پایان نامه با واژگان کلیدی امام صادق، رسول اکرم (ص)، آیات و روایات

بنابراین اگر شهادت حرامزاده قبول نباشد، ولایت و حکومت او به طریق اولی نباید مقبول باشد.
ب) اشتراط حلالزادگی در امام جماعت: حلالزادگی از شرایط اصلی امام جماعت است و نمیتوان پشت سر حرامزاده نماز خواند.
حضرت علی (ع) میفرمودند: «لَا یُصَلِّیَنَّ أَحَدُکُمْ خَلْفَ الْمَجْنُونِ وَ وَلَدِ الزِّنَا»215. یعنی: هیچیک از شما نباید پشت سر دیوانه و حرامزاده نماز بخواند. همچنین امام صادق (ع) میفرمایند: «خَمْسَهٌ لَا یَؤُمُّونَ النَّاسَ عَلَى کُلِّ حَالٍ وَ عَدَّ مِنْهُمُ الْمَجْنُونَ وَ وَلَدَ الزِّنَا»216. یعنی: پنج طایفه هستند که نمیتوانند در هر صورت امامت مردم بر عهده بگیرند که از جملهی آنان، دیوانه و حرامزاده میباشد.
از فحوای دلایل اشتراط پاکزادی در امام جماعت نیز بر اساس قاعدهی اولویت استفاده میگردد که رهبری امّت اسلامی باید حلالزاده باشد.
4-1-6. عدالت
شرط دیگر زمامدار اسلامى «عدالت» است. «فقیه جامع ‏الشرایط، کسى است که علاوه بر جناح عقل نظرى، در جناح عقل عملى نیز به مقدار ممکن کامل باشد؛ یعنى علاوه بر اینکه لازم است علم دین را درست‏ بفهمد، باید آن علم را در خودش و محدودهی حیاتش و در جامعهی اسلامى به درستى اجرا نماید؛ لازم است همهی وظایف دینى خود را انجام دهد و آنچه از دین باید به مردم ابلاغ کند، ابلاغ نماید و چیزى را کتمان نکند. فقیه عادل، باید به میل و هوس کارى نکند؛ مطیع هواهاى نفسانى نگردد و گناهى از او سرنزند؛ نه واجبى را ترک کند و نه حرامى را مرتکب شود»217.
عقل حکم مىکند که نمىتوان زمام جامعهى اسلامی و امور مسلمین را به کسى سپرد که در عمل پاى‏بند به آن اعتقاد نیست و التزامى به قوانین آن ندارد. از سوى دیگر، آیات و روایاتى بیان شده است که اطاعت از غیر عادل یا ولایت او را انکار مىکند که به دلیل زیاد بودن آنها، به مواردی اشاره میکنیم:
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین»218. یعنی: و هنگامى که خداوند، ابراهیم را با کلماتی آزمود، پس او آنها را به پایان برد. خداوند فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: از فرزندان من چطور؟ خداوند فرمود: پیمان من، به ستمکاران نمى‏رسد.
همچنین میفرماید: «وَ لا تُطیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفینَ، الَّذینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لا یُصْلِحُون»219. یعنی: از دستور اسرافکارن اطاعت نکنید، آنان که در زمین فساد به پا کرده و اصلاح نمیکنند.
پیامبر گرامی اسلام (ص) در بیان اوصاف امام و رهبر جامعهی اسلامی میفرمایند: «لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَهُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلَایَهِ عَلَى مَنْ یَلِی حَتَّى یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ»220. یعنی: امامت و رهبری جامعه فقط برای کسی که در وی سه خصلت باشد برازنده است: تقوایی که او را از معصیت خداوند باز دارد، حلمی که با آن غضب خویش را کنترل کند و با نیکی حکومت کردن بر کسانی که حکومتشان را به عهده گرفته است، تا جایی که برای آنان همانند پدری مهربان باشد.
حضرت علی (ع) ضمن خطبهای خطاب به عثمان فرمودند: «إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّهً مَأْخُوذَهً وَ أَحْیَا بِدْعَهً مَتْرُوکَه»221. یعنی: بدون شک بدترین مردم نزد خداوند، پیشوای ستمگری است که خود گمراه است و دیگران توسط او به گمراهی کشیده شوند، پس سنتهای معلوم را بمیراند و بدعتهای مجهول را زنده کند. 4-1-7. فقاهت و اجتهاد
از دیگر شرایط ولیّ فقیه، فقاهت و اجتهاد است. بر اساس آموزههای اسلام، کسى مىتواند زمام حکومت و امور جامعه‏ى اسلامى را به دست گیرد که به مقام فقاهت رسیده باشد و بتواند احکام الهى را از منابع موثق و مورد اعتماد، استنباط نماید. دلایلی برای این مورد وجود دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
پیامبر گرامی اسلام (ص) میفرمایند: «مَنْ ضَرَبَ النَّاسَ بِسَیْفِهِ وَ دَعَاهُمْ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِی الْمُسْلِمِینَ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَهُوَ ضَالٌّ مُتَکَلِّفٌ»222. یعنی: کسی که مردم را با شمشیر بزند و آنان را به اطاعت از خود فراخواند، در حالی که در میان مسلمانان کسی داناتر از وی وجود داشته باشد، پس او گمراه و متکلّف223 است.
امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در خطبهی معروف به «منبریّه» در بیان صفات رهبر فرمودند: «وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ لَا یَنْبَغِی أَنْ یَکُونَ الْوَالِیَ عَلَى الْفُرُوجِ وَ الدِّمَاءِ وَ الْمَغَانِمِ وَ الْأَحْکَامِ وَ إِمَامَهِ الْمُسْلِمِینَ الْبَخِیلُ فَتَکُونَ فِی أَمْوَالِهِمْ نَهْمَتُهُ وَ لَا الْجَاهِلُ فَیُضِلَّهُمْ بِجَهْلِهِ»224. یعنی: و شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام و رهبری مسلمین ولایت داشته باشد، چون در اموال آنها حریص میگردد و نیز نادان، چون با نادانی خود، آنها را به گمراهی میکشاند.
رسول اکرم (ص) میفرمایند: «من أم قوما و فیهم أعلم منه أو أفقه منه لم یزل أمرهم فی سفال إلى یوم القیامه»225. یعنی: کسی که گروهی را رهبری کند، در حالی که میان آنان، داناتر از او یا فقیه تر از وی باشد، پیوسته کار آنان تا روز قیامت در پستی است.
لازم به ذکر است که به نظر میرسد در این روایات در مورد فقهای عصر غیبت، آنچه ضروری است «اجتهاد مطلق» مىباشد؛ یعنى فقیه در مسائل، حکم را از منابع دینى استنباط کند و قدرت اجتهاد او منحصر در دایره‏ى خاصى نباشد. توضیح آنکه «فهم درست و کامل وحى، زمانى صورت مى‏گیرد که فقیه، به همهی ابعاد آن آگاه باشد و از اینرو، اسلام‏شناس واقعى کسى است که در همهی اصول و فروع، در عبادات و عقود و احکام و ایقاعات و سیاست اسلامى مجتهد باشد. بنابراین، کسى که در تحلیل همهی معارف دین، اجتهاد مطلق ندارد و به اصطلاح «مجتهد مطلق‏» نیست، بلکه «مجتهد متجزّى‏» است، صلاحیت ولایت‏ بر جامعهی اسلامى و ادارهی آن را ندارد و همچنین فقیهى که ابعاد سیاسى اسلام را خوب نفهمیده است، توان چنین مسؤولیت عظیمى را نمى‏تواند داشته باشد»226. 4-1-8. قدرت و توانایی رهبری
از دیگر شرایط مهمّ ولی فقیه، قدرت و توانایی رهبری میباشد. فقیه عادلى مىتواند زمام امور جامعه‏ى اسلامى را به دست گیرد که توانایى اداره‏ى آن را داشته باشد.
این مطلب مورد تأیید عقل نیز قرار میگیرد. خردمندان وقتی کاری را به کسی واگذار میکنند، توانایی و قدرت آن شخص در انجام آن کار را نیز در نظر میگیرند. پس هنگامی که چنین شرطی در امور جزئی مورد نظر باشد، به طریق اولی واگذاردن مسؤولیت ادارهی امّت اسلامی که از دقیقترین و مشکلترین کارهاست، به کسی که توان و قدرت انجام آن را ندارد جایز نیست. علاوه بر حکم عقل، دلایل بسیاری از کتاب و سنت نقل شده است که به چند مورد اشاره میکنیم:
خداوند در قرآن کریم به نقل از حضرت یوسف (ع) میفرماید: «قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیم»227. یعنی: یوسف گفت مرا به خزینههای زمین بگمار که من حفظ کننده و دانا هستم. از ظاهر این آیه استفاده میگردد حضرت یوسف (ع) که بعدها صدر اعظم و عزیز مصر گردید، در حفظ خزائن و اموال عمومی امین و به فنون نگهداری منابع و اموال و مصارف آنها، آگاه و دانا بود.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «لَا تَصْلُحُ الْإِمَامَهُ إِلَّا لِرَجُلٍ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ وَ حِلْمٌ یَمْلِکُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الْوِلَایَهِ عَلَى مَنْ یَلِی حَتَّى یَکُونَ لَهُمْ کَالْوَالِدِ الرَّحِیمِ»228. یعنی: امامت و رهبری جامعه فقط برای کسی که در وی سه خصلت باشد برازنده است: تقوایی که او را از معصیت خداوند باز دارد، حلمی که با آن غضب خویش را کنترل کند و با نیکی حکومت کردن بر کسانی که حکومتشان را به عهده گرفته است، تا جایی که برای آنان همانند پدری مهربان باشد.
حضرت علی (ع) خطاب به مردم مدینه فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِیهِ»229. یعنی: «ای مردم، سزاوارترین مردم به این امر (خلافت) تواناترین آنان به انجام آن و داناترینشان به دستورات خداوند در امور مربوط به آن میباشد.
همچنین امام رضا (ع) میفرمایند: «وَ الْإِمَامُ عَالِمٌ لَا یَجْهَلُ وَ رَاعٍ لَا یَنْکُلُ… نَامِی الْعِلْمِ کَامِلُ الْحِلْمِ مُضْطَلِعٌ بِالْإِمَامَهِ عَالِمٌ بِالسِّیَاسَهِ مَفْرُوضُ الطَّاعَهِ قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَاصِحٌ لِعِبَادِ اللَّهِ حَافِظٌ لِدِینِ اللَّه»230. یعنی: امام عالمی است که نادانی نمیکند و نگهدارندهای است که شانه از مسؤولیت تهی نمیکند… رشد دهندهی علم، حلمش کامل، بر رهبری قوی و مسلط، در سیاست دانا، اطاعتش واجب، به امر خداوند عزوجل قائم، خیرخواه بندگان خدا و نگهبان دین خدا میباشد.
لازم به ذکر است که «قدرت و توان برای ادارهی امور جامعه بر چند چیز متوقف است:
1ـ استعداد ذاتی وی بر انجام این مسؤولیت که در اصطلاح به آن «شمّ سیاسی» میگویند؛ چراکه مردم در استعداد و علاقه نسبت به کارهای مختلف متفاوتند و برخی افراد به طور کلی استعداد و آمادگی انجام چنین مسؤولیتهایی را فاقد هستند.
2ـ احاطه به کیفیت و فنون اجرای کار و آگاهی از شرایط زمان و محیط تحت مسؤولیت خود.
3ـ شجاعت ذاتی و قوت اراده و قاطعیت در تصمیمگیری، به گونهای که بتواند در مسائل مهم با قاطعیت تصمیمگیری نموده و احساس ناتوانی نکند؛ زیرا چه بسا سیاستمدار مطلع و آگاهی که به خاطر ضعف روحی از اعمال اراده و تصمیمگیری در شرایط حساس ناتوان است.
4ـ سلامت حواس و اعضایی نظیر گوش و چشم و زبان و اعضای رئیسهی دیگر که مربوط به کار او میشود و یا اینکه فقدان آنها موجب نفرت و انزجار مردم و مانع از تأثیر حکم او بین دیگران میگردد؛ زیرا برای ادارهی کشور به تجزیه و تحلیل و ادراک مسائل سیاسی، خطابه برای مردم و چه بسا به قیام شخص رهبر نیاز میافتد که باید در ایفای مسؤولیت خود از این توانایی برخوردار باشد»231.
4-2. شرایط ولیّ فقیه از منظر قانون اساسی
ولیّ فقیه در قانون اساسی، وظایف و اختیارات گستردهای دارد و در واقع عالیترین مقام رسمی کشور است که قوای سه گانه، نیروهای مسلح و بسیاری از نهادها و سازمانهای دولتی، تحت نظارت مستقیم و غیرمستقیم وی هستند. از این رو باید مشخص شود که در قانون اساسی، قانونگذار چه شرایط و ویژگیهایی برای او د ر نظر گرفته است.
قانون اساسی از بیان بعضی از شرایطی که فقه اسلامی برای ولیّ فقیه مطرح نموده، امتناع کرده است؛ مثلاً از شرایطی مانند: عقل، بلوغ، اسلام و ایمان، ذکوریت و حلالزادگی که لزوم وجود آنها برای ولیّ فقیه کاملاً واضح و بدیهی میباشد، صحبتی به میان نیامده است.
در اصل پنجم قانون اساسی آمده است که در زمان غیبت حضرت ولی عصر (ع) در جمهوری اسلامی ایران، ولایت امر و امامت امّت بر عهدهی فقیه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبّر است که طبق اصل یکصد و هفتم، عهدهدار آن میگردد.
در اصل یکصد و نهم قانون اساسی که دربارهی شرایط و صفات ولیّ فقیه میباشد، به سه شرط مهم اشاره شده است: صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه؛ عدالت و تقوای لازم برای رهبری امّت؛ بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
اکنون با توجه به این دو اصل، به توضیح و بررسی شرایط و ویژگیهای ولیّ فقیه در قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران میپردازیم: 4-2-1.]]>

Author: mitra6--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *