برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

مدیران در انجام وظایف خود فرآیندی را دنبال می کنند که شامل اجزایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل، انگیزش، ارتباطات، هدایت وتصمیم گیری است. غالباً در سازمانها، برنامه ریزی ها در سه سطح جامع، استراتژیک و عملیاتی صورت می گیرد که در تدوین آنها تمامی سطوح مدیریت مشارکت دارند که پس از این مرحله، مدیران بر اجرای صحیح برنامه از پیش تعیین شده نظارت دارند و جهت حصول نتایج از پیش تعیین شده از ابزارها و معیارهایی برای سنجش مورد نظر استفاده می کنند که این معیارها با شاخصها در واقع مقیاسهایی برای سنجش عملکرد بشمار می روند. اما در این راه مدیران وظایف دیگری نیز دارند و آن هدایت و انگیزش می باشد که در این راستا می توان از برقراری نظام پاداش در کنار اجرای برنامه ها نام برد. (الوانی، سید مهدی، 1369، 9)
در این میان لازم است که به نقش مدیران مالی در شرکتها، توجّه خاصی شود. در گذشته مدیران فروش، مقدار فروش را تعیین می کردند و مدیران تولید لوازم و امکانات مورد نیاز برای تولید محصول یا ارائه خدمات را مشخص می کردند و نهایتاً این مدیران مالی بودند که با توجه به منابعی که در اختیار داشتند باید لوازم و ملزومات لازم برای تولید محصول را تهیه می کردند.
امّا امروزه نقش مدیران مالی در شرکتها گسترش یافته است. امروزه آنها وظیفه دارند تا وجوه لازم را تحصیل و به نحوی استفاده کنند که باعث به حداکثر رسانیدن ارزش شرکت بشود. برای این منظور مدیران مالی باید دید وسیعی راجع به مسائل مالی، توانایی درک و بررسی عملکرد شرکت داشته باشند تا نهایتاً بتوانند همسو با اهداف واحد تجاری نسبت به نحوه سرمایه گذاری و نحوه تأمین مالی، به گونه ای عمل کنند که باعث افزایش ارزش شرکت و افزایش ارزش ایجاد شده برای سهامداران بشوند. (مهدوی، 1385، 24)
2-4) رویکردها، شاخص ها و معیارهای ارزیابی عملکرد
2-4-1) رویکرد ها
در عمل رویکردهای مختلفی برای ارزیابی عملکرد شرکتها وجود دارد. در این رویکردها انواع شاخص ها و نسبت ها وجود دارد که در محاسبه آنها از داده های بدست آمده از اطلاعات حسابداری، بازار، اطلاعات اقتصادی یا ترکیبی از آنها استفاده می شود.
2-4-1-1) رویکردهای حسابداری
اگر مدیران شرکتها بتوانند سود یا ارزش شرکت را افزایش دهند، دارای عملکرد مطلوبی خواهند بود و به هدف خود رسیده اند ولی باید توجّه داشت که مقدار این افزایش چقدر باید باشد تا کافی یا مطلوب به نظر برسد. برای رفع این مشکل می توان ارقام مشابه مربوط به سالهای مختلف عملکرد واحد تجاری را با هم مقایسه کرد و یا نتایج حاصل از فعالیتهای تجاری را با نتایج مربوط به سایر واحدهایی که در صنعت مورد نظر فعالیت میکنند مورد مقایسه قرار داد.
به همین منظور از ارقام مندرج در صورتهای مالی مانند فروش، مبلغ سود، بازده دارایی های شرکت (ROA)، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) و . . . استفاده می شود که این رویه به حوزه رویکرد حسابداری در استفاده از اطلاعات صورتهای مالی برای ارزیابی عملکرد مدیران مربوط می شود.
البته در استفاده از رویکرد حسابداری یک مسئله مطرح می باشد و آن هم مربوط به ماهیت محاسبه سود می باشد. محاسبه سود در حسابداری براساس اصول و مفروضات دانش حسابداری صورت می گیرد که این موضوع باعث کاهش دقّت این متغّیر می شود. به عنوان مثال، محاسبه سود در کشورهایی که نرخ تورّم بالایی دارند با در نظر گرفتن اصل بهای تمام شده است که باعث می شود تا مبلغ محاسبه شده، با دنیای واقعی اقتصادی ارتباط کمتری داشته باشد. نکته دیگر اینکه سود حسابداری می تواند توسط مدیران واحد مورد دستکاری قرار بگیرد، زیرا در اکثر موارد مدیران واحدها برای بهتر نشان دادن وضعیت واحد تجاری اقدام به حساب آرایی و هموار سازی سود می کنند که این موضوع نیز از قابلیت اتکاء به این معیار می کاهد و باعث می شود تا ارقام گزارش شده در صورتهای مالی با ارزش های واقعی در بازار تفاوت زیادی داشته باشد. (مهدوی، 1385، 28- 26)
2-4-1-2) رویکرد تلفیقی
در این رویکرد که رویکرد ترکیبی نیز نامیده می شود برای حلّ مشکلات ذکر شده در بخش قبلی سعی می شود تا از تلفیق ارقام گزارش شده در صورتهای مالی و ارزشهای بازار برای تجزیه و تحلیل استفاده شود.
ضریب یا نسبت ارزش بازار یا قیمت سهم به سود هر سهم (ضریب P/E)، نسبت ارزش بازار دارایی ها به ارزش دفتری آنها (ضریب یا نسبت توبین Q.Tobin) که به آن کیو توبین گفته می شود و نسبت ارزش سهام بازار هر سهم، از مهمترین معیارهایی است که مورد استفاده قرار می گیرد. (گروه،1384، 17) (مهدوی، 1385،28)
2-4-1-3) رویکرد مدیریت مالی
دانش مدیریت مالی نیز مدعی است که با استفاده از نظریه ها و تکنیک های ارائه شده در آن، می توان عملکرد شرکتها را اندازه گیری کرد. اصولاً در امور مالی سه روش یا نظریه قیمت گذاری:
1- مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای (CAPM ) 2- نظریه قیمت گذاری آربیتراژ (APT) 3- نظریه قیمت گذاری اختیار خرید معامله (OPT) ارائه شده است. با استفاده از این مدل ها، نه تنها می توان انواع دارایی ها را ارزش گذاری کرد، بلکه می توان بازده این سرمایه گذاری ها را نیز به دست آورد. علاوه بر این، با استفاده از این مدل ها می توان نقاط تعادل بازار سرمایه را نیز مشخص کرد. از این رو، اگر شرکت را به عنوان مجموعه ای از قراردادها تعریف کنیم و بر این باور باشیم که در شرایط رقابت کامل، عوامل اقتصادی به نقطه تعادل خود می رسد، با استفاده از این مدل ها و نظریه ها می توان این نقاط تعادل را اندازه گیری کرد. (گروه، 1384، 17)
2-4-1-4) رویکرد اقتصادی
در این رویکرد بیشتر از مفاهیم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد واحدهای تجاری استفاده می شود. عملکرد واحد تجاری در این رویکرد با تأکید بر قدرت سودآوری داراییهای شرکت و با توجه به نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه بکار گرفته شده، مورد ارزیابی قرار می گیرد. به عنوان مثال، می توان از معیار ارزش افزوده اقتصادی(EVA) نام برد.
ارزش افزوده اقتصادی اولین بار توسط شرکت استرن استوارت مطرح شد. این شرکت عنوان می کند که برای ارزیابی عملکرد مدیران، یکی از کارآمدترین معیارها ارزش افزوده اقتصادی می باشد؛ که به شرح ذیل محاسبه می شود: