برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

سروتونین خون وقتی پایین باشد موجب پرخاشگری می گردد . مک گوایر خون 45 گروه مختلف از میمونها را مورد آزمایش متعدد قرار داد . سرانجام مشاهده کرد که یکی از مواد شیمیایی موجود در خون میمون حاکم با سایر میمونها تفاوت چشمگیری دارد ، سروتونین خون او دو برابر دیگران است . در انسانها نیز چنین است . او خون اعضا و مدیران یک انجمن دانشگاهی را آزمایش کرد در خون آنان سروتونین بیشتری یافت (رفیعی ، 1373: 20 )
کروموزومهای جنسی و پرخاشگری
در زمان حاضر ، بعضی از پژوهندگان برای اینکه اثبات کنند پرخاشگری پایه و مبنای زیستی (بیولوژیک ) دارد ، به کروموزومهای جنسی اضافه اشاه می کنند . گاه یک یا چند کروموزم به الگوی طبیعی کروموزومها اضافه می شود و به صورت XYY یا XXY در می آید . در نتیجه ، موجودی پابه عرصه وجود می گذارد که واجد آمادگی بیشتری برای پرخاشگری و بزهکاری است.
با تحقیقات انجام شده مشخص گردیده است ، مردانی که دارای یک یا چند کروموزوم Y یا X اضافی هستند ، بسیار پرخاشگراند و در میان مرتکبان جنایتهای خشن در صد بالاتری را تشکیل می دهند . در سال 1966 ریچارد اسپک که متهم به کشتن هفت پرستار در شیکاگو شده بود ، الگوی کروموزومی XYY داشت (کوئن ، 1372 : 163 ) . پس از کشف این قضیه ، پژوهشهای گوناگون در ایالات متحده آمریکا صورت گرفت تا معلوم دارد آیا میان کروموزوم و رفتار پرخاشگرانه رابطه ای وجود دارد یا نه ، تا این زمان هیچگونه دلیلی دال بر رابطه میان آنها پیدا نشده است .
بلوغ جنسی و پرخاشگری
زیست شناسان بر این باورند بیشترین تغییراتی که هنگام پرخاشگری در بدن و اعمال آن روی می دهد ، همانهایی است که هنگام به کار افتادن امیال جنسی به وقوع می پیوندد. در واقع باید گفت ، همانطور که میل جنسی ، جانور نر را به جنب و جوش می ادازد و او را متجاوز ، تسلط جو یا پرخاشگر می سازد ، انسان هم از این قاعده مستثنی نیست . البته تجاوز و پرخاشگری انسان در این مورد غالباً با نرمش ، نوازش و ریشخند طرف معاشقه همراه است و این امر خشونت و تجاوز را تعدیل می کند ؛ ولی گاهی هم این چاشنی دلپذیر در کار نیست و تجاوز صورتی خشن و آزار دهنده به خود می گیرد که در کسانی که به بیماری دگر آزاری مبتلایند ، دیده می شود . این افراد از آزار رساندن و شکنجه دادن طرف معاشقه لذت می برند . و احیاناً بدون این رفتار خشونت آمیز ، که گاه ممکن است منجر به قتل نیز شود ، نمی توانند شهوت جنسی خود را ارضا کنند . روانکار انگلیسی درک میلز عقیده دارد که نوجوانی و بلوغ دوره ناسازگاریهاست و در این دوران نوجوانان ناراحت و مضطرب هستند . البته این عقیده ای است که به آسانی مورد قبول واقع نمی شود ؛ اما در بیشتر اجتماعات این نکته مورد قبول قرار گرفته که نوجوانی و بلوغ دوره ای است که طی آن نوجوان به موجودیت و و هویت خود پی می برد و این کار برای او معمولاً از راه تضادها و اختلافهای قابل فهم با پدر و مادر و نسلهای قدیمی تر جامعه صورت می گیرد . این تضادها و اختلافات واکنشهای دیگری از جمله سرکشی و نافرمانی و ناسازگاری و پرخاشگری ، و در مراحل حادتر رفتار نوروتیکی و غیر طبیعی و انواع بزهکاری نوجوانان را به دنبال می آورد .
2. نظریه ناکامی – پرخاشگری
آیا پرخاشگری پاسخی به ناکامی است ؟به باور جان دالرد و همکارانش ، پرخاشگری همیشه پیامد ناکامی است و ناکامی همیشه منجر به پرخاشگری می شود . هیچ یک نمی توانند بدون دیگری صورت گیرند . (1988 :396 , Myers ). در نظریه ناکامی – پرخاشگری به جای تاکید روی گرایش انواع آدمها به پرخاشگری به انواع وضعیتها یا تجربه هایی که ممکن است پرخاشگری را در هر فردی رشد دهد ، تاکید می شود . خاستگاه ناکامی ممکن است در ساختار شخصیت فرد و یا در محیط خارجی وی باشد . شدت ناکامی متغیر است ، شدت تمایل درونی به پرخاشگری نیز متغیر است
(اشرف ، 1355 : 152).
روانکاوان نیز نظریه ناکامی – پرخاشگری را می پذیرند و ناکامی را به عنوان یک عامل مهم در پیدایی پرخاشگری می دانند . برکویتز (1989 ) نشان می دهد که ناکامی حتی زمانی که غیر منتظره و شدید باشد همیشه منجر به پرخاشگری مهم است . یکی از مطالعات ” گروه ییل ” بدین شکل بود که از آزمودنیها خواسته شد که خودشان را در 16 موقعیت ناکامی و سرخوردگی تصور نمایند و آنگاه از آنها پرسیده شد که چه احساسی در این حالت دارند . به عنوان مثال در یک وضعیت ، افراد تحت آزمایش تصو کردند که در انتظار اتوبوس هستند و راننده اتوبوس در ایستگاه از کنار آنها گذشت . بنابراین افرادی که در انتظار سوار شدن بودند ، ناکام ماندند . آزمایش شوندگان ، در این رابطه گزارش داده اند که در این شرایط و 15 شرایط دیگر آنها احساس عصبانیت داشتند (عصبانی شده بودند ). این آزمایش فرضیه ناکامی – پرخاشگری را اثبات می کند .
درستی و نا درستی نظریه ناکامی – پرخاشگری
مخالفان این نظریه معتقدند که افراد ناکام همیشه با کلمات یا رفتار پرخاشگرانه واکنش نشان نمی دهند ؛ بلکه چنین افرادی طیف وسیعی از واکنشها را نسبت به ناکامی از خود بروز می دهند . مانند کناره گیری ، نا امیدی و از طرف دیگر تلاش غلبه بر این نا امیدی و از بین بردن ناکامی . همچنین همه پرخاشگریها به خاطر ناکامی نیست ؛ بلکه دلایل متعددی دارد ، مثلاً : بوکسورهای حرفه ای ضربه های محکمی به سر طرف مقابل می زنند که با آسیبهای جدی همراه است . به علت اینکه قانون بوکس اجاره می دهد و دیگر اینکه اشتیاق فرد برای برنده شدن و دریافت جایزه است نه به دلیل ناکامی . یا در زمان جنگ سربازان علیه دشمن یورش می برند چون دستور مافوق را اجرا می کنند .
پاستور (1952) اثبات کرد که همواره ناکامی نیست که افراد را پرخاشگر می کند ؛ بلکه تصور نا به جا و نادرست ناکامی است که آنها تصور می کنند . مثلاً در مثال فوق ، مسافران منتظر اتوبوس فقط ناکام نشده بودند ؛ بلکه حقشان هم از بین رفته بود ، و این مساله نشان می دهد که دلیل راننده برای عبور از کنار مسافران این نتیجه را پدید آورده و بر آنان تاثیر گذارده و موجب عصبانیت آنها شده است (یعنی تصور به حق تبدیل شده است ). پاستور برای اثبات این مسأله ، 16 موضوع جدید را برای آزمایش جدیدی انتخاب کرد که هر کدام شامل ناکامیهای مشابه قبلی بود با این تفاوت که فقط ناکامیهای توجیه شده انتخاب شده بودن . به عنوان مثال : در نسخه بازسازی شده واقعه اتوبوس ، ادعا شده بود که راننده اتوبوس گفت : “گاراژ” . بدین ترتیب ، نشان داده شده که خارج از ” سرویس ” است . پاستور متوجه شد که اگر وقتی شرایط واقعی برای مردم توصیف و تبیین گردد ، آنها بسیار کم عصبانی خواهند شد ، مخصوصاً دلایل برای آنها توجیه گردد ، عصبانی نخواهند شد . به بیان دیگر ، دریافتهای پاستور نشان می دهد که ناکامی ، خشم را به وجود نمی آورد ؛بلکه بستگی به توجیه شرایط دارد (Baron / Byrne ,1992:223 )
3. نظریه یادگیری اجتماعی
نظریه یادگیری اجتماعی بر این حقیقت تأکید دارد که رفتار پرخاشگرانه مانند دیگر رفتارهای اجتماعی آموخته می شود . روان شناسان اجتماعی پافشاری می کنند که پرخاشگری یک رفتار اجتماعی است که در نتیجه پاداش و تنبیه از طریق تقلید از الگوها آموخته می گردد .
نمونه این یادگیری در کودکی دیده می شود که برای به دست آوردن چیزی پا به زمین می کوبد و داد و فریاد می کند تا چیزی را که می خواهد به دست آورد . اگر این کودک چندین بار با اتخاذ همین روش به مقصود برسد ، یعنی از پرخاشگری پاداش ببیند ، پرخاشگری در او تقویت می شود و به سادگی این صفت را از دست نخواهد داد . اگر یک بزرگسالی نیز چندین بار بر اثر خشونت و تندی و تهدید و خواستن حق السکوت و نظایر آن (با پرخاشگری ) مقصود خود را حاصل کند ، این صفت در او تقویت خواهد شد .
به همین دلیل از لحاظ اجتماعی پرخاشگری ، نه تنها قابل آموزش ؛ بلکه قابل پیشگیری و کنترل است . در تأیید این عقیده دلایل بسیاری آورده شده است:
دشمنی حیوانات با یکدیگر فطری نیست ؛ بلکه اکتسابی است ؛
وجود کروموزوم (y ) اضافی ، دلیلی بر ذاتی بودن پرخاشگری نیست ؛ بلکه افرادی که دارای این الگوی کروموزومی هستند ؛ دارای اندامی درشت و قوی و قدی بلند بوده و همین امر ، از نظر اجتماعی سبب گزینش آنان به کارهای خشن می شود . مدتها بود که تصور می شد که کروموزم (y ) اضافی ، در مردان را به طرف اّبّر مرد بودن و بسیار پرخاشگر بودن سوق می دهد . مطالعات دقیق با زندانیان دارای الگوی کروموزومی xyy مشخص کرد که اغلب آنها در اثر جنایاتی غیر خشونت بار مثل سرقت اتومبیل ، دزدی ، اختلاس و گزارشهای نادرست به پلیس دستگیر شده اند و تنها تعداد کمی مرتکب جنایات خشونت آمیزی شده بودند (اون ، 1972) . ممکن است مردان دارای xyy نه به علت بالا بودن پرخاشگری بلکه به علت کم هوشی ، بیشتر زندانی شده باشند ( ویت کین ، 1976). هوش پایین زمینه ساز دست زدن این افراد به جنایت است ؛ زیرا عوامل اجتماعی چون کاهش فرصتهای شغلی را به دنبال دارد . همچنین به علت هوش پایین است که اگر این افراد مرتکب جنایت شوند ، زود دستگیر می شوند (کالات ، 1374: 577).
تحریک الکتریکی هیپوتالاموس حیوانی وقتی باعث رفتار پرخاشگرانه می شود که در برابر حیوان ضعیف تر از خود قرار گیرد . اگر در برابر حیوان قوی تر قرار بگیرد ، واکنش او فرار و ترس است . شناخت نیز در این میان مؤثر است ، ممکن است فردی که با کلمه توهین آمیزی عصبانی می شود ، فرد دیگر نشود . اگر ذاتی بود باید هر دو عصبانی می شدند .
در بسیاری از فرهنگها ، چیزی به عنوان پرخاشگری وجود ندارد . مثلاً : به گفته ” اتوکلاین برگ ” در یکی از قبایل وقتی دو نفر اختلافی دارند ، به جای جنگ و دعوا ، اختلاف خود را با شعر گویی در حضور جمع مطرح می کنند و قبیله داوری می کند ، برنده مشاعره ، برنده دعواست . همچنین در جامعه ای که پرخاشگری یک رفتار هنجاری تلقی می شود ، در مقایسه با جوامعی که چنین وضعی را ندارند ، پرخاشگری به مراتب بیشتر است . به بیان دیگر همه ما این مفروضه نسبتاً جهانی را به یاد داریم که ” مردان همیشه سلطه جو و پرخاشگرند در حالی که زنان مطیع و صلح جویند ” . اما ، این الگو ظاهراً از آن چیزی که جهانی تلقی می شود بسیار فاصله دارد ، در بین افراد ” آراپش ” کوه نشینان گینه نو ، هم مردان و هم زنان رفتاری از خود بروز می دهند که آن را صفات زنانه می نامیم . ظاهراً این گروه ، رقابت ، پرخاشگری و رفتار سلطه جویانه را کنار گذاشته ، محبت و اعتماد دو جانبه را جایگزین آن ساخته اند . در مقابل ” موندوگومر” ها یک قبیله آدمخوارند که در گینه نو زندگی می شود آنها بی باک ، جابر ، مستبد ، پرخاشگر و آماده اند با کوچکترین تحریکی دعوا راه بیندازند . در این قبیله از آغاز تولد ، کودک به یک دنیای خصومت آمیز قدم می نهد ، زود از شیر گرفته می شود ، مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ، و اغلب توسط مادری فاقد هر گونه نشانی از انگیزه های متداول مادرانه به قتل می رسد .
مطالعات انجام شده ، نشان می دهد که یادگیری رفتار پرخاشگرانه در فرهنگهای گوناگون در مورد پسران و دختران به ویژه در سنین 3 تا 6 سالگی ، نتایج اجتماعی متفاوتی را به همراه دارند . ” کودکان به سرعت
دسته بندی : علمی