برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

ج- محدودیت کاربری رنگ سفید مطلق:
دقیقاً همان مشکل رنگ سیاه مطلق را به نوعی دیگر در به کارگیری رنگ سفید مطلق داریم. رنگ سفید مطلق نیز در آثار چاپی نمود بسیار خوب و زیبایی دارد. ولی در تلویزیون بویژه اگر در سطوح گسترده ارائه شود برای تماشاگر تلویزیون نه تنها جذابیت ندارد بلکه نور بیش از حد شدید این رنگ، چشم او را خسته و کسل خواهد کرد.
د. محدودیت کاربری ترمینال رنگ‌های مدرن و فرا مدرن: پیش‌ترآورده شد که تلویزیون پرمخاطب‌ترین رسانه عصر حاضراست. گستره این مخاطبان بسیار وسیع است، از کودکان تا افراد مسن،‌ از افراد کم سواد تا اندیشمندان، از اقشار کم درآمد تا متمولین و . .. این چنین گستره‌ای از مخاطبان ، دست اندرکاران یک شبکه تلویزیونی را وا می دارد تا بافت برنامه‌های شبکه در یک حد متوسطی ارائه شود لذا برای اینکه قاطبه مخاطبان را ارضاء کنند موظفند از حرکت در جهت خواسته قشری خاص دوری کند. طراح گرافیک نیز بر همین منوال سیر می‌کند در نتیجه طرح‌ها و ایده‌هایش نبایستی فقط برای افرادی خاص قابل فهم و درک باشد. این چنین است که از ترمینال رنگهای مدرن و فرامدرن برای برنامه‌های عمومی نمی‌تواند استفاده کند چرا که فهم اینگونه رنگ بندی و رنگ شناسی هنوز در سطح عامه رایج نشده است.
در دهه‌های خیر و با مطرح شدن نظریات جدید سه نظریه درباره رنگها به وجود آمد که بسیاری از نظریات گذشته درباره رنگها را نقض می‌کند، این نظریات عبارتند از:
الف- نظریه تشنگی رنگها
نظریه «تشنگی رنگی» در بعضی آثار طراحان دهه‌های گذشته جهان کاربرد داشته، امروزه موارد استفاده بیشتری پیدا کرده است. «تشنگی رنگی» معتقد است نباید به صورت افراطی از وجود و انرژی رنگ‌های قوی استفاده کرد و بر این اصل استوار است که هر چه انرژی بصری رنگ قوی‌تر و شدیدتر باشد بایستی حضورش کمتر و خلاصه‌تر باشد: چرا که حضور بیش از اندازه و تکرار بی مورد آن از ارزش، اعتبار و قوت رنگ می‌کاهد. علاوه بر اینها خاصیت مفهوم گرایانه خود را هم از دست می دهد. بر اساس این نظریه تلاش می شود در یک اثر گرافیکی تمامی فرم ها و شکل‌های موجود که از نظر اهمیت موضوعی و مفهومی از درجات پایین‌تری برخوردار هستند، پار رنگ‌های خنثی، سرد، مرده و کم اهمیت ارائه شود. در عوض فرم‌هایی که به لحاظ موضوعی اهمیت بیشتری دارند. به دلیل نیاز ارتباطی‌اش با مخاطب بایستی قویترین رنگ را دارا باشد.
وجه تسمیه این نظریه از آنجا ناشی می‌شود که در یک اثر گرافیکی که مطابق این نظریه رنگ آمیزی شده است، مخاطب اثر با دیدن قسمت هایی که از ارزش رنگی پایینی برخوردار هستند احساس کمبود رنگ می‌کنند یا اصطلاحاً به لحاظ رنگی «تشنه» می‌شود و با دیدن قسمت مهم و پر انرژی رنگی، از آن تشنگی رفع عطش می‌کند.
برای عملی کردن این نظریه بایستی پس از رسیدن به ایده‌ نهایی و کمپوزیسیون خطی اثر، تمامی المانها و عنصر موجود در آن را به لحاظ اهمیت موضوع، رتبه بندی کنیم. بدین معنا که عناصر والمان هایی که بهتر و بیشتر موضوع اثر را نشان می‌دهند در رتبه اول، عناصری که به نسبت اولی کمتر موضوع را پوشش می‌دهند در رتبه دوم و همین طور مسلسل. در پایان با یک درجه بندی موضوعی المانها رو به رو خواهیم بود. «تشنگی رنگ» ایجاب می‌کند عنصر یا المانی که در رتبه اول اهمیت و موضع قرار دارد بایستی با قوی‌ترین و پرانرژی‌ترین رنگ پوشش داده شود.
نکته دیگر درباره «نظریه‌تشنگی رنگ» این است که همیشه اینطور نیست که فقط یک رنگ، ایفاگر نقش این نظریه باشد و گاهی اوقات دسته ای از رنگها با هم شدت و قوتی می‌یابند که مرتفع کننده تشنگی رنگهای خنثی، سرد و کم اهمیت هستند.
نکه دیگر اینست که«تشنگی رنگی» فقط قایل به این نیست که تمام فضای رنگی اثر گرافیکی ، سرد، تیره و خاموش باشد و فقط عنصر مورد اهمیت از انرژی رنگی قوی برخوردار باشد. بلکه می توان این قاعده و اصل را به صورت معکوس هم به کار برد بدین معنا که می‌توان عنصر با اهمیت کار را با رنگ های کم مایه و کم اهمیت پوشش داد و در عوض سایر قسمتها را با رنگ های شدید قوی به نمایش گذاشت. قاعده مـعکوس در اغلب قواعد تجسمی کارایی دارد و در این نظریه هم می‌توان از آن بهره برد.
ب- نظریه‌‌ی نسبی‌گرایی رنگها :
در دهه‌های اخیر و با مطرح شدن نظریات جدید، بحث مفهوم گرایی رنگها هم دستخوش تغییر شد. پیش از این چنین متداول بود که هر رنگی را سمبل یک صفت می‌پنداشتند. حتی با کنار گذاشتن نظریه «مفاهیم قراردادی رنگها» هم سعی در تثبیت مدعای خود با مراجعه به تحقیقات روانشناسانه نمودند. که مثلاً واکنش ‌مغز در مقابل رنگ زرد باعث ایجاد ترس و دلهره می‌شود پس رنگ زرد، رنگ ترسناک است این نظریات به مرور کارایی ‌شان را از دست داده‌اند و امروزه نمی توانیم بگوییم هر رنگ به تنهایی در برگیرنده مفاهیم متعدی است. نظریه‌ جدید به نسبیت گرایی معقتد است و بیان می‌کند که مجموع دو یا چند رنگ در کنار هم می‌توانند به مفهوم سازی آنها کمک کنند. همانطوری که یک کلمه به تنهایی مفهوم نهایی را بیان نمی‌کند و وقتی در کنار کلمات دیگر تشکیل جمله داد آنگاه است که جمله نقش آن کلمه را باز می‌شناساند در مورد رنگها هم چنین است به طور مثال رنگ قرمز وینستونی در کنار مشکی و قهوه ای سوخته، خشن‌ترین و وحشتناک‌ترین رنگهاست اما همین رنگ در کنار نارنجی، آبی و سفید به شادترین رنگها تبدیل می‌شود. وقتی در تلویزیون از رنگها استفاده می‌کنیم بایستی نسبت گرایی مفهومی آنها را در نظر داشته باشیم.
مفهوم نسبی‌گرایی رنگها در ملتهای مخلتف تفاوت دارد، مثلاً شاید در ایران رنگهای سبز و آبی‌نشانه جوانی و شادابی باشند اما در کشوری مثل ژاپن، صورتی و نارنجی و مشکی را کنار هم بگذارند و این برداشت را از آن بکنند پس مفهوم نسبی گرایی رنگها به فرهنگ و مردم شناسی، آداب و رسوم و … برمی‌گردد.
ج- نظریه تعامل رنگ و فرم
سه مقوله داریم، نقاشی، گرافیک و عکس، در عکاسی رنگ و فرم کاملاً رئال می‌باشد یعنی عکاسی دقیقاً آنچه را که در واقعیت هست نشان می‌دهد. نقاش بر اساس ذهنیات خودش و آنچه که در فکرش هست نقاشیش را می‌کشد و موظف نیست مانند عکاسی دقیقاً آنچه که هست بکشد بلکه ممکن است مثلاً یک ماهی را با رنگ سیاه و آب را قرمز بکشد. چرا که او براساس ذهنیت و نظر خودش نقاشی می‌کند. گرافیک می‌گوید ما گاهی رنگ می گذاریم گاهی فرم، مثلاً فرم ماهی را می کشد و رنگ آنرا آبی می‌کند، شاید اصلاً ماهی به این رنگ نباشد ولی هر کس این را ببیند نمی‌گوید که این ماهی نیست چرا که فرم ماهی را دارد. یا بر عکس این کار را انجام می دهد . مثلاً داخل یک تنگ یک خط می‌کشد به رنگ قرمز، هر چند فرم ماهی را ندارد اما چون داخل یک تنگ قرار دارد همه به آن ماهی می‌گویند، این کار در خبر و گرافیک خبری نیز اتفاق می‌افند، یعنی آنچه که در واقعیت است، رنگ واقعیت آنرا می‌گیریم ولی فرم آنرا نگه می‌داریم و یا عکس آن.
مثلاً یک سیب می کشیم، اگر فرم این سیب و رنگ قرمر آنرا داشته باشیم نشانه شادابی و سر زندگی است حال اگر فرم سیب را داشتیم و به آن رنگ مشکی بدهیم، یک مفهومی به آن اضافه کرده‌ایم و دیگر آن شادابی و نشاط را نشان نمی دهد. پس، از یک فرم واقعی یک مفهومی که خواسته خود ما بوده است نشان داده می‌شود. در این نظریه بین دو مقوله رنگ و فرم تناسبی ایجاد می‌کنیم که همدیگر را کامل کنند نه این که تکرار شوند.
ریخت (ترکیب بندی)‌
ریخت یا ترکیب بندی (کمپوزیسون) عبارتست از چینش مناسب و معنادار عناصر بصری و نوشتاری در کنار یکدیگر به منظور القای حس بصری و معنایی خاص. معمولاً با دو نوع کمپوزیسیون سرو کار داریم:
متقارن و نامتقارن. کمپوزیسیون متقارن کمپوزیسیونی است که در آن نیمه چپ کادر با نیمه راست به لحاظ جنبش المانها،‌ یکسان باشد و یا نیمه بالا یا نیمه پایین یکسان باشد. در کمپوزیسیون متقارن می‌توان مرکزیتی را قائل شد که بر اساس آن بتوان کارد را ، به نستبهای مساوی 2 ، 4 ، 6 و . . . تقسیم کرد.
کمپوزیسیون نامتقارن، کمپوزیسیونی است که نیمه چپ با نیمه راست و یا نیمه بالا با نیمه پایین از نظر نوع چینش المانها یکسان نباشد و نتوان مرکزیتی را برای تقسیم بندی‌های آن پیدا کرد. در کمپوزیسیون دو واژه دیگر هم داریم، کمپوزیسیون متعادل و کمپوزیسیون نامتعادل.
کمپوزیسیون متعادل ایستا و محکم است و چینش المانها به گونه‌ای است که احساس ثبات در آنها وجود دارد. برعکس در کمپوزیسیون نامتعادل، این احساس وجود دارد که هر لحظه ممکن است المانها و عناصر بصری فرو بریزند هر کمپوزیسیون متقارن، متعادل است ولی هر کمپوزیسیون متعادل، متقارن نیست.
دسته بندی : علمی