برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

سیالی یا روانی : تولید تعدادی اندیشه در یک زمان معین ، انعطاف پذیری ، تولید اندیشه های متنوع و غیر معمول و راه حل های مختلف برای یک مساله .
اصالت : استفاده از راه های منحصر به فرد و نو .
بسط : تولید جزئیات و تعیین تلویحات و کاربرد ها .
ترکیب : کنار هم قرار دادن اندیشه های ناهمخوان.
تحلیل : شکستن ساختارهای نمادین به عناصر تشکیل دهنده ، سازمان دادن ، تغییر شکل دادن طرح ها ، کارکردها و موارد استفاده .
پیچیدگی : توانایی برخورد کردن با تعدادی اندیشه های مختتلف و مرتبط به طور همزمان.(به نقل از هیوارد ، 1996 ، به نقل از رهنما و همکار ، 1388)
ابعاد متفاوت سیالی ، انعطاف پذیری ، بسط و اصالت و پیچیدگی تفکر نیز از شاخص ها و ملاک های خلاقیت شناختی است که در مدل های متفاوت به آنها توجه شده است. (گیلفورد،1950 ، استرنبرگ ، 2001 ، آمابیل، 1996)
2-3-6-اهمیت خلاقیت
پیاژه درباره اهمیت خلاقیت در تعلیم و تربیت می گوید : تربیت برای من عبارت است از پرورش دادن افراد خلاق ، حتی اگر تعداد آنها زیاد نباشد ، حتی اگر آفرینش های یکی نسبت به دیگری محدود باشد . باید مخترع و نوآور پرورش داد نه دنباله رو و تبعیت جو . به همین دلیل است که پیامد های تربیتی پیاژه فهمیدن ، ابداع کردن و آفریدن است .(منصور و دادستان ، 1369، به نقل از حسینی و همکار، 1389)در حال حاضر اهمیت خلاقیت سبب شده است که در بسیاری از مراکز صنعتی جهان بخشی از تحقیقات ویژه در ارتباط با خلاقیت و نوآوری راه اندازی شود. ( اسبورن ، 1368 ، نقل از حسینی و همکار ، 1389 ) در تمام کشورهای جهان پرورش خلاقیت دانشجویان ارزشمندترین هدف تربیتی به شمار می رود ، زیرا پرورش خلاقیت ارتباط تنگاتنگی با پیشرفت های اقتصادی و تمدن و ترقی دارد. وجود خلاقیت در زندگی افراد به حدی اهمین دارد که برخی معتقدند خلاقیت غیر شغلی در طول زندگی پیش بینی کننده عاطفه مثبت و خلاقیت شغلی پیش بینی کننده رضایت از زندگی است. در پژوهش بوستیک مشخص شد که تفکر خلاق می تواند در پیش بینی سلامت جسم و سازگاری روان شناختی و سطح سرزندگی موثر باشد و این متغیر ها با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند.
خلاقیت آموختنی است
خلاقیت قابل آموزش دادن و آموختن است و پژوهش های متعددی بیانگر این واقعیت هستند. خلاقیت در همه افراد بشر وجود دارد وعلی رغم تصور عموم مبنی بر ژنتیکی بودن این ویژگی ، خلاقیت امری با قابلیت یادگیری است . پژوهش های متعدد صورت گرفته در زمینه آموزش خلاقیت موید این ادعاست ؛ رزولین در سال 1984 نشان داد که آموزش خلاقیت اثر مثبتی بر تفکر خلاق ، سیالی و انعطاف پذیری در دانشجویان دارد و نیز تورنس در سال 1987 طی پژوهشی نشان داد که آموزش خلاقیت به طور معنا داری باعث پرورش خلاقیت و تفکر خلاق در دانش آموزان مقطع ابتدایی و راهنمایی می شود.( به نقل از شهنی ییلاق و همکاران ،1388)
خلاقیت مهارتی است که هر کس می تواند آن را فرابگیرد . بعضی مردم به طور طبیعی بیش از دیگران دارای این توانایی هستند ؛ اما معمولا” افراد خلاق به دلیل آموختن بهتر این مهارت از دیگران خلاق ترند و بعضی مردم ابدا” این مهارت را نیاموخته اند.(بلیستون ، 1982 )تمامی تحقیقات و آزمون های مربوط به خلاقیت بریک ویژگی اشتراک نظر دارند و آن همگانی بودن استعداد خلاقیت است . اکثر علمای این مقوله بر اکتسابی بودن و قابلیت رشد آن در افراد تاکید دارند . ( آروندی ، 1377 ). با توجه به نظریات پیشگامان و متخصصان این حوزه ، خلاقیت امری است با قابلیت آموزش و پرورش . امروزه در بحث مهارت های زندگی به عنوان مجموعه عوامل پیشگیرانه – ارتقائی سطح سلامت روان که از سوی سازمان جهانی بهداشت مطرح شده است ، مفهوم تفکر خلاق یکی از این مهارت های دهگانه است . این موضوع علاوه بر اینکه نشان دهنده تاثیر مثبت خلاقیت بر کیفیت زندگی انسان ها است ؛ به دلیل اینکه خلاقیت را یک مهارت معرفی کرده است می توان چنین استدلال کرد که هر مهارتی آموختنی است بنا براین خلاقیت هم یک مهارت و قابل آموختن است.
ویژگی های شخصیتی افراد خلاق
طبعا” افراد خلاق دارای ویژگی های شخصیتی هستند که آنها را از افراد غیر خلاق متمایز می کند . در این زمینه پژوهش های متعددی صورت گرفته که نتایج به دست آمده نشان داد که از بین پنج عامل شخصیتی، ابعاد توافق پذیری، برونگرایی و گشودگی در تجربه پیش بینی کننده های مثبت و معنا دار خلاقیت هیجانی بودند.افراد خلاق قطعا” کار سیستماتیک و منظم را دوست ندارند ، اغلب با مردم حوصلشان سر می رود ، بی قرار و نا آرام هستند ، احساس تمایل به پیشنهادات سلطه گرایانه دارند. کلام گویایی دارند و دوست دارند عقایدشان را برای دیگران بیان کنند . زیاد مطالعه می کنند البته نه برای حل مشکلشان . رویکرد نظری آنها به مشکلات بهتر از طبقه متوسط است. تمایلات هنری مشخصی دارند. پیوسته با علایق هنریشان هستند. امکان دارد در بیش از یک زمینه خلاق باشند. باور ندارند که در آینده فشار زندگی برای آنها دردسری درست کند . و بهترین ایده های آنان وقتی زیر فشار هستند ساخته می شود. دیگر ویژگی های شخصیتی افراد خلاق ،انزوا طلبی ، غیرصمیمی ، غیراجتماعی، ناهمرنگی با هنجارها و قواعد متعارف ، خود محوری است .( فیست ، 1999 )گاردنر(1993 ، به نقل از رهنما و همکار ، 1388 ) نیز افراد خلاق را کسانی می داند که در حل مسائل چیره دست هستند ، تولید هنری دارند ، سوال های تازه مطرح می کنند و اندیشه های آنان در ابتدا تازه و غیر معمول تلقی می شود ، اما سر انجام در فرهنگ های خود پذیرفته می شوند.
2-3-7-عوامل موثر بر خلاقیت
عوامل متعددی خلاقیت و بروز ایده های خلاقانه را تحت تاثیر قرار می دهند ، برخی از آنها عبارتند از:
الف ) انگیزش: بسیاری از مطالعات به نقش انگیزه به عنوان یکی از عوامل اثر گذار بر خلاقیت نگریسته اند ؛انگیزه نیروی محرک و به کار اندازنده جریان خلاقیت در انسان است .طبق نظر گیلفورد تا زمانی که فهمیدن و عمل کردن آسان باشد یعنی عملی از روی عادت انجام گیرد خلاقیتی در کار نیست ، ولی به مجردی که مساله ای پیش می آید مثلا” وقتی فهم مطلبی مشکل شد یا اجرای عملی احتیاج به تدابیری جدید داشته باشد ، جریان خلاقیت به کار می افتد. ( بود و آلن ، 1358 ، به نقل از مومنی مهموئی ، 1388 ) آمابیل (1996 )نیز بر این باور است که از میان عناصر متعدد که در شکل گیری خلاقیتت نقش دارند ، انگیزش به عنوان پیامد ناشی از محیط اجتماعی ، خانوادگی و مدرسه ، تاثیر انکار ناپذیری هم بر آغاز چرخه تفکر خلاق و هم در تداوم و پایان آن دارد .
ب) والدین: آمابیل بر اساس نظریه ” خود تعیینی ” دسی و ریان (1985 – 2002 ) در تبیین نقش انگیزش درخلاقیت معتقد است شیوه های متعدد تعامل افراد تاثیرگذار همچون والدین و معلم با کودکان موجب شکل گیری انواع متفاوتی از باورهای انگیزشی می شود. تاثیر مستقیم والدین در خلاقیت کودکان را می توان در چارچوب مفهوم “ماز” آمابیل ( 1996 ) توجیه نمود. وی بر این باور است که حل مساله یا انجام تکالیف همانند حل یک ماز است که در آن بروز راه حل های خلاقانه به فرآیندهای شناختی خلاقانه بستگی دارد. زمانی که والدین سعی در مهار رفتار های فرزندان دارند فرصتی به آنان جهت کشف مسیر های شناختی در ماز نمی دهند و فرایندهای شناختی خلاقانه نمی توانند به خوبی عمل کنند . این تاثیر به ویژه در ارتباط با نقش مادر است . مادر به علت محدودیت های زمانی و نگرانی های متعدد انتظار انجام رفتار بر اساس قاعده و معیار از قبل تعیین شده را دارد و پذیرای راه حل های غیر معمول نیست. در نتیجه کودک به جای درگیری شناختی فعالانه به راه حل شناخته شده و غیر خلاقانه در ماز شناختی اکتفا می کند و به دنبال کسب اطلاعات و ارائه راه حل های متعدد نمی رود و از خطر پذیری در حل مساله خودداری می کند این در حالی است که پدر به نسبت تغییر در مسئولیت ( داج و همکاران ، 1996 ، به نقل از البرزی و همکاران ، 1389) ، کمتر در امور فرزندان مداخله می نمایند و بیشتر از افکار غیر معمول و خلاقانه فرزندان استقبال می کند و بر همین اساس تاثیر مثبت و معنا داری بر فرآیندهای شناختی خلاقانه و در نتیجه خلاقیت دارد .
ج ) معلم: بسیاری از نظریه پردازان خلاقیت، به ویژه دررویکردهای نظام یافته، معلم را عاملی مهم و اساسی در تسهیل خلاقیت مطرح کرده اند. (هسنی، 2004 ،کرافت،2003 )تائید خودمختاری توسط معلم ، پیش بینی کننده معنا دار و مثبت خلاقیت در کودکان است. معلم با تاثیر بر فرآیندهای شناختی خلاقانه کودک یک عامل اجتماعی باز دارنده یا تسهیل کننده خلاقیت به شمار می آید. (آمابیل، 1996)
د) هیجان: بسیاری از پژوهش ها نشان داده اند که خلق های شاد توانایی تفکر برای حل مسائل به شیوه های جدید را تسهیل می کنند و احساسات منفی از توانایی تفکر انعطاف پذیر جلوگیری می کنند . کار نیز معتقد است که هیجان های مثبت مثل لذت یا خشنودی بیانگر این هستند که اتفاق خوبی رخ خواهد داد ، این هیجان ها توجه ما را وسعت بخشیده ، از محیط فیزیکی و اجتماعی گسترده تری آگاه می سازد .این محیط های گسترش یافته ما را برای پذیرش اندیشه ها و اقدامات تازه آماده می کنند و بیش از مواقع عادی خلاق می شویم لذا هیجان های مثبت ، بارآوری و تفکر خلاق و توام با شکیبایی را آسان می کنند.(کار ، 2006) پیوسته گر و همکاران ( 1389 ) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که داشتن روحیه شاد و رضایت از زندگی می تواند بر ایجاد اعمال و بینش های نوین تاثیر مهمی داشته باشد. مطالعه های آزمایشگاهی با القای خلق مثبت نشان می دهند این حالت های خلقی القا شده ، به خلاقیت تفکر و رفتار انعطاف پذیر بیشتری منجر می شود . خلق های فعال ( حالت های عصبانیت ، ترس و شادی ) در مقایسه با خلق های غیر فعال ( حالات غمگین ، افسرده و آرمیده و ساکت ) منجر به تازگی و سیالی بیشتر خلاقیت می شوند. خلق های فعال به دلیل انعطاف پذیری شناختی افزایش یافته وقتی که در شرایط مثبت قرار دارند و به دلیل پایداری افزایش یافته وقتی فرد در شرایط منفی قرار دارد ، بر تازگی و سیالی خلاق تاثیر می گذارند . علی رغم نظر برخی پژوهشگران مبنی بر اینکه خلق منفی باعث بازداری از خلاقیت می شود ، گاسپر معتقد است مشخص نیست که آیا غمگینی که با برخی مسائل پیش می آید از تلاش برای دستیابی به راه حلی جدید جهت حل مساله جلوگیری می کند یا به این امر کمک می کند.(گاسپر ، 2003 )از نظر گاسپر افراد دارای خلق غمگین دائما” در حال تصحیح ، تجدید و تغییر عقایدشان در پاسخ به شواهد جدید هستند . چنین فرآیندی باید به تفکر انعطاف پذیر کمک کند . این تفکر به توانایی نیاز دارد تا از اتکا به شیوه های ثابت در تفکر در تلاش برای ایجاد تغییر اجتناب ورزد . افراد دارای خلق غمگین در صورتی که اطلاعاتی را دریافت کنند که نشان دهنده اشتباه بودن راه حل هایشان است از تفکر انعطاف پذیر استفاده کرده و راه حل هایشان را مورد تجدید نظر قرار می دهند .
و) هوشبهر : از نظر برخی پژوهشگران میزان هوشبهر فرد نیز یکی از عوامل اثرگذار بر خلاقیت است ؛ گیلفورد و کریستین ( 1973 ) بیان کرده اند که بین میزانی از هوش بهر یعنی بهره هوشی در حدود (120) وتوانایی های آفرینندگی، قدری همبستگی وجود دارد ، اما در سطح بالاتر از هوشبهر 120 این همبستگی مشاهده نمی شود.
2-3-8- موانع خلاقیت
همانگونه که اشاره شد همه انسان ها به طور ذاتی خلاق هستند اما برخی عوامل در جریان رشد فرد در جامعه و محیط اجتماعی ، مدارس ، خانواده ها و حتی درون خود فرد مانع از بروز و رشد تفکر خلافانه در وی می شود. از جمله : وجود باور در مورد ذاتی بودن توانایی هایی مثل هوش و خلاقیت. از این دیدگاه هوش و خلاقیت صفت های ثابت هستند و نمی توانند بهبود یابند. چنین باوری با الگوی انگیزشی ناسازگار از قبیل درماندگی آموخته شده و اسناد های منفی از توانایی و پرهیز از تکالیف چالش انگیز در ارتباط است . ( دوک و لگت ، 1988 ، به نقل از شهنی ییلاق و همکاران ، 1388)
به علاوه استفاده از نظام آموزش برنامه ریزی شده سنتی . این نوع آموزش با ساختار کاملا ” از پیش تعیین شده ، ماهیت منسجم و کنترل شده ، کارایی و اثر بخشی توالی این روش در یادگیرنده حس تسلیم ایجاد می کند. ویژگی این روش تکیه بیش از حد به درجه روشن و واضح در امر یادگیری است ، حال آنکه یکی از ویژگی های افراد خلاق توانایی آنها در تحمل ابهام ، پیچیدگی و فقدان انسجام است . ( کراچفیلد و کاوینگتون ، 1965 ، به نقل از شهنی ییلاق و همکاران ، 1388).