۱۰ نمونه عالی از پیاده سازی گیمیفیکیشن در بازاریابی

۱۰ نمونه عالی از اجرا گیمیفیکیشن در بازاریابی

تبلیغات اینترنتی

۱۰ نمونه عالی از اجرا گیمیفیکیشن در بازاریابی

۲۳ آبان ۱۳۹۷

این مطلب توسط الینا الله بیگی ویرایش شده.

در نوشتۀ قبلی درباره بازیا و ویژگیای اونا صحبت کردیم، با مفهومی به نام گیمیفیکیشن یا بازی کاری آشنا شدیم و به چندین روش واسه اجرا اون در کمپینای بازاریابی پرداختیم. اگه هنوز مطمئن نیستین که گیمیفیکیشن چیه و به چه دردی می خوره، پیشنهاد می کنم قبل از خوندن ادامه این مطلب، حتما نوشته قبلی منو درباره گیمیفیکیشن و کاربرده های اون بخونین.

به جربزه می شه گفت که بازاریابا مدتا قبل از وقتی که واژه "گیمیفیکیشن" (gamification) اختراع شه، ازش استفاده می کردن. روشای مورد استفاده بعضی از اونا اونقدر خلاقانه بوده که پس از گذشت چند سال هم یادآوری اونا خالی از لطف نیس.

همونطور که قبلا گفتیم، بازی کاری در بازاریابی به این معناست که از ویژگیای بازی استفاده کنیم تا تعامل رو در میان کاربران و مشتریان خود افزایش بدیم. همینطور اشاره کردیم که واسه رسیدن به این هدف، روشی تکراری از جمله قرعه کشیا، سیستمای امتیازدهی، گردونهای شانس، مرحله بندی خدمات و …. وجود دارن (و اینا رو تقریبا همه می دونن!). اما به اینم اشاره کردیم که خلاقیت و ایجاد روشای جدید هستن که شما رو از رقبایتان جدا می کنن.

کمیک گیمیفیکیشن

 

امیدوارم در جایی که شما کار می کنین، با ایده های نو و متفاوت به این شکل برخورد نشه! به هر حال، در این نوشته تلاش کردم چند نمونه جذاب و خلاقانه از اجرا گیمیفیکیشن در بازاریابی و تبلیغات رو با شما به اشتراک بذارم. امیدوارم که به زودی در کشورمون بیشتر از قبل تماشاگر فوت وفنای نوین و منحصر به فرد در تبلیغات و مارکتینگ باشیم!

بازی کن، بستنی مگنوم بخور!

یکی از موفق ترین نمونه های اجرا بازی کاری در مارکتینگ، کاری بود که شرکت Unilever واسه فروش بستنیای مگنوم خود انجام داد. با کمی دستکاری در سایت و اضافه کردن چند بازی کوچیک در محیط اصلی اون، کار به جایی رسیده بود که مگنوم بیشتر از ۷ میلیون بازیکن ثابت داشت و هر کدوم هم دست کم ۵ دقیقه در سایت وقت می گذراندند. واسه آشنایی بیشتر، با این موضوع، ویدیوی پایین رو تماشا کنین…

به چه دلیل اپل بازه ها اینقدر به این برند وفادارند؟

مطمئنا هممون دور و بر خود دوستائی داریم که از آی فون، آی پد یا مک استفاده می کنن. تا بحال دقت کردین که این افراد چقدر روی برند اپل تعصب دارن، و معمولا هم حاضر نیستن از اجناس شرکتای دیگه استفاده کنن؟ به راستی اپل چیجوری این اندازه وفاداری رو در مشتریانش به وجود آورده؟

راز موفقیت اپل در اینه که همیشه در طراحی، ساخت، بسته بندی، معرفی و ارائه اجناس، نسبت به دیگر برنده ها از راه های متفاوتی بهره میگیره. این روش ها همیشه عادی و استاندارد نبوده و شاید از نظر خیلی افراد هم اشتباه به نظر آیند (من هم کاری به درست یا غلط بودن این روش ها ندارم). نکته اصلی اینجاس که این کارا باعث می شن کاربر اپل، خودشو نسبت به بقیه خاص و متفاوت بدونه. اگه با آی اون اس کار کرده باشین، دیگه نمی تونین با اندروید کار کنین! دستگاه های اندرویدی طیف بزرگی از  تبلتای درجه سه چینی تا گوشیای رده بالا و گرانقیمت سامسونگ یا گوگل پیکسل رو دربر می گیرن (که ممکنه از آیفونا کارکرد بهتری هم داشته باشن)، اما آیفون سیستم عامل، اکسسوریا، اپلیکیشنا و تجربه کاربری منحصر به فرد خودشو داره که شاید حتما هم نسبت به گوشیای اندرویدی بهتر نباشن. و البته در این مورد خاص، "متفاوت بودن" مهم تر از کیفیته!  

 

اینجا خدای نکرده منظور ما این نیس که اجناس اپل کیفیت ندارن!! کیفیت همیشه یکی از اصلی ترین اولویتای این شرکت بوده و خاص بودن و کیفیت، هر دو با هم در این اجناس وجود دارن. نکته اینجاس که اگه به دنبال ایجاد وفاداری عمیق مشتریان نسبت به برند خود هستین، باید علاوه بر کیفیت، بر این تمرکز کنین که چیزی به مشتریان خود ارائه بدین که بقیه این کار رو نمی کنن.

 نایکی و رقابتای دویدنی!

شرکت نایکی در اپلیکیشن +Nike کاری کرده که رقابتا و موفقیتای مشتریانش مستقیما با برند نایکی رابطه داشته باشه.

از اونجا که یکی از اصلی ترین کاربرده های گمیفیکیشن "ایجاد انگیزه" است. انگیزه بحث بسیار مهمی در بحث بازاریابیه به خاطر همین لازمه که توضیح مختصری در این رابطه بدهم:

انگیزه دو حالت  کلی داره: یا بیرونیه یا داخلی. انگیزه خارجی با یه عامل خارجی (تشویق کننده هایی مثل پول، امتیاز، تخفیف و …) برانگیخته می شه، اما انگیزه داخلی این جور نیس. چیزایی مثل کاهش وزن و سلامتی، داشتن تواناییای جسمی بیشتر از بقیه، ترک سیگار و … بعضی از فرمای انگیزه داخلی هستن.

نایکی در اپ +Nike به سراغ انگیزه های داخلی رفته. یکی از ویژگیای این اپلیکیشن، امکان اندازه گیری مسافتیه که هر روز می دوید و هم اینکه مقایسه وضعیت خود با دوستانتون (ایجاد حس رقابت). از امکانات دیگه این اپلیکیشن، میشه به اندازه گیری کالریای سوزونده شده، رصد وضعیت خود نسبت به گذشته و هدف گذاری واسه آینده اشاره کرد.

جیمز باند رو دوست داری؟ خودت جیمز باند شو!

کوکاکولا از اون برندهاست که همیشه در تبلیغات خود از گیمیفیکیشن به بهترین شکل ممکن استفاده کرده. شاید یکی از زیباترین نمونه های استفاده کوکاکولا از بازی کاری، تبلیغ گیمیفای شده با عنوان Unlock the 007 in You بود که در زمان پخش فیلم Skyfall اجرا شد. ماجرای این کمپین از این قرار بود در اون مامور ۰۰۷ داخلی خود رو بیدار کنین! در این تبلیغ، هدف اینه که تو یه وقتی محدود، راهی پر از مانع رو به سرعت طی کنین تا برنده یه بلیط مجانی واسه تماشای فیلم شید. تازه آخر کار باید آواز هم بخونین! با هم ببینیم:

نمونه مشابه دیگری هم در سال ۲۰۱۴ در جریان المپیک زمستونی سوچی وجود داشت که در اون افراد می تونستن با ۳۰ باز اسکات زدن، یه بار مجانی سوار مترو شن.

پیانو در مترو!

شرکت The Fun Theory که وابسته به فولکس واگنه، باور داره که "یه ایده سرگرم کننده، بهترین راه واسه تغییر رفتار افراده".

اگه مترو سوار هستین، حتما بارها با ازدحام جمعیت جلوی پله برقی مواجه شدین. این شرکت واسه تشویق مردم به به کار گیری پله های معمولی به جای پله برقی، ایده پله های پیانویی رو در شهرهای خیلی از جمله ملبورن، استکهلم، میلان و استانبول اجرا کرده.

با پا گذاشتن روی هر کدوم از پله ها، صدای یکی از کلیدهای پیانو به گوش می رسه. این ایده واسه مسافران هم بسیار باحال بوده و یکی از ویدیوهای مربوط به این "پیانو"های بزرگ در یوتیوب بیشتر از ۲۳ میلیون بار دیده شده.

دوست داری نا کجا بری؟!

سرویس اینترنتی حمل و نقل اسنپ این روزا در کشور ما اونقدر شناخته شده هست که شاید نیاز چندانی تبلیغات گسترده نداشته باشه، اما روشای تبلیغاتی اون همیشه خیره کننده و منحصر به فرد بوده.

حدودا یه سال پیش، اسنپ کمپینی جذاب و متفاوت به نام "ناکجا میری؟" رو درست کرد. در این کمپین، می تونستید با به کار گیری هشتگی به همین نام، واسه چند ساعت به یه جای نامعلوم برید، سوار هلی کوپتر شده، در محلی خارج از شهر یا رستورانی لوکس ناهار بخورین و حتی با یه سلبریتی دیدار کنین. شاید این کار از یه نظر مثل یه قرعه کشی ساده به نظر بیاد اما نامشخص بودن مقصد و اتفاقاتی که ممکن بود بیفته، یکی از اصلی‎ ترین المانای بازی بود که اینجا رعایت شده بود. بخاطر این، دوست دارم از این کمپین عنوان نمونه ای از گیمیفیکیشن در بازاریابی یاد کنم.

فست فود با طعم بورد گیم!

شاید در صنعت فست فود، شاید هیچ شرکتی به اندازه McDonald's در دنیا محبوبیت و معروفیت نداشته باشه. مک دونالدز با به کار گیری بازی محبوب Monopoly، موفق شده مشتریان رو هرچه بیشتر به سمت خود بکشونه.

روش کار اینه: هر از چند گاه در بعضی رستورانا، مشتریان می تونن بسته به غذایی که سفارش دادن شانس خود رو تو یه نوع آنلاین از بازی مونوپولی امتحان کرده و برنده خوراکیای جور واجور یا حتی پول نقد شن. جوایز به صورت کد یا رمز در اختیار مشتریان قرار گرفته و اونا می تونن با مراجعه به هر کدوم از رستورانا، جایزه خود رو تحویل بگیرن.

چیجوری حال بهتری داشته باشیم؟

این روزا "حال خوب داشتن" تبدیل شده به یکی از دشوارترین کارای دنیا و در عین حال ربط چندانی هم به اندازه ثروت شما نداره! سایت Superbeter و اپلیکیشن موبایلی اون به این منظور طراحی شدن که از نظر فیزیکی، ذهنی، احساسی و اجتماعی "حال شما رو خوب کنن". Superbetter راهنماییه که به شما کمک می کنه احساس برنده بودن داشته باشین، دوستائی پیدا کنین که طرز فکر اونا با شما مطابقت داره، تجربیات جدید به دست بیارین و ماجراجوییای خود رو داشته باشین.

Superbetter فرم یه بازی رو داره و کارش اینه که شما رو در هر شرایطی قوی، با انگیزه و خوشبین نگه داره. این بازی به شما کمک می کنه سختیا رو راحت تر پشت سر گذاشته و به اهدافی که واقعا اهمیت دارن برسین.

شما به عنوان کاربر این بازی، هم نقش طراح رو دارین و هم بازیکن رو. کار شما اینه که خود رو به رقابت بکشین، باور کنین که "می تونین"، اون چیزی رو که در زندگی به شما حس بهتری میده پیدا کنین و اونو با دوستان، خونواده و حتی دکتر خود به اشتراک بذارین.

انگار ویژگیای گیمیفیکیشن اینجا هم وجود داشته باشه: رقابت، بازی، انگیزه و جایزه. 

خودت پر کن بخور!

یکی از عالی ترین نمونه های گیمیفیکیشن در مارکتینگ، اینه که فست فود فروشیا به مشتریان خود اجازه میدن که از صفر تا صد ساندویچشان رو خودشون درست کنن. ماجرا تا اینجا شاید خیلی ساده به نظر برسه. حتما پیش خودتون می گین که فلافلیای خودمون هم همین کار رو می‎ کنن!

داستان اینجا باحال می شه که مشتری امکانات بیشتری هم در اختیار داشته باشه. تصور کنین که بتونین کل روند پر کردن ساندویچ رو به صورت آنلاین انجام بدین. امکان داشته باشین که دستور آشپزی منحصر به فرد خودتون رو در سایت ثبت کنین. غذا به نام شما واسه مشتریان سرو شه و حتی به ازای هر بار فروش اون غذا، از رستوران پورسانت دریافت کنین. بتونین واسه غذاهای دیگه مشتریان کامنت بذارین و دستورهای آشپزی همدیگه رو بهتر کنین!

یکی از نمونه های فوق العاده در این مورد سایت ۴foodه. این سایت با طراحی گرافیکی هیجان انگیز خود خیلی از این امکانات رو در اختیار شما میذاره. قابل توجه رستورانا و سرویسای آنلاین فروش و تحویل غذا در ایران!

به لایه های جور واجور یه ساندویچ روی ستونای وسط سالن دقت کنین!

بازم درباره غذا!

حدود دو سال پیش بود (آبان ماه ۹۵) که شرکت اسنپ فود (زودفودِ اون روزا) واسه یه هفته فرصتی در اختیار کاربرانش گذاشت تا از راه بازی کردن، برنده تخفیفای خاص شن. ایده بسیار ساده بود و در عین حال موثر: هر روز به صورت آنلاین با بقیه سنگ کاغذ قیچی بازی کنین و برنده تا ۹۹ درصد تخفیف در خرید شید.

خودِ من خیلی اهل غذای بیرون و مخصوصا فست فود نیستم و کلا تا بحال ۲ بار از راه این سایت غذا سفارش داده ام (دفعه دومش هم واسه خودم نبود بلکه از حساب کاربری من بود واسه همکاران)! با این وجود، بازیا شک نداشته باشین واسه من جذاب هستن.

انگیزه رقابت و امتحان کردن شانس، باعث شد که من هم با وارد کردن اطلاعات شخصی خودم و ثبت نام در زودفود، تبدیل به یکی از کاربران این سایت شوم و اپلیکیشن موبایلی اونو هم دانلود کنم. همین کار من که شک نداشته باشین افراد فراوون دیگری هم اونو انجام دادن، کمک بزرگی به گسترش جامعه مشتریان اسنپ فود بوده. 

هدف از مطرح کردن این نمونه ها چی بود؟

قبلا درباره گیمیفیکیشن صحبت کردیم و بعضی روشای کلی پیاده کردن اونو نام بردیم. همونطور که در اول این مطلب و در مطلب قبلی گفته بودم،  اصلی ترین روش اجرای گیمیفیکیشن در تبلیغات چیزی نیس به جز نوآوری. این ده نمونه، مثالایی بودن از تبلیغاتی که خود رو محدود به چند کلیشه ساده نکرده بودن و تلاش داشتن به روشی متفاوت با مشتری رابطه برقرار کنن.

بیشتر نمونه هایی که اینجا درباره شون صحبت کردیم خارجی بودن، شاید به خاطر این که گیمیفیکیشن در کشور ما هنوز مفهومی نوپاست و واسه پیشرفت و شکوفایی اون در موردای جور واجور از جمله بازاریابی هنوز به زمان نیاز داریم.

مطمئن هستم که نمونه هایی وجود دارن که به چشم من نخورده ان! بخاطر این خوشحال میشم ما رو از نظرات و تجربیات خود بی نصیب نذارین . مخصوصا اگه خود شما مستقیما با گیمیفیکیشن سر و کار دارین و می تونین موارد بیشتری به این فهرست اضافه کنین.

پس منتظریم!

 

موضوع در رابطه تبلیغات اینترنتی

بحث درباره این مقاله رو شما شروع کنین! ارسال دیدگاه

نیاز به مشاوره بیشتر دارین؟ واسه صحبت با کارشناسان نوین تماس بگیرین.

۰۲۱-۶۳۴۰۴ ۵ دقیقه رایگان

علی بلوری

علی بلوری هستم، چند سالی هست که در مورد بازرگانی، بازاریابی دیجیتال و تولید محتوای آنلاین فعالیت می کنم و به دلیل علاقه فراوانم به تکنولوژی، اینترنت و کار و کاسبیای آنلاین، افتخار همکاری با رسانه دیجیتال مارکتینگ نوین رو دارم.
پیشنهاد میکنیم این مقالات رو هم بخونین

Author: حمیدی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *