برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

استفاده از روش مقیاس‌گیری پیوسته، حداکثر و حداقل مقادیر آستانه برای هر یک از اجزاء را تعیین می‌کند.
معادله کلی در محاسبات مقادیر زیر شاخص‌ها از روش زیراستفاده می‌کنیم:
(2-2)
Siمقدار زیر شاخص‌ است برای معرف i، Xi مقدار واقعی جزء i است، و Xmin و Xmax حداقل و حداکثر مقادیر آستانه جزء هستند.‌این روش در سطح وسیعی از گسترش شاخص‌های گوناگون مانند شاخص پایداری آب کانادا (policy research initiative, 2007)، شاخص فقر آب (Lawrence et al., 2003)، شاخص گسترش انسانی (Rodriguez, 2011)، شاخص پایداری محیط زیست (Esty et al., 2005) و شاخص پایداری آب غرب جاوا (Juwana et al., 2011) مورد استفاده قرارگرفت.
– درصد بندی اختلاف سالانه دو سال پیاپی
معادله عمومی‌برای استفاده از‌این روش به‌این‌ صورت است:
(2-3)
Si مقدار زیر شاخص برای جزء i است، و مقدار واقعی جزء i در زمان t است و , مقدار واقعی جزء i است در t−1.
این روش در صورتیکه داده‌های سری زمانی قابل دسترس برای اجزاء شناخته شده وجود نداشته باشد استفاده می‌شود.
– مقیاس بندی دستهای:
این روش مقادیر زیر شاخص‌ها را به صورت دسته‌بندی تولید می‌کند. همچنین تعیین کننده گروه‌های اجزاء بر پایه یک سری معیار مشخص شده است. دسته‌بندی‌ها می‌‌تواند عددی باشد (مقادیری مانند 5-1) یا بر اساس کیفیت باشد (خیلی خوب، خوب، ضعیف). در مقایسه با مقیاس‌بندی پیوسته، به جای آنکه مقادیر زیر شاخص‌ها را به شکل پیوسته داشته باشیم به صورت دسته بندی داریم معادله عمومی ‌برای استفاده از‌این روش به شرح زیر است.
(2-4)

مقدار زیر شاخص، معرف i است. Xi مقدار حقیقی جزء i است. دسته بندی‌ای برای xi است که از قوانین j پیروی می‌کند، و n شماره دسته‌بندی‌ها است.
– فاصله تا مرجع:
Nardo et al., (2005) استفاده از‌این روش توسط Parker (1991) مطرح شد با عنوان (نگرانی درباره مشکلات محیط زیست). در‌این برنامه مقادیر اجزاء یک کشور (یا میانگین مقادیر کشورهای مختلف) به‌عنوان مرجع استفاده شدند. مقادیر زیر شاخص، اجزاء مربوطه از کشورهای دیگر بر اساس شرایط نسبی آنها به مقادیر مرجع مورد بررسی قرار گرفت.
معادله کلی برای استفاده از‌این روش به شکل زیر است‌:
(2-5)

مقدار زیر شاخص برای جزء i است، مقدار واقعی برای شاخص و مقدار واقعی استفاده شده از مرجع می‌باشد.
2-3-3 بدست آوردن وزن‌ها:
در توسعه شاخص‌ها، وزن‌ها در انباشتگی اجزاء مورد استفاده قرار می‌گیرد، و به توسعه‌‌دهندگان شاخص‌ (یا کاربران) اجازه می‌دهد تا وزن‌های مختلفی به شاخص‌ها اختصاص دهند. به‌طور کلی، Nardo et al.(2005) روش‌های وزن‌بندی را در دو گروه گسترده طبقه بندی می‌کند که عبارتند از: روش‌های مبتنی بر آمار و روش‌های مبتنی بر مشارکت. در روش سابق وزن‌ها بر‌ اساس تجزیه و تحلیل اطلاعات اجزاء تعیین می‌شدند، در روش دوم وزن بر اساس نظر کارشناسان و عموم مردم داده می‌شود. انتخاب‌های کارشناسان ممکن است شامل قضاوت‌های شخصی و ذهنی شود که در ‌این‌ صورت آوردن توجیه و دلیل‌این انتخاب توسط آنها الزامی‌است. روش‌هایی مانند تحلیل عاملی (FA)، آنالیز اجزای اساسی (PCA) و مدل اجزای مشاهده نشده (UCM) نمونه‌هایی از روش تعیین وزن بر اساس آمار هستند. به‌طور کلی در FA/PCA تعیین وزن بر اساس فاکتور بارگذاری هر جزء در شاخص نهایی تعیین می‌شود. استفاده از FA/PCA به‌منظور تعیین وزن شامل چهار مرحله می‌شود: اولین مرحله تجزیه و تحلیل ارتباط اجزاء است، اگر ارتباطی وجود نداشته ‌باشد ‌این احتمال وجود دارد که اجزاء فاکتور اشتراکی‌ای نداشته باشند. سپس، در‌این‌گونه موارد که در آن اجزاء مرتبط نیستند، وزن‌های یکسانی به اجزاء اختصاص داده می‌شود. در هر صورت احتمال‌اینکه اجزاء به‌طور کامل هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند بعید به‌نظر می‌رسد. اگر ارتباط وجود داشت، مرحله دوم، شناسایی فاکتور‌های مشترک، گروه‌های نماینده اجزاء است. در PCA فاکتورها به‌عنوان اجزای (اصلی) شناخته می‌شوند. هر فاکتور نشان‌ می‌دهد که فاکتور چقدر خوب در توضیح تغییرپذیری کلی عمل می‌کند. قدم سوم تعیین سهم هر جزء به آن فاکتور مربوطه که در آنالیز بارگذاری فاکتور استفاده می‌شود است. سپس، گام نهایی محاسبه وزن بر اساس عامل مشترک و آنالیز فاکتور بارگذاری است. بالاترین وزن‌ها به اجزایی با فاکتور بارگذاری بالا و درصد بالا در توضیح متغیر کلی داده می‌شود (Nardo et al., 2005). در هر مورد، چه ارتباط قوی و یا ضعیف باشد، در توضیحات روابط نیاز به ارایه معیار‌های مشخص و مستندمی‌باشد.در روش UCM فرض می‌شود که اجزاء یک شاخص به‌ سایر فاکتورهای ناشناخته وابسته هستند. ‌این عوامل به عنوان اجزای مشاهده نشده نامگذاری شده‌اند. (Harvey and Koopman, 2000; Nardo et al., 2005). وابستگی در اجزای مشاهده نشده و همچنین خطاهای مرتبط با هر جزء یک شاخص، توسط واریانس هر معرف نشان داده می‌شود. برای استفاده از‌این روش، قدم اول محاسبه واریانس هر جزء از شاخص است. سپس، مجموع تغییرات معرف‌های دیگر نیز محاسبه می‌شود. جزء به نسبت کاهش واریانس افزایش می‌یابد وبه مجموع واریانس دیگر اجزاء افزایش می‌یابد تغییرات در یک شاخص کاهش یافته، و به‌عنوان مجموع تغییرات دیگر شاخص‌ها افزایش می‌یابد (Nardo et al., 2005).در روش مبتنی بر مشارکت، متد‌هایی از قبیل تخصیص بودجه (BAL)، پروسه سلسله مراتبی تحلیلی (AHP) و روش اصلاح شده Simos در دسترس می‌باشد. روش BAL برای تخصیص وزن‌ها برای اجزاء مختلف بر اساس تعیین بودجه توسط کارشناسان انتخاب شده مورد استفاده قرار می‌گیرد. کارشناسان بودجه‌های مشخصی برای تخصیص به هر یک از اجزاء تقاضا می‌کنند. هنگامی‌که بودجه اختصاص داده شد، وزن براساس بودجه محاسبه می‌شود. اگر لازم باشد (اختیاری) تا زمانی که کارشناسان به‌ همگرایی برسند، تخصیص بودجه تکرار می‌شود (Nardo et al., 2005).
روش AHP یک تکنیک تصمیم‌گیری چند معیاره است، که در زمینه‌های مختلفی مانند خدمات مشتری (Kwong and bai, 2002)، طراحی عملیاتی (Macharis et al., 2004) و محافظت از آب (Zhang 2009)، استفاده می‌شود. از‌این روش برای تعیین وزن معیار‌های مختلف در تصمیم‌گیری استفاده می‌شود. با استفاده از AHP، وزن‌ها از طریق مقایسه دو به دو معیارهای شناخته شده تعیین می‌شود.‌این روش جهت تعیین وزن‌ معیارها در جایی که قضاوت کیفی کارشناسان و عموم مردم دخالت داشت مفید بوده است. روش اصلاح شده Simos به‌دنبال تخصیص وزن به اجزای مختلف بر اساس اولویت‌ تصمیم‌گیرندگان انتخاب شده(DMS) می‌باشد (Koidkaraetal.,2010). با استفاده از‌این روش، وزن‌ اجزای مختلف از طریق توزیع برگ‌ها به تصمیم‌گیرندگان انتخاب شده حاصل می‌شود. که هر برگ نمایانگر یک جزء است. همراه با‌این کارت‌ها برای نمایش هر جزء‌، تصمیم‌گیرندگان نیز کارت‌های خالی را می‌دهند. سپس تصمیم‌گیرندگان کارت‌ها را به‌ترتیب اهمیت، از کمترین تا بیشترین اهمیت مرتب می‌کنند. وزن اجزاء بر اساس ترتیب‌این کارت‌ها محاسبه می‌شود. یک نمونه از‌این روش را می‌توان با مطالعه در عملیات چند منظوره سیستم‌های تامین آب شهری Kodikara(2008)و Kodikaraetal.(2010) یافت.
2-3-4-انباشتگی: در توسعه یک شاخص، انباشتگی ممکن است در مراحل پی در پی رخ دهد. دو روش معمول برای انباشتگی زیر شاخص‌ها روش‌ محاسباتی و هندسی هستند. روش محاسباتی از طریق جمع مقادیر وزن زیر شاخص‌ها ، همانطور که در معادله زیر نشان داده شده است بکار گرفته می‌شود (Nardo et al., 2005).

دسته بندی : علمی