برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه
این عمل تا زمانی که برنامهی هماهنگسازی همگرا گردد، بین شرکتهای تولیدی و بهرهبردار مستقل سیستم تکرار میشود. بنابراین در نتیجهی نهایی، هیچ انرژی توزیعنشدهای وجود نخواهد داشت.
قابل ذکر میباشد که در مفهوم بهرهبرداری بازار انرژی، تعدادی پارامتر وجود دارد که به طور طبیعی دارای عدمقطعیت میباشند، مانند قیمت بازار، تقاضا، دسترسپذیری آب و غیره. از آنجایی که تاکید اصلی این مرجع بر روی رویهی هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری میباشد، بنابراین تمام پارامترها قطعی در نظر گرفته شدهاند. این بدین معنی میباشد که پیشبینی قیمت و تقاضا به اندازهی کافی دقیق فرض شدهاند.
2-3-2- هماهنگسازی برنامهریزی تعمیر و نگهداری مبتنی بر بازار تعمیرات
در این روش، بهرهبردار مستقل سیستم مسئلهی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی را براساس معیارهای اظهارشده از طرف تولیدکنندگان و با در نظر گرفتن امنیت و قابلیت اطمینان سیستم حل میکند. بنابراین در این روش، تعیین زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی برعهدهی بهرهبردار مستقل سیستم میباشد، و بهرهبردار برای این کار از معیارهای اظهارشده از سوی تولیدکنندگان استفاده میکند تا برنامهای که تدوین میکند، تا جایی که امکان دارد، عادلانه و به دور از تبعیض باشد.
در مرجع [14]، یک مدل برای زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی در محیط بازار برق ارائه شده است، که سعی دارد عدالت را در هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدها رعایت کند. در بررسی اثر زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدها بر امنیت سیستم، علاوه بر کفایت ظرفیت تولید، قیود ظرفیت انتقال نیز در نظر گرفته شدهاند. همچنین خروج تصادفی خطوط انتقال بهوسیلهی آزمون و مفهوم نرخ تراکم در نظر گرفته شدهاند. افق زمانی مورد مطالعه در این مرجع، یک سال میباشد که شامل 52 هفته میباشد. اما میتوان این مدل را برای افق زمانی بلندتر یا بازههای کوتاهتر نیز به کار برد. درفرآیند هماهنگسازی پیشنهادی، در ابتدا شرکتهای تولیدی باید برنامهی تعمیر و نگهداری هر واحد تولیدی تحت نظرشان شامل ظرفیت تعمیر و نگهداری، دورهی تعمیر و نگهداری، بازههای موجود برای تعمیر و نگهداری و منحنی اشتیاق برای پرداخت (WTP) مربوط به تعمیر و نگهداری را در موعد مقرر به بهرهبردار مستقل سیستم ارائه کنند. منحنی اشتیاق برای پرداخت (WTP) نشاندهندهی میزان تمایل شرکت تولیدی دربارهی تعمیر و نگهداری در هر بازه میباشد. به عبارتی، منحنی اشتیاق برای پرداخت، نشاندهندهی اشتیاقهای مختلف یک شرکت تولیدی درمورد طرحهای مختلف میباشد. سپس این طرحها توسط بهرهبردار مستقل سیستم،با هدف بیشینه کردن رضایت تولیدکنندگان و رعایت قیود کفایت و امنیت سیستم، هماهنگ میشوند و در آخر نیز درآمدهای بهرهبردار مستقل سیستم به خود تولیدکنندگان تخصیص داده میشود.
در مرجع [20]، بر طبق راهبرد بهرهبرداری بازار، یک فرآیند سهگامه برای تعیین زمانبندی خروج پیشنهاد شده است. در این مرجع، بر طبق عملکرد مستقل تولیدکنندگان توان و بهرهبردار مستقل سیستم، یک چارچوب جدید زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدها مبتنی بر راهبرد رقابتی ارائه شده است. این روش شامل 3 مرحله میباشد.
هر تولیدکننده هزینه/فایده بالقوه را ارزیابی کرده و هزینههای پیشنهاد خرید تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی خودش را تعیین میکند و آنها را به بهرهبردار مستقل سیستم ارائه میدهد. هزینههای تعمیر و نگهداری نشاندهندهی گرایش شرکت تولیدی برای در مدار باقی ماندن و یا خارج شدن برای تعمیر و نگهداری در هر بازه میباشند.
بهرهبردار مستقل سیستم درخواستهای تعمیر و نگهداری تولیدکنندگان را بر اساس اثرشان بر کفایت سیستم بررسی میکند. در این فرآیند، بهرهبردار مستقل سیستم بازههای خروج را طوری زمانبندی میکند تا یک تعادل درست میان هزینههای پیشنهاد خرید تعمیرات، درجهی رضایت واحدها و قطع بار ممکن بدست آورد. قابل ذکر است که بهرهبردار مستقل سیستم باید امنیت سیستم و رضایت تولیدکنندگان را تضمین نماید و علاوه بر آن با تولیدکنندگان به صورت بیطرفانه رفتار نماید.
بهرهبردار مستقل سیستم، به علت خصوصیت غیرانتفاعیاش، هزینهی پرداخت نهایی هر واحد تولیدی منفرد را برطبق راهکار تسویهی هزینه مبتنی بر درجه رضایت تعیین میکند.
گام اول توسط تولیدکننده انجام میشود، در حالی که دو گام بعدی توسط بهرهبردار مستقل سیستم اجر میگردند.
در مرجع [19] یک مدل چندهدفه برای هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی پیشنهاد داده است. روش پیشنهادشده در این مرجع، به دنبال دستیابی به تعادلی میان قابلیت اطمینان و اقتصاد میباشد و رعایت انصاف بین شرکتهای تولیدی را تضمین میکند. در این مرجع، مسئلهی برنامهریزی تعمیر و نگهداری به صورت یک مسئلهی بهینهسازی غیرمحدب سههدفه با متغیرهای گسسته مدل شده است. پس از حل این مسئله و بهدست آوردن پاسخهای نامغلوب مسئله، چند پاسخ که مناسبتر میباشند توسط بهرهبردار مستقل سیستم انتخاب شده و به شرکتهای تولیدی اعلام میگردد. سپس شرکتهای تولیدی به طرحی که بیشتر از بقیه مورد موافقتش میباشد رای میدهد و طرحی که بیشتری رای را از شرکتهای تولیدی کسب کرده باشد، به عنوان طرح نهایی انتخاب و به شرکتهای تولیدی ابلاغ میگردد. البته سهم هر شرکت تولیدی در فرآیند رایگیری به پیشنهاد خرید تعمیرات اظهارشده توسط آن شرکت تولیدی بستگی دارد، بنابراین عدالت بین شرکتهای تولیدی رعایت میگردد.
2-4- هماهنگسازی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی و خطوط انتقال
به طور کلی در سیستمهای قدرت دو نوع زمانبندی تعمیر و نگهداری وجود دارد:
زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی
زمانبندی تعمیر و نگهداری خطوط انتقال
از دیدگاه نظری میتوان این زمانبندیها را به صورت مستقل از هم برنامهریزی کرد. اما به منظور دستیابی به پاسخی امکانپذیر، محدودیتهایی مانند توان عبوری خطوط، وضعیت بار و قیود قابلیت اطمینان، این دو زمانبندی را با یکدیگر مرتبط میسازند.
اگرچه اکثر روشهای زمانبندی تعمیر و نگهداری که در تحقیقات و مقالات ارائه شدهاند، فقط سیستم تولید را در نظر میگیرند و تعمیر و نگهداری خطوط انتقال را در نظر نمیگیرند، اما مقالاتی نیز وجود دارند که برای زمانبندی تعمیر و نگهداری، علاوه بر سیستم تولید، سیستم انتقال را هم مدنظر قرار دادهاند.
در مراجع [21، 22 و 23] به مسئلهی هماهنگسازی زمانبندی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی و خطوط انتقال در شرایط بازار برق پرداخته شده است. در [24 و 25] تعمیر و نگهداری خطوط انتقال در محیط رقابتی، به صورت مستقل بررسی شده است.
فصل سوم
ساختار پیشنهادی برای برنامهریزی تعمیر و نگهداری به منظور حفظ کفایت سیستم
3-1- مقدمه
در فصل پیشین، پژوهشهای صورتگرفته در زمینهی برنامهریزی تعمیر و نگهداری در سیستمهای تجدید ساختار شده مورد بررسی قرار گرفتند. در این فصل، به تشریح مسئلهی برنامهریزی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی مبتنی بر پیشنهاد خرید، به منظور حفظ کفایت سیستم پرداخته میشود و فرمولبندی پیشنهادی ارائه میگردد. بر طبق مدل پیشنهادشده، تولیدکنندگان قادر خواهند بود تمایل یا عدمتمایل خود برای خروج در بازههای مختلف را توسط پیشنهاد خرید تعمیرات ، ابراز کنند. همچنین، یک مدل چندمرحلهای برای هماهنگسازی برنامهریزی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی پیشنهاد شده است، که بهدنبال بیشینه کردن رضایت تولیدکنندگان و حفظ شاخصهای امنیت سیستم در سطح قابل قبول میباشد. راهکار تسویهی بازار نیز در نظر گرفته شده است، که این تضمینکنندهی خاصیت غیرانتفاعی بهرهبردار مستقل سیستم میباشد. شکل (3-1) نشاندهندهی روند انجام مراحل مختلف روش پیشنهادی میباشد.
شکل 3-1: روند انجام مراحل مختلف روش پیشنهادی
در مدل پیشنهادی، بازار در نظر گرفتهشده، یک بازار انرژی الکتریکی مبتنی بر حوضچه میباشد. برای حل کردن مدل چندهدفهی مسئلهی هماهنگسازی تعمیر و نگهداری واحدهای تولیدی، استفاده از روش الگوریتم ژنتیک پیشنهاد گردیده است.
3-2- ارزیابی سود واحدهای تولیدی
همانطور که در فصل پیشین اشاره شد، یک شرکت تولیدی در بازارهای انرژی الکتریکی، یک نهاد با منافع شخصی میباشد. بنابراین یک شرکت تولیدی در هنگام برنامهریزی خروج برای تعمیر و نگهداری، قصد بیشینه کردن سود واحدهای تولیدی تحت مالکیتش را دارد. در این قسمت به بررسی مدلسازی و تشریح فرمولبندی برنامهریزی تعمیر و نگهداری از دیدگاه تولیدکنندگان پرداخته میشود.
دسته بندی : علمی