برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

و تکدر فاصله او را فراهم می کند.
حرفه : حرفه معمولاً رشته از کالا هائی اطلاق می شود که فرد در سرتاسر عمر بدان اشتغال می ورزد. فرد ممکن است در تمام عمر به طور ثابت به یک حرفه ادامه دهد و گاهی نیز در طی زندگی به تغییر حرفه اش اقدام نماید.
شغل: عبارتست از موقعیتهای شبیه به هم در یک موسه، اداره یا کارگاه می باشد. به عنوان مثال اگر در یک مدرسه سه نفر مشاوره اشتغال داشته باشند- مجموعه سه موقعیت در مدرسه شغلی به نام مشاوره مدرسه را تشکیل می دهد.
موقعیت : عبارتستس از مجموعه فعالیتها، وظایف و تکالیفی که به وسیله فرد احراز می شود. و همچنین طبق تعریف وزارت کار و امور اجتماعی شغل مجموعه ای از وظایف و مسئولیتهاست که انجام آن ها از طرف مقام صلاحیتداری به شاغل ارجاع می شود. و صرف تمام یا قسمتی از وقات کاری اوست شغل ممکن است بلاتصدی یا دارای متعدی باشد در هر صورت محل سازمانی شغل پست سازمان نامیده می شود.
افسردگی : هیچ انسانی و اضطراب و تشویش و نگهبانی مصون نیست هر فردی عمر خود بالاخره معلم ناگوار محدودیت، یاس و سرماخوردگی و ماتم را مزه می کند چون هیچوقت یک بیماری هر قدر هم شایع باشد قادر نخواهد بود همگی افراد یک جامعه را مبتلا کند بنابراین حمالات فوق به هیچ وجه نمی توانند بیماری تلقی شوند. بلکه در واقع یک نو واکنش در مقابل حوادث ناگوار و زندگی به حساب می آیند.
این بیماری در طی اعصا و قرون به نامهای متفاوت نام برده شده است در کتب طب قدیمی ایران بیماری به مالیخولیا نام برده شده و داستانهای زیادی راجع به آن نوشته شده است لغت مالیخولیا هنوز به گروه معینی از افسردگیها نست داده می شود. بشر اولیه آنرا به نفرین خدایان و یا لعن شیاطین نسبت داده و نامهای گوناگون به آن اطلاق نموده است و هر فردی بر حسب سلیقه و اطلاع خود به نوعی این بیماری را بیان کرده است.
تعاریف متعددی درباره افسردگی از دیدگاه های مختلف ارائه شده کلمه افسردگی به معنی پریشانی و انحطاط است.
افسردگی از دیدگاه پزشکی عبارتست از کاهش نیروها و فعالیتهی جسمانی و روانی بر اثر ناراحتی و اندوه از دیدگاه روانشناسی حال غم انگیز و اندوهگین است کهبا احساساتی حاکی از تهدید، گناه، ناامیدی، اندوه همراه است.
از نظر جامعه شناسی، افسردگی انسانها در دوره ای از زندگی خود به نوعی و آن مبتلا نیست به فقدانها و کمبودهایی است که براثر مشکلات و مسائل اجتماعی حاصل می شوند. بطور کلی می توان افسردگی را نوعی واکنش عاطفی نسبت به وضعیت کننده نا امید کننده ومحرومیت زا و فشار آور دانست که با افکار و احساسات نامطلوبی نظیر ترس، اضطراب، بی کفایتی و نیز اختلالات جسمی همراه است.
تعریف افسردگی :
هم افسردگی که خصوصیات آن عبارتست از اندوهگین و در بعضی از موارد تقلیل فعالیت و هم مانی (شیدایی) که مشخصات آن اغلب به صورت تهییج یا افراط در کار و فعالیت است تحت عنوان اختلالات عاطفی قرار می گیرد و یکی از این دو افسردگی بسیار شایعتر است.
رفتار افسرده بدون هیچ جمله مانیایی می تواند زیر عنوان مختلف تقسیم بندی شود. اگر افسردگی یک حادثه معین زندگی باشد و هنگامی که تاثیر این حادثه از بین برود افسردگی در طبقه اختلال سازگار با خلق و خوی افسردگی قرار می گیرد و شخص به عنوان فرد مبتلا عاطفی مورد توجه واقع نمی شود. اگر افسردگی زیاد باشد. اختلال افسردگی شدید نامیده می شود. اگر شدت آن کمتر است یا کاملاً فرد عاجز و ناتوان نیست اختلال دیتمیک (افسرده خونی مزمن) یا طبق اصطلاح قدیمی آن نو رز افسردگی نامیده می شود. بعضی محققان اختلالات عاطفی را اختلالاتی می دانند که فقط به صورت یکی قطبی باشد. اختلالاتی که شامل حمله های مانی و افسردگی شدید باشد اختلال دو قطبی نامیده می شود. ولی اگر تا حدودی خفیفتر باشد اختلال ادواری خوانده می شود.
حالت احساس افسردگی :
اصطلاح افسردگی در صحبتهای برای توصیف یک حالت احساسی یک واکنش نسبت به یک موقعیت و یک سبک اختصاص رفتار مشخص مورد استفاده واقع می شود. احساس افسردگی به صورت غمگینی شناخته شده است. برای اکثر افراد به نظری می رسد که افسردگی تنها به صورت یک اندوه و ناشایستگی موقتی است که وقتی اوضاع تغییر کند ناپدید می گردد.
نوع دیگر افسردگی واکنش ماتم زدگی یا داغدیدگی است نوعی اندوهگینی که به دنبال مرگ یکی از افراد خانواده یا یاسی که با از دست دادن یک موضوع عشقی به وقوع می پیوندد. پس از دست دادن یک منسوب معتبر، اکثر بازماندگان تجربه ای را احساس می کنند که معمولاً ماتم زدگی نامیده شده است. این موضوع کاملاً طبیعی است. در واقع عدم ظهور واکنش ممکن است برای فرد در طولانی مدت بد باشد. خصو.صیات معمولی ماتم زدگی عبارت است از ناراحتیهای بدنی از قبیل آه کشیدن، کوفتگی گلوف احساس از خالی شدن توی دل و احساسی از ضعف ماهیچه ای.
شاید افسردگی مشکلی باشد که در بین افرادی که دارای مسائل روان شناختی هستند وجود دارد.
بررسیهای اجتماعی نشان می دهد که میزان با نمتای از افسردگی در بین کسانی ملاحظه می شود که برای مسائل خود در جستجوی کمک بر نیامده اند. در یک بررسی با لنسبه جدید لوس آنجلس بیشتر از 19 درصد بزرگسالان در زمره افراد افسرده قرار گرفتند (مزریچر و دیگران 1981) در این عده تعداد زنان افسرده 2برابر عده مردان افسرده و عده افسردگانی که از لحاظ اقتصادی در بیشترین سطح بودند سه برابر کسانی بود که در بالاترین سطح اقتصادی قرار داشتند. سایر محققان میزانی کمتر از آنچه برسی لوس آنجلس نشان داده است اعلام داشته اند مثلاً یک برسی در نیومون نشان داد که 8/6 درصد از افراد مورد تحقیق در موسسه کانکتی دارای افسردگی خفیف یا شدید بوده اند ( ویس من و دیگران 1981). اختلاف درصدها می تواند تا حدودی به این دلیل باشد که معیارهای نهایی متفاوت برای افسردگی به کار رفته است و تا حدودی هم به دلیل جوامع آماری که مورد بررسی قرار گرفته اند افسردگی یک مسئله مهم جهانی است در یک مطالعه داز مدت که درباره کسانی که از 1895 تا 1897 در اسیلند متولد شده بودند صورت گرفت ( مگلیسون 1978 ) شانس یک در هشت وجود داشت که در بعضی مواقع این افراد قبل از رسیدن به 75 سالگی نوعی اختلال عاطفی داخل هر ساخته باشند نتایج حاصل از تعداد دیگری بیانگر مطالعات بیانگر آن است که خطر افسردگی یک قطبی برای مردان 8 تا 13 درصد و برای زنان 20 تا 26 درصد است اختلال دو قطبی کمتر متداول و خطر آن کمتر از یک درصد ( در این مورد نیز خطر ابتلاء برای زنانبیشتر از مردان است ابوید و مزمن 1981)
به کدام دلایل احتمال ابتلای زنان به افسردگی بیشتر از مردان است؟
زنان بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند در واقع نسبت افسردگی در زنان دو برابر مردان است. اختلاف افسردگی در میان دو جنس در موارد مربوط به اثرات بالینی بیماران مورد درمان واقع شده، برسیهایی اجتماعی افرادی که تحت درمان نبوده اند. مطالعات منجر به خودکشی و اقدامات مربوطبه خودکشی، یا واکنش نسبت به داغدیدگی ملاحظه گردیده است (مکرمن و وندنس 1980) این تفاوت افسردگی در بین دو جنس نه فقط در ایالات متحد و کانادا یا اروپای غربی بلکه به صورت جهانی وجود داشته.
وقتی در یک طبقه تشخیص نوعی اختلاف جنسی ظاهر می گردد متخصصان بالینی می خواهند علت آن را بدانند که : آیا این امر یک یافته واقعی است؟ آیا مربوط به بعضی از عوامل جامعه شناسی است، یا ناشی از بعضی از تاثیرات روش های بهداشتی است؟ ( مثلاً زنان بیشتر از مردان از تسهیلات داروئی استفاده می کنند ) به این دلیل عده زنان افسرده بیشتر از مردان باشد که عده بیشتری از آنها برای معالجه میکنند گر چه این عوامل توسط بسیاری از پژوهندگان مورد توجه واقع شده است الکنون به نظر آشکار می رسد که هیچ یک از این دلایل نمی تواند این موضوع را تعیین نماید که چرا زنان بیشتر از مردان به افسردگی دچار می شوند این اختلاف در میزان وقوع افسردگی در بین زنان به نظری می رسد که واقعی باشد نه ساختگی (بیدن 1981، رادلوف وری 1981) آیا این موضوع مربوط به اختلاف زیست شناختی است؟ لزوماً نه هر چند دست کم بعضی از افسردگیها تصور می شود که از طریق ژنهای مربوط به کروموزم منتقل می شود اگر افسردگی وابسته به کروموزم X است این موضوع می تواند تبینی برای نسبت جنسی باشد. زیرا زنان دارای دو کروموزم X هستند و بدین ترتیب بیشتر از مردان که یک کروموزم و یک کروموزم y دارند تحت تاثیر قرار می گیرند.علت ژنتیکی دیگر ممکن است توارث ویزه ای باشد که در یک جنس تعیین شده و تحت تاثیر محیط ظاهر می گردد. تاثیر معمولی کمتری که جنس ممکن است داشته باشد داشتن آستانه بالاتری برای افسردگی است این موضوع با یافته هایی مطابقت دارد که در سطوح یکسان روانی به زنان شدت نشانه های بیماری را 25 درصد بیشتر از مردان گزارش نموده اند ( اوهلن و دیگران 1974)
بعضی عوامل اجتماعی به عنوان عوامل مربوط به افسردگی شناخته شده از این عوامل عبارتند از : شغل و تحصیل پایین داشتن، تحت نظارت و سرپرستی بسیار کم بودن. فعالیتهای تفریحی اندک داشتن به بیماریهای ساری و جاری مبتلا بودن که زنان بیشتر از مردان در معرض چنین عوامل قرار دارند (رادلوف ورس 1979) هر چند وقتی که این متغیرهای کنترل گریده اند میزان افسردگی در زنان بالاتر از مردان بوده است.

نظریه های مربوط به افسردگی :
علل افسردگی از دیدگاه های نظری عمده ای مورد بررسی واقع شده است. مشهورترین دیدگاه در حال حاضر این است که گروه های متفاوتی از افسردگی هستند که نشانه های مرضی آنها علل مختلفی دارد. در نوع دو صحبتی که شامل رفتارهای مانی و افسردگی است چنین تصور شده است که اساس آن عوامل ژنتیکی باشد. بسیاری از محققان تصور می کنند که طبقه یک قطبی که در آن افسردگی به تنهایی و بدون حمله های مشکل زندگی است. در افراد گروه دو گروه فرعی است.افراد گروه اول کسانی هستند که علت افسردگی آنان ناتوانی در سازش با اوضاع مشکل زندگی است. در افراد گروه دوم ممکن است افسردگی علل بدنی داشته باشد. یعنی اشکال در انتقال عصبی به دلیل نارسایی و کمبود میزان انتقال دهندگان شیمیایی که کتکول آمینز و گروه هورمونهایی که شامل اپی تمرین، نورانی تمرین و دوپامین می شود که در واکنش نسبت به فشار روانی بسیار مهم هستند نامیده شده است. این کمبود مواد شیمیایی ممکن است منشاء ژنتیکی داشته باشد.
نظریه های زیست شناختی :
پیش فرضهای نظریه های زیست شناختی این است که علت افسردگی یا در ژنها قرار دارد که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل می شود یا نارسائی عمل فیزیولوژیکی است که ممکن است پایه ارثی یا غیر ارثی داشته باشد. یک زمینه عمده از تحقیق درباره علل زیست شناختی افسردگی مربوط است به نقش انتقال دهندگان عصبی. سالهاست که در نظریه کتکول آمین در موارد افسردگی حاکم بوده است. این نظریه بیان کننده آن است که افسردگی مربوط است به کمبود کتکول آمینها، به خصوص نوراپی تمرین، در محلهای گیرنده مخصوص مغز. از طرف دیگر این تصور وجود دارد که علت فانی فزونی نو را پی تمرین در مراکز گیرنده معین مغز است. پژوهشها بیانگر آن است که نوراپی تمرین مربوط به تغییر خلق وخو، احساسات شادی بخش و احساسات افسردگی است. کتکول آمین دیگری به نام دو پایین نیز در ارتباط با افسردگی است دو پایین با گروه نونهای مربوط به توازن و تنظیم غذا و مایعات اثرات هیپونا لاموس بر غده هیپومند و ظهور هیجان مربوط است. سایر محققانافسردگی ما به انتقال دهنده عصبی دیگر یعنی سروتونین مربوط دانسته اند.
درمان براساس نظریه های زیست شناختی :
دو گروه داروی عمده که برای درمان افسردگی مورد استفاده واقع می شوند. تری سیکلییکلها (سه حلقه ایها) و منع کنندگان MAO هستند که هر کدام میزان نوراپی نفرین را افزایش می دهند. ولی اثرات آنها تا حدودی متفاوت است منع کنندگان MAO تجزیه نوراپی نفرین را عقب می اندازد به طوری که مدتی طولانی تر فعال باقی می ماند. داروهای تری سیکلیک به طریق دیدگی موجب افزایش اپی نفرین می شود. آنها از طریق نرون انتقال دهنده. جذب مجدد آن را کند ساخته بدین ترتیب میزان آنها در سینماپس بالا می رود. معمولا یکی از داروهای تری سیکلیک برتری دارد زیرا منع کنندگان MAO خطرات جانبی بالقوه بیشتر دارند. استعمال آنها همچنین نیاز به نظارت دقیقتری دارد. زیرا هنگامی که با غذاهایی مصرف می شوند که دارای موادی به نام تیرامین هستند ممکن است موجب مسمومیت و بالا رفتن فشارخون تابدان حد که برای زندگی تهدید کننده است بشوند چون بسیار غذاها آشامیدنیها از قبیل پنیر، شوکولات بستنی، و شراب حاوی تیرافین هستند بنابراین استفاده از منع کنندگان MAO نیاز به رژیم غذایی دقیق دارند.
اختلالات دو قطبی با لتیوم اغلب معالجه شده اند. عمل لیتیوم ممکن است شامل تغییر تعادل شیمیایی مایعات بدن از طریق جانشین ساختن کلسیم و منیزیم- پتاسیم و یا سدیم باشد یا ممکن است. به طریقه هایی موجب رها شدن یا افزایش جذب نورایی نفرین شود جریان عمل آن هر چه باشد به نظر می رسد که فقط در آرام ساختن رفتار مانیکنیائی موثر باشد، بلکه در جلوگیری از مرحله افسردگی دوره دو قطبی نیز عمل می کند.
یکی از مسائلی که در درمان افسردگی شدید با بهره گرفتن از تری سیلیک ها یا منع کنندگان MAO وجود دارد فاصله زمانی شروع استفاده از آنها و اصلاح خلق افسرده است. برای آنکه اصلاحی مشاهده شود چندین هفته وقت لازم است. اگر مراقبت لازم برای جلوگیری خودکشی، لازم است. سه هفته انتظار یا بیشتر ممکن است به نظر خطرناک برسد. در چنین وضعی، اگر داروها موثر نبوده اند درمان به وسیله الکترو شوک ( ECT) ممکن است انتخاب شود زیرا تاثیر آن بسیار سریع است.
الکترو شوک درمانی :
الکترو شوک درمانی عبارتست از عبور جریان الکتریکی بین 70 تا 130 ولت درون سر بیمار. قرار دادن الکترودها روی یک سمت سر در حاضر برتری دارد. زیرا به نظر می رسد که این رو یه شانس از دست دادن حافظه را کاهش می دهد یک الکترود روی شقیقه جلو گوش قرار می گیرد و دیگری 13 اینچ بالاتر از الکترود اول قرار می گیرد. الکترودها معمولاً در طرف نامسلط مغز قرار می گیرند (که برای اکثر افراد سمت راست است) زیرا باور شده است که این سمت بیشتر مربوط به رفتار غیر کلامی و هیجانی است در حالی که جهت مقابل آن برای کنشهای تلکی و حافظه است.
دیدگاه روان پویایی :
مطالعات روان شناختی درباره افسردگی توسط زیگمورز فروید و کارل آبر احام شروع گردید هر دو نفر در مقامات جداگانه درباره افسردگی این اختلال را بهعنوان یک واکمنش پیچیده نسبت به از دست دادن چیزی توصیف نمودند. (آبراهام، 1968، 1911) و فروید ، 1957، 1917.
افسردگی اولین اختلالی بود که فروید علت آن را به جای تمایلات جنسی عامل خیجانی ذکر کرده بود. فروید عقیده داشت که فرد مبتلا به افسردگی یک وجودان تنبیه کننده یا وجدان اخلاقی قوی است او براحساس گناه که وجودان موجب آن می شود تاکید می ورزید. طبق نظر فروید یک دلیل وجدان این چنین قوی می شود کنترل احساسات خشم و پرخاشگری است که در قید صورت ممکن است به صورت آسیب رساندن به دیگران ملحق نماید.
نظریات روان پریایی بر احساسات و واکنشهای ناخودآگاه نسبت به موقعیتهای جدید که کسانی آنها حوادث قبلی زندگی است تاکید می ورزند اکثر نظم بندیهایی روان برپایی بر تاریخچه روابط بین فرد و شخص که او به عنوان یک کودک بیشترین وابستگی را به وی داشته است. معمولاً مادر متمرکز است بدین ترتیب یک سابقه افسردگی عبارتست از اختلال در روابط اولیه کودکی.
نظریه یادگیری و افسردگی :
پیش فرض نظریه های یادگیری آن است که افسردگی و فقدان به هم مربوط است. اولین سوختن و همکاران وی از پیشوایان تحقیق در زمینه افسردگی از نقطه نظر یادگیری هستند. آنها به طور معمول تاکید می کنند که میزان پایین برون شد رفتار و احساسات غمگینی یا ناشادی که با افسردگی همیسته می شود مربوط است به میزان پایین تقویت مثبت و یا میزان بالای تجارب ناخوشایند.
این حالت ممکن است توسط یکی از چندین دلیل ذیل واقع شود.
1 ) محیط فی نفسه ممکن است مسئله باشد. ممکن است عوامل تقویت کننده کم یا تشبیه کننده زیاد در محیط مشخص وجود داشته باشد.
2 ) شخص ممکن است فاقد مهارتهای اجتماعی برای جذب تقویت مثبت ی برای تطبیق موثر با حوادث تنفر انگیز ناخوشایند باشد.
3 ) به علت دلائل برای افرادی که مستعلا افسردگی هستند تقویتها کمتر مثبت و تنبیه ها بیشتر منفی به نظر می رسد تا افراد عادی درمان افسردگی از نقطه نظر یادگیری:
اوین سوهن و همکارانش نخست کوشش می کنند تا اثرات متقابل مخصوص شخص- محیط و حوادثی مربوط به افسردگی را مشخص کنند یک گام برای این عمل عبارتست از مشاهده مشخص در خانواده به عنوان قسمتی از ازیابی اولیه این عمل چندین موضوع را انجام می دهد مراجع را نسبت به اینن اندیشه آگاه می سازد که افسردگی به اثرات متقابل شخص با دیگران و محیط مربوط است. و نیز در مانگر یک راه سودمند و بالنسبه بدون تعقیب درباره آموزش رفتار به مراجع و کسان دیگری که در محیط نشان می دهد.
ابزارهای دیگری که براساس درمان، آموزش اجتماعی مورد استفاده واقع می شود عبارتست از فهرستی از حوادث خوشایند و ناخوشایند مراجع از طریق علامت زدن این فهرست معین می سازد که هر حادثه ای چند بار در زندگیش رخ داده و تا چه اندازه رویداد آن حادثه یا احتمالا رویدادش برای وی خوشایند یا ناخوشایند بوده است.
نقطه نظر شناختی :
احتمالاً با نفوذ ترین نظریه های روان شناختی که امروز درباره افسردگی وجود دارد نقطه نظر شناختی است. اساس این نقطه ها این اندیشه است که یک توبه معین ممکن است روی دو فرد تاثیر بسیار متفاوتی بگذارد. قسمتی از این اختلاف ممن است به دلیل نحوه تفکر آنها درباره آن حادثه باشد و اینکه تا چه اندازه شناخت درباره آن دارند.
نظریه شناختی بک درباره افسردگی :
آرون بک معتقد است که افراد افسرده به این دلیل افسرده اند که راه های اشتباه آلود و مبالغه در فکر کردن دارند. شخص افسرده یک نظر متعی درباره خود و آینده دارد. طبق نظر بک شناختهای منفی علت افسردگی است نه سایر چند های پیرامون شخص عقیده بک این است که احساس از دست دادن که اغلب نتیجه هدفها و توقعات بالای غیر منطقی است عامل اصلی افسردگی محسوب می شود شخص افسرده از دست دادن را یا سو تبعید می کند یا اغراق آمیز می سازد. یا معانی پیش از حد تصمیم یافته و نا معقول بران می دهد.
بک باور داشت که شخص افسرده علت هر گونه بدبختی را معیوب شخصی می داند و همجنین افراد افسرده تمایل دارند که خود را با دیگران مقایسه کنند و این موضوع خود موجب می شود عزت نفس آنان کمتر شود. بهترین توصیف برای شناختهای افراد افسرده عبارتست از تصمیم بیش از ابزاره
درماندگی شناختی برای افسردگی :
روش درمانی بک عبارتست از سئوالات طرحریز می شده هدفدار دوستانه برای آگاه ساختن شخص افسرده از عدم مطابقت بین افکار و واقعیت . من دیگری که بک مورد استفاده قرار می دهد عبارتست از یک جدول فعالیت. مراجعه فعالیت روزانه خود را فهرست کرده آنگاه هر فعالت یا روی مقیاس صفر تا پنج از تقلد انجام یک کار خوب و لذتبخش رتبه بندی می کند.
دیدگاه اصالت وجودی – انسانگرایی درباره افسردگی:
در حالی که نظریه تحلیل روانی بر از دست دادن یک شی مورد علاقه به عنوان علت اصلی افسردگی تاکید می ورزند. نظریه های اصالت وجود بر از دست دادن عزت نفس متمزکز می شوند. شی از دست رفته می تواند واقعی یا سمبلیک باشد. قدرت – مقام اجتماعی – یا پول ولی از دست دادن خود به خود بران ابزاره اهمیت ندارد که تعبید در خود ارزیابی فرد بر اساس آن از دست دادن علت شایع افسردگی در مردان از دست دادن شغل است. شغل بیانگر ارزش در نظر خودش می باشد. دست کم تا زمان افزایش زیاد میزان اشتغال زنان در خارج از خانه . یک علت شایع افسردگی در زنان از دست دادن همسر بوده این از دست دادن فقط شخص مورد علاقه نبوده ارزش وی بوده است. نظریه پردازان انسانگرایی ممکن است بر اختلاف من آرمانی شخص وا در آن وی از حالت واقعی امور تائید ورزند. بر اساس نظریه آنان افسردگی احتمالاً زمانی ظاهر می شود که اختلاف بین من ولقعی و من آرمانی خیلی زیاد شود به طوری که برای شخص قابل تحمل نباشد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع صرفه جویی در هزینه و استاندارد سازی

پیشینه و ادبیات تحقق:
برای تحول جامعه نسبی به شنعتی ، وجود افراد متخصص در زمینه های گوناگون یک ضرورت اجتناب نا پذیر است برای تربیت انسان های متخصص ، شناخت خصوصیات فردی و امکانات جامعه که از طریق راهنمائی شغلی امکان پذیر است ضروری می باشد. امروز پیشرفت علم و توسعه تکنولوژی و تنوع و تعدد بیش از خود مشاغل ، انتخاب و تصمیم گیری شغلی را مشکل کرده بدههیی است که در چنین شرایطی لازمه انتخاب صحیح و تصمیم گیری مناسب و عاقلانه وجود الاعات دقیق و موفق درباره مشاغل و نیز فرد انتخابگر است که از طریق برنامه های راهنمائی شغلی فراهم می آید. اشغال به عنوان یک ضرورت در زندگی فردی و اجتماعی مطرح می گردد بدین معنی که هر انسانی برای گذراندن زندگیش باید به اشتغال بپردازدچنین بقا و تدوام جامعه به اشتغال انسانها بستگی دارد از اینرو هر کسی باید سر انجام با توجه به استعداد و رغبت خویش و نیاز ها و امکانات جامعه شغل مناسبی را بر گزیده.
تاریخچه راهنمائی شغلی :
راهنمائی شغلی تاریخچه بسیار طولانی دارد و از گذشته های بسیار دور و همزمان با اشغال و تقسیم وظایف و مسئولیت ها بین انسانها بوجود آمده است راهنمائی شغلی بطور عام با نظام استاد شاگردی آغاز گردیده است و زالدین در ابتدا فرزندان خود را برای بر عهده گرفتن شغل خود آماده می ساختند و مهارت های ضروری را خود به آنها می آموختند. دانشمندان ایرانی بر اهمیت شغل آموزی در دوره های مختلف تاکید فراوانی کرده ان دابو علی سینا معتقد است که برنامه آموزش کودک در مدرسه باید قرآن – شرعیات – ورزش – اشعار و زبان را شاغل شود. به نظر ابن سینا معلم باید طمع و قرینه کودک را بسنجد و بموقع متناسب با استعداد وهوش او را در جهت گزینش شغل مناسب راهنماوی کند. خواجه نصیر الدیم طوسی نیز معتقد است که معلم باید به طبیعت کودک را بشناسد و استعداد او را کشف کند و برای او رشته تحصیلی معیت کند و هنری را به وی بیاموزد از اینرو یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش آموختن صنعت و هنره دانش آموزان است. در ایران اولین مدرسه دولتی در سال 1268 شمسی به جهت امیر کبیر بوجود آمد و در آن تعداد هفت نفر معلم خارجی به تدریس در رشته های پیاده نظام ، مهدسی – پزشکی – جراحی – دار.سازی مشغول شدنددر سال 1267 شمسی نیز تعدادی محصل جهت تحصیل در رشته های گوناگون به کشور فرانسه اعزام شدند. در سال 1313 شمسی با تاسیس دانشگاه تهران ، دانشکده های طب و دندانسازی و دارو سازی کار خود را آغاز کردند در سال 1326 با تاسیس دانشسرا ها و دبیرستانهای کشاورزی – تدریج مدارس حرفه ای و هنرستانها در مرکز شهرستانها بوجود آمدند و به تربیت نیرو های ماهر و کار آمد پرداختند (صذیق 1354) اصطلاح راهنمائی شغلی برای اولین بار در جهان در سال 1914 میلادی بطور سعی در کنگره ای که در بروکسل تشکیل شده بود بکار رفت اصولاً پیدایش راهنمائی شغلی ، ناشی از پیشرفاهای اجتماعی و تکنولوژیکی است و در جوامع صنعتی . انجام راهنمائی شغلی یک ضرورت است لازم به تذکر است که در زمینه راهنماوی شغلی در سالهای قبل از 1914 میلادی ثقا وا جهان ، فعالیتهای پراکنده و سازمان نیافته ای انجم می شد در سال 1906 میلادی تنظیم و تدویت خدمات راهنمائی شغلی توسط فرانک پارسونز – پدر نهضت راهنمائی شغلی در بستن واقع در آمریکا آغاز گردید مهمترین کار پاوسوند سازمان دادن به مجموعه فعالیت های پراکنده ای بود که در زمینه راهنمائی و خصوصاً راهنمائی شغلی انجام می گرفت. در سال 1908 میلادی بر اثر کار های پار سونز موسسه ای بوجود آمد که هدفش یاری رساندن به نوجوانان ترک تحصیل کرده بیکار بود. در سال 1913 میلادی اولین خدمات راهنمائی شغلی بطور رسمی از طریق موسسه اطلاعات شغلی و حرفه ای بستن ارائه گردید و اولین جمله حرفه ای در سال 1915 میلادی انتشار یافت مقارن با سال 1913 میلادی مقدمات مطالعه در موضوعات راهنمائی شغلی در فرانسه نیز آغاز گردید و در سال 1928 میلادی موسه ملی راهنمائی شغلی در پاریس تاسیس شد. در سوسی بر اثر تلاش های کلا پارد جنبش راهنمائی شغلی حدود سال 1914 میلادی آغاز گردید. در بلژیک نیز از سال 1914 میلادی به بعد مراکز راهنمائی شغلی تاسیس شدند.
در سال 1933 میلادی با تشکیل مراکز اشتغال و کار یابی اقدامات مفیدی برای بر قراری توازن بین عرضه و تقاضا برای توزیع کارگر بوجود آمد و حدود 25 هزار موسسه استخدام کننده و یکصد هزار نفر کارگر از طریق این مراکز به اشتغال پرداختند.
سال 1951 میلادی نقطه عطفی در تاریخجه راهنمائی شغلی در جهان مسوب می شود از این سال به بعد نظریه های انتخاب شغل مطرح گردیدند و اولین بار کینز برگ اقتصاد دان معروف آمریکائی و همکارانش در کتابی به نام انتخاب یک شغل عقاید خود را ارئه دارند آنان با طرح دید گاه های جدید انتخاب شغل را فرایند تکاملی و نه منطقی داشتند (شفیع آبادی 1367) کینز برگ برای انتخاب شغل 3 مرحله را بر شمرد .
1 ) مرحله رویایی: در این مرحله که تامن 11 سالگی ادامه و مربوط به آرزوها و رویا های این دوران می باشد در این مرحله کودک نقش بزرگسالان را تقلید می کند به گونه ابی که این نقش در بازی های آنان منعکس می گردد.
2 ) مرحله آزمایشی: از مرحله 11 سالگی تا 17 سالگی ادامه دارد در این مرحله کودک سعی می کند آرزوها و تمایلاتشان را به مرحله آزمایش گذارد و بدین ترتیب با مشکلات و موانع و واقعیت های شغلی مورد نظر کم و بیش آشنا می شود.
3 ) مرحله واقع بینی : این مرحله که از سن 17 سالگی به بعد است فرد بر اساس قبلی و تجربه های پیشین علائق واقعی خود را کشف می کند و به انتخاب شغل می پردازد به نظریه کینز برگ اشکال و ایراد هایی مانند تقسیم مراحل سن و واقع بینی محسوب کردن و تجربه های دوران کودکی را صرفاً رو یا پنداشتن و غیره وارد شده اما از آنجائیکه به ارزشهای فردی و مبانی فرهنگی جامعه توجه می کند نظریه های او با ارزش می باشند. هر چند این نظریه طرفداران و مخالفان در سطح جهان دارد ولی در کل؟ عنوان یکی از اولین نظریه های شغلی قابل تامل و تعقق است عقیده این گروه بر این است که انتخاب شغل نیز نظیر فرایند رشد بوده و با عواملی ارزشهای فردی ، واقعیت محیطی – عوامل عاطفی و فرصت های تربیتی بستگی کامل دارد. به عبارت دیگر انتخاب شغل فرایندی است که در طی (دوره معینی) انجام می پذیرد و در این دوره فرد بین انتظارات و امکانات و خصوصیات فردی سازش به وجود می آورد. این دوره قابل باز گشت نیست یعنی پس از طی این دوره امکان بازگشت برای انتخاب مجدد وجود ندارد.
پارسونز در کتابی که پس از مرگش در سال 1909 میلادی به چاپ رسیده اظهار می دارد در مشکلات شغلی و راهنمائی های شغلی باید به فرد کمک کرد تا شغلی را انتخاب نماید و خود را برای انجام آن آماده کند و به طور موفقیت آمیزی آن را ادامه دهد و نتیجه گیری می کند که شغل و مشکلات ناشی از آن تحت سه عامل مهم فردی و اجتماعی قرار دارد.
1 ) شناسایی کامل از تواناییها، استعداد ها، رغبتها و نیز محدودیتهای فرد
2 ) شناسایی کامل مشاغل متعدد و آگاهی از عوامل و پدیده های که به موفقیت و رضایت شغلی منجر می شوند.
3 ) ایجاد سازش و رضایت منطقی بین خصوصیات شخص و شرایط شغلی
در چند پارسونز صاحب کتب و مقالات و نظریات گوناگون درباره ماهیت شغل و نحوه رسیدن به شغل و سازگاری شغل است ولی جهت آشنایی به تاریخچه و ادبیات در تحقیق حاظر به خلاصه ای از نظریات و نتیجه گیری تحقیقات وی که در مهاجرتهای بی رویه به آمریکا که قبل از سال 1900 انجام گرفته اکتفامی کنیم.
آلپورت سال 1995 : بحث درباره موضوعات انتزاعی و غیر سلموسی از طرف گروه های مختلف با اتحاد نظر توام نخواهد بود یعنی هر فردی می تواند به هنگام بحث در زمینه های انتزاعی و غیر مملوس به نتایج خاص و احتمالاً متفاوت با دیگران نایل آید زیرا نتیجه گیری در موضوعات انتزاعی بر خلاف موضوعات معینی و مملوس بیشتر با احساسات وادراکات فردی ارتباط دارد. تحقیقات آلپورت زمینه ای برای پرداختن سایر دانشمندان و جامعه شناسان برای تحقیق دقیق تر در زمینه های اشتغال و عوامل و جوانب شغلی است.
جان هاند سال 1959
جان تحقیقات و نظریه های شغلی را نسبتی بر دو اصل می داند
1 ) انتخاب شغل و حرفه به طور تلقی و گرایش فرد بستگی دارد.
2 ) انتخاب شغل و حرفه رابطه مستقیفی با طرز و گرایش فرد دارد.
وی در نظر داشت با بهره گرفتن از تمام علوم و نیز با توجه به واقعیات محیطی وارثی به نتایج قابل قبولی برسد. وی سرانجام با توجه به شرایط و موقعیت افراد و نیز محیط سازگاری شغلی و عوامل ناشی از آن افراد را به شش شخصیت شغلی تقسیم می کند.
(شفیع آبادی 1367)
1 ) واقع بین 2 ) تهوری 3 ) معنوی 4 ) هندی 5 ) اجتماعی 6 ) سنتی
شیوه پیشگیری از افسردگی شغلی :
استرس شغلی یکی از نگران های دائم در مراکز مراقبت های بهداشتی است. مطالعات نشان می دهد که پرسنل مراقبت های بهداشتی بیش از دیگر مشاغل در معرض مخاطرات سایکولوژیک بوده و نرخ بالائی از افسردگی و اضطراب ناشی از استرس شغلی را دارا می باشند. علاوه بر روان پریشی، دیگر پیامدهای استرس شغلی شامل خستگی، غیبتف اقدام به ترک کار، کاهش رضایت بیماران و بروز خطا در تشخیص و معالجه است.
علل استرس شغلی چیست؟
طبق تعریف انستیتو ملی ایمنی و بهداشت حرفه ای آمریکا (NIOSH) استرس شغلی عبارتست از : «پاسخ های حسی و جسمی مضر در زمانی که نیازهای شغلی با توانائی ها، منابع یا نیازهای کارمند مطابقت ندارد». فاکتورهای محیط کار (استرسورهای شغلی) که می توانند موجب استرس شوند عبارتند از :
فاکتورهای سازمانی (ارتباط میان فردی ضعیف، شیوه های مدیریتی غیر منصفانه)؛
فاکتورهای اقتصادی و مالی؛
تضاد بین کار، نقش و مسئولیت ها نسبت به خانواده؛
پی آمدهای پیشرفت شغلی و آموزشی (فقدان فرصت برای رشد و ترقی)؛
جوسازمانی فقیر (عدم الزام مدیریت به ارزشهای درونیف روش های ارتباطی غلط)؛
استرسورهای رایج در مراکز مراقبت های بهداشتی شامل موارد زیر می باشد :
میزان ناکافی شمار کارکنان؛
ساعت کاری طولانی؛
نوبت کاری؛
ابهام نقش؛
تماس با مواد عفونی و خطرناک؛
تنوع استرسورها در میان مشاغل مراقبت های بهداشتی و حتی در درون مشاغل وابسته به نوع وظیفه انجام یافته است.
بطور کلی،طی مطالعات انجام شده بر روی پرستاران، فاکتورهای زیر که مرتبط با استرس می باشند، یافت شده است :
بار کاری بالا؛
فشار زمانی (کوتاه بودن زمان برای به پایان رساندن مطلوب وظیفه)؛
فقدان حمایت اجتماعی در کار (خصوصاً از سوی سوپرواریزرها، سرپرستارها و بالاترین مقام مدیریتی)؛
تماس با بیماریهای عفونی؛
آسیب های ناشی از مجروع شدن توسط سوزن سرنگ؛
تماس با خشونتها و تهدیدهای مرتبط با کار؛
فقدان خواب کافی؛
ناسازگاری و ابهام نقش؛
کمبود پرسنل؛
پیامدهای پیشرفت شغلی؛
سر و کار داشتن با بیماران صعب العلاج؛
فاکتورهای مرتبط با استرس در میان پزشکان عبارتند از :
ساعت کاری طولانی؛
حجم کاری زیاد؛
سروکار داشتن با مرگ و افراد در حال فوت؛
تضاد میان فردی با دیگر پرسنل؛
تهدید ناشی از دادخواست به علت معالجه غلط؛
کیفیت خدمات ارائه شده از سوی بیمارستان جهت مراقبت از بیماران نیز در ایجاد استرس بر روی کارکنان مراقبت های بهداشتی مؤثر است. عقیده بر این است که سازمان ارائه کننده خدمات مراقبتی با کیفیت بالا ممکن است در درک استرس ناشی از فشار شغلی و بار کاری بالا اثر بگذارد، به این خاطر که اینگونه خدمات احتمالاً در دسترسی به منابع و حمایتهای بیشتر انعکاس می یابد.

مضرات بالقوه تأثیر بهداشتی استرس شغلی چیست؟
استرس ممکن است با انواع عکس العمل های زیر همراه باشد :
روانشناختی (تحریک پذیری، نارضایتی شغلی، افسردگی)؛
رفتاری (مشکلات خواب، غیبت)؛
جسمی (سردرد، آشفتگی معدهف تغیرات فشار خون)؛
یک حادثه تروماتیک حاد می تواند موجب اختلال استرس تروماتیک شغلی (PTSD) شود. الته نه به این صورت که در هر شخص مبتلا به تروما، خستگی شدید و PTSD ضعیف پیشرفت کند.
هر چند فاکتورهای شخصی (استراتژی های تسلط به کار) و منابع اجتماعی می توانند عکس العمل استرسورهای شغلی را تا چند درجه بهبود بخشند، شرایط کاری می تواند نقش بزرگی را در قرار گرفتن کارکنان در ریسک پیشرفت بهداشتی، بازی نماید.
چگونه می توان استرس را در محیط کار کنترل نمود؟
راه بسیار مؤثر برای کاهش استرس شغلی، رفع استرسورها بوسیله طراحی مجدد مشاغل و ایجاد تغییرات سازمانیست. سازمانها باید اقدامات پیشگیرانه زیر را انجام دهند :
مطمئن شوید که بار کاری متنتاسب با کارکنان، توانائی ها و مقدوراتشان است.
نقش و وظایف کارکنان بطور وضوح تعریف شود.
فرصتی به کارکنان داده شود تا در تصمیم گیری ها و امور مؤثر در شغلشان سهیم باشند.
بهبود روابط.
کاهش ابهام در پیشرفت و چشم انداز آینده شغلی؛
مهیا نمودن فرصتی برای تعامل اجتماعی در میان کارکنان.
مداخله های سازمانی بسیار رایج که در مراکز مراقبت های بهداشتی اجرا شده است شامل:
فرایند های تیمی؛
تیم های مراقبت های بهداشتی چند منظوره و مداخله های چند جزئی می باشد.
فرآیند تیمی یا روش های مشارکتی کارکنان، فرصتی به پرسنل می دهد تا در تصمیم گیری ها و امور مؤثر در شغلشان مشارکت نمایند. خط مشی تیمی با طراحی مجدد سیستم های عرضه خدمات مراقبتی به بیماران یا آماده نمودن اینگونه خدمات (مانند تیم پرستاری)، در بهبود رضایت شغلی و کاهش خطا، غیبت و استرس شغلی موفق بوده است.
تیم مراقبت های بهداشتی چند منظوره (مانند ترکیبی از پزشکانف پرستاران، مدیران، داروسازها، روانشناس ها و …) بطور فزاینده در مراکز مراقبت های ابتدائی، طولانی مدت و اورژانس رایج شده است. تیم ها باید موارد زیرا را به انجام برسانند :
اجازه دهند تا خدمات بطور کارآمد و مؤثر و بدون کاهش ارائه شود؛
ذخیره نمودن زمان (یک تیم می تواند فعالیت هایش را بطور همزمان اجرا نماید بدین صورت که یک کارمند نیاز دارد بطور متوالی آماده باشد)؛
ترویج نوآوری از طریق تبادل نظرات؛
جمع آوری و تبادل اطلاعات از طریق روشهائی که بصورت فردی ممکن نیست؛
مداخله های چند جزئی مبنای گسترده ای داشته و ممکن است شامل موارد زیر باشد :
ارزیابی ریسک؛
تکنیک های مداخله ای؛
آموزش؛
مداخلات استرس سازمانی موفق، در چندین مورد اشتراک دارند :
درگیر بودن کارکنان در کلیه مراحل مداخله؛
آماده نمودن کارکنان با صلاحیت جهت توسعه، اجرا و ارزیابی مداخلات؛
تعهد قابل توجه از سوی مدیریت ارشد و تهیه نمودن توسط مدیریت میانی؛
یک فرهنگ سازمانی که مداخلات استرس را حمایت کند؛
ارزیابی دوره ای مداخلات استرس؛
بدون این اجزاء (خصوصاً حمایت مدیریت) احتمال موفقیت این مداخله وجود ندارد.

مداخله مدیریت استرس :
آموزش در خصوص استراتژی های تسلط بر کار؛
آرامش پیشرو؛
بازخورد زیستی (Biofadback)؛
تکنیک های وابسته به رفتارشناسی؛
مدیریت زمان؛
مهارتهای میان فردی؛
از دیگر انواع مداخله که نشانگر نویدی برای کاهش استرس در میان کارکنان مراقبت های بهداشتی است، عبارتست از : تسلط ابتکاری، یا توسعه و کاربرد استراتژیهائی مانند تغییر در روش های کار یا پیشرفت مهارت توسط کارکنان بمنظور کاهش تقاضاهای مفرط.
هدف این تکنیکها کمک به کارکنان در مواجه مؤثرتر با استرس شغلیست. مداخله های متمرکز در محیط های کاری آمریکا شکل های مختلفی از کاهش استرس را به همراه داشته است. هر چند مداخله های کارکنان می تواند به پرسنل در مواجهه مؤثرتر با استرس کمک کند، اما آنها نمی توانند از منابع استرس زای محیط کار دوری نمایند و بدین گونه ممکن است زمان زیادی را تلف کنند.
در جهان امروز توانمندی، قدرت اقتصادی و رفاه هر کشوری در گرو استفاده بهینه از امکانات، منابع و نیروی انسانی آن کشور است. در این راستا هر چه نیروی کار شایسته تر و کارآمدتر باشد پیشرفت و توفیق آن کشور در عرصه های گوناگون اقصتادی و اجتماعی بیشتر خواهد بود. بدون شک در عرصه رقابتهای اقتصادی کارآمد بودن فرد، یا یک کشور در برابر رقبا در صورتی امکان پذیر است که بتوان کتر یا فعالتی مشخص را با کیفیت برتر، سرعت بیشتر و کوشش کمتر انجام داد. از این رو، سرعت و مهارت از عوامل سازنده کارآمدی به شمار می آیند. در این مورد کارشناسان و پژوهش گران بر این باورند که کاآمدی هر فرد به عواملی گوناگون مانند، استعداد، هوش، انگیزش، کیفیت ماشین و ابزار کار مورد استفاده، آموزش و تخصص مورد نیاز، شرایط محیط کار، ملاحظات خستگی زدایی و … بستگی دارد. اهمیت شناخت شیوه های ختسگی زدائی بدین منظور است که با راهکارهای مناسب بتوان از فرسودگی و خستگی بیشتر پیشگیری کرد و این عارضه را در صورت بروز فرسودگی درمان نمود. در بررسی این عارضه فرسودگی باید بر این نکته آگاه بود که خستگی همانا پیامد کار مداوم و یکنواخت است که با استراحت آثار آن تدریجاً از بین می دود، اما نشانه های بیماری فرسودگی شغلی متعدد است و نباید این نوع خستگی مزمن را با خستگی های معمولی و زودگذر اشتیاه نمود. یکی از معضلات افراد مبتلا به فرسودگی ناشی از کار که از فرسایش جسمی رنج می برند، قدرت آنان برای کار کردن کاهش می یابد و بیشتر اوقات خسته و ناتوان هستند. افزون بر این، نشانه های بیماری فیزیولوژیک مانند سردردهای مکرر، تهوع، اختلال در خوابیدن و تغییر عادات مربوط به غذاخوردن (مانند از دست دادن اشتها) در این فرد است.
