برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تحریک را بیان کرده و در ادامه به بررسی نقش آن در ایجاد زمینه بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان میپردازیم.

3-1-1 تفسیر لغوی و اصطلاحی تحریک
تحریک در لغت به معنی برانگیختن ، به حرکت در آمدن ، واداشدن و نوعی از ترغیب آمده است و در اصطلاح حقوقی، تحریک عبارت است از توصیه و تشویق مجدانه و تزریق افکار مجرمانه برای مصمم کردن دیگری برای ارتکاب جرم معینی (ولیدی 1382، 365).
در حقوق جزای عمومی برای مجرمانه دانستن یک تحریک، صرف نظر از مواردی که قانونگذار، تحریک به ارتکاب برخی از جرائم را به علت خطرات آنها برای نظم و امنیت در جامعه به عنوان جرم مستقل قابل مجازات دانسته است، (ماده 504 قانون مجازات اسلامی در مورد تحریک مؤثر به عصیان، فرار و تسلیم یا عدم اجرای وظایف نیروهای رزمنده و یا اشخاصی که به هر نحوی در خدمت نیروهای مسلح هستند) در سایر موارد تحقق معاونت از طریق تحریک دیگری به ارتکاب جرم منوط به رعایت شرایط خاصی است. با این اوصاف اگر چه قانونگذار در ماده43 قانون مجازات اسلامی، شرایط و ضوابط خاصی را برای تحقق تحریک پیشبینی نکرده است ولی تشخیص آن را به قاضی دادگاه محول نموده است.
بنابراین مقامات قضایی برای احراز تحریک، لزوماً باید با توجه به تعریف و در چار چوب اصول کلی حقوق جزا میزان تأثیر بخشی عمل محرک را در تصمیمگیری مباشر جرم و همچنین وجود رابطه سببیت بین عمل محرک و فعل انجام یافته را مورد توجه قرار دهند و به جمیع شرایط ذیل توجه کافی داشته باشند:

الف) اولین شرط این است که تحریک به ارتکاب جرم باید صریح و روشن باشد. مراد از صریح بودن تحریک این است که محرک باید صریحاً اندیشه و قصد ارتکاب جرم معینی را به دیگری تزریق کرده و به هر طریق ممکن او را مصمم به ارتکاب آن جرم نماید.
ب) دوم اینکه تحریک باید مؤثر در وقوع جرم باشد، فلذا برای احراز این شرط باید شخصی که تحت نفوذ دیگری قرار گرفته است عملاً قصد خود به ارتکاب جرم را به صورت عملیات مادی خارجی بروز داده و مرتکب آن جرم شود و یا حداقل تحت تأثیر اقدامات محرک، شروع به انجام عملیات اجرایی آن جرم که در قانون مجازات میباشد بنمایاند تا بتوان محرک را تحت عنوان معاون در جرم تحت شمول تعقیب قرار داد.
ج) سومین شرط این است که تحریک باید شخص یا اشخاص معینی را مورد خطاب قرار دهد چرا که عدم توجه به لزوم این شرط موجب تفسیر موسع موارد تحریک خواهد شد هر چند مخالف این نظر هم ارائه شده است (باهری 1380، 1812).
این در حالی است که منظور ما از تحریک، نوعی ایجاد و تقویت انگیزه است. همان چیزی که در حقوق کیفری، جز به هنگام تعیین مجازات آنهم در برخی موارد علی الاصول به آن توجهی نمی شود. در این رویکرد رسانههای دیداری صرفاً با شگردهای منحصر به فرد خود به تقویت انگیزه ارتکاب یک عمل مجرمانه میپردازند، هر چند در بعضی از موارد تمام اوضاع و احوال این حالات با تحریک موضوع حقوق جزا کاملاً منطبق میشود.
به عبارتی دیگر تحریک رسانهای نوعی وسوسه انگیزی و رسوخ در افکار بنیادین، سلامت فکری و حریم حرمت اندیشه بشری است. درست مانند وسوسههای رنگین شیطانی که قسم خورده آدمی را به ارتکاب گناهی هرچند کوچک سوق دهد. بدیهی است که در غالب اوقات ارتکاب نوعی خاص از گناهان برای او موضوعیتی ندارد، بلکه همین اطاعت از نفس اماره است که قلب او را خشنود و روح آدمی را مبهوت میسازد. رسانههای دیداری در اغلب موارد به طور مستقیم از طریق تحریک وارد نمیشوند بلکه با وسوسههای رنگین خود به تقویت انگیزه افراد میپردازند. شاید بتوان نمونهای از این حالت را در ماده 25 قانون مطبوعات مصوب 1364 ملاحظه نمود که مقرر شده است: هرکس بوسیله مطبوعات مردم را صریحاً به ارتکاب جرم یا جنایتی بر ضد امنیت داخلی یا سیاست خارجی کشور در قانون مجازات پیشبینی شده است، تحریص و تشویق کند، در صورتی که اثری بر آن مترتب شود به مجازات معاونت در همان جرم محکوم و در صورتی که اثری بر آن مترتب نشود، طبق نظر حاکم براساس قانون تعزیرات با وی رفتار خواهد شد. البته در این ماده به طور مستقیم سخنی از تحریک نیامده ولی از آنجا که ما بر معنای لغوی تحریک جمودی نداشته و به طور کلی هر رفتاری را که موجب تقویت انگیزه شود را تحریک میدانیم، بدیهی است که تحریص و تشویق نیز از جمله بارزترین مصادیق آن خواهند بود. با این حال همان طور که ملاحظه میکنیم، در این ماده تحریک رسانه یکی از مصادیق معاونت در جرم به شمار آمده است.
در ادامه به مصادیق تحریکات رسانهای و تأثیرات آن بر کودکان میپردازیم.

3-1-2 مصادیق تحریکات رسانه ای متضمن تحریک بر بزهکاری و بزهدیدگی درکودکان
در یک دستهبندی کلی، پیامهای رسانهای متضمن تحریک بر ارتکاب بزهکاری و بزهدیدگی در کودکان را میتوانیم در چهار دسته کلی ذیل مورد بحث قرار دهیم (مرادی مدیران 1391، 64).
1-اشاعه الگوهای تبلیغاتی انحرافآمیز
2- عدم امکان تطبیق مضامین رسانهای با وضعیت کودکان
3- قهرمان پروری و ایجاد حس شهرت طلبی در کودکان
4- ایجاد زمینه خشونت رسانهای و تأثیر آن بر کودکان
شایان ذکر است که این تقسیمبندی حاصل مطالعه گسترد


دیدگاهتان را بنویسید