دانلود پایان نامه با موضوع مدیریت پیکربندی، ثبت اسناد، بومی‌سازی، نیازمندی‌ها

شکل 4-5.ورود داده‌‌های پرسشنامه‌ها 51
شکل 4-6.ورود مستقیم داده‌ها 51
شکل 4-7.نتایج اولویت‌بندی به روش AHP 52
شکل 4-8.جریان‌کاری فرآیند پاسخ استعلام املاک 53
شکل 1-
جدول 1-
فصل اول
(1-1)
1. مقدمه
1-1. شرح مسئله
یک روش مدیریت پیکربندی (CM1) هوشمند به سازمانها اجازه می دهند تا منابع IT2خود را در حد ماکزیمم سودمