برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

در حال حاضر در شمال کشور به دلیل شرایط خاص اقلیمی که مساعد برای رشد شپشک ها است، جهت مبارزه با این آفت و همچنین سایر شپشک ها از مبارزه شیمیایی استفاده می گردد. سابقه مبارزه شیمیایی در شمال خیلی قدیمی است و برای نخستین بار توسط جلال افشار در باغ های مرکبات در شمال کشور در دهه 1320 شمسی صورت گرفت )مدرس، 1373). شاید بتوان گفت که یکی از علل تنوع شپشک های نباتی و عدم موفقیت دشمنان طبیعی کاربرد طولانی مدت سموم شیمیایی علیه آفت نامبرده باشد.
سموم گیاهی
آفتکشهای بیولوژیکی نیز مانند آفتکشهای شیمیایی فراوردههایی برای حفظ نباتات هستند که در مدیریت آفات و بیماری های گیاهی و علفهای هرز کاربرد دارند. کاربرد گسترده انواع سموم شیمیایی با طیف وسیع و پایداری زیاد در طی دهههای اخیر بشر را با بحران متعدد زیست محیطی رو به رو ساخته است و موجب به خطر افتادن انسانها و سایر موجودات زنده، آلودگی آب وخاک و منابع غذایی، نابودی حشرات مفید و سایر دشمنان طبیعی و مقاومت فزاینده نسبت به این سموم گردیده است. آفتکشهای طبیعی در گروه حشره کشهای بیولوژیک جای گرفته است. حشره کشهای گیاهی از گیاهان استخراج میشوند و اغلب دارای پایداری کم میباشند و بر خلاف سموم شیمیایی موجب مقاومت آفات نمیشوند. آفتکشهای مورد استفاده در این تحقیق مشتقات گیاهی میباشد که در آزمایشات متعدد انجام گرفته توسط محققین کارایی خود را در کنترل آفات گوناگون به اثبات رسانیدهاند و به اذعان کارشناسان میتوانند نقش مفیدی در تولید محصولات کشاورزی سالم و نیز کاهش مصرف سموم شیمیایی ایفا نمایند.
آزمایشات زیستسنجی انجام شده بر روی شپشک آردآلود مرکبات
از سمومی که امروزه در شمال استفاده می شود می توان به سموم فسفره نظیر گوزاتیون، مالاتیون، اتیون، اکامت، میتداتیون، بوپروفزین و چند سم دیگر اشاره کرد که اغلب همراه روغنهای امولسیون شونده استفاده می شوند. در پاره ای از مواقع در صورت طغیان کنه ها نیز به ترکیبات فوق، کنهکش هایی مانند تدیون، نئورون و آپولو اضافه می گردد )اسماعیلی، 1375).
آهر(2009) از چندین حشره کش پروفنوفوس، میتداتیون، کلروپیروفوس و متومیل جهت کنترل شپشک آردآلود مرکبات استفاده نمودهاند هفت روز پس از سمپاشی نتایج یادداشت گردید که میزان تلفات 74/85 تا 69/95 درصد ثبت شد.
از آنجایی که استفاده از حشره کشها غالبا” باید با حفظ دشمنان طبیعی همراه باشد تحقیقاتی در زمینه بررسی اثر سموم کلروپیروفوس و میتداتیون و بوپروفزین و مالاتیون بر روی شپشک آردآلود مرکبات و کفشدوزک شکارگر آن انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که کلروپیروفوس با تاثیر بر سیستم عصبی بعد از 24 ساعت موثر برای کنترل آفت می باشد و از طرفی بسیار سمی برای کفشدوزک است. میتداتیون را نیز از سموم موثر در کاهش جمعیت آفت معرفی نموده اند و مدت زمان تاثیر گذاری بعد از 48 ساعت بیان شد و در مقابل بسیار سمی برای حشره شکارگر معرفی شد. بوپروفزین و مالاتیون از سموم موثر درکاهش جمعیت آفت، 12 ساعت پس از سمپاشی به ثبت رسید. نتایج بررسی های انجام شده در تاثیر پذیری بوپروفزین برکفشدوزک کریپتولموس هیچ اثر سوئی مشاهده نشده است. اما مالاتیون سمیت بالایی روی حشره شکارگر داشت. نتایج حاصل نشان می دهد که اثرات جانبی مخرب حشره کش های کلروپیروفوس و مالاتیون و میتداتیون در مقایسه با اثرات جانبی بوپروفزین بسیار بیشتر است (http://arizona.eda).
