برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

در نظریه‌های شناختی عقیده بر این است که عامل بوجود آورنده اضطراب یا فشار روانی رویدادها یا مشکلات نیستند، بلکه تفسیر فرد از رویدادها یا وقایع است که می‌تواند این مشکلات را به دنبال داشته باشد. نظریه‌های شناختی به عنوان رویکردی برای تبیین و درمان افسردگی توسعه یافته‌اند. اخیراً از این نظریه‌ها در حیطه اضطراب نیز استفاده شده است و نکات مورد تأکید و تلویحات درمانی آن‌ها در این مورد نیز معتبر به شمار می‌روند. با وجود آن که نظریه‌های مختلف نکات نسبتاً متفاوتی را مورد تاکید قرار می‌دهند، در مجموع می‌توان گفت که اضطراب به وسیله ارزیابی اشتباه یا نادرست از موقعیت ایجاد می‌شود(پاول و اندایت، 1377). تئوری شناختی بک از اضطراب و افسردگی، مورد بررسی قرار گرفته است. این تئوری مطرح می‌کند که هر حالت آسیب شناختی یک نیم‌رخ شناختی خاصی دارد. در وضعیت اضطرابی این نیم‌رخ شامل موقع تهدید جسمانی یا روانی ادراک شده در حوزه فردی است،‌ نظریه شناختی بک تفاوت میان حالت عاطفی مبتنی بر محتوای شناختی خاص همراه با هر اختلال را مطرح می‌کند(بک، 1992). بک می‌گوید افکار اضطراب‌زا در اثر یک یا چند مورد از 4 نوع معنای فکری ایجاد می‌شود. الیس با طرح این موضوع که شماری از باورهای غیرمنطقی، عامل اولیه رنج و ناراحتی آدمی هستند به بسط و گسترش نظریه شناختی پرداخت به نظر وی اضطراب از باورهای غیرمنطقی ایجاد می‌شود. وی محرک‌ها را موجب اضطراب نمی‌داند.بلکه تفسیر فرد از محرک‌ها در ایجاد اضطراب مهم می‌داند و بازده باور غیرمنطقی طرح می‌کند(پاول و اندایت، 1377).
2-14 اضطراب امتحان
اضطراب امتحان یک مشکل آموزشی مهمی است که سالانه میلیون‌ها دانش آموز و دانشجو را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار می‌دهد. اضطراب امتحان یک واکنش هیجانی ناخوشایند به موقعیت ارزیابی است. این هیجان با احساس نوعی از تنش، تشویق و برانگیختگی سیستم عصبی خودکار مشخص می‌شود (مهرابی زاده هنرمند،1379). اضطراب امتحان، سلامت روانی دانش آموزان را تهدید می‌کند و بر کار آمدی، شکوفایی استعداد، شکل گیری شخصیت و هویت اجتماعی آنان تأثیر سوء می‌گذارد (محمودی عالمی،1379)، و به عنوان یکی از پدیده های فراگیر و مشکل ساز میان دانشجویان و دانش آموزان می‌تواند در پیشرفت تحصیلی و عملکرد بهینه آنان به ویژه هنگام ارزشیابی اثر منفی گذارد. در کاهش و یا بروز اضطراب امتحان عوامل متعددی همچون ویژگی‌های شخصیتی می‌تواند موثر باشد. عوامل شخصیتی همچون درونگرایی-برونگرایی ، با ثباتی-بی ثباتی (روان رنجور خویی )، می‌توانند به عنوان مؤلفه های تشکیل دهنده شخصیت، بر اضطراب و اضطراب امتحان و مکانیزم‌های سازشی در مواجهه با منابع تنش زا و اضطراب آور اثر گذارند.
نتایج اضطراب امتحانات تأثیر بسزایی در جنبه های مختلف زندگی افراد دارند. به دنبال ارتقاء سطح سواد دانش آموزان از طریق سیستم‌های آموزشی، آن‌ها با فراوانی بیشتری از امتحانات رو به رو می‌شوند. این مسئله انتظارات و فشار های بیشتری را از سوی والدین و سیستم‌های آموزشی در خصوص عملکرد آنان به دنبال می‌آورد و تدریجاً اضطراب امتحان را افزایش می‌دهد (مک دونالد،2001). در واقع، به نظر می‌رسد که افت تحصیلی در بسیاری از دانش آموزان ناتوانی در یادگیری یا ضعف هوشی نبوده است، بلکه ناشی از سطح بالای اضطراب امتحان می‌باشد (صاحبی،1381). اخیراً شواهد زیادی دیده شده است مبنی بر اینکه اضطراب و نگرانی، یک مرحله گذرا نیست و اگر بررسی و ارزیابی نشود، تا دوران بلوغ و بزرگسالی در اکثر افراد تداوم خواهد داشت (سدر بوشان،1384).
