برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه
کلمات و نوشته ها حتی اگر به تنهایی هم بیایند نسبت به جایی که قرار میگیرند نیروی بصری ایجاد می کنند. معمولا تیتر، زیرنویس و یا هر نوشته دیگر در کادر تلویزیون می بایستی در جایی ساکن شود که نه تنها در تضاد بصری با سایر عناصر کادر نباشد بلکه کلیت کادر، پیام واحدی را القاء کند. طرز چینش حروف هم می تواند به خوانایی یا ناخوانایی آن کمک کند. بنابراین در انتخاب نوع فونت، بهتر است به شیوه چینش آن هم توجه کنیم. ممکن است نحوه چیدن عناوین در یک کادر تلویزیونی برای طراح مهم باشد لذا می توان براساس نوع چیدن حروف، فونت مناسب را برگزیند.
9- دوری از تصویرسازی
یکی دیگر از شرایط یک فونت مناسب برای تلویزیون ، دوری جستن از تصویرسازی است. فونتهایی مثل «گل» و «ستاره» مناسب تلویزیون نیستند چرا که تصویرسازی های داخل آنها به ناخوانایی حروف و نوشتار منتهی میشود.
مخاطب
در ابتدای این بخش بایستی خاطرنشان نماییم که حوزه ی مربوط به مخاطب و مخاطب شناسی خود یک رشته ی تخصصی و گسترده بوده ورود به این حوزه عموماً از تخصص های دانشجویان علوم ارتباطات و روابط عمومی و مطالعات اجتماعی می باشد و ورود به این شاخه از نگاه رشته گرافیک بسیار خاص و موردی می باشد، لذا با توجه به این امر سعی نمودیم درهمین سطح مطالب را دسته بندی و ارائه نماییم تا هم با بررسی این حوزه بتوان به اهداف مورد نظر دست پیدا کرد و هم از موضوع اصلی و تخصصی دور نشویم.
تعریف مخاطب رسانه ای
منشاء اولیه ی مخاطبان رسانه ای امروز در اجراهای تاتری و موسیقیایی عمومی و نیز در مسابقات و نمایش های دوره ی باستان نهفته است.نخستین برداشت های ما از مخاطبان به گرد هم آمدن مردم در یک مکان خاص اشاره دارد. (مک کوایل ، دنیس ، 1387، مخاطب شناسی ، منتظر قائم، مهدی ،مترجم، ص 5)
مخاطب به عنوان گروهی از تماشاگران دارای رسوم و قواعد و انتظارات خاص تعریف شده بود و بنیان تجمع و برنامه های مورد نظرشان بر اساس طبقه و منزلت اجتماعی تغییر می کرد.( همان ص 6)
تعریف مخاطب براساس کانال یا محتوا:
صنعت رسانه ای بیش از هر چیز با این برداشت بسیار خاص از مخاطبان سروکار دارد. به همین دلیل محتواها یا کانال های خاص معمولاً مبنای تعریف مخاطبان قرار می گیرند. این تعریف برنگرش مخاطب به مثابه محصول رسانه ها تکیه دارد و مطابق آن تولید مخاطب، کار نخست و مسلم هر رسانه است. مخاطب به معنای واقعی کلمه را هیچگاه نمی توان در عمل اندازه گیری کرد، بلکه تنها پس از وقوع می توان به بازسازی و سنجش آن پرداخت. ( همان ص 52)
سنت ساختارگرا در سنجش مخاطبان:
این سنت بر نظام رسانه ای و نظام اجتماعی به عنوان عوامل تعیین کننده تاکید دارند. نظام اجتماعی همان حقایق اجتماعی (نظیر تحصیلات، درآمد، جنسیت، محل اقامت، جایگاه در چرخه زندگی و غیره) است که تاثیری تعیین کننده و نیرومند برکردار و پندار عمومی افراد دارند. ساختار رسانه ای نیز به مجموعه نسبتاً پایداری از کانال ها، گزینه ها و محتواهای رسانه ای قابل دسترس در زمان و مکان خاص اشاره می کند.
رویکرد ساختارگرا به لحاظ نظری حائز اهمیت است چون می تواند رابطه بین نظام رسانه ای و استفاده افراد از رسانه را نشان دهد. همچنین رویکرد ساختارگرا می تواند برای مطالعه جریان مخاطبان بین کانال ها و انواع محتواهای متفاوت در طول زمان مفید باشد. همچنین در مسوولیت پذیر کردن رسانه ها هم نقش بسزایی دارد، چون بررسی های مخاطب شناختی می توانند میزان رضایت یا اعتماد نسبی مخاطبان به بخش های مختلف رسانه ها را تعیین کنند.
سنت فرهنگی و تحلیل دریافت:
سنت فوق براستفاده از رسانه به مثابه بازتابی از یک زمینه اجتماعی- فرهنگی، و نیز برفرآیند معنی آفرینی برای تجربیات و محصولات فرهنگی تاکید می کند و مدل محرک – پاسخ مربوط به اثرات رسانه ها و هم باور به پیام ها یا متن های دارای قدرت تام و تمام را مردود می شمارد. اغلب پیام های رسانه ای ماهیتاً “چند معنایی” و پذیرای چندین تفسیر متفاوت می باشند. پژوهش های مربوط به دریافت رسانه ای نیز به مطالعه مخاطبان به عنوان “جماعت تفسیرگر” تاکید دارند. این مفهوم به نگرش ها و شیوه های ادراک مشترک مخاطبان اشاره می کند که غالباً از تجارب اجتماعی مشترک آنها ناشی می شوند. تحلیل دریافت مخاطبان از رسانه ها بیشتر بازوی موثر مخاطب پژوهی در مطالعات فرهنگی مدرن است تا اینکه خود یک سنت پژوهشی مستقل باشد. مشخصات اصلی سنت فرهنگ گرا (دریافت رسانه ای) عبارتند از:
1) متون رسانه ای باید توسط ادراکات مخاطبان خوانده شود.
2) مساله اصلی تحقیق، فرآیند استفاده از رسانه و نحوه ظهور آن در هر زمینه اجتماعی- فرهنگی خاص است.
3) استفاده از رسانه ها نوعاً وابسته به موقعیت های خاص و معطوف به وظایف اجتماعی استفاده کنندگان است که خود از مشارکت افراد در جماعت های تفسیرگر نشات می گیرد.
4) مخاطبان گونه های خاص رسانه ها غالباً متشکل از چندین جماعت تفسیرگرند و شکل های گفتمانی و چارچوب های مشترکی برای معناسازی از رسانه ها دارند.
5) مخاطبان هیچگاه منفعل نیستند و افراد مختلف نیز به دلیل مجرب تر و فعال تر بودن برخی از آنها، هیچگاه یکسان نیستند.
6) روش تحقیق باید کیفی و ژرف نگر- غالباً قوم نگارانه- باشد و محتوای رسانه ای، عمل دریافت و پس زمینه اجتماعی- فرهنگی مخاطبان را بطور توامان در نظر بگیرد.
دسته بندی : علمی