت نور کاهش می‌یابد.
مارتا و همکاران (2006) بیشترین تعداد شاخه را زمانی به دست آوردند که کشت‌ها را ابتدا به مدت 15 روز در دمای 8 درجه سانتی‌گراد و در تاریکی قرار دادند و سپس به روشنایی با فتوپریود 16 ساعت و دمای 25 درجه سانتی گراد منتقل کردند.
کریستنسن و همکاران (1999) اثر شدت نور را بر روی تشکیل تعداد شاخه و ریشه مورد مطالعه قرار دادند. آنان به این نتایج رسیدند که در زمانی که غلظت ساکارز در محیط کشت 3% باشد با افزایش شدت نور از 0 تا µmolm-2s-1 26 تعداد شاخه‌های هوایی افزایش خواهد یافت درحالیکه در 5 و 7 % ساکارز بی تاثیر است. همچنین با افزایش شدت نور طول شاخه کاهش و تشکیل ریشه افزایش می‌یابد.

دسته بندی : علمی