برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

آقاى موسوى‌سبزوارى نیز به تحلیل حکم شرعى این مسئله پرداخته و شقوق ممکن را برشمرده است. از نظر وی شبیه‌سازى انسانى منطقاً سه حالت می‌تواند داشته باشد: یکم: حرمت ذاتى؛ یعنى به دلیل آنکه این کار دخالت در کار خداوند یا دستکارى ژنتیکى به‌شمار مى‌رود، آن را ذاتاً حرام بشماریم. دوم: حرمت تشریعى؛ مانند حرمت زنا و شرب خمر. سوم: حرمت به استناد دلایل ثانوى. از این منظر ممکن است که شبیه‌سازى انسانى فی‌نفسه مباح باشد اما دلایل دیگرى موجب تحریم ثانوى آن شود (سبزوارى، بی‌تا، 5- 124). وى پس از نقل نقد این دیدگاه‌ها، نظر مى‌دهد که شبیه‌سازى انسانى با قطع نظر از مسائل دیگر مباح است و در حقیقت به کارگیرى قوانین و سنن الهى که در نهاد موجودات نهاده است، به شمار مى‌رود (همان، 125) از این منظر ادعاى تحریم این کار نیازمند دلیل است؛ حال آنکه ادعاى جواز موافق اصل است و قائل به آن ملزم به ارائه دلیل نیست (همان، 126). سید‌محمد شیرازى نیز در پاسخ به استفتایى که در سال 1996 درباره امکان شبیه‌سازى انسانى از ایشان شد پاسخ داد اصل جواز است، مگر اینکه محذور شرعی داشته باشد مانند: اختلال نظام (اعداد، الاستنساخ فى رأى الامام الشیرازى).
بدین ترتیب از نظر برخى از عالمان شیعه، شبیه‌سازى انسانى طبق اصل اوّلى و در‌صورتى‌که با عمل حرام دیگرى همراه نباشد، جایز است.
 گفتار سوم- جواز محدود شبیه‌سازی انسانی
برخى بر اساس نصوص موجود و به استناد اصل اوّلى در این مورد، شبیه‌سازى انسانى را مجاز شمرده‌اند، اما بر این نظرند که انجام گستردۀ شبیه‌سازى انسانى مشکلاتى فراهم مى‌آورد؛ مانند وجود افراد همانند و دشوارى بازشناسى آنان از یکدیگر؛ در نتیجه، آنان حکم به جواز موردى و فردى داده و آن را در سطح کلان غیرمجاز شمرده‌اند. از این منظر شبیه‌سازى انسانى تنها به گونه‌اى موردى و در سطح فردى و محدود مجاز است. استاد حسن جواهرى این نظر را مطرح کرده‌اند که شبیه‌سازى فى‌نفسه و به‌عنوان اوّلى، اشکالى ندارد، به شرط آنکه همراه با عمل حرام دیگرى نباشد؛ اما اگر این کار در سطح وسیعى صورت گیرد و بر اثر تشابه تام موجب اختلال نظام گردد، حرام خواهد بود (جواهرى، 1385، ص 19). با‌این‌همه، به نظر وى این کار در سطح فردى اشکالى ندارد و نیازى به قول به حرمت مطلق نیست (همان، 20). ایشان نه تنها این کار را در سطح فردى مجاز مى‌شمارد، بلکه ادعاى حرام بودن آن را حرام مى‌داند؛ یعنى کسى حق ندارد، امرى مشروع را حرام بشمارد و بى‌دلیل فتوا به حرمت آن دهد؛ زیرا این کار نوعى تشریع خلاف شرع و مشمول این نهى خداوند است که در سورۀ نحل، آیۀ 116 مى‌فرماید: وَلاتَقولوا لِما تصف ألسِنَتِکُمُ الکَذِبَ هذا حلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفتَروا عَلَی اللهِ الکَذِب… در نتیجه از نظر ایشان، هرچند این کارحلال است، اما ولى فقیه مى‌تواند اینکار را بنا به مصالحى و به‌عنوان حکم حکومتى حرام اعلام کند. در این صورت، این حرمت موقت و قابل رفع است (همان، 21). وى آن‌گاه به این پرسش که آیا شبیه‌سازى نقض کرامت انسان نیست؟ پاسخ مى‌دهد که: کرامت خدادادى همان قدرت تعقل و رشد و طى مدارج کمال است و این کار نقض کرامت به شمار نمى‌رود (همان، 2). همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا منع شبیه‌سازى انسانى، به معناى منع حق انتخاب افراد در نحوۀ تولید مثل نیست؟ و پاسخ مى‌دهد که: اگر شبیه‌سازى را به‌طور مطلق منع کنیم، این کار مانع حق انتخاب افراد خواهد بود. اما منع فى‌الجمله محدود آن و براى افرادى خاص، مانع اصل حق انتخاب در نحوه تولید مثل نمى‌گردد (همان، 27). بنابراین دیدگاه دوم آن است که شبیه‌سازى انسانى در سطح محدود مجاز است و در سطح کلان می‌تواند حرام باشد.
گفتار چهارم- حرمت ثانوى شبیه‌سازی انسانی
برخى از فقهاى شیعه بر این نظرند که شبیه‌سازى انسانى فی‌نفسه و به‌عنوان اولیه اشکالى ندارد و به استناد اصاله الاباحه، جایز است؛ لیکن انجام آن به مفاسدى اجتناب ناپذیر خواهد انجامید. ازاین‌رو، براى پیشگیرى از این مفاسد، شبیه‌سازى انسانى به‌عنوان ثانوى حرام به شمار مى‌رود. آقایان سیدکاظم حائرى، سیدصادق شیرازى و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازى از این نظر حمایت مى‌کنند.
سیدکاظم حائرى در‌بارۀ شبیه‌سازى انسانى بر این نظر است که نفس این کار اگر موفقیت‌آمیز باشد و با عمل حرامى همراه نگردد، به‌عنوان اولى جایز است، لیکن از آیۀ شریفه: (و مِن آیاته….. اختلاف السنتکم و الوانکم)، درمى‌یابیم که حکمت خداوند براى حفظ نظام بر اختلاف زبان‌ها و رنگ‌ها جریان یافته است و از آنجا که این‌ شبیه‌سازى در‌صورتى‌که به شکلى وسیع به کار گرفته شود به دلیل عدم امکان بازشناسى خریدار از فروشنده، خواهان از خوانده در دعاوی، ستمگر از ستمدیده و مانند آن در عقود، ایقاعات و جنایات غیره، حتماً به اختلال نظام مى‌انجامد، پس لازم مى‌آید که به سبب این لازمه باطل، این کار در سطح وسیع آن تحریم شود (ما هو رأى الشریعه الاسلامیه من عملیه الاستنساخ قابل دسترسی در  پایگاه البلاغ به آدرس balagh.com).
تحلیل صدر و ذیل نحوه استدلال، این تصور را تقویت مى‌کند که ایشان شبیه‌سازى انسانى را در سطح فردى و محدود مى‌پذیرد و تنها آن را در سطح کلان حرام مى‌داند. در این صورت، این دیدگاه به دیدگاه قبلى ملحق مى‌شود، لیکن از آنجا که تصریحى بر جواز آن به‌صورت فردى در این سخن دیده نمى‌شود، مى‌توان احتمال داد که ایشان به دلیل آن لوازم فاسد، شبیه‌سازى انسانى را حتى در سطح فردى حرام مى‌داند، به‌خصوص آنکه گردآورندگان این استفتائات، پس از نقل نظر ایشان و نقل نظر آیت‌الله جواد تبریزى، که قائل به حرمت است، نظر آن دو را یکى مى‌دانند و آنها را چنین جمع‌بندى مى‌کنند: «شبیه‌سازى به‌عنوان اولى جایز است، ولى با عناوین ثانوى و آثار سوء‌مترتب بر این کار، حرام مى‌گردد» البته فتواى دیگرى از ایشان در دست است که در آن این قطعیت و تأکید بر مفاسد حتمى شبیه‌سازى انسانى وجود ندارد و حکم مسئله به گونه‌اى مشروط بیان و حتى شبیه‌سازى انسانى در موارد نادر مجاز شمرده شده است. ایشان در پاسخ به استفتایى دربارۀ مسائل شبیه‌سازى چنین می‌فرماید: «اگر شبیه‌سازى به اختلال در نظام اجتماعى مانند عدم تشخیص ستمگر از ستمدیده و محرم از نامحرم و وارث از غیر وارث و غیر آن بینجامد، شبیه‌سازى حرام مى‌گردد و این است معناى در معرض تهدید قرار گرفتن حقوق انسان یا زیان دیدن مصالح فرد و جامعه. اما شبیه‌سازى به شکلى نادر که به مفاسدى از این قبیل نینجامد حرام نیست و توجیهى براى منع آن وجود ندارد» (استفتاء، 1419، شماره 1092).
