برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

جدول 4- 5: مقادیر P و ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای ویسفاتین و IL-6 43
جدول 4- 6: مقادیر P و ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای ویسفاتین و TNF-α 43
جدول 4- 7: مقادیر P و ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای IL-6 و TNF-α 44
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4- 1: تفاوت میانگین و انحراف استاندارد ویسفاتین در بین گروهها 40
نمودار 4- 2: تفاوت میانگین و انحراف استاندارد اینترلوکین-6 در بین گروه ها 41
نمودار 4- 3: تفاوت میانگین و انحراف استاندارد TNF-α در بین گروه ها 42
فصل اول
مقدمه
چاقی و بیماریهای وابسته به آن، از مهمترین دلایل مرگ و میر در سراسر جهان میباشد. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان اضافه وزن دارند و بیش از سیصد میلیون نفر چاق هستند (کوریس بلازوس و والک ویست، 2007). چاقی، عمومیترین بیماری متابولیک و همچنین عامل ایجاد و تشدید کننده بسیاری از بیماریها میباشد که با کاهش کیفیت زندگی همراه است ( برون و همکاران، 2009 ؛ ویسچروسیدل، 2001؛ لین، 2000؛ کال و همکاران، 1999). تا اواسط قرن بیستم، چاقی در سراسر جهان به عنوان یک پدیده نادر در نظر گرفته می‌شد. امروزه بخش قابلتوجهی از جمعیت بزرگسال در ایالات متحده و کشورهای توسعه یافته از چاقی رنج می‌برند. تخمین‌زده می‌شود که بیش از دویست میلیون آمریکایی یا 65% از جمعیت بالغ ایالات متحده، اضافه وزن یا چاق هستند.
چاقی، یک اختلال در متابولیسم چربی میباشد که مشخصهی آن تجمع بیش از حد چربی در بدن است. چاقی اثرات منفی زیادی روی سلامتی گذاشته و باعث افزایش خطر بروز انواع بیماریها از جمله بیماریهای قلبی – عروقی، فشارخون بالا، هیپرلپیدمیا و انواع سرطانها میگردد. (فریدمن و همکاران، 2000؛ مارجتیک و همکاران، 2002). بر اساس نتایج مطالعات مختلف در دانشگاه هاروارد، بافت چربی پراکنده در نقاط مختلف بدن – حتی اگر نسبت وزن به قد فرد در محدوده طبیعی باشد – باز میتواند دردسرساز شود. این محققان با تصویر برداری خاصی از پراکندگی چربی در نقاط مختلف بدن و مقایسه تصاویر به دست آمده با احتمال خطر وقوع بیماری های قلبی – عروقی در دراز مدت دریافته بودند که هر چقدر میزان چربیهای رسوب کرده در ارگانهای حیاتی بدن مانند قلب و کبد بیشتر باشد، فرد بیشتر در معرض خطر این بیماریها است، حتی اگر وزن او طبیعی باشد و چاق به نظر نرسد (آندرسون و همکاران، 2003).
چربیهای موجود در مواد غذایی و نیز چربیهایی که توسط کبد و بافت چربی (Adipose) ساخته می‌شوند باید برای مصرف و یا ذخیره شدن، از طریق جریان خون به بافتها و اندامهای مختلف انتقال یابند. اما از آنجایی که چربیها در آب نامحلول هستند، انتقال آنها توسط پلاسمای خون میسر نیست. از همین رو، لیپیدهای غیر قطبی مانند تری آسیل گلیسرول و استرهای کلسترول با لیپیدهای آمفی‌پاتیک (فسفولیپیدها و کلسترول) و نیز با پروتئینها همراه گردیده و مجموعه‌های لیپوپروتئینی را تشکیل می‌دهند که با آب امتزاج پذیر بوده و توسط پلاسما قابل انتقال هستند (فرایان و همکاران، 2006).
امروزه مشخص شده است که بافت چربی، علاوه بر ذخیره چربی یا ترشح هورمونهای مختلف که آدیپوکین یا آدیپوسیتوکین نامیده میشوند، به عنوان یک بافت فعال در هموستازکل بدن نقش دارد. آدیپوکینها با مکانیسمهای متعددی در مسیرهای فیزیولوژیکی و پاتوفیزیولوژیکی نقش دارند و در عمل میتواند در ابتلای افراد به بیماریهای مزمن نقش محافظتی یا نقش مستعد کننده داشته باشند (لگو و همکاران، 2007). ویسفاتین و IL-6، از جمله آدیپوکینهایی هستند که توسط بافت چربی ترشح میشوند (آدگیت و همکاران، 2008). به نظر میرسد که ویسفاتین در بیوسنتز مونو نوکلئوتید نیکوتین آمید نقش دارد ولی نقش آن به عنوان یک آدیپوکین، اثری مشابه با انسولین است (آدگیت و همکاران، 2008) که با مکانیسمی متفاوت از انسولین و با اتصال به گیرندههای انسولین در جایگاهی متفاوت از جایگاه انسولین سبب برداشت گلوکز توسط سلولهای چربی و عضلانی (آدگیت و همکاران، 2008؛ کیم و همکاران، 2005) و همچنین کاهش ترشح گلوکز از کبد میشود (آدگیت و همکاران، 2008؛ کیم و همکاران، 2005) خاصیت پیش التهابی ویسفاتین و IL-6 و ارتباط آن با بیماریهای متابولیکی مختلف مثل مقاومت انسولینی، دیابت ملیتوس نوع Π، دیس لیپیدمی، آتروسکلروز، کبد چرب غیر الکلی و سندرم متابولیک در مطالعات متعددی نشان داده شده است.
ویسفاتین همچنین میتواند توسط ماکروفاژها و نوتروفیلها تولید شود. به تازگی ویسفاتین در پلاکهای آترواسکلروتیک انسان نیز شناسایی شده است و اثبات شده که باعث القای تولید IL-6 و TNF-αدر مونوسیتهای انسان می شود (مک گلوتین و همکاران، 2005).
در بررسیهای مختلف، سطوح افزایش یافته ویسفاتین در شرایطی مانند چاقی، مقاومت انسولینی، بارداری و دیابت بارداری گزارش شده است (جان جی و همکاران، (2008) ؛ جان نولان و همکاران، (2007)). مطالعات مرتبط با ویسفاتین نشان دادهاند که سطوح پلاسمایی ویسفاتین و میزان بیان ژن PPAR-γ با هم مرتبط هستند (مای و همکاران، 2010). البته در برخی مطالعات این ارتباط مشاهده نشده است.
سایتوکاینها گروهی از پروتئینها هستند که نقش اصلی را در پاسخهای التهابی به محرکهای پاتولوژی مانند التهاب و آسیب بافتی ایفا میکنند. تولید سایتوکاینها به وسیله دامنهای از محرکهای فیزیولوژیک مانند ورزش تنظیم میشود. در حالت کلی سایتوکاینها به دو دسته بزرگ پیش و ضد التهابی تقسیم میشوند. سایتوکاینهای پیش التهابی در ایجاد و پیشرفت التهاب دخیل هستند. سایتوکینهایی مانند اینترلوکینهای IL-6، IL-18 و IL-1β از جمله سایتوکینهای پیش التهابی هستند. سایتوکینهای ضد التهابی در پاسخ به التهاب ترشح میشوند و عامل محدود کننده و معکوس کننده فرایند التهاب هستند. هنگام فعالیت ورزشی، عضله اسکلتی فعال مقادیر مشخصی IL-6 رها شده را به جریان خون رها میسازد که این فرضیه وجود دارد که IL-6 رها شده از عضله دارای نقشهای متابولیکی است. پاسخ IL-6 رها شده از عضله ممکن است نشان دهندهی کاهش بحرانی ذخایر گلیکوژن عضلانی و تکیهی بیشتر عضلات اسکلتی بر گلوکز خون به عنوان منبع انرژی باشد. همچنین IL-6 رها شده از عضله ممکن است میانجی اصلی اثرهای مثبت ورزش در بهبود حساسیت به انسولین باشد. بنابراین سایتوکینهای رها شده از عضله اسکلتی نه تنها با تغییرات ایمنی ناشی از ورزش رابطه دارند بلکه میانجی تغییرات متابولیکی ناشی از تمرین شدید و سازگاریهای تمرین نیز میباشند (پدرسن و همکاران، 2007). پاسخ TNF-α به ورزش و عفونتها متفاوت است و افزایش ناچیزی در TNF-α سرم به دنبال ورزش ایجاد می شود (پدرسن و همکاران، 2007). اثر حمایتی ورزش منظم در برابر بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی – عروقی، دیابت نوع 2 و سرطانها به خوبی مشخص شده است (مقرنسی و همکاران، 2008). اثر ضد التهابی ناشی از فعالیت ورزشی منظم ممکن است میانجی اثر مفید ورزش بر سلامتی در افراد بیمار باشد (پدرسن و همکاران، 2007). به دنبال انواع مختلف فعالیت ورزشی، غلظتهای سرمی سیتوکینهای ضد التهابی افزایش مییابد (برنر و همکاران، 1999). از این رو فعالیت ورزشی و فعالیت بدنی میتواند به عنوان راهبردی عملی برای جلوگیری از چاقی و مشکلات و بیماریهای متابولیکی همراه آن مورد توجه قرار گیرد.
1-1- بیان مساله
میتوان به جرات گفت که امروزه در بسیاری از نقاط دنیا، چاقی به عنوان عاملی مضر برای سلامتی شناخته شده است و اکثر مردم از این مسئله به طور کلی آگاه نیستند. از طرف دیگر، لاغری مفرط نیز میتواند از عوارض سوء تغذیه مزمن، بیماریهای گوارشی یا اختلال در کار برخی از غدد درون ریز باشد. به همین دلایل، اکثر افراد میل به کنترل وزن و کاهش وزن اضافی خود دارند (هیوارد و همکاران،1991). چاقی به طور آشکار با ناراحتی قلبی – عروقی ارتباط دارد (ادینگتون و همکاران،1372). در واقع رابطهی نزدیکی بین چاقی و آترواسکلروز وجود دارد (صارمی و همکاران،1370). از طرفی حدود 60 درصد افراد خیلی چاق، مبتلا به فشار خون هستند و هنگامی که کاهش پیدا میکنند، فشار خون آنها نیز کاهش مییابد (ادینگتون،1372). بهدلیل تجمع چربیها در دیواره شکم و قفسه سینه، تنگی نفس در اثر کاهش ظرفیت حیاتی ریوی از عوارض دیگر چاقی میباشد. تنفس منقطع در خواب و سندرم کم تهویهای نیز با چاقی مرتبط هستند (صارمی و همکاران،1370؛ نامی و همکاران، 2004). بیماریهای دیگری که با چاقی میتوانند مرتبط باشند عبارتند از: دیابت، مشکلات دستگاه گوارش و کبد و انواع سرطانها. مرگ و میر ناشی از دیابت در افراد چاق، 4 برابر بیشتر از افراد معمولی است، میزان مرگ و میر این افراد در اثر آپاندیس نیز دو برابر است ( اسپیروف و همکاران ،1383). به طور کلی افراد چاق در مقایسه با افراد معمولی، چاقی به منزلهی یک تابلوی قرمز و چراغ خطر است (صارمی و همکاران، 1372). در واقع کنترل وزن موجب افزایش طول عمر خواهد شد (ادینگتون و همکاران،1372). بافت چربی علاوه بر ذخیره سازی و آزادسازی تری گلیسرید میتواند پروتئینهای بسیاری را ترشح کند که این پروتئینها در متابولیسم کلسترول، اعمال سیستم ایمنی، تنظیم هزینه انرژی، عمل انسولین و تغذیه نقش دارند. یافته‌‌های جدید نشان دهنده این واقعیت است که بافت چربی، منبعی از انواع پپتیدهای بیواکتیو مانند لپتین، آدیپونکتین، پروتئین‌‌های سیستم رنین آنژیوتانسین، رزیستین و… است که به طور کلی آدیپوکین یا هورمون‌های بافت چربی نامیده می‌شوند. این ترکیبات با آثار موضعی یا دوردست خود در تنظیم هموستاز انرژی، متابولیسم کربوهیدرات و چربی،  هموستاز عروق، ایجاد پاسخ‌‌های ایمنی و تولید مثل دخیل بوده و به نظر می‌رسد که در گسترش چاقی و اختلالات ناشی از آن نیز نقش به سزایی ایفا می‌کنند (سید ضیا مظهری و همکاران، 1389). مطالعات اخیر در بیولوژی آدیپوسیت مشخص کرده است که بافت چربی بعنوان یک ارگان اندوکرینی، توانایی تولید و رهایش عوامل مختلفی از جمله اسیدهای چرب آزاد، لپتین، آدیپونکتین، ویسفاتین، فاکتور نکروز تومور آلفا و اینترلوکین-6 را داراست (فرایان و همکاران،2006). این عوامل به طور زیادی هموستاز متابولیکی کل بدن را تحت تاثیر قرار میدهد و در پاتوژنز مقاومت به انسولین و تصلب شرایین مشارکت میکنند (فرایان و همکاران، 2006). ویسفاتین یکی از آدیپوکینهایی است که بیشتر بوسیله بافت چربی احشایی ترشح میشود و بیان ژن و سطوح پلاسمایی آن در حیوانات و انسانهای چاق کاهش مییابد (فوکوهارا و همکاران،2005 ). ویسفاتین پروتئینی است که به طور عمده با عوامل شبه انسولینی بیان میشود، به طور آَشکاری در بافت چربی احشایی مشخص شده و با عوامل خطرزای سلامتی افزایش مییابد (دانگ ال سئو،2011). اثرهای متابولیکی ویسفاتین، اصولا با اتصال و فعال کردن گیرندههای انسولین صورت میگیرد (فوکوهارا و همکاران، 2005). اخیرا عنوان شده که سطح ویسفاتین پلاسما در بیماران دیابت نوع دوم افزایش پیدا میکند، بنابراین اندازهگیری سطوح پلاسمایی ویسفاتین میتواند شاخصی برای برآورد بیماریهای متابولیکی باشد ((چن ام پی و همکاران، 2006؛ فوکوهارا و همکاران (2005)) نشان دادند که ویسفاتین درمانی تاثیری بر کاهش مقاومت بر انسولین ندارد، اما موجب بهبود حساسیت به انسولین، سطح گلوکز و انسولین در موشهای دیابتی میشود.
از آنجا که ویسفاتین از بافت چربی احشایی ترشح میشود، بنابراین ممکن است مصرف برخی داروهای موثر بر کاهش عوامل التهابی و آدیپوکینها و همچنین فعالیتهای ورزشی بواسطه اثراتی که بر کاهش بافت چربی احشایی بدن و در نتیجه بهبود برخی آدیپوکینها دارد، بتواند در کاهش بیان ژن و سطوح ویسفاتین پلاسما موثر باشد (محبی و همکاران، 2010). بررسیها نشان میدهند که مصرف داروی پیوگلینازون موجب کاهش بیان ژن ویسفاتین در چربی احشایی میشود (وانگ و همکاران، 2009) اما رزیگلیتازون و متفورمین از این خاصیت برخوردار نیستند (کادوگلو و همکاران، 2010). آدیپوسیتها پیامهای پروتئینی گوناگونی را ترشح میکنند که میتواند شامل تعدادی سیتوکینها از قبیل IL-6،TNF-α ،IL-10 و پروتئینهای جذب کننده باشد (مقرنسی و همکاران، 2008). هنگام التهاب و عفونتها مقادیر سایتوکاینها افزایش مییابد. این سایتوکاینها توسط لنفوسیتها و ماکرو فاژها ترشح شده و با تغییر عملکرد سلولهای بافت هدف ایفای نقش می کند. (آقا علی نژاد، 2009). اینترلوکین-6 (IL-6)یک سیتوکین است که به میزان زیادی توسط بافت چربی تولید میشود و میزان در گردش آن با نمایهی تودهی بدنی، حساسیت به انسولین و تحمل گلوکز مرتبط است (شیلز ام ای و همکاران، 2006). فاکتور نکروزی تومور آلفا (TNF-α) یک سایتوکین است که به طور عمده از مونوسیتها و ماکروفاژها ترشح میشود. این سایتوکین باعث ایجاد تغییرات متابولیکی و سلولی بسیاری در بیماران با وضعیت بحرانی میگردد (شیلز ام ای و همکاران، 2006). فاکتور نکروز تومور آلفا در مقاومت به انسولین ناشی از چاقی افزایش مییابد که نشان دهندهی این امر است که احتمال دارد، TNF-α نقشی در بروز مقاومت به انسولین داشته باشد (فروبیک و همکاران، 2001). این دو سیتوکین میتوانند با تاثیر بر سلولهای ایمنی منجر به التهابهای موضعی یا عمومی شده و در نتیجه با اثر بر عملکرد سیستم اندوتلیال، در بروز اختلالهای مربوط به چاقی مانند دیابت نقش داشته باشند (گزیک تی جی و همکاران، 2006).
نتایج برخی از مطالعات نشان دادهاند که بین ویسفاتین و عوامل التهابی (IL-6)، (TNF-α) ارتباط وجود دارد، که نیاز به مطالعه بیشتری در این زمینه به خصوص در بیماران دیابتی وجود دارد (امین محمدی دمیه،1389). از این رو هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی تاثیر تمرینات بیهوازی شدید بر سطوح ویسفاتین و برخی از فاکتورهای التهابی در موشهای نژاد اسپراگوداولی است.
1-2- ضرورت و اهمیت تحقیق

مطلب مرتبط :   پایان نامه درمورد شبیه سازی و موقعیت
دسته بندی : علمی