چگونه عاشقانه زندگی کنیم؟

secrets-of-happy-couples

ما نیازای متفاوتی داریم و نمیشه هیچ انسانی رو به خاطر داشتن شدت نیازش یا میل کمتر به احتیاجی، سرزنش کرد؛ همونطور که نمیشه کسی رو به خاطر ترجیح غذایی بر غذای دیگه سرزنش کرد.

اینجا این سوال پیش میاد که به خاطر شدید بودن جورواجور نیازای آدما، پس چیجوری کنار همدیگه زندگی می کنیم؟

ویلیام گلاسر، روانشناس و نظریه پرداز مشهور بخش روانشناسی به تئوری انتخاب عقیده داره. این تئوری در مورد انتخابا و چگونگی و چرائی انجام اوناس.

اون میگه ما به عنوان یه آدم واسه دست پیدا کردن به چیزی که می خوایم، چیجوری رفتارمون رو انتخاب می کنیم. تو یه نگاه کلی تئوری انتخاب بر این دیدگاه استواره که رفتارای هر آدم انتخابای اون واسه ارضای نیازهایشه.

طبق این دیدگاه رفتار هر شخص در هر مقطع وقتی بهترین تلاش ایشون واسه ارضای نیازهایشه. با اینکه شاید این تلاش در واقع موثر و به درد بخور نباشه، ولی در عین حال بهترین تلاش اونه.

گلاسر پنج نیاز اساسی آدم رو نیاز به باقی موندن، نیاز به عشق و احساس تعلق، نیاز به قدرت (موفقیت، با ارزشی شخصی، معروفیت)، نیاز به آزادی و اختیار و نیاز به تفریح می دونه.

  1. نیاز به باقی موندن: شامل تموم نیازای جسمی لازم مانند نیاز به غذا، آب، هوا و سرپناه، پوشاک و امنیت می شه. کسائی که با انگیزه تامین مالی بیشتر یا فقط برطرف کردن نیاز جنسی ازدواج می کنن در این دسته قرار دارن.
  2. نیاز به عشق و احساس تعلق: شامل گرایش زیاد به پیوند عاطفی داشتن با بقیه افراد می شه و آدمایی که واسه تنها نبودن و داشتن خونواده و تعلق به کسی دیگه ازدواج می کنن، در این دسته قرار می گیرن.
  3. نیاز به قدرت: یعنی نیاز به کسب قدرت، ثروت، تأثیرگذاری و موفقیت و نیاز به توانایی انجام کارا. این نیاز هم اینکه حس موفقیت، پیشرفت، افتخار، اهمیت و خودارزشمندی و خودشکوفایی رو شامل می شه. نیاز ما به قدرت بعضی وقتا می تونه در اختلاف مستقیم با نیاز ما به تعلق و صمیمیت قرار بگیره.

    آدما به خاطر عشق و صمیمیت ازدواج می کنن اما همونجوریکه رابطه پیش میره، دعوا بر سر قدرت واسه به دست گرفتن کنترل رابطه هم ممکنه بیشتر شه.

    گلاسر میگه عشق کم حتماً اون چیزی نیس که یه رابطه رو خراب میکنه بلکه چیزی که باعث از بین رفتن یه رابطه می شه دعوا و رقابت بر قدرته، که خود رو به شکل کنترلگری در رابطه زناشویی نشون میده. درگیری واسه به دست آوردن قدرت از طرف دو طرف، عشق رو از کار میندازه و رابطه مشترک با شکست مواجه می شه.

  4. نیاز به آزادی و اختیار: انتخاب رو واسه آدم ممکن می کنه. چیزی که ما به عنوان آزادی می خوایم اینه که از روی اختیار زندگیمون رو بکنیم و خودمون رو به طور آزادانه بگیم، و از کنترل و فشارهای غیرضروری و خارجی رها باشیم.
  5. لذت و تفریح یه نیاز اساسیه. دلیل کلی این که خیلی از روابط دراز مدت، خیلی خشک و بی روح می شه، اینه که تفریح، به عنوان نیاز واسه یکی از دو طرف به اندازه طرف مقابل درک نشده یا ندیده گرفته می شه.

    مهم بودن این موضوع که تو یه رابطه ممکنه بین نیازها اختلاف و درگیری وجود داشته باشه، همیشه روش زوم شده. ممکنه تو یه رابطه درگیری بین نیاز به باقی موندن و نیاز به پیوند و تعلق باشه یا بین نیاز به تعلق و نیاز به قدرت، بین نیاز به تعلق و نیاز به آزادی، یا بین نیاز به تعلق و نیاز به تفریح باشه.

    وقتی اینجور درگیریایی روی میده، بر نیاز به گفتگو و سازش واسه ارضا نیازها تأکید می شه و نکته در این جاست که بدون گفتگو و سازش هیچ نتیجه و راه حل موثری وجود نداره.

love

هر قدر شما و همسر آینده تون در شدت نیازای باقی موندن، دوست داشتن و تفریح به هم مثل باشین، شانس موفقیت شما در ازدواج بیشتره و هر چقدر در نیاز به آزادی و قدرت متفاوت باشین کمتر با مشکلات روبرو میشین

واسه زندگی کردن و احساس عشق در کنار همدیگه، کافیه همیشه چند راه حل رو به کار ببندین:

  1. اول خود رو بشناسین و شدت نیازای جور واجور رو در خود مشخص کنین. با خود فکر کنین کدوم نیاز در شما قوی تره و کدوم نیاز از شدت کمتری برخورداره. ممکنه نیاز شما به استقلال در اولویت باشه. در کسی دیگه نیاز به پیشرفت، نیاز به تفریح یا نیاز به ارتباطات اجتماعی اولویت داشته باشه و کسی دیگه خواهان همراهی همیشگی و پشتیبانی شدن باشه.

    این نیازها رو بشناسین و به اونا تسلط داشته باشین. جواب دادن به این نیازها راه زندگی شما رو مشخص می کنه و همه تلاشای جزئی و کلی زندگی شما رو در راه خود هدایت می کنه.

  2. قدم دوم شناخت نیازای همسر آینده تونه. باید با کمک خودش شدیدا نیازهایش پی ببرین. نیازای همسر آینده شما چیه؟ با نیازای شما همسوه؟ اولویت بندی هاتون برابر یا مشابهه؟ خوشبختی وقتی بدست میاد که شمام نیازای هم جهت داشته باشین و هم اولویتای نزدیک به هم.

چه ازدواجی موفق تره؟

هر قدر شما و همسر آینده تون در شدت نیازای باقی موندن، دوست داشتن و تفریح به هم مثل باشین، شانس موفقیت شما در ازدواج بیشتره و هر چقدر در نیاز به آزادی و قدرت متفاوت باشین کمتر با مشکلات روبرو میشین.

اما بهترین تناسب نیازها واسه ازدواج، نیاز بالا به دوست داشتن و نیاز متوسط واسه باقی موندن و نیاز کم به قدرت و آزادی و نیاز بالا واسه شادمانیه. پس اگه هنوز دست به انتخاب نزدین، در قدم سوم پس از شناخت همدیگه، کسی انتخاب کنین که از دید شدت نیازهایش با شما متناسب باشه.

اگه ازدواج کردین…

اگه انتخاب کرده باشین یا دوست دارین با کسی ازدواج کنین که اتفاقا بسیار متفاوت از شماس، باید چیکار کنین؟

با همدیگه گفتگو کنین. خود و همسرتون رو در دایره ای به نام زندگی مشترک تصور کنین. توجه کنین اگه شدت نیاز به قدرت در زوج بالا باشه، نمی تونن با همدیگه گفتگو کنن و هر دو همدیگه رو سرکوب می کنن و در شدت بالای نیاز به آزادی فرار رو بر قرار بهتر می دونن چون دایره خود چارچوبی واسه اونا شمرده می شه، پس تلاش نکنین همدیگه رو از دایره خارج کنین، بلکه بر با هم بودن اصرار بورزید و در مورد نیازاتون گفتگو کنین.

در مورد کارایی که می تونین واسه ارضای نیازای طرف مقابلتون انجام بدین گفتگو کنین یا کارایی که دوست دارین همسر شما واسه ارضای نیازای شما بکنه. به جای تکیه کردن بر اختلاف سلیقه ها، بر چیزی تکیه کنین که اختلاف شما نیس؛ بر توانمندیا و کارایی که می تونین واسه ازدواج تون انجام بدین تکیه کنین.

مزیت این روش اینه که شما در کنار همسرتون راه می رید و دنیای اونو تجربه می کنین و اجازه می دید اونم کنار شما راه بره و دنیای شما رو تجربه کنه. شما به دنبال کنترل همسرتون نیستین، بلکه به دنبال کنترل رفتار خودتون هستین.

نمی خواین همسرتون مانند شما فکر کنه، مانند شما عشق بده و مانند شما بخواد اراده کردن کنه یا حتی پس انداز کنه. می تونین با در نظر گرفتن سود ازدواج تون، وقتی رو واسه ارضای احتیاجی به تاخیر بندازین و همسر شمام اینجور می کنه، چون این قراردادیه که با همدیگه در دایره گفتگو بستین.

خواص عشق واسه بدن

۱۰حقیقت علمی در مورد عشق

بازنشر تبیان عشق چیجوری

Author: حمیدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *