برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

امتناع از حضور در مدرسه توأم با اختلال اضطراب جدایی را باید یکی از فوریت‌های روان‌پزشکی شمرد. یک طرح درمانی جامع، کودک، والدین، همتاهای کودک و مدرسه را در بر می‌گیرد. کودک باید تشویق شود که در مدرسه حضور یابد، اما وقتی حضور تمام وقت در مدرسه برای کودک توان‌فرسا است، باید برنامه ای تدوین شود که وقت صرف شده در مدرسه به طور پیشرونده افزایش یابد.
تماس تدریجی با شی ء اضطراب انگیز نوعی تعدیل رفتاری است که در مورد هر نوع اضطراب جدایی قابل استفاده می‌باشد. از روش‌های شناختی-رفتاری می‌توان در روان درمانی استفاده کرد، از جمله رویارو سازی با جدایی‌های ترساننده و روش‌های شناختی نظیر استفاده از عبارات مقابله ای توسط کودک برای بالا بردن احساس تسلط و خود مختاری.
2-7 سبک‌های دلبستگی
تعریف
دلبستگی پیوند هیجانی پایدار بین دو فرد است، به طوری که یکی از طرفین کوشش می‌کند نزدیکی یا مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده و به گونه ای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه می‌یابد(فوگل ،1997). بالبی(1969)معتقد است که این گره های هیجانی متقابل که به نزدیکی مادر و کودک منجر می‌شود، نخستین تجلیات دلبستگی محسوب می‌شوند. دلبستگی نگه دارنده نزدیکی متقابل بین دو فرد در تمام مراحل زندگی است.
بالبی(1969)اظهار می‌دارد که پیوند کودک به مادر حاصل فعالیت تعدادی از نظام‌های رفتاری است که در آن نزدیکی و مجاورت به مادر یک نتیجه قابل پیش بینی است.
بالبی در تاکید بر اهمیت ارتباط مادر-کودک معتقد است آنچه که برای سلامت روانی کودک ضروری است،تجربه یک ارتباط گرم ،صمیمی و مداوم با مادر یا جانشین دائم اوست.به عقیده او بسیاری از اشکال آزردگی‌ها و اختلالات شخصیت حاصل محرومیت کودک از مراقبت مادرانه و یا عدم ثبات دلبستگی کودک با چهره دلبستگی است(خانجانی ، 1379).
دلبستگی در نظام بالبی:
بالبی هماهنگ با اسلاف، قائل به وجود نیازهای نخستین و ضروری برای ارضاء(مثلاً نیاز تغذیه)است. مع‌ذلک وی این نکته را مورد تاکید قرار می‌دهد که افزون بر نیازهایی که تاکنون به عنوان نیازهای نخستین در فرد آدمی شناسایی شده‌اند یک نیاز دیگر در واقع وجود دارد که تا کنون آن را ثانوی می‌پنداشتند ؛ و این نیاز دلبستگی است.بی همتایی و بدیع بودن مفهوم دلبستگی در نظام بالبی در عین تکیه کردن بر آزمایشگری،بیان این فرضیه است که نیاز دلبستگی نیز نخستین است.یعنی از هیچ نیازهای دیگری مشتق نشده است و نیازی اساسی برای تحول شخصیت است.بالبی در قلمرو دلبستگی دو نکته را مورد تاکید قرار می‌دهد : اول آنکه کودک از نظر ژنتیکی برای واکنش‌هایی آمادگی دارد.دوم آنکه دلبستگی متحول می‌شود.
پیرو پژوهش‌های بالبی ، اینزورث (1987) سه سبک دلبستگی ایمن ، اجتنابی و مضطرب دوسوگرا را تشخیص داد.
کودکان ایمن، مادرانی دارند که به نیازهای آن‌ها حساس و پاسخگو هستند.این مادران همیشه در دسترس بوده و برای کودک پایگاهی امن و حمایت کننده محسوب می‌شوند. آن‌ها با کودکان خود ارتباط عمیق برقرار می‌کنند،ارتباط چهره به چهره بیشتری دارند و در تعامل با کودک خود،عواطف مثبت بیشتری نشان می‌دهند(کسیدی و شیور،1999).
مادر کودک مضطرب دوسوگرا در برابر کودک خود رفتار متغیر دارد و در رفتار و ابراز هیجانات و احساساتش در برابر کودک ثبات ندارد.به نظر می‌رسد که این مادر هر موقع که خود بخواهد کودک را در آغوش می‌گیرد و به نیازهای او پاسخ می‌دهد و زمانی که کودک او را می‌طلبد، به دلخواه خود او را طرد کرده یا می‌پذیرد بنابراین کودک نمی‌تواند تشخیص دهد که مادر چه زمانی به نیاز او پاسخ می‌دهد و چه زمانی او را طرد می‌کند.
مادر کودک اجتنابی، اکثر مواقع کودک را طرد می‌کند، نیازهای او برایش اهمیتی ندارد و سعی نمی‌کند آن‌ها را برطرف کند.این مادران نسبت به کودک خود ابراز عواطف کمی دارند و اکثراً او را به حال خود رها می‌کنند و به او می‌آموزند که عواطف خود را سرکوب کند(کسیدی و شیور ،1999).مجموع این تعاملات غیر مناسب ویژگی‌هایی را در کودک ایجاد می‌کند شامل ناتوانی در تشخیص و درک هیجان‌های خود و دیگران، ضعف در تنظیم هیجان‌های خود و اشکال در توانایی همدلی و حل مسائل و تعارضات می‌باشد.

مطلب مرتبط :   تحقیق با موضوع آلودگی هوا چیست و رویکرد انفرادی

2-8 دلبستگی در بزرگسالان
روابط دلبستگی در بزرگسالان،در ابتدای دهه 1970 با مطالعات در مورد داغ‌دیدگی بزرگسال توسط بالبی و پارکز (1970)، پارکز(1972)و جدایی زوج‌هایی که ازدواج کرده بودند توسط ویس (1982 و 1991) شروع شد و موج بعدی که از آن‌ها برخاست ،کارهای هازن و شور(1981)بود. آن‌ها الگوهای دلبستگی نوزادان اینزورث را به الگوهای دلبستگی بزرگسالان برگرداندند،اما خاطر نشان کردند که بزرگسالان مورد بحث با در نظر گرفتن روابط خیال انگیزشان خود را به عنوان ایمن ،اجتنابگر یا دوسوگرا توصیف کرده‌اند که در اصل ، از الگوهای روابط والد_کودک در خانواده‌هایشان متفاوت است.
ویژگی‌های طبقات دلبستگی بزرگسالان
دلبستگی بزرگسالان نیز مشابه چهار طبقه دلبستگی در دوران کودکی هستند:
الف)بزرگسالان ایمن
این گروه قادرند درباره کیفیت و اثرات دلبستگی خود و مثبت و منفی بودن این ارتباط بطور منطقی بحث کنند.آن‌ها اهمیت رابطه دلبستگی را در دوران کودکی تایید می‌کنند. بزرگسالان ایمن تجسم مثبت و حمایت گر از چهره دلبستگی دارند ،این تجسم مثبت،احساس خود ارزشمندی و تسلط را در این افراد افزایش داده و خود را قادر می‌سازد که عواطف منفی خود را به شیوه ای سازنده تعدیل کند(کسیدی،1988).میکولینسر (1990) معتقد است که از ویژگی‌های دیگر افراد ایمن آن است که کمتر از خطرات می‌ترسند زیرا در موقعیت خطرزا خود را تنها احساس نمی‌کنند. تمایل به برقراری ارتباط صمیمانه و مثبت با دیگران دارند ، از اعتماد به نفس بالاتری نسبت به بزرگسالان نا ایمن برخوردارند،نسبت به دنیا و دیگران نگرش مثبت داشته و به آن اعتماد دارند(خانجانی ،1380).
ب)بزرگسالان ناایمن
که به سه زیر گروه تقسیم می‌شوند :
1)بزرگسالان اجتنابی
این گروه همان ویژگی‌های کودکان اجتنابی را دارند.از ایجاد روابط صمیمانه با دیگران اجتناب کرده و در مقیاس‌هایی که روابط عاشقانه و رمانتیک را بررسی می‌کنند ، نمرات پایین‌تری بدست می‌آورند(فینی و نولر ،1996).