هووارد و همکاران(1989) در این تحقیقات اثرات روغن معدنی به تنهایی و ترکیب روغن معدنی و دی متوات و ترکیب روغن معدنی و کلروپیروفوس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این بررسی نشان داده که روغن معدنی به تنهایی، 10% مرگ و میر و ترکیب روغن معدنی و دیمتوات 87% تلفات و ترکیب روغن معدنی و کلروپیروفوس 90% مرگ و میر به ثبت رسیده است. نتایج این بررسی حاکی از آن است که روغن معدنی به تنهایی قادر به کنترلP. citri نمیباشد. والتن و همکاران (2004) ضمن تاکید بر استفاده یکپارچه کنترل شیمیایی و بیولو‍ژیک از دو حشرهکش شیمیایی متیداتیون و ایمیداکلوپراید برای کنترل شپشک آردآلود مرکبات همراه با حفظ دشمنان طبیعی مورد بررسی قرار دادند. نتایج به عمل آمده حاکی از آن است که تاثیر گذاری متیداتیون با هدف این محقق مطابقت نداشت. اما ایمیداکلوپراید به عنوان یک آفت کش موثر و بیخطر به ثبت رسیده است. در همان سال کرنز تحقیقاتی در زمینه اثر میتداتیون علیه شپشک آردآلود مرکبات مورد بررسی قرار داد که موثر معرفی شد و هنگامی که روغن معدنی به آنها اضافه شد عملکرد حشره کش افزایش یافت (کرنز، 2004).
در سال (2001) در یک بررسی با اثر سمیت کلروپیروفوس و دیازینون و روغن معدنی مشخص شد که در باغاتی که کلروپیروفوس و دیازینون تیمار شده تنها تا دشمنان طبیعی نسبت به باغات بدون تیمار وجود دارد. در حالی که در مورد تیمار با روغن میزان دشمنان طبیعی در باغات تحت تیمار هیچ تفاوتی با باغات تیمار نشده وجود ندارد ( راپ، 2001). در همین سال آزمایشات مزرعه ای به منظور اثر سمیت کلروپیروفوس، دیمتوات، متومیل و بوپروفزین بر روی پوره سن 1 شپشک آردآلود مرکبات نشان داد که دیمتوات و متومیل تاثیر پذیری سریع را برای کاهش جمعیت آفت دارا می باشد و بوپرفزین تاثیر پذیری طولانی مدت را در پی خواهد داشت (دانا، 2001).
نتایج حاصل از بررسی های هوفمان و همکاران (2009) نشان میدهد که ایمیداکلوپراید و دیمتوات موثر در کنترل آفت می باشد. در همین سال بل وهمکاران تحقیقاتی در زمینه اثر سمیت پوریتیفوس و بوپروفزین در دزهای ppm 250، 500، 1000 بر روی شپشک آردآلود مرکبات نشان می دهد که یک بار سمپاشی با پوریتیفوس موثرتر از دو بار سمپاشی با بوپروفزین می باشد و هیچ اختلاف معنی داری بین یک بار سمپاشی پوریتیفوس و دو بار سمپاشی بوپروفزین وجود ندارد بوپروفزین یک حشره کش تماسی است و فقط روی ملی باگ جوان موثر می باشد و هیچ تاثیری روی حشره کامل ندارد ( بل، 2009). در بررسی های انجام شده توسط مانجری و همکاران (2006) در زمینه اثر سمیت آزادیراکتین ml/le 2 و متومیل g/le 1 نشان داد که سموم فوق موثر در کنترل شپشک آردآلود مرکبات می باشد
رمزی و همکاران (2010) از چندین حشرهکش ایمیداکلوپراید، میتداتیون و اسپیروتترامات جهت کنترل شپشک آردآلود در مرحله پوره سن 2 و3 و تخم آفت استفاده نمودند. ابتدا در آزمایشی جداگانه در حالت مقایسه ای اثر سمیت ایمیداکلوپراید و میتداتیون در دزهای مختلف L/ml 1 وL/ml 2 ، بر روی تخم و پوره سن 2 و3 آفت مورد بررسی قرار دادند. ایمیداکلوپراید موثرتر از میتداتیون بر روی تخم و پوره سن 2 و3 آفت به ثبت رسیده است و میان دزهای مختلف اختلاف معنی داری مشاهده نشده است. در آزمایشی دیگر از اسپیروتترامات استفاده کردند طبق نتایج این تحقیق اسپیروتترامات موثرتر از دو حشرهکش شیمیایی معرفی گردید و به عنوان حشرهکش زیستی می تواند در مدیریت تلفیقی آفات قرار گرفته شود. در همین سال کارار و همکاران (2010) اثر حشرهکشهای پروفنوفوس، بی فن ترین،‌ تری آزوفوس، هالدرین، دلتامترین، سایپرمترین و استامی پراید بر روی هر سه مرحله پورگی و حشره کامل مورد بررسی قرار گرفت و به طور میانگین حشرهکش های اجرا شده در هر سه مرحله پورگی موثر معرفی شده اند و تاثیر متوسط بر روی حشره کامل به ثبت رسیده اند.
پاتل و همکاران (2010) بررسی هایی را در قالب مقایسه ای سموم بوپرفززین با کارباریل و کلرو پیروفوس انجام دادند. طبق نتایج حاصل از این تحقیق بوپرفزین تاثیر بیشتری نسبت به کارباریل وکلروپیروفوس دارد. تاثیرپذیری بوپرفزین در سنهای مختلف مورد آزمایش قرار گرفت که سمیت بیشتر در سن های پایین تر دیده شده است. سال(2006) تحقیقاتی در زمینه اثر سمیت اسپینوساد، کونفیدور، آبامکتین، اسپیرومزیفن وسیفلوترین بر کفشدوزک کریپتولموس انجام داد. نتایج نشان می دهد که کونفیدور و سیفلوترین کاهش صد در صدی حشره شکارگر را دارا می باشد میزان مرگ ومیر کفشدوزک برای اسپینوساد 33% و برای آبامکتین 67% به ثبت رسید.
طی آزمایشات انجام شده توسط میکاود همکاران (2003) از ترکیبات مسی به عنوان اثر پذیری روی کریپتولموس استفاده نمودند در بررسی های این تحقیق از اکسی کلرور مس همراه با روغن معدنی استفاده شده است که هیچ اثر سوء بر علیه کفشدوزک گزارش نشده است.
‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژامال و همکاران(2009) کنترل شپشک آردآلود مرکبات را روی مرکبات بررسی کردند. این محققین از سیتریک اسید و پیاز برای کنترل آفت مورد استفاده قراردادند. هر دو ترکیب بعد از سه روز تاثیر کمی از خود نشان داد ولی کم کم تاثیرشان افزایش یافت و به تدریج به بالاترین اثربخشی پس از 18 روز به ثبت رسید و درصد مرگ و میر به ترتیب 3/93 و 9/85 در ppm 125 سیتریک اسید و پیاز بوده و همچنین تفاوت معنی داری بین غلظت های مورد آزمایش وجود داشت. نالوار و همکاران (2009) در زمینه تاثیر عصاره های گیاهی azadirachta indica, allium sativum, Lantana camara, annana aquamosa بر روی شپشک آردآلود مرکبات بررسی هایی انجام داده و نتایج نشان داد که عصاره های گیاهی یاد شده سمیت زیادی داشته اما تاثیر آهسته تری نسبت به سموم شیمیایی دارا می باشد و در مقابل سازگار با محیط زیست و غیر سمی برای انسان بوده و به راحتی قابل تجزیه می باشد.
به منظور کنترل شیمیایی آفت، تحقیقی روی مرکبات بر علیه P. citri انجام گرفت کلوید (2004) مطالعاتی در زمینه اثر سمیت قارچ جنس anisoplia Metarhizium و Beauveria bassia برای کنترل P. citri انجام داده است که کاربرد قارچ M. anisoplia موثر بر کاهش جمعیت آفت به ثبت رسیده است اما باعث کاهش 50 درصدی لارو شکارچیان در هنگام تغذیه از P. citri می شود. قارچ B. bassiana هیچ تاثیر سویی روی حشره کریپتولموس ندارد. کلوید در همان سال آزمایشات دیگری در زمینه اثر سمیت پیری پیروکسی فن و فلونی کامید بر روی کفشدوزک شکارگر انجام گرفت بر اساس نتایج بدست آمده حشره کش های مذکور هیچ اثر سوئی روی حشره شکارگر نداشته اند.
هاوپلاند و همکاران (2005) از آب داغ برای کنترل شپشک آردآلود مرکبات استفاده نمودند که آزمایش خود را در سه دمای متفاوت c 230، c 300، c520 انجام گرفت. در این آزمایش برای همه ی سنین پورگی کمترین دما،‌ کمترین مرگ ومیر و در دمای c520 ، 99 تا 100 درصد کنترل انجام گرفت.
هولینگ ورت (2005) تحقیقاتی در زمینه کنترل شپشک آردآلود مرکبات انجام داد .در این بررسی از limonene 1% و صابون حشره کشی و روغن معدنی 2% بر علیه پوره سن 1 استفاده شده است که به ترتیب باعث کنترل 95، 89 و 88 درصدی آفت می باشد.