اضطراب امتحان، اصطلاحی است که به نوعی از اضطراب یا هراس اجتماعی خاص اشاره دارد که فرد را درباره توانایی‌هایش دچار تردید می‌کند و پیامد آن کاهش توان مقابله با موقعیت‌هایی مانند امتحان است، موقعیت‌هایی که فرد را در معرض ارزیابی قرار می‌دهند و مستلزم حل مسئله ای هستند. بنابراین می‌توان دانشجویی که دچار اضطراب امتحان است را به منزله فردی توصیف کرد که مواد درسی را می‌داند اما شدت اضطراب وی مانع از آن می‌شود که دانسته های خود را به ظهور برساند. (سرگلزایی،1382). همچنین اضطراب امتحان به عنوان یک مفهوم و سازه عملی به مجموعه ای از پاسخ‌های ادراکی، فیزیولوژیکی و رفتاری اطلاق می‌شود که با نگرانی درباره پیامد های منفی یا شکست احتمالی از امتحان یا موقعیت‌های ارزیابی کننده مشابه همراه است (ساراسون،1975).
گرچه اضطراب امتحان امری تازه نیست، اما سابقه انجام پژوهش‌های تجربی و میدانی در این باره به چند دهه اخیر باز می‌گردد. هیل اشاره دارد که بر اساس بر آورد پژوهشگران سالانه حدود ده میلیون دانش آموز در سطح دبیرستان و 15 درصد از دانشجویان دانشگاه‌های آمریکا اضطراب امتحان را تجربه می‌کنند و به نظر می‌رسد که آزمودنی‌های بزرگ‌تر، به اضطراب بیشتری دچار هستند (ارگین،2002). در کشور ایران نیز چنین به نظر می‌رسد که وحشت از گرفتن نمره ضعیف و سرزنش افراد خانواده، تمسخر همکلاسان و دوستان، ترس از نا توانی برای ادامه تحصیل، همواره دانشجویان را مورد آزار و اذیت روانی قرار می‌دهد (بیابانگرد،1378).
2-14-1 علل اضطراب امتحان
علل و عوامل اضطراب امتحان در دانشجویان بسیار مختلف و متفاوت است، اما آن‌ها را می‌توان به سه دسته کلی تقسیم کرد:
1- عواملی فردی و شخصیتی دانشجو مانند اضطراب عمومی، پایین بودن اعتماد به نفس، هوش، تمرکز و به ویژه روش‌های نادرست مطالعه و انتظارات نادرست از خود.
2- عوامل آموزشگاهی و اجتماعی همچون انتظارات اساتید، رقابت، سیستم آموزشی، حاکم بر دانشگاه، نوع درس و مدرک گرایی.
3- عوامل خانوادگی چون شیوه تربیتی والدین، انتظارات سطح بالای والدین، جو عاطفی حاکم بر خانواده، ویژگی‌های شخصیتی والدین و طبقه اقتصادی و اجتماعی والدین.
2-15 اضطراب امتحان و ویژگی‌های شخصیتی
ویژگی‌های شخصیتی نیز به عنوان مجموعه سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً ثابت و پایدار در افراد که بر روی هم، یک فرد را از فرد دیگر متمایز می‌سازد، نیز می‌تواند بر اضطراب تأثیر بگذارد (نور جاه،1381). حاصل سال‌ها تلاش آیزینک، نظریه شخصیت بسیار با نفوذی است که بر پایه سه بعد قرار دارد. ما می‌توانیم این سه بعد را به صورت فرا عامل‌ها در نظر بگیریم که ترکیباتی از صفات یا عوامل هستند. به هر حال سه «عامل برتر» یا به عبارت دیگر سه بعد شخصیت آیزنک که یک فضای مرکزی سه بعدی برای شخصیت فراهم آورده عبارتند از: برون گرایی: حالتی است که در آن نیروهای شخص به خارج از خودش معطوف می‌شود. درون گرایی: حالتی است که در آن انرژی‌های شخص بدون علاقه به دنیای خارج با اندکی علاقه متوجه درون خود می‌شود و عامل بعدی روان رنجور خویی است. تفاوت عمومی افراد درون گرا و برون گرا این است که درون‌گرایان نسبت به برون‌گرایان، حافظه دراز مدت آن‌ها برتر است، عملکرد کندتر ولی دقیق‌تر داشته، گوشه گیر و انزوا طلب هستند، گرایش به احساس کمبود (حقارت) در آن‌ها زیاد است و برای ابتلا به دلواپسی، افسردگی و وسواس آمادگی بیشتری دارند. افرادی که روان رنجوری زیاد دارند در آن قسمت‌های مغز که شاخه سمپاتیک دستگاه عصبی خود مختار را کنترل می‌کنند، فعالیت بیشتری را نشان می‌دهند (شاملو،1379).
بین اضطراب امتحان و عملکرد تحصیلی رابطه منفی دیده شده است و همچنین پژوهش‌ها بیانگر رابطه منفی بین منبع مهار گذاری درونی و اضطراب امتحان هستند (مهرابی زاده،1379؛بیابانگرد،1378؛دادستان،1376؛علی محمدی؛1375).
2-16 راهبردهایی برای کاهش اضطراب امتحان
از جمله راهبرد های مفید برای کاهش اضطراب امتحان عبارتند از: روش باز سازی شناختی، که ترکیبی از روش‌های درمانی بک و الیس است (بیابانگرد،1381؛)، آموزش‌های خانوادگی در ارتباط با نیاز های جوانان، تغییر ساختار برنامه های تحصیلی، تغییر نگرش دانش آموزان نسبت به خود و توانایی‌های خود در عوامل مدرسه (عباس آبادی،1376)، اجتناب از خوردن کافئین، به موقع حاضر شدن در جلسه امتحان، مطالعه صحیح، ملاقات با استادان و سؤال کردن درباره امتحان. راه‌هایی که از شدت اضطراب امتحان جلوگیری می‌کند عبارتند از: حس کردن تنفس، شل کردن ماهیچه‌ها، قوت قلب دادن به خود و توجه کردن به جنبه ای مثبت خود است (کاپلان،2003). گنجی و همکارانش (1380) در مطالعه ای رابطه معناداری را بین فعالیت‌های مذهبی و سازگاری با دانشگاه، به ویژه برای دانشجویان تازه وارد نشان دادند و دریافتند دانشجویانی که از تعالی روحانی برخوردار بودند، علی رغم مشکلات و تغییرات زندگی، آشفتگی روانی کمتری را چه از نظر اضطراب و چه از نظر اختلال جسمانی تجربه می‌کنند. نریمانی و همکارانش (1385)، روش شناختی-رفتاری، ذکر خدا و دعا کردن را از میان روش‌های مقابله با اضطراب امتحان، مؤثر تر یافتند.
نتایج پژوهش‌های مهرابی زاده هنرمند و همکارانش، بهرامی، ابوالقاسمی، بیشاب و همکارانش و ماریا و نیوآ (1379،1376،1998،1382،1990)، نشان دادند که میزان همه گیر شناسی اضطراب امتحان در دختران بیشتر از پسران است و آن‌ها اضطراب امتحان را با شدت بیشتری تجربه می‌کنند. احتمالاً دختران، ترغیب به پذیرش اضطراب و قبول آن را به عنوان یک ویژگی زنانه تلقی می‌کنند.
پذیرش گروهی، احساس تنهایی و سرخوردگی را در فرد کاهش می‌دهد. کارایی گروه در بسیاری از موارد درمانی همچون درمان اضطراب امتحان شده است (سدر پوشان،1384). پژوهشگرانی نیز در تحقیقات خود نشان داده‌اند که عزت نفس با اضطراب عمومی ، اضطراب آموزشگاهی و اضطراب امتحان رابطه منفی دارد (حقیقی،1379؛ ابوالقاسمی، 1375). پژوهش‌های فراوانی نیز در زمینه رابطه اضطراب امتحان با اضطراب عمومی، صورت پذیرفته که نتایج آن‌ها بیانگر وجود رابطه بین اضطراب امتحان و اضطراب عمومی می‌باشد (نریمانی،1385؛ فتحی آشتیانی،1377).
چامووری و فرنهام (2002) دریافتند که خصوصیات شخصیتی همچون روان رنجور خویی و برون گرایی به طور معنی داری با سطوح امتحان مرتبط است. تشکر (1377) دریافت که بین نگرش‌های فرزند پروری والدین و همچنین تیپ شخصیتی A والدین با اضطراب امتحان دانش آموزان ارتباط معنی داری وجود دارد. رحیمی (1379) در مطالعه خود گزارش کرد که فقدان هوشیاری نسبت به خود، نا ایمنی پارانویایی، گرایش به گنهکاری و تنش ارگی در ایجاد اضطراب نقش معنی داری دارد. نتیجه مطالعه پاپکو (2004) نشان داد که هر چه نوجوانان از نفوذ خانواده خود فاصله گرفته و تمایز یافتگی بیشتری داشته باشند، میزان اضطراب امتحان آنان کمتر خواهد بود.
هونگ (1998) کار آمدی آموزش راهبرد های مقابله ای مثل خود گویی مثبت و تلقین آرامش را در کاهش اضطراب امتحان مؤثر می‌داند. جانس و باروز ، وایز و نوری (1983) در پژوهش‌های خویش دریافتند که آموزش ایمن سازی در مقابل تنیدگی به طور مؤثری اضطراب امتحان دانش آموزان را کاهش می‌دهد. بر اساس تحقیقات تریون (1996)، درمان‌های چند وجهی (آموزش تن آرامی، حساسیت زدایی منظم و مداخلات شناختی-رفتاری) نیز اثرات بر جسته ای بر کاهش اضطراب امتحان دانشجویان دارند.
فصل سوم
روش پژوهش

مطلب مرتبط :   مقاله با موضوع لیکاف و جانسون و استعاره مفهومی

3-1 روش و نوع پژوهش: