برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه
بعضی گمان کرده‌اند شبیه‌سازی انسانی یکی از مهم‌ترین اوصاف خداوند یعنی خالقیت او را نشانه رفته و بدان خدشه وارد کرده است. از آنجا که این مسئله با حکم تکلیفی شبیه‌سازی ارتباط مستقیم دارد پیش از ورود به بیان حکم تکلیفی به طرح این شبهه و پاسخ آن می‌پردازیم.
مبحث اول- تبیین شبهه
یکى از پیامدهاى احتمالى مهندسى ژنتیک، ایجاد تزلزل در اصل تکلیف و یا مکلّف بودن انسان است؛ چون پیش‌بنیاد تکلیف عبودیت است و مسیر عبودیت از مخلوقیت مى‌گذرد و انسان تا زمانى‌که حیات و تمام هستى خویش را مجعول و مخلوق دیگرى نداند، بعید است که رفتار عابدانه‌اى داشته باشد. انسان زمانى‌که نیک مى‌نگرد، مى‌یابد که هر آنچه او دارد و به او رسیده است، در واقع از آنِ او نیست؛ بلکه از خالق و معطى اوست و دقیقاً در چنین وضعیتی، کشش عبودیت وجود او را به‌سمت معبود مى‌کشاند. نوک پیکان مهندسى ژنتیک نیز سینۀ مخلوقیت را نشانه گرفته است و در صورت توفیق تمام عیار، خاستگاه مخلوقیت را عوض خواهد کرد و انسان جاى خدا را خواهد گرفت و زمانى‌که انسان خود را مخلوق آفریدگاری به نام (الله) نیابد، طبعاً عابد او نخواهد شد. با نفى عبودیت، دیگر تکلیف موضوعیت پیدا نمى‌کند و انسان خود را در مقابل نیروى ماوراى خودش یعنى خداوند متعال مسئول و پاسخ‌گو نمى‌داند. در این صورت نه تنها سِرّ بسیارى از احکام فقهى در باب عبادات، حقوق مدنى، حقوق کیفرى و جزایى بیان نخواهد شد که فراتر از آن فقه هیچ کارکردى نخواهد داشت؛ چون فقه بر محور تکلیف و مسئول بودن انسان در قبال خداوند مى‌چرخد و با تزلزل این محور فقه نیز به تزلزل مى‌افتد. اینکه مسیر عبودیت از مخلوقیت و خالقیت مى‌گذرد و غرض از افعال و رفتار عابدانه نزدیکى به خداوند مى‌باشد، از قرآن کریم به‌روشنى فهمیده مى‌شود؛ در سورۀ مائده آیه76 می‌فرماید:  پیامبر بگو: آیا شما به‌جز خداوند چیزى را که مالک نفع و ضررتان نیست، مى‌پرستید؟ و نیز در سورۀ صافات، آیه‌هاى 95-96 آمده است. [ابراهیم] گفت: آیا چیزى که به دست خود ساخته‌اید، شایسته پرستش است؟ در‌حالى‌که خداوند شما و همه چیز را آفریده است ولی شما نمى‌دانید از این آیات به‌خوبى فهمیده مى‌شود که معبود باید خالق، مالک و قادر مطلق باشد، نه مخلوق فقیر و ناتوان.
باید اذعان نمود که پیشرفت و انقلابى که در علم ژنتیک در اواخر قرن 20 به‌ویژه در چهره مهندسى ژنتیک نمایان شده است و شبیه‌سازى موجودات زنده خصوصاً انسان از کارکردهاى آن است، به‌هیچ‌وجه آفرینشی از سنخ آفرینش خداوند در خصوص انسان نیست. البته فعالیت آفرینشگرانۀ انسانى در طول فعالیت آفرینشى الهى مى‌تواند باشد؛ زیرا نتیجۀ مهندسى و علم ژنتیک، در گرو هستى پیشینى سلول‌هاى بنیادى و جنسى و نیز بازهاى چهارگانه یا نقشۀ ژنتیک با خواص و قوانین شیمیایی، زیست شیمی و زیستی، به آنها مختص است که هیچ‌کدام آنها فراوردۀ دست بشر نیست؛ بلکه در حوزه علم و قدرت آفرینشگرانۀ خداوند قرار دارد و آنچه که علم امروزین بشر بدان دست یافته است، شناخت قوانین حاکم بر این واحدهاى حیاتى است که بازتاب کارکرد و هویت زیستى آنهاست. دقیقاً بر مبناى همین شناخت، عالمان و مهندسان ژنتیک توان ایجاد تغییرات و ترکیبات در سلول‌هاى بنیادین و جنسى و در نهایت طراحى و برنامه‌نویسى ویژه را در تعاملات بازها و واحدهاى حیاتى پیدا نمودند. البته این اقدامى چشمگیر براى انسان است که به‌گونه‌اى مستقیم تأثیر فراگیر در شکل‌دهى حیات بشر در آتیه خواهد داشت، امّا این ظرفیت و توانایى علمى انسان‌ها، رابطه زیستى و خلقتى انسان را با خداوند نتوانسته است قطع نماید (همان، 118).
در هر سه روش شبیه‌سازى، خالقیت خداوند همچنان محفوظ و مستحکم است. دانشمندان علم ژنتیک بدون سلول تخم و قوانین حاکم بر آن و نیز در فقدان یک سلول بالغ از یک عضو دیگر و نقشه ژنتیکى این سلول با تمامى ویژگى‌ها و توانایى‌هاى آن، نمى‌توانند دست به هیچ کارى بزنند. اینها نمى‌توانند سلول تخم را با تمامى اطلاعات فراگیرکه دارد و نیز D.N.A سلول هر بافت را با اطلاعات و ظرفیتى که در آنها تعبیه شده است و نیز سلول بنیادى را، ابتداً و مستقلاً پدید آورند و خلق نمایند؛ بلکه با استفاده از فنّاورى‌هاى نو و پیشرفته، قادر به کشف قوانین ویژگى‌ها و قابلیت‌هاى آنها گردیده‌اند و بر مبناى آنها به باز ترکیب و برنامه‌نویسى‌شان مى‌پردازند. به‌علاوه علت عبودیت انسان در برابر خداوند متعال صرفاً مخلوقیت نیست؛ بلکه عالى‌ترین دلیل و علت عبودیت، شایستگى‌هایى است که در خداوند وجود دارد و از سوى انسان‌ها به درجات گوناگون درک مى‌شود، همین‌که فرزندان آدم در میدان جاذبه چنان موجودى قرار گرفتند و آن را دریافتند، تسلیم او مى‌شوند و افتخار بندگى و پرستش را به دست مى‌آورند.
از سوی دیگر تمرکز انحصارى بر خلقیت خداوند در تفسیر و تبیین عبودیت، رابطه انسان و خدا را درست آشکار نمی‌کند. اگر انسان تنها احساس مخلوقیت را در برابر خداوند داشته باشد و خالق را واجد دیگر ویژگى‌ها و کمالات نداند و یا نیابد، در این صورت رابطه و پیوند کاملاً یک‌سویه، انفعالى و از باب جبر خواهد بود و چنین رابطه و پیوندى ارزش معرفتى و تکامل ندارد و مطلوب خالق انسان نیز قرار نمى‌گیرد. انسان به همین جهت، عبودیت را که نتیجۀ دریافت و معرفت وحدانیت، ربانیت، قاهریت، مالکیت، قیومیت، عالمیت ذاتى در معبودى به نام الله است، سازنده مى‌یابد و ده‌ها آیۀ دیگر که در همۀ آنها خداوند واجد اوصاف و ویژگى‌هاى فراوانى معرفى می‌شود و چنانچه درست درک شوند خداوند را شایستۀ پرستش و نیایش مى‌یابند و چون فهم و درک آن ویژگى‌ها یکسان و هم‌سطح از سوى انسان‌ها نیست، طبعاً عبودیت نیز مراتب و مراحل گوناگونی پیدا مى‌کند.
در شبیه‌سازی، پس ازگرفتن هسته سلول و یا هریک از سلول‌هاى به‌دست‌آمده از تکثیر تخمکِ لقاح‌یافته، چه بسا این توهّم پیش آید که انجام کارهاى بعدى مترتبِ بر هر‌یک از این سلول‌ها، براى دستیابى به پیکرى جدید یا نوزادى مشابه صاحب هسته، یا نوزادان چند قلو، حرام خواهد بود؛ زیرا این قبیل کارها، وارد شدن و دخالت در امورى است که به دست خداى تبارک و تعالـى بوده و یا تغییر و تبـدیل دادن آفرینش الهى است که شیطانِ ملعون به آدمیـان فرمـان مى‌دهد تا آفرینش خدا را دگرگون سازند. بنابراین همۀ کارهاى انجام پذیرفته، شرعاً حرام‌اند. چنین توهّم و ذهنیتى، بسیار ضعیف است. باید گفت: کارهاى یادشده، امورى غیر از حرکت‌هاى انسانى که خود و تمام حرکات و سکناتش آفریده خدا و به دست تواناى اوست، چیز دیگرى نیست و سلول‌ها و هستۀ آنها و همه چیزهایى که براى دستیابى به این نتایج از آن بهره‌گیرى و استفاده مى‌شود، همه آفریده‌هاى خداى متعال‌اند و ذات مقدّسش، آفریدگار همه آنهاست و ویژگى‌ها و خواص هریک را خدا به آنها عطا فرموده است. بنابر این جز آنچه خدا خواسته و به اراده اوست، کارى انجام نخواهد پذیرفت. همان‌طورکه از آیات شریفه قرآن انعام 102 و 106 و 164 به دست می‌آید؛ این کار تناقضی با خالقیت خداوند ندارد.
چگونه این امر را مخلوق خداوند به‌شمار نیاوریم که در غیر این صورت ایجاد ساختمان‌ها، کاشتن بذر براى روییدن گیاه و سبزه و درختان، بافتن پارچه و فرش، پختن غذاها و امورى از این دست که کارهایى معمولى‌اند نیز همه باید از مصادیق تغییر و تبدیل آفرینش الهى باشند؛ تا چه رسد به ساختن صنایع به‌وسیلۀ ابزار مدرن و پیشرفته! علاوه بر این حرمت چنین کارهایى از این آیه: وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّیَنَّهُمْ و َلَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُبَتِّکُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً، (نساء، 119)، (و سخت گمراهشان کنم و به آرزو (هاى باطل و دور و دراز) درافکنم و دستور دهم تا گوش حیوانات ببرند (که اینها نصیب بتهاست) و امر کنم تا خلقت خدا را تغییر دهند، و (اى بندگان بدانید) هرکس شیطان را دوست گیرد نه خدا را، سخت زیان کرده زیانى آشکار. ترجمه الهی قمشه‌ای)، شریفه استفاده نمى‌شود و این خود دلیل بر عدم ارادۀ این معنـا از آیۀ کریمه است. این بخش از آیۀ شریفه در روایت جابر از امام باقر (ع)، گاهى به دین الهى و گاهى به فرمان الهى، تفسیر شده است (بحرانى، 1416ق، ج 2، 175). هریک از این تعبیرات، نظیر دیگرى است و همۀ اینها به پدیدآوردن بدعت‌ها در دین خدا بازگشت دارد. صدق تغییر آفرینش خدا بر ابداع، ازاین‌روست که در حکم واقعى که خداوند مثلاً براى وجوب این کار قرار داده و وجوب آن، آفریدۀ الهى به شمار مى‌آید، ابداع‌کننده‌اى حکم وجوبِ آن را به استحباب تغییر و آن را به خداوند نسبت دهد. وى در حقیقت آفرینش خدا را به چیز دیگرى تغییر داده است و در سایر بدعت‌ها نیز مطلب، همین‌گونه است. به هر ترتیب، توهّمِ فوق کاملاً ضعیف است.
مبحث دوم- حکم فقهی شبیه‌سازی
امروزه در مجامع علمى، تقریباً شبیه‌سازى درمانى پذیرفته شده است و محل بحث و اختلاف‌آرا در شبیه‌سازى انسانى است. نکتۀ ظریفی که در اینجا نهفته است این است که در پدیده‌ای چون شبیه‌سازی، فقیه از یک‌سو با پیامدهای فرضی و احتمالی مواجه است و از سوی دیگر، صدور حکم به تحریم، باعث محرومیت جامعه علمی و پژوهشی از ورود به این عرصه‌هاست که نتیجۀ آن محرومیت از دستیابی به این نوع دانش‌ها و فناوری‌هاست. از این‌جاست که نقش زمان و مکان به‌عنوان یکی از لوازم حکم در اجتهاد مورد توجه قرار می‌گیرد. مجامع علمى اهل سنت، شبیه‌سازى درمانى را به دلیل اعتقاد به عدم حرمت از بین بردن جنین قبل از استقرار در رحم، جایز دانسته‌اند، اما کلیساى کاتولیک قاطعانه با هر دو نوع درمانى و انسانى مخالفت کرده است؛ چون ماهیت عمل را یکى مى‌دانند و عقیده دارند این کار از قتل نفس و سقط جنین هم بدتر است (سهرابی و خوئینی، 1386، 220).
یکی از فقهای معاصر می‌گوید: از نظر فقهى مى‌شود بین این دو فرق گذاشت؛ چون موانع و محذورهایى که سبب شده فقهاى اهل سنت تقریباً به اجماع حکم به حرمت کنند و نیز فقهاى شیعه قائل به حرمت شوند، در شبیه‌سازى انسانى است و در شبیه‌سازى درمانى به هیچ‌وجه جاى توهمى چون اختلال نظام نیست؛ بلکه به عکس، موجب تقویت و تحکیم بنیان نظام بشرى هم مى‌شود. بشر مى‌خواهد زنده بماند و نیاز به کبد وکلیه و اعضا و جوارح دیگر دارد که از راه شبیه‌سازى به‌خوبى مى‌تواند به این هدف دست یابد. اما اینکه کاتولیک‌ها هر دو را به دلیل ماهیت واحدشان ممنوع کرده‌اند، قابل نقد و مناقشه است؛ به دلیل اینکه خیلى از امور ماهیت واحد و مشترک دارند، اما چون نتایج مترتب بر هرکدام متفاوت است، حکمشان هم یکسان نیست (فاضل‌لنکرانی، 1385).
در تحف‌العقول روایتى است که شیخ انصاری در مکاسب آن را آورده و علاوه بر ایشان، بزرگانى مانند: مرحوم نائینى، صاحب جواهر و سید یزدى هم به این روایت عمل کرده‌اند (به نقل از مجله فقه اهل بیت). در این روایت چنین مضمونى آمده که: (مایجىءُ منه الفساد) یا (أوشىء فیه وَجه مِن وجوه الفساد). (حرّانی، 1409، 250) گرچه با تصحیح سند ما به این روایت تعبد داریم، ولى وقتى به آن مى‌نگریم، مى‌فهمیم که این امرى عقلایى است. از دید عقلا هرگاه بر چیزى فساد مترتب باشد و دیگرى چنین نباشد، حکم‌شان هم متفاوت است؛ ولو ماهیت آنها یکى باشد. طبق این روایت اگر کارى (یأتى منه الفساد) باشد- یعنى مقدمه آن یا خود فعل مصداق فساد باشد- با کارى که مصداق فساد نیست، تفاوت زیادى دارد. بنابراین، هم از دید فقهى هم از دید عقلایى نتایج مترتب بر فعل،کاملاً در مقبول یا مردود بودن آن عمل مؤثر است.
مبحث سوم- دیدگاه فقهای شیعه
دربارۀ حکم شبیه‌سازى انسانى، در میان فقهای شیعه اتفاق‌نظر وجود ندارد؛ آنان دربارۀ شبیه‌سازى انسانى نظریات متفاوت و گاه متضادى اتخاذ کرده و فتواهاى مختلفى صادر کرده‌اند. درحالى‌که برخى آن را کاملاً مجاز و برخى دیگر آن را حرام شمرده‌اند. از بررسى فتواهاى مختلف فقهای شیعه مى‌توان به چهار نظریه زیر دست یافت:
گفتار اول- جواز مطلق شبیه‌سازی انسانی
برخى از فقها و صاحب‌نظران به دلیل نبود نصى خاص و روشن که بر حرمت شبیه‌سازى انسانى دلالت کند و به استناد قاعدۀ (کل شىء لک حلال حتى تعلم انه حرام بعینه فتدعه) (شیخ حرعاملى، وسائل الشیعه الى تحصیل مسائل الشریعه، ج 12، ص 60) به استناد اصل اباحۀ اصلیه، شبیه‌سازى انسانى را مجاز شمرده‌اند. براى مثال در برابر این پرسش که: آیا شبیه‌سازى و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روش‌هاى پیشرفته علمى (کلوناژ) جایز است؟ پاسخ برخى از فقها بدین شرح است:
برخی از جمله سیدعلى سیستانى، آیت‌الله عزالدین‌ زنجانی، آیت‌الله فاضل لنکرانى معتقدند فى‌نفسه مانعى ندارد،  مگر اینکه محرز شود توالى فاسد دارد (صادقى، 1383، 79). آیت‌الله موسوى ‌اردبیلى و آیت‌الله سید محمدسعید حکیم بر این نظرند که اگرچه شبیه‌سازى در مورد انسان تاکنون به مرحله عمل نرسیده است، ولی دلیل قوى و محکمى بر حرمت چنین تحقیقات و آزمایش‌هایی وجود ندارد (مجموعه آراى فقهى ـ قضایى در امور حقوقی، 231).
آیت‌اللّه صادق روحانى و آیت‌الله آصف محسنی و آیت‌الله عبدالله جوادی عاملی و آیت‌الله معرفت شبیه‌سازی انسانی را جایز می‌دانند (الفقه و مسائل طیبه، ص 415). علامه فضل‌الله نیز نه تنها شبیه‌سازى انسانى را مغایر سنت خدا نمی‌داند، بلکه آن را گامى در جهت فهم عمیق‌تر سنت‌هاى نهان در هستى معرفى می‌کند. وى بر این نظر است که این مسئله نه از نظر اعتقادى مشکلى دارد و نه از نظر شرعى و فقهى، لیکن به‌طور طبیعى مانند هر مسئله تازه‌اى ممکن است ابهاماتى در فقه پدید آورد که نیازمند فهم و بررسى است. ایشان با دعوت به عقلانیت و پرهیز از تکفیر یکدیگر، تا جایى پیش رفت که گفت اگر علم قطعى با برخى از ظواهر دینى تعارض پیدا کرد، باید آن ظواهر را تأویل نمود (فضل‌الله، آخرون، 1997، 100). گفتنى است که وى در گفت‌وگوهاى مختلفى بر ضرورت درنگ در این مسئله و پرهیز از شتابزدگى در صدور حکم و تلاش براى به دست آوردن تقریر درستى از ماهیت شبیه‌سازى تأکید می‌کند و حتى از برخى از یاران خود در اروپا می‌خواهد تا اطلاعات دقیقى در این زمینه براى او فراهم کنند (حسین‌طه، علی، الاستنساخ الجنینى، 59). سید محمدسعید حکیم، بر این نظر است که شبیه‌سازى انسانى مباح است دلیلى بر حرمت آن نیست. وى در پاسخ به استفتایى در این‌باره، به تفصیل نظر خود را بیان مى‌دارد. از این منظر شبیه‌سازى انسانى نوعى به کارگیرى سنت‌ها و قوانین الهى است که کشف و کار بست آنها بیانگر قدرت عظیم خداوند به‌شمار مى‌رود؛ در نتیجه، این کار در‌صورتى‌که با عمل حرام دیگرى همراه نشود، مجاز و مباح است (طباطبایى حکیم، 1999، 18). ایشان نه تنها این کار را مجاز مى‌شمارد، بلکه یکایک دلایلى را که بر ضد شبیه‌سازى انسانى اقامه شده است، به نقد مى‌کشد و آنها را براى اثبات حرمت ناکافى مى‌داند (همان، 19- 20).
آقاى موسوى‌سبزوارى نیز به تحلیل حکم شرعى این مسئله پرداخته و شقوق ممکن را برشمرده است. از نظر وی شبیه‌سازى انسانى منطقاً سه حالت می‌تواند داشته باشد: یکم: حرمت ذاتى؛ یعنى به دلیل آنکه این کار دخالت در کار خداوند یا دستکارى ژنتیکى به‌شمار مى‌رود، آن را ذاتاً حرام بشماریم. دوم: حرمت تشریعى؛ مانند حرمت زنا و شرب خمر. سوم: حرمت به استناد دلایل ثانوى. از این منظر ممکن است که شبیه‌سازى انسانى فی‌نفسه مباح باشد اما دلایل دیگرى موجب تحریم ثانوى آن شود (سبزوارى، بی‌تا، 5- 124). وى پس از نقل نقد این دیدگاه‌ها، نظر مى‌دهد که شبیه‌سازى انسانى با قطع نظر از مسائل دیگر مباح است و در حقیقت به کارگیرى قوانین و سنن الهى که در نهاد موجودات نهاده است، به شمار مى‌رود (همان، 125) از این منظر ادعاى تحریم این کار نیازمند دلیل است؛ حال آنکه ادعاى جواز موافق اصل است و قائل به آن ملزم به ارائه دلیل نیست (همان، 126). سید‌محمد شیرازى نیز در پاسخ به استفتایى که در سال 1996 درباره امکان شبیه‌سازى انسانى از ایشان شد پاسخ داد اصل جواز است، مگر اینکه محذور شرعی داشته باشد مانند: اختلال نظام (اعداد، الاستنساخ فى رأى الامام الشیرازى).
بدین ترتیب از نظر برخى از عالمان شیعه، شبیه‌سازى انسانى طبق اصل اوّلى و در‌صورتى‌که با عمل حرام دیگرى همراه نباشد، جایز است.
 
گفتار دوم- جواز محدود شبیه‌سازی انسانی
دسته بندی : علمی