محمدو همکاران(2006) تحقیقاتی را در زمینه اثر سمیت Buccilus thuringiensis بر روی ملی باگ مرکبات و حشره شکارگر آن انجام دادند نتایج نشان می دهد که علاوه بر اینکه موثر در کاهش جمعیت آفت است هیچ اثر سوئی روی حشره شکارگر آن نیز مشاهده نشده است. این محقق در سال 2010 مطالعاتی را در زمینه اثر سمیت چهار حشره کش گیاهی Biofly, Biovar, Bioranza و اسانس پرتقال و دو حشره کش شیمیایی ادمیرال و فنتوات بر روی شپشک آردآلود مرکبات و حشره شکارگر آن نشان می دهد که بین حشرهکشهای گیاهی فقط روغن پرتقال با 1/85% تلفات موثر اعلام گردید و باقی حشرهکشهای گیاهی اثری متوسط به ثبت رسیده است. از میان حشرهکشهای شیمیایی آدمیرال نیز دارای اثری متوسط میباشد. بیشترین اثر بخشی بین سموم استفاده شده در این تحقیق در فنتوات با 9/90 تلفات به ثبت رسیده است. در مقابل با بررسی انجام شده این سموم بر روی حشره کریپتولموس ، کمترین میزان کاهش جمعیت دشمن طبیعی به Bioranza Biofly, Biovar, و اسانس پرتقال و آدمیرال به ثبت رسیده است و بیشترین اثر سوء روی کفشدوزک کریپتولموس توسط فنتوات گزارش شد Mohamed, 2010) ).
در بررسی های انجام شده در سال 2000 اثر سمیت صابون حشره کشی ، روغن معدنی آزادرختین ( عصاره گیاه چریش) روی کفشدوزک کریپت مورد ارزیابی قرار گرفت که اثر کاهشی در جمعیت کفشدوزک نداشته است. در کنار این حشره کشهای گیاهی از سوین به عنوان حشره کش شیمیایی استفاده شد که باعث مرگ ومیر صد در صدی کفشدوزک شده است ( اسمیت، 2000).
آزمایشات زیستسنجی انجام شده با حشرهکشهای مورد بررسی
یکی از موارد قابل اهمیت در مدیریت آفت تشخیص زود هنگام آفت می باشد. بنتلی وهمکاران (2002) اثر حشره کشی متومیل، دیمتوات، بوپروفزین و فن پروپاترین را روی پوره سن 1 شپشک آردآلود مرکبات مورد بررسی قرار دادند. از چهار حشرهکش معرفی شده در مبارزه با پوره سن1، فن پروپاترین، دیمتوات و متومیل به عنوان سموم IGR موثرتر اعلام گردید. تاثیرپذیری متومیل بیشتر از فنپروپاترین اعلام شد. متومیل و دیمتوات دارای تاثیر پذیری سریع از نظر زمانی برای کاهش جمعیت آفت می باشد. در یک سری بررسیهای انجام شده توسط میکاود ( 2000 )، اثر سمیت آوانت، سایپرمترین، بیوفنترین، سوین، کارباریل و فنپروپاترین بر روی کفشدوزک کریپتولموس، نشان داد که از نظر امنیت برای حشره شکارگر آوانت در بالاترین رتبه و سایپرمترین در دومین رتبه قرار دارد و بیوفنترین میزان جمعیت شکارگر را تا 3/1 کاهش می دهد و فنپروپاترین، سوین و کارباریل سمیت نسبتا” بالایی را در پی داشت.
بنی امیری (2008) اثر سه غلظت 5/1، 5/2، 5 گرم بر لیتر حشره کش گیاهی پالیزین را به همراه حشرهکش شیمیایی متاسیستوکس در غلظت 1 میلی گرم بر لیتر بر روی شته پنبه در گلخانه خیار بررسی کرد. نشان دادند بین نمونههای تیمار شده حشرهکش شیمیایی و غلظتهای مختلف حشرهکش گیاهی پالیزین اختلاف معنیداری وجود ندارد اما بین تیمارها و شاهد اختلاف معنیداری بود و در گروههای مجزا دستهبندی شدند. بیشترین و کمترین درصد مرگ و میر حشرهکش پالیزین به ترتیب در غلظتهای 5/2، 5/1 گرم بر لیتر 63/90 و 89/75 درصد مشاهده شد. وی پیشنهاد میکند حشرهکش گیاهی پالیزین در غلظت 5/2 گرم بر لیتر برای کاربرد در گلخانهها علیه شته مناسب است. امیری در سال 2009 اثر حشرهکشی پالیزین و سیرینول را روی لارو مینوز مرکبات در شرایط آزمایشگاهی بررسی کرد و نشان داد هر دو حشرهکش تاثیر زیادی در مرگ و میر این آفت دارند. از حشرهکش پالیزین 83/67 درصد و از حشره کش سیرینول 50/62 درصد مرگ ومیر بعد از گذشت 3 روز به ثبت رسیده است.
دسته بندی : علمی