Comments: 0 Posted by: Posted on:

طی این سالها، خیلی ها ازم پرسیده ان چیجوری می توانم همیشه خوشحال باشم. بعداز فوت بابام وقتی که ۱۹ سال داشتم، و وقتی که در۲۲ سالگی درآستانه طلاق بودم، اطرافیانم می گفتن هیچوقت حدس نمی زدن که زندگیم چیجوریه، چون همیشه لبخند می زدم.

چیزی رو که می خواهید، به روشنی مجسم کنین و تغییر فوری در احساس تون رو ببینین. من فهمیدم، متکی به نفس بودن و به بقیه یاد دادن این که چیجوری در هر شرایطی متکی به نفس باشن، یکی از بزرگ ترین استعدادهای منه. به خاطر همین دوست دارم ازم سوال کنن که چیجوری تا این حد سرحال و خنده رو هستم. چون جواب خیلی کوتاه اون اینه : خنده رو نیستم! بعضی از روزا اون قدر احساس ناتوانی و سراسیمگی می کنم که فقط می خواهم دست از همه چیز بکشم.

اما یکی از دلایلی که به طور کلی خیلی خوشحال و سرحالم اینه که به افکار منفی ام اجازه نمی دهم مدت طولانی منو تحتِ کنترل بگیرن. دراعماق وجودم می دانم هرچیزی که زجرم می دهد درآخر اون رو پشت سر می ذارم. هم اینکه چند ترفند هم بلدم که به من اطمینان می دهد راه احساساتم درسته. این ترفندها منو با کیفیت بالایی از لذت و عشقی که می خواهم بخشی از دنیا باشه، هماهنگ و موافق نگه می داره.

  1. مطمئن می شوم که وقت آزادم با کارایی که عاشقشون هستم پُر می شه

ذهنی که به اندازه کافی از اون کار نکشیده شده باشه، ذهن شادی نیس. من هر روز به خودم اطمینان می دهم که همیشه درحال کارکردن روی پروژه های زیادی هستم که به من انگیزه و رشد می دهد. به جز روزای با ارزش تعطیلی، سرم بسیار شلوغه و همین فرصت کمی واسه زیاد فکر کردن به من می دهد.

  1. تاجایی که می توانم به بقیه انرژی می دهم

قدرشناسی و ارادت به بقیه، لذت زیادی به من می دهد، باعث می شه بقیه احساس خاصی داشته باشن ، محبت رو هرجایی که می روم منتشر می کنم. امتحان کنین! تا حالا نشده که این کار به من روحیه نده، ما هرچیزی رو که می بدیم، به دست می بیاریم.

  1. چیزی رو که می خواهم تجسم می کنم و رویش متمرکز می شوم

ذهن من به آسونی می تونه به “بدترین حالت ممکن” تغییر پیدا کنه مگه این که باهشیاری افکار منفی رو حرکت بدم. من دائم به خودم دلیل کارام و چیزی رو که به دنبالش هستم یادآوری می کنم. چیزی رو که در جستجویش هستین به روشنی تجسم کنین و تغییر فوری در احساس تون رو ببینین. تصور و تجسم هم اینکه به شما خلاقیت حیرت انگیزی می دهد تا دست به عمل زده و رویاهای تون رو به واقعیت تبدیل کنین.

  1. خواسته ام رو می گویم و احساس گناه هم نمی کنم

خواسته ام چه یه میز بهتر در رستوران سنترال پارک باشه و چه اندازه درخواستی واسه کارای جور واجور، مطرح کردن چیزی که می خواهم، به من این اطمینان رو می دهد که جربزه، آزادی و اعتبار رو حس کنم. فرونشاندن خواسته های تون مانند مصرف داروی ضعیف کننده س. تنها راهش، شناخت و تعیین چیزایی هستن که واسه تون اهمیت دارن، به خودتون اجازه بدید تا بدونین لایقش هستنید و به خودتون واسه خواستن خواسته های تون افتخار کنین. من مرتبا از خودم می پرسم ” من واقعا چه می خواهم؟ ” و اجازه می دهم قلبم هدایتم کنه.

  1. به این فکر می کنم که در گذشته واسه زندگی که الان دارم چقدر می تونستم خوشحال باشم

۵ یا ۱۰ سال پیش اگه کسی به من می گفت، زندگی که الان دارم رو دارم، بی انتها خوشحال می شدم. مطمئنم خیلی از شما همیم احساس رو نسبت به جایی که الان هستین دارین. مرتب به خودم یادآوری می کنم بین این که همیشه واسه رسیدن به اهداف جدید تلاش می کنم، درزمان حال هم به بهترین شکل ممکن عمل می کنم.

  1. هر روز ، از چیز جدیدی واسه انگیزه گرفتن استفاده می کنم

اگه روزی رو از دست بدهم، برام مهمه. موزیک گوش می دهم، کتاب می خونم، و به سایت های الهام بخش سر می زنم. الهام بخشی و انگیزه خارجی، الهام داخلی رو تا حد زیادی تغذیه و تقویت می کنه. من نمی توانم بدون اون زندگی کنم.

لیست ساده ایه اما واسه من کاربرد داره، شما واسه خوشحال موندن چه می کنین؟ دوست دارم پیشنهاد های شما رو بشنوم!

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