برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

.
یکی از معیارهای مدیریت مبتنی بر ارزش ، ارزش افزوده اقتصادی یا همان سود اقتصادی است که در دهه 1990 توسط مؤسسه استرن استوارت مطرح گردید. ارزش افزوده اقتصادی روشی است برای محاسبه سودآوری واقعی شرکت. (جهانخانی ، 1380، 67)
مطالعات متعددی مانند مطالعات اساتید دانشگاه انسید فرانسه و شواهد موجود در مؤسسه استرن استوارت نشان می دهد که بین بازدهی سهام و ارزش افزوده اقتصادی ارتباط معناداری وجود دارد.
2-2) اهداف واحدهای تجاری( انتفاعی)
اگر از دیدگاه تئوری های سنتی به شرکت نگاه کنیم باید برای شرکت هدف قائل شد و این هدف می تواند به حداکثر رسانیدن سود یا ارزش شرکت باشد ولی اگر براساس تئوری نمایندگی به شرکت به عنوان مجموعه ای از قرار دادها نگاه کنیم در این صورت، هدف قائل شدن برای شرکت معنایی پیدا نمی کند، بلکه باید به هدف افرادی توجه کنیم که طرف این قراردادها هستند، (هدف آنها می تواند به حداکثر رسانیدن ثروت باشد). با توجه به اینکه رقابت، جوهره اقتصاد بازار آزاد و یا سرمایه داری است، حداقل به صورت نظری عنوان می شود که در بازارهای رقابت کامل، عوامل اقتصادی در نقطه تعادل قرار می گیرد و لذا هدف طرفین این قراردادها نیز می تواند دستیابی به این نقطه تعادل باشد. (گروه، 1382،12)
بنابراین در ابتدا باید اهداف قابل اجرا برای شرکت به خوبی تعریف شده باشد تا مدیر مالی واحد تجاری بتواند وظایف معینی را برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده دنبال کند. ارائه تعریف مناسب و قابل فهم می تواند کلید موفقیت شرکت برای تعیین مسیر مناسب در آینده باشد و از آنجایی که سازمان های انتفاعی از نظر سود اهداف خود را مشخص می کنند، معمولاً دو هدفی که بیشتر مورد بحث قرار می گیرد حداکثر نمودن سود و حداکثر ثروت می باشد. (مهدوی، 1385، 20)
2-2-1) حداکثر کردن سود
این هدف به کوشش شرکت جهت کسب سود بیشتر، توجه دارد. هندریکسون از سود به عنوان معیار ارزیابی عملکرد نام برده و معتقد است که عملیات کارای یک واحد تجاری بر روند سود سهام به سهامداران تأثیر می گذارد.
سهامداران قبل از خرید سهام شرکت مبادرت به ارزیابی کارایی مدیریت آن شرکت می کنند. یکی از مصادیق کارایی مدیریت استفاده بهینه از منابع موجود در شرکت می باشد که در نهایت باعث افزایش بازدهی صاحبان سهام می گردد و سود به عنوان شاخص ارزیابی کارآیی مدیران مطرح می شود. واژه کارآیی به استفاده بهینه از منابع موجود در عملیات واحد تجاری که منتج به کسب سود شده است مربوط می شود و در تعبیر گسترده اقتصادی کارآیی به ترکیب صحیح عوامل تولید یعنی کار، زمین، سرمایه و مدیریت ارتباط پیدا می کند. (هندریکسون ، 1982، 138)
بررسی های تجربی نیز نشان داده که سود گزارش شده هر سهم بر قیمت بازار سهام تأثیر داشته است و بین قیمت اوراق بهادار و سود حسابداری رابطه وجود دارد.
البته هندریکسون معتقد است که بین سود و قیمتها همبستگی کامل وجود ندارد. دلیل این امر آن است که مجموعه نامحدودتری از اطلاعات در مقایسه با سود حسابداری (مثل وقوع جنگ، تغییر نرخ بهره اوراق قرضه و …) قیمت سهام را تحت تأثیر قرار می دهد.
علاوه بر موارد ذکر شده فوق، به حداکثر رسانیدن سود شامل معایب دیگری است از جمله اینکه ممکن است شرکت با سرمایه گذاری در فعالیتها و طرح های مخاطره آمیز سود شرکت را افزایش دهد و چه بسا این عمل باعث کاهش ارزش سهام و ثروت سهامداران شود. دیگر اینکه شرکتها می توانند از طریق افزایش سرمایه یا استقراض، اقدام به سرمایه گذاری بکنند که موجب توسعه شرکت و افزایش فروش و سود آن شود ولی نرخ بازده این سرمایه گذاری ها کمتر از هزینه منابع مالی بکار رفته باشد که در آن صورت سود هر سهم و در نتیجه ارزش شرکت کاهش پیدا خواهد کرد. (جهانخانی، 1380، 82)
بنا به دلایل ذکر شده فوق می توان نتیجه گرفت که توجّه صِرف به سود حسابداری در ارزیابی عملکرد واحد تجاری و ارزش گذاری سهام آن گمراه کننده می باشد و برای این هدف نیاز به معیارهای دیگری می باشد.
2-2-2) حداکثر کردن ثروت
دومین هدفی که عمدتاً شرکتها با آن مواجه هستند به حداکثر رساندن ارزش شرکت در بلند مدّت می باشد. این هدف تحت عنوان حداکثر کردن ثروت مطرح می شود. البته منظور از ثروت، “ خالص ارزش فعلی” سهام شرکت است. در حقیقت به جای تأکید مستقیم بر سود به عنوان یک هدف، تأکید بر سود حاصل از ارزش شرکت مدّ نظر می باشد و طبیعتاً یک ارتباط متقابل بین ارزش فعلی شرکت و ارزش آن در بلند مدت وجود دارد. (جهانخانی، پارسائیان، 321)
مدیری که حداکثر نمودن ثروت را به عنوان هدف خود قرار داده است به ارزش فعلی سهام شرکت در بازار به عنوان عامل اصلی افزایش ثروت توجه می کند، زیرا به درستی دریافته است که در درجه اوّل عامل سودآوری باید از دیدگاه بلند مدّت مورد توجه قرار گیرد و در عین حال اتّخاذ این هدف موجب ایجاد تعادل بین عامل حداکثر کردن ثروت و اهداف وابسته به آن نظیر رشد، پایداری، اجتناب از ریسک و قیمت بازار سهام شرکت می شود.
با تعاریف فوق می توان به این نتیجه رسید که هدف از حداکثر کردن سود و سود هر سهم همواره با ارزش بازار سهام شرکت یکسان نیست و چون اصل حداکثر نمودن ارزش شرکت، یک راهنمای قابل قبول برای مؤسسات تجاری و تخصیص مؤثر منابع جامعه به دست می دهد، آن را به عنوان یک هدف اصولی انتخاب می کنیم.
بنابراین چنانچه بنا باشد، در بازار سرمایه پس اندازها به سمت سرمایه گذاری درموقعّیت خاصّی سوق داده شود باید معیار منطقی مناسبی داشته باشیم.
2-3) نقش مدیران در واحدهای انتفاعی

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره شرکت پذیرفته شده در بورس و اندازه گیری محافظه کاری