پایان نامه استراتژی منابع انسانی:نظریه های حقوق/دستمزد

نظریه های حقوق و دستمزد

نظریه های مختلفی در زمینه محاسبه و تعیین حقوق و دستمزد مطرح است. بدیهی است که هر یک از نظریه های مزبور کمک موثری به شناخت عوامل موثر در محاسبه و تعیین حقوق و دستمزد می نماید، ولی در عمل شاید به تنهایی نتواند برای حل مسائل و مشکلات حقوق و دستمزد کافی باشد. شناخت این نظریه ها و تلفیق و تطبیق آنها با شرایط و اوضاع و احوال اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه روش موثرتری در اداره امور مربوط به پرداخت ها به شمار می رود(ابطحی، 1377، ص 109).

  • نظریه عرضه و تقاضا: بر اساس این نظریه حقوق و دستمزد عاملان کار بر اساس قوانین عرضه و تقاضا محاسبه و تعیین می گردد. در واقع در استفاده از این نظریه برای حاصل کار عاملان کار، مانند کالاها، اجناس و خدمات قیمتی تعیین می گردد و این قیمت بستگی به میزان عرضه و تقاضای آن کالا و یا خدما خاص به بازار دارد(ابطحی، 1377، ص 109).
  • نظریه قدرت پرداخت: سندیکاها و اتحادیه های کارگری اغلب نظریه قدرت پرداخت سازمان ها را به منظور تحصیل حقوق و دستمزد بیشتری ملاک مذاکرات خود قرار داده و از کارفرمایان تقاضای حقوق و دستمزد بیشتری را برای عاملان کار درخواست می نمایند(ابطحی، 1377، ص 111).
  • نظریه کارایی: مطابق این نظریه، سطح دستمزدهای یک موسسه به نسبت افزایش کارایی کارکنان و بازدهی کار آنان باید تغییر کند. ایراد مهمی که به این نظریه وارد شده است آن است که هنوز یک معیار صحیح و دقیق برای اندازه گیری کارایی کارکنان تهیه نشده است(سلامی، 1390، ص 429).
  • نظریه هزینه زندگی: بر اساس این نظریه بین سطح حقوق و دستمزد پرداخی به کارکنان و هزینه ههای زندگی آنان رابطه نزدیکی وجود دارد و همه ساله مبلغی متناسب با میزان تورم به حقوق و دستمزد کارکنان افزوده می گردد(ابطحی، 1377، ص 112).
  • نظریه معاش: این تئوری بیان می کند که در کوتاه مدت، سطح دستمزد ابتدا در بالای سطح معاش، سیر صعودی داشته سپس حالت نزولی پیدا کرده تا جائی که زیر سطح معاش قرار می گیرد. به هنگامی که سطح دستمزد بالاتر یا پایین تر از سطح معاش قرار ی گیرد، نیروهایی را که سبب افزایش و یا کاهش جمعیت نیروی کار می شوند را تحریک می کند. چنین افزایش و کاهشی در جمعیت نیروی کار، سطح دستمزد را بالا و پایین برده که در بلند مدت به یک سطح معاش متوسط مننتج می شود(سلامی، 1390، ص 429).
  • نظریه سرمایه ای دستمزد: استوارت میل معتقد بود که دستمزدها را به دو طریق می توان بالا برد: الف) افزایش در مجموع سرمایه های بکار گرفته شده در استخدام کارگران؛ ب) کاهش تعداد متقاضیان شغل در امر استخدام. همچنین به دو طریق می توان دستمزدها را پایین آورد: الف) کاهش سرمایه های اختصاص داده شده در امر پرداخت به کارگران و ب) افزایش تعداد کارگران که بایستی به آنها پرداخت صورت گیرد. پس دستمزد بستگی به تناسب بین جمعیت کارگری و سرمایه یا دیگر وجوه اختصاص داده شده به خرید نیروی کار دارد (سلامی، 1390، ص 430).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مطالعه تاثیر استراتژی های منابع انسانی بر عملکرد سازمانی در شرکت داروسازی باریج اسانس کاشان

Author: 92