آیت‌الله فاضل در مورد شبیه‌سازى که منجر به تولید جنین مى‌شود، می‌فرمایند: براى تبعات بعدى آن محذوریت پیش نمى‌آید، ولى این موضوع نیازمند تحلیل بیشترى است؛ چون‌که فقها اسقاط جنین را قبل از ولوج روح حرام مى‌دانند؛ البته حرمت قتل را ندارد. این حرمت، شبیه حرمت تشریح است که برخى فقها به آن فتوا داده‌اند، ولى حرمتش را به اندازه حرمت قتل نفس ندانسته‌اند؛ اما پس از ولوج روح، حرمت شدیدتر مى‌شود و دیه دارد و هرچه مدت بیشترى بگذرد، دیه‌اش بالاتر مى‌رود و حرمتش هم بیشتر مى‌شود؛ چون دیه نشانۀ حرمت در نزد شارع است. ایشان در جای دیگر بیان می‌دارد که اگر شبیه‌سازى درمانى به این معنا باشد، هم ادله و هم فتاوا دلالت مى‌کنند که اگر نطفه در رحم استقرار یابد، ولو یک‌روزه باشد، از بین بردن آن حرام است؛ حتى در روایت معتبرى به صراحت تعبیر شده که: (لأنها قَتلته) با ‌وجود این، آنچه گفته شد به‌عنوان دیدگاه اولیه و اجمالى است، نه نظریه و حکم قطعى؛ چون تمام این مباحث در جایى است که کسى بخواهد نطفه را به‌طور‌کلى از بین ببرد، اما مثلاً اگر شبیه‌سازى درمانى به گونه‌اى باشد که سلول ملقّح را بخواهند تبدیل کنند، این دیگر انهدام و از بین بردن نطفه نیست؛ بلکه تبدیل شدن به سلول دیگر است. آن گاه شاید شبیه‌سازى درمانى از شمول روایات خارج شود. آیت‌الله سید صادق شیرازى نیز در پاسخ به استفتایى درباره مشروعیت این کار مى‌گویدکه شبیه‌سازى فی‌نفسه کشفى علمى و مجاز است، لیکن از آنجا که مستلزم امور غیرجایزى مانند اختلال نظام طبیعى و وجود محـذور شـرعى است، عدم جـواز به آن سـرایت مى‌کند و حـرام مى‌گردد. در نتیجه فعلاً و در چارچوب شرایط معاصر، جایز نیست، والله العالم (شبکه النبأ المعلوماتیه- الخمیس 2/1/2003 ، 28 شوال 1423به آدرس (annabaa.org. سرانجام آیت‌الله مکارم شیرازى مى‌کوشد از همین دیدگاه با استدلال بیشتر و مفصل‌ترى دفاع نماید ایشان در استفتایى به این مسئله چنین پاسخ مى دهد؛ در آنجایی که منجر به مفاسد اخلاقی و اجتماعی می‌شود، جایز نیست (الاستنساخ، قابل دسترسى در سایت اختصاصى ایشان، به آدرس amiralmomenin.net).
همچنین هنگام پرسش از جواز شبیه‌سازى انسانى، پاسخ مى‌دهد که «این کار جایز نیست و مفاسد زیادى دارد اطلاعاتى که اخیراً منتشر شده نشان مى‌دهد که: کسانى‌که از طریق شبیه‌سازى به‌وجود مى‌آیند در معرض ناهنجارى‌هاى جسمى شدیدى هستند، مانند کمبود کلیه‌ها و نیمى از مغز و امثال آن». این پاسخ مى‌تواند هم به معناى تحریم به‌عنوان حکم اوّلى باشد و هم حکم ثانوى، لیکن مبناى ایشان در جاهاى دیگر روشن است. در مورد دیگرى استفتایى به این شرح از ایشان شده است: آیا کلونینگ (شبیه‌سازى) انسان، با توجه به پیامدهایى از قبیل احتمال ابتلا به بیمارى‌هاى پیش‌بینى نشده و بروز آثار سوء‌روانى ـ عاطفى بر انسان‌هاى کلون‌شده و به هم خوردن نظام طبیعى خانواده و حذف نقش پدر و جایگاه نامشخص نوزاد کلون‌شده در خانواده و به هم خوردن اصل واحد بودن انسان و از دست‌ رفتن حق آزادى انتخاب (اتفاقى) وکاهش تنوع ژنتیکى انسان‌ها در دراز مدت تردید در روح داشتن انسان کلون شده، جایز است؟ (دهمین سؤال از مجموعه استفتاى مورخ 12/1/1382، موجود در دفتر ایشان). ایشان در جواب این استفتا مى‌نویسد: این کار ذاتاً از نظر شرع اشکالى ندارد، ولى با توجه به مشکلات جنبى که به بار مى‌آورد و جامعه انسانى را مواجه با ناهنجارى‌هایى مى‌سازد که بر اهل خبره پوشیده نیست، انجام آن خالى از اشکال نیست. به همین جهت، حتى افرادى که پایبند به دین و شریعتى نیستند، به‌خاطر مفاسد مختلف آن، به مخالفت با آن برخاسته‌اند و در بعضى از کشورها مجازات‌هاى سنگینى براى آن قائل شده‌اند (پاسخ به استفتاى مورخ 12/1/1382 در مجموعه دوازده استفتا موجود در دفتر ایشان). اما در اینجا به نظر مى‌رسد که ایشان از حکم به تحریم خوددارى و تنها به آوردن احتیاطى بسنده کرده است. بااین‌همه، ایشان به گونه‌اى اجتهادى این مسئله را در درس خارج خود طرح و دلایل خویش را بیان داشته است. در این درس، ایشان چند مسئله را پیش مى‌کشند: نخست توضیح مکانیزم و فرایند این کار؛ دیگرى حکم شرعى شبیه‌سازى؛ سوم نقد دلائل حرمت شبیه‌سازى و چهارم بررسى احکام شرعى یا وضعى شخص شبیه‌سازى‌شده. دربارۀ حکم شرعى شبیه‌سازى یا جواز و حرمت اصل این عمل، به نظر ایشان: «این مسئله از سه جهت قابل بررسى است: 1. از نظر لوازم و عوارض؛ 2. عنوان اولی؛ 3. عنوان ثانوی» (دیدگاه فقهی آیت‌الله شیرازی دربارۀ دو مسئلۀ شبیه‌سازی و راه‌های فرار از ربا، 25). در مورد جهت اول، به نظر ایشان این کار مستلزم انجام محرماتى مانند لمس و نظر حرام است، مگر آنکه مجرى این کار شوهر باشدکه فرض نادرى است. (همان منبع پیشین) درباره جهت دوم، به نظر ایشان: اصل اباحه است؛ چون آیه و روایت و اجماع و دلیل عقلى بر حرمت (شبیه‌سازى) نداریم، و از مسائل مستحدثه است. درباره جهت سوم بحث، ایشان براى شبیه‌سازى، برخى از مسائل اخلاقى، حقوقى و اجتماعى ناپذیرفتنى را یاد مى‌کند و نتیجه مى‌گیرد که از نظر عناوین ثانویه، این کار براى جامعۀ بشرى خطرناک است. لذا تمام اقوام و ملل جهان آن را خلاف مسائل اخلاقى مى‌دانند و حتى بسیارى از دولت‌ها با تصویب قانون، این کار را ممنوع دانسته‌اند. آنگاه ایشان بحث خود را این‌گونه جمع‌بندى می‌کند: شبیه‌سازى از نظر حکم شرعى به‌عنوان اوّلى مشمول اصل اباحه است؛ چون آیه و روایت، دلیل عقلى و اجماعى بر حرمت نداریم (همان، 26 – 27). پس سرانجام آنکه: شبیه‌سازى به‌عنوان اولى مشمول اصل اباحه است؛ ولى به‌عنوان ثانوى، حرام است (همان، 29).
آیت‌الله یوسف صانعى نیز که از قائلان به حرمت شبیه‌سازى انسانى است، هرچند تصریحى به حکم اولى یا ثانوى بودن حرمت این کار ندارد، لیکن فتواى خود را به گونه‌اى سامان داده است که گویاى حرمت ثانوى آن است. از نظر ایشان شبیه‌سازى انسانى در حال حاضر قطعاً حرام است؛ زیرا شناخت افراد از یکدیگر مشکل و قوانین حقوقى دچار اشکال مى‌شود و در زمینۀ نسب، ازدواج و تقسیم ارث مشکلاتى به وجود مى‌آید؛ در نتیجه از نظر ایشان باید با این کار مقابله کرد و مانع انجام آن شد (اصفهانى و مصنعتى، 1384، 138-139). البته ایشان در فتواى دیگرى با تأکید بر مشکلات این کار و مخالفت با آن، شبیه‌سازى انسانى را در مــوارد نادر و ضـرورت‌هاى شـدید، که نافـع بـراى بشریت باشـد، مجـاز شمـرده است (صادقی، 1383، 79).
بدین ترتیب، سومین دیدگاه در میان شیعه، شبیه‌سازى را به‌عنوان اولى حلال و به‌عنوان ثانوى حرام مى‌شمارد.
گفتار پنجم- حرمت اوّلى شبیه‌سازی انسانی
در برابر سه نگرش فوق که در نهایت اصل شبیه‌سازى انسانى را به‌عنوان اولى مجاز مى‌شمردند و تنها در دامنه یا حکم ثانوى آن تفاوت داشتند، نگرش چهارم اساساً شبیه‌سازى انسانى را به‌عنوان فعلى که فی‌نفسه حرام است، معرفى مى‌کند و آن را به‌عنوان اولى نامشروع مى‌داند. البته این نگرش طرفداران اندکى دارد و دلایل چندانى به سود آن اقامه نشده است. از قائلان به این نگرش می‌توان آیت‌الله جواد تبریزى را نام برد. ایشان در پاسخ به این استفتا که: (آیا مشابه‌سازى و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روش‌هاى پیشرفته علمى (کلوناژ) جایز است؟ به اختصار پاسخ مى‌دهند: جایز نیست (الاستنساخ بین الاسلام و المسیحیه، ص132). ایشان در جاى دیگرى به تفصیل نظر دلایل خود را این‌گونه بیان مى‌کند: شبیه‌سازى انسانى جایز نیست؛ زیرا تمایز و تفاوت میان ابناى بشر، ضرورتى است براى جوامع انسانى و مقتضاى حکمت خداى سبحان است. خداى تعالى مى‌فرماید: وَ مِن آیاتِهِ خَلقَ السماواتِ و الارضَ و اختلافَ السِنَتِکُم والوانِکم. همچنین مى‌فرماید: وَ جَعلناکُم شُعوبا ًقبائلَ لِتَعارَفوازیرا نظام عامّ بر آن متوقف است؛ درحالى‌که شبیه‌سازى انسانى- افزون بر آنکه مستلزم محرمات دیگرى مانند مباشرت ناهمجنس و نظر بر عورت است- موجب اختلال نظام و هرج‌و‌مرج است؛ در نتیجه، در نکاح امر میان زوجه و زن اجنبى و محرم و نامحرم خلط مى‌شود و در همه معاملات امکان بازشناسى میان طرفین وجود نخواهد داشت و نمى‌توان قابل را از موجب شناخت (ما هو رأی شریعه الاسلامیه من عملیه الاستنساخ ، قابل دسترسی در سایت البلاغ).
علامه محمدمهدى شمس‌الدین هم‌زمان با اعلام مجاز بودن این کار به‌وسیلۀ علامه فضل‌الله، و درست برخلاف نظر او ،آن را حرام شمرد و مجله الشراع طى مقاله‌اى با عنوان «حلال و حرام بین السید و الامام» به تفاوت جوهرى دیدگاه این دو پرداخت (مجله الشراع، 24/3/1997). وى نه تنها شبیه‌سازى انسانى را حرام شمرد، بلکه اجراى شبیه‌سازى در عرصۀ حیوانات را نیز نامشروع دانست و گفت: «در مقام فتوادادن درباره شبیه‌سازى، اجراى این عمل بر حیوانات مطلقاً حرام است» و در ادامۀ این فتوا، وى بر حرمت قطعى و مطلق شبیه‌سازى انسانى تأکید نمود. البته موضع وى در قبال شبیه‌سازى حیوانى ظاهراً متغیر بود و به گونۀ روشنى موضع خود را مشخص نمى‌کرد. براى مثال یک صفحه پس از تأکید بر حرمت شبیه‌سازى حیوانى، چنین نوشت: شبیه‌سازى انسانى قطعاً و یقیناً نامشروع است و در مجال حیوانى، مسئله‌اى است که باید درباره‌اش بحث شود، ولى به گونه‌اى ‌به‌خودى‌خود مشروعیت آن را اثبات نمى‌کنیم (الاستنساخ بین الاسلام و المسیحیه: مقالات و ابحاث و مقابلات لکبار رجال‌الدین و المفکرین و الباحثین من مختلف الادیان و المذاهب، ص133). وى درگفت‌وگویى با مجله الشراع، علت اصلى تحریم شبیه‌سازى انسانى را عدم تسلط انسان بر جسد خود دانست. وى مدعى شد که خداوند بشر را آفریده و در او سرّ خود را نهاده است. در نتیجه، بنده حق ندارد برخى از ویژگى‌هاى طبیعى موجود را به هم بزند. این کار حرام است و دلیل بر این تحریم، این اصل است که انسان مالک مطلق جسد خود نیست و جز در حدودى که شرع تعیین کرده است، حق تصرف در آن را ندارد. در نتیجه، به طریق اولى انسان حق تصرف در جسد دیگران را به هیچ صورتى ندارد (الاستنساخ الجینى، 57). ایشان، آنگاه به آیه تغییر خلق و عهد شیطان اشاره کرده، نتیجه مى‌گیرد که این آیه دلیل بر حرمت شبیه‌سازى انسانى و گویاى عدم تسلط فرد بر جسم خویش است و مفسران همه فرق و مذاهب در تفسیر این آیه گفته‌اندکه تغییر خلق شما، هرگونه تغییرى است که موجب دگرگونی و تغییر خلقت شود؛ به گونه‌اى که با فطرت در جسد انسان سازگار نباشد و عملى که مغایر فطرت خداوند باشد، به معناى کفر است. وى همین دلایل و شکل استدلال را در مقاله خود پیش مى‌کشـد و دنبال مى‌کند (الاستنساخ بین الاسلام و المسیحیه،131ـ 135). بدین ترتیب، چهارمین دیدگاه در میان شیعه، مخالفت با شبیه‌سازى انسانى و تحریم این کار به‌عنوان اوّلى آن است. استدلال به آیه تغییر خلق و استناد به اصل عدم ملکیت انسان بر جسد خویش و در نتیجه حاکمیت اصاله الحظر در برابر اصاله الاباحه به معناى حرمت ذاتى و به‌عنوان اولى شبیه‌سازى انسانى است. ازاین‌رو نمى‌توان این دیدگاه را به دیدگاه سوم تحویل برد و گفت که این نوع مخالفت نیز به‌عنوان حکم ثانوى است.
مبحث هشتم-تاریخچه شبیه سازی
اولین شبیه سازی در سال 1943 انجام شد سپس در سال 1997 درمورد گوسفندی بنام دالی ، به موفقیت رسید. تولد این جانور پستاندار، حساسیتهایی را به دنبال داشت، چرا که این گوسفند ، به لحاظ پستاندار بودن ، شباهت زیادی با انسان داشت . تا اینکه در سال 2003،خبری تحت عنوان تولد انسانی بنام حوّا، منتشر شدکه جهان را یکپارچه به حیرت وا داشت .
به هر حال می توان گفت ، این شبیه سازی ها بر اساس نظریه سلولی است. طبق این نظریه پیکر تمام موجودات زنده از واحدهای کوچکی بنام سلول ساخته شده است ،که به پروکاریوت و یوکاریوت تقسیم می شود. سلولهای پروکاریوت دارای هسته و سلولهای یوکاریوت بدون هسته می باشند. شبیه سازی از سلولهای پروکاریوت بوجود می اید. چرا که این سلولها، دارای هسته بوده و به واسطه وجود هسته می توان لقاح بین دو سلول را انجام داده و انسانی را شبیه سازی کرد.
بطور خلاصه انسان شبیه سازی شده از لقاح اسپرم مرد و تخمک زن بوجود می اید که یکی با هسته و دیگری بدون هسته است . با این تفاوت که هسته یکی از دو سلول (تخمک یا اسپرم ) را خارج نموده و با دیگری تلقیح می کنند تا صفات و خصوصیات والدی که سلولش دارای هسته است ، به انسان متولد شده ، منتقل شود وبرعکس صفات والدی که هسته سلولش خارج شده ، عقیم بماند.
بنابراین انسان شبیه سازی شده از اسپرم مرد یا تخمک زنی به وجود می اید که به تنهایی در تخم لقاح یافته ازاسپرم مرد وتخم زن به وجود آمده است . نمودار ذیل خلاصه جریان روند تکامل انسان شبیه سازی شده می باشد.
فصل سوم-شبیه سازی انسان در فقه
فصل سوم-شبیه سازی انسان در فقه
دسته بندی : علمی