مشکل دیگر این افراد فرسودگی هیجانی است. افسردگی، احساس درماندگی و نیز احساس به دام افتادن در کار و شغل خود، بخشی از مشکلات هیجانی آنها است. افراد گرفتار خستگی شغلی غالباً دچار فرسودگی نگرشی (از این اختلال غالباً به عنوان دگرسان بینی خود یاد می شود) نیز هستند. این افراد نسبت به دیگران بدگمان می شوند، این تمایل در آنان ایجاد می شود که با دیگران بیشتر مانند یک شیء رفتار کنند تا به عنوان یک انسان و ضمناً نسبت به آنان نیز نگرشی منفی پیدا می کنند. افرادی که دچا فرسودگی شغلی هستند این تمایل را پیدا می کنند که خود یا شغلی که به عهده دارند، سازمان محل کار خویش و به طور کلی، زندگی خود را بی اعتنا جلوه دهند. به بیان دیگر، این افراد جهان اطراف خود را بیشتر با عینک خاکستری نگاه می کنند و نمی توانند زیباییهای زندگی را ببینند و این احساس را پیدا می کنند که پیشرفت شخصی آنها کند است، به این نتیجه می رسند در گذشته نیز قادر نبوده اند پیشرفت شخصی زیادی داشته باشند و می پندارد در آینده نیز پیشرفتی نخواهد داشت. نشانه های فرسودگی شغلی در شاخصهای گوناگون تجلی می یابد. نخست شاخصهای هیجانی که توأم با بی علاقه شدن نسبت به شغل خود، افسردگی، احساس جدایی از دیگران و بیگانگی، احساس درماندگی و ناتوانیف احساس مورد تأیید و تشویق قرار نگرفتن، احساس جدایی از دیگران و بیگانگی، احساس بی تفاوتی و ملامت و بیزاری و از دست همدلی نسبت به دیگران است که شاخص های نگرشی مانند بدبینی و بدگمانی نسبت به دیگران، بی اعتمادی نسبت به مکدیریت سازمان محل کار خود، گله مند شدن از دیگران را در پی دارد. افزون بر این شاخص های رفتاری در افراد مبتلا به عارضه فرسودگی شغلی قابل تعمق است که از آن جمله می توان، تحریک پذیری و پاخاشگری، کناره گیری از دیگران، کاهش توانایی برای انجام دادن وظایف شغلی، محدود شدن فعالیتهای اجتماعی و تفریحی، افزایش موارد سوء مصرف دارو، افزایش مشکلات و ناسازگاری با مدیران، کارمندان، همکاران، همسرو فرزندان را نام برد. شاخصهای روان تنی نیز بخشی از عارضه فرسودگی است، که جلوه هائی از آن عبارتند از : احساس خستگی، ابتلا به دردهای عضلانی، انواع سردردها، بی نظمی در عادات ماهانه در زنان، تغییر در عادات برای خوبیدن (کم خوابی)، ابتلا به اخلال گوارشی و سرما خوردگی های مکرر، شاخصهای سازمانی از قبیل : کاهش رسیدگی به خواسته های ارباب رجوع، مشتری یا مصرف کنندگان خدمات سازمان، تنزل ابعاد اخلاقی و معنوی کارکنان، افزایش تعداد موارد خلافکاری، دزدی، غیبت از کار، ترک شغل و سوانح و حوادث در کار نیز نقشی چمشگیر در رفتار این افراد دارد. فرسودگی شغلی، شناخت علل آن نیز از اولویت ویژه ای جهت درمان برخوردار است.
همانطور که مطرح شدف عامل اصل فرسودگی شغلی تحمل فشار روانی ناشی از کار به مدت طولانی و کار زیاد است. اما متغیرهای دیگری نیز پیدایش این عارضه نقش دارند. برای مثال، با شناخت اوضاع و احوال و شرایط متعدد درون سازمانی و نیز ویژگی های شخصیتی فرد، می توان تشخیص داد که آیا وی مبتلا به فرسودگی شغلی است؟ افزون بر این با شناخت این عوامل می توان میزان یا شدت این اختلال را نیز تعیین کرد. برای نمونه، وقتی فرد احساس می کند تلاش های او در کاری بی فایده و غیراثر بخش است، یا این احساس را پیدا می کند که این نوع تلاشها مورد توجه و قدردانی دیگران قرار نمی گیرد، ممکن است آمادگی لازم را برای ابتلا به عارضه فرسودگی شغلی پیدا کند، وقتی فرد تحت شرایطی قرار می گیرد، احساس می کند پیشرفت شخصی او قابل توجه نمی باشد. افزون بر این، فرصت های اندک برای ارتقاء وجود قوانین و مقررات خشک و غیرقابل انعطاف، این احساس را در فرد ایجاد می کند که سازمان با وی غیرمنصفانه رفتار می نماید، از این رو نسبت به شغل خود دیدگاهی منفی پیدا می کند. عامل مهم دیگری که می تواند در فرسودگی شغلی تأثیر داشته باشدف سبک مدیریت و رهبری سرپرست واحد محل کار اوست. برخی پژوهش ها نشان می دهد در موارد یکه ایجاد ارتباط عاطفی با کارکنان و توجه نسبت به رفاه آنان در مدیریت یک سازمان نادیده گرفته می شودف درصد بیشتری از کارکنان آن سازمان گرفتار فرسودگی شغلی می شوند. یکی از عواملی که در بی رمقی، تنیدگی یا فرسودگی شغلی نقش قابل توجهی دارد، شیوه ای است که افراد برای کنار آمدن با فشار روانی ناشی از کار زیاد، به کار می گیرند، بعضی از افراد اساساً تأثیرگذار هستند و فعالانه با رویدادها رو به رو می شوند و انرژی زیادی را صرف اثرگذاری بر وقایع و محرک های تنش زای پیش بینی شده می کنند. به بیان دیگر از شیوه کنار آمدن با مشکلات و در عین حال کنترل معضلات استفاده می نمایند. اما برخی اشخاص فقط واکنش نشان داده و اجازه می دهند تا رویدادها و اتفاقات بر آنان تحمیل شود اما تحمل پذیرش عوارضی و نتایج چنین رویدادها و حوادثی، ندارند. این روش برخورد را می توان تحمل مشکلات یا فرار از آن نامید.
تحقیقات انجام شده نشان می دهد در مجموع افرادی که برای کنترل مشکلات خود در کار، از راهبردهای مناسب استفاده می کنند، کمتر دچار فرسودگی شغلی می شوند و ارزیابی آنان از پیشرفت شخصی خود نیز مثبت تراز کسانی است که از راهکارهای مناسب استفاده نمی کنند. برعکس افرادی که شیوه تسلیم در برابر مشکلات یا فراز از آن را پیشه می کنند بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و نگرشی (دگرسان بینی خود) قرار می گیرند. نتایج بررسی ها نشان می دهد روشها و راهبردهای نامناسب که افراد در پاسخ به محرک های تنش زای ناشی از شغل و زندگی اتخاذ می نمایند، نقش مهمی را در احتمال قربانی شدن آنان و گرفتار آمدن در دام فرسودگی ایفاء می کند. عوامل دیگری که سبب می شود افراد به فرسودگی شغلی دچار شوند عبارتند از :
1 ) ناآشنا بودن افراد با هدف سازمان یا قابل درک نبودن این اهداف برای آنان؛
2 ) سیاستهایی که مدیریت سازمان در ابعاد مختلف وضع می کند یا در عمل به کار می گیرد؛
3 ) شیوه های رهبری و مدیریت در سطوح سرپرستی (یا سبک رهبری سرپرستان واحدها در سازمان)؛
4 ) سخت و غیرقابل انعطاف بودن قوانین، مقررات و آیین نامه ها در سازمان؛
5 ) ناسالم بودن شبکه های ارتباطی در سازمان و فقدان ارتباط های دو طرفه و از پایین به بالا در سازمان؛
6 ) بی توجهی مدیریت سازمان به امور کارکنان (رفاهی، درمانیف تفریحی و …)؛
7 ) عدم بهره گیری از همه توان و استعدادهای بالقوه افراد در انجام دادن وظایف شغلی؛
8 ) مبهم بودن نقش فرد در سازمان و در فریند تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات ارائه شده توسط سازمان؛
9 ) ناراضی بودن افراد از سازمان یا از شغل خود؛
10 ) فقدان امکانات لازم برای رشد و ترقی یا ارتقای افراد در سازمان؛
11 ) قرار گرفتن افراد در شرایط کاری که لازم است در زمانی محدود کاری بیش از توان خود انجام دهند؛
12 ) واگذار کردن مسئولیتهای بیش از ظرفیت افراد به آنان و ترس از توانایی برای انجام دادن این مسئولیتها؛
13 ) گرفتار شدن تصدی نقش های متعارض که طی آن نقشهایی به عهده فرد گذاشته می شود که با هم در تعارض اند؛
14 ) هماهنگ نبودن میزان پرداخت حقو و مزایا با میزان کاری که انتظار می رود افراد در سازمان انجام دهند؛
15 ) نامناسب بودن نظام ارزیابی عملکرد شغلی افراد و جایگزین شدن رابطه به جای ضابطه در سازمان؛
16 ) فقدان امکانات مناسب و اثربخش آموزشی برای کارکنان سازمان و ناآشنا بودن آنان با وظایف شغلی خود؛
17 ) عدم به کارگیری روش های عملی برای آزمایش و انتخاب افراد و واگذاری تصدی مشاغل به افراد غیرواجد شرایط؛
18 ) ناآشنایی کامل افراد به وظایف شغلی خود از همان آغاز ورود به یک سازمان؛
شناخت عوامل و عناصر مؤثر در ایجاد فرسودگی شغلی : این سؤال را همواره در فراروی مدیران پرکار و مسئول قرار می دهد «هنگامی که فرد دچار عارضه یا اختلال فرسودگی شغلی شد، آیا راهی برای رهایی او از این وضع بیماری زا وجود دارد؟» خوشبختانه پاسخ این سؤال مثبت است و شواهد و یافته های جدید علمی بیانگر این واقعیت است که امکان بهبود و بازگشت سلامتی برای این فرد وجود دارد. زیرا با ارئه کمک های مناسب خود می تواند از فرسودگی جسمی و روانی رهایی یابد. اگر از میزان فشارهای روانی وارد بر افراد کاسته شود، اگر افراد مبتلا به فرسودگی شغلی مورد حمایت سرپرست واحد کار خود، همکاران، دوستان و آشنایان قرار گیرند، اگر این افراد برای خود تفریحات سالم و سرگرمی های خارج از محل کار داشته باشند، حداقل بعضی از آنان نگرشهای مثبتی نسبت به کار خود پیدا می کنند و بازدهی آنها در کار مانند سابق می شود. البته باید در نظر داشت که این نوع ترمیم یا کسب توان مجدد در شرایطی حاصل می شود که فرد به خود کمک کند و با به کارگیری راهبردهای درست، خود را از دام فرسودگی شغلی رها سازد. پژوهشگران و محققین علوم روانکاوی پیشنهاد می نمایند در صورتی که از فرسودگی شغلی در رنج هستید یا می خواهید از مبتلا شدن به آن مصون بمانید اقدامات زیر را انجام دهید :
1 ) در صورت امکان شرایط فیزیکی یا روانی کار خود را تغییر دهید و چنانجه قادر به ایجاد چنین تغییراتی نمی باشید، بعضی از رفتارهای خود را تغییر دهید و مسئولیتی را که از عهده انجام دادن آن برنمی آیید، قبول نکنید؛
2 ) از برنامه هیا متنوع برای بهبود وضعیت بدنی خود استفاده کنید و اوقات خاصی از شبانه روز را به ورزش کردن اختصاص دهید و از برنامه های غذایی مناسب استفاده کنید. بدین ترتیب مقاومت بدن شما در مقابل فرسودگی ناشی از فشارهای روانی مربوط به کار و خستگی شغلی افزایش می یابد؛
3 ) از روش های خاص ایجاد آرامش (ریلکسیشن) استفاده کنید و در همان جلسه اول متوجه خواهید شد که تا چه میزانی در ایجاد آرامش برای شما مؤثر واقع می شود. تاکنون برای ایجاد حالت آرامش روش های گوناگونی معرفی شده است (مثل آموزش نظامدار آرمیدگی، مراقبه و …) شما می توانید ضمن آشنایی با این روشها از طریق شرکت در جلسات آموزشی شیوه های مقابله با فشار روانی؛
4 ) روش های کارآمد برای انجام کارها دنبال کنید. زیرا اگر روش های بهتر و اثر بخش تر برای انجام دادن کارها را تجربه کنید، متوجه می شوید همیشه روشی بهتر برای انجام دادن هر وجود دارد؛
5 ) برای رفع خستگی کارگران می تواند در کار روزانه آنها تغییراتی داد و با جابجا کردن آنها تنوعی در کارشان به وجود آورد، البته این تنوع باید طبق اصول و برنامه صحیح انجام پذیرد. همچنین می توان محیط های مناسب کارگری به وجود آورد و با تنظیم برنامه های تفریحی و دسته جمعی خستگی روزانه آنها را کاهش داد؛
6 ) ارزشهای گوناگونی مانند ایجاد علاقه، دادن آگاهی در مورد نتیجه کارف دوره های استراحت کوتاه مدت بهره گرفتف خواب کافی و رفتن به دامن طبیعت نیز در تقلیل استرس ناشی از کار مؤثر است. اما افزون بر راهبردهای مطرح شده به این واقعیت انکارناپذیر نیز باید نظر داشت که مدیران می توانند در حل این معضل نقش کلیدی داشته باشند، زیرا یکی از وظایف مدیریت هر سازمانی آن است که موجباتی را فراهم آورند تا فشارهای وارد بر افراد در سازمان، تخفیف پیدا کند. بنابراین راهکارهای مختلفی نیز وجود دارد که با بهره گرفتن از آنها مدیریت هر سازمانی می تواند مانع از وارد آمدن محرکهای تنش زا بر کارکنان شود. از این رو، به مدیران علاقه مند به سلامت جسمی و روانی کارکنان خود پیشنهاد می شود برای پیشگیری از فرسودگی ناشی از کار به این راهکارها عمل نمایند :
1 ) افرادی را که به کاری بگمارید که نه تنها به آن علاقه مند باشند بلکه از ویژگیهای شخصیتی لازم برای انجام دادن درست وظایف شغلی برخوردار باشند. زیرا چنانچه مناسبترین فرد برای تصدی مسئولیتهای یک شغل انتخاب شود، احتمال وارد آمدن تنشهای روانی به او کمتر استف بنابراین احتمال ابتلای او به عارضه فرسودگی شغلی نیز کاهش می یابد. برای دستیابی به این هدف، بهترین راه آن است که از روش های علمی آزمایش و انتخاب استفاده کنید و در صورت نیاز از همکاری متخصص رواشناسی بهره بگیرد؛
2 ) برای متصدیان مشاغل گوناگون سازمانف دوره های آموزشی مناسب تکشیل دهید و مراقب باشید که برنامه ریزی طراحی و اجرای چنین دوره هایی براساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل شغل شرکت کنندگان در دوره آموزشی انجام گیردغ
3 ) امکاناتی را فراهم آورید که مهارتهای افراد بسته به موضوع مسئولیت کاری آنها، افزایش یابد. زیرا اگر فرد نتواند بر موقعیت شغل خود تسلط داشته باشدف فشار روانی زیادی را تحمل می کند؛
4 ) شرایط خطرآفرین در سازمان را به حداقل برسانید و امکاناتی را فراهم آورید که افراد در معرض خطر و محرکهای تنش زای اضافی قرار نگیرند. به عنوان نمونه دچار بر گرفتگی یا سانحه و حادثه نشوند؛
5 ) شبکه های ارتباطی در سازمان را بهبود بخشید به گونه ای که کیفیت و کمیت ارتباط ها در سازمان، در بهترین وضع خود باشند و اطمینان حاصل کنید که افراد می توانید نظرات و شکایات، پیشنهادات و انتقادات خود را رابطه با فرد یا موضوعف به راحتی و بدون ترس و نگرانی و به شیوه ای منطقی ارائه دهند. در غایت مدیران می توانند با رفتار سنجیده خود به کارمندان بیاموزند چگونه بدون ترس و نگرانی با سرپرست یا مدیر خود وارد گفتگو شوند.
برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید :
روابط اجتماعی رو به کاهش؟
پس روی؟
انجام کار به صورت بد؟
نارضایتی شغلی؟
خستگی جسمی روحی؟
بی میلی نسبت به تغییرات؟
عدم انعظاف پذیری دلمردگی و بدبینی؟
آیا از مشکلات زیر رنج می برید؟
روابط اجتماعی رو به کاهش؟
پس روی؟
انجام کار به صورت بد؟
نارضایتی شغلی؟
خستگی جسمی روحی؟
بی میلی نسبت به تغییرات؟
عدم انعظاف پذیری دلمردگی و بدبینی؟
هر کدام از موارد بالا نشانه ای از فرسودگی روانی هستند :
فرسودگی روانی در اثر استرس فراوان و طولانی مدت ایجاد می شود، که پس از آن نوعی تنش، خشم، غضب و خستگی به وجود می آورد. این مشکل روانی زمانی اتفاق می افتد که فرد با بی توجهی، بدگمانی و پرخاشگری رفتار می کند.
برای اجتناب از فرسودگی روانی باید خونسرد خود باشید. در خیلی از شرکت ها و ادرات برنامه هایی ضداسترس وجود ندارد، پس مسئول سلامت روان خود باشد.
همه ما، به خاطر پیشرفت های تکنولوژی در محل کار، می توانیم شدیدتر اما سریع تر کارمان را انجام دهیم. اما کارگر یا کارکند تنها چیزی است که در ادره ترفیع پیدا نکرده است. افراد مجبور هستند حتی بیشتر از گذشته کار انجام دهندف اما هیچ تنوع و پاداشی نداشته باشند، از این رو دچار افسردگی و استرس شغلی بشوند.
افسردگی یک شبه اتفاق نمی افتد. با گذشت زمان، استرس جمع می شود و در نهایت به نوعی خستگی، پس روی و دلمردگی تبدیل می گردد.
زمانی که شما انرژی و انگیزه خود را از دست می دهید، و نمی دانید که با این مشکل چگونه کنار بیایید، دچار افسردگی روانی می شوید.
اگر به موارد زیر توجه کنید، شاید از افسردگی رنج ببرید :
عدم تحمل همکاران و رفتار خشنونت آمیز با آنها، نکوهش و ملامت اطرافیان و تقصیر خود را گردن آنها انداختنف انزوا، دلتنگی، رو آوردن به نوشابه های الکی و بعضی خوراکی ها.
علائم جسمی هم شامل این موارد هستند :
سردرد، افزایش فشار خون، بیماری های مزمن. به راستی استرس شما را از پا درمی آورد و بیمار می کند. باور کردنی نیست، پاسخ به این افسردگی از فردی به فردی دیگر متفاوت است، از اعتیاد به پرکاری گرفته تا عدم تمایل به ادامه شغل، متفاوت می شود. خیلی از مردم قبل از این افسردگی، افرادی پر بازده و پر توان بوده اند، که گاهی طمع و زیاد خواهی باعث استرس در آنها شده است، که بعد از آن قادر به مدیریت امور خود نیستند و در نهایت دچار افسردگی روانی می شوند.
شاید بدترین قسمت افسردگی این باشد که تمام جنبه های زندگیتان را تحت تأثیر قرار می دهند (نه فقط جنبه شغلی). بی توجهی به استرس منجر به افسردگی و دلمردگی می گردد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع روانشناسی تربیتی، نظریه دلبستگی

آیا بیش از حد استرس دارید؟
می توانید فرمی را در این زمینه پر کنید.
اما خیلی از افراد با دیگران صحبت نمی کنند، تا متوجه شوند که نشانه ای از استرس در آنها وجود دارد. این که برخی افراد علت و راه حل استرس خود را نمی دانند، مشکلشان دوچندان می شود.
متأسفانه، گاهی اوقات خانواده و اطرافیان با توجهی و خواسته های بی جا، مشکل و افسردگی فرد را بیشتر می سازند. برگشت از کار پر تلاش به خانه ای که باید تمیز گردد، رسیدگی به تغذیه و امور فرزندان، و همسری که شایسته توجه است، می تواند فرد را مستاصل کند و از پا درآورد. گاهی استرس آنقدر تأثیر بد روی فرد می گذارد که وی فلج می گردد و قادر به انجام امور خود نخواهد بود. از آنجا که توجه به خواسته های دیگران بیش از حد برای این قبیل افراد اهمیت دارد، خودشان را فراموش می کنند. در این صورت چگونه می توانند به خودشان فکر کنند و قدری هم برای خود ارزش قایل شوند؟
پس اگر از لحاظ روانی خودشان را تخلیه نکنند، مشکلات بیشتر می شوند.
اگر فرد به احتیاجات خود در تمام جنبه های زندگی توجه کند، امور جزئی را کنار می گذارد و آنها برای وی بی ارزش می گردند.

لزوم توجه به خود :
در مصاحبه ای دکتر جوزف کمپبل از لزوم استراحت و آزامش در زندگی مدرن سخن گفته است، وی در ادامه گفته :
آرامش در زندگی هر فردی اهمیت دارد. شما باید یک اتاق داشته باشید، یا یک ساعت و روز، جایی که فازغ از مشکلات روزمره، یا اینکه دوستان شما چگونه افرادی هستند، به چه کسانی بدهکار هستید، از چه کسانی طلب داریدف به استراحت بپردازید و آرامش پیدا کنید. شاید در خلوت خود فکر کنید که خب با این کار که مشکلات حل نمی شوند، اما با گذشت زمان بهبودی حاصل می شود.
در خلوت خود به عبادت بپردازید و با خدای خود راز و نیاز کنید، حتی الامکان به مسجد، کلیسا و امکن زیارتی بروید و استرس را از خمد دور نمایید.
افسردگی حتی باعث می شود که افراد پر تلاش و با ارزش، احساس نوعی بی ارزشی در محل کار خود بکنند، فقط به خاطر نوعی خستگی. اگر در بلند مدت از آنچه انجام می دهیم رضایت نداشته باشیم، سعی و تلاش خود را از دست می دهیم و قادر به ادامه راه نیستیم. اما با راه حل های سازنده و مقابله با استرس، می توانیم از مشکلات بکاهیم و از انجام امور لذت ببریم.

سروکار داشتن با استرس :
اگرچه مشکل خیلی از افراد خورد و خوراک است و رفاه و سعادت را در خوب خوردن می دانند، اما باید ساده تر برخورد کنند. در عوض یک کاسه میوه، کشمش، مغزها، و دیگر خوراکی های مغذی را در دسترس داشته باشند و هز زمان که هوس فست فود یا اسنک کردند از آنها میل کنند. از دیگر کارها برای غلبه بر استرس، خواب و استراحت کافی و فعالیت بدنی می باشند. ورزش به این معنا نیست که حتماً هفته ای سه روز و هر بار یک ساعت به باشگاه بروید. بلکه پیاده روی صبحگاه یا عصر در اطراف خانه خود یا پارک محل بهترین ورزش است که شما را سرحال و پرانرژی می سازد.
زمان برنامه ریزی برای فعالیت بدنی، حتماً آرامش روحی خود را نیز درنظر بگیرید. برخی افراد تا دیر وقت در کلوپ و باشگاه های ورزشی می مانند، با این کار نه تنها آرامشی دریافت نمی کنندف بلکه دچار نوعی دلزدگی و خستگی می گردند. ورزشی را انجام بدهید که دوست دارید. گاهی اوقات با رفتن به ورزشگاه، علاوه بر استرس ناامید هم می شوید. پس پس سعی کنید هر کاری که به نفع شماستف انجام بدهید.
تغییراتی را ایجاد کنید که می دانید از آنها لذت می برید و از عهده آنها برمی آیید.

سرگرمی نیز کلید حل مشکلات است :
مدیتیشن نیز مؤثر است. ساعاتی را به کتاب خواندن اختصاص بدهید. یا به کتاب فروشی و کتابخانه مورد علاقه خود بروید و در سکوت آنجا به مطالعه بپردازید. به بازار بروید و در خرید اجناس لوکس لذت ببرید. در حمام شمعی خوشبو قرار بدهید و دوش بگیرد.
زمان استراحت خود را فراموش نکنید. و در محلی ساکت استراحت کنید. ذهن خود را پاک نمایید. خیلی مواقع آنقدر در همهمه و سر و صدا قرار می گیریم که خودمان هم متوجه نیستیم، فقط در خلوت قرار می گیریم به نعمت سکوت پی می بریم. قبل از خواب یک فنجان چای یا قهوه بدون کافئین بنوشید. به جای تماشای 2 یا 3 ساعته تلویزیون، فعالیت شخصی خود را انجام بدهید. به موزه شهر خود بروید، یا هر هفته با همسر خود پیک نیک بروید. به سینما و تئاتر بروید (هر هفته یا هر شب).
اول هر ماه لیستی از کارهایی را که از انجام آنها لذت می برید، تهیه کنید. به شهرهای زیبای اطراف خود بروید و به گردش بپردازید. می توانید آدرس اماکن دیدنی شهرها را در اینترنت جستجو کنید.
اولین قانون زندگی این است که :
در صورت قوی بودن، برای دیگر افراد خوب هستید. به جای اینکه نیاز اطرافیان را مهمتر از نیاز خود بپندارید، بدانید که تنها با سالم و خوشحال بودن، می توان بهترین کار را برای رئیس، دوستان و خانواده خود انجام داد.
چیزی که درست در زمان استرس از آن غفلت می کنیم، به کارگیری تلاش در تمام جنبه های زندگی می باشد. همه ما به هشت ساعت خواب شبانه نیاز داریم. گاهی با خود می گویید خانه ام خیلی نامرتب و کثیف است و فردا فرصت تمیز کردن آن را ندارم، اما فراموش نکنید که برای انجام هر کاری به طور مؤثر باید انرژی و شادابی داشته باشید.
می توانید در جلسات خانوادگی و اجتماعی شرکت کنید، اما با دقت نظر در مباحث شرکت کنید تا استرس شما کاهش یابد. با شرکت در این جلسات می توانیم روی راه حل های مؤثر برای حل مشکلات تمرکز نماییم. باید مثبت و سازنده فکر کنید و خود را دست کم نگرید تا نوعی قدرت برای غلبه براسترس و فشار روانی پیدا کنید. نباید استرس شما را کنترل کند، بلکه شما باید زمام امور را به دست بگیرید و استرس را مهار کنید.
راه شکست فرآیند افسردگی روانی، اطلاع از شیوه های پیشگیری از استرس می باشد. اگر بتوان به شیوه ای مؤثر از استرس جلوگیری یا بر آن غلبه کنیم، پیامدهای منفی آن ریشه کن می شوند. جستجوی راه ها مؤثر برای غلبه بر استرس، کلید شکست افسردگی روانی است.
غلبه مؤثر بر استرس :
موارد زیر راه های مؤثر برای غلبه بر تنش در زندگی می باشند :
دلیل و چگونگی احساسات شخصی خود را بشناسید؛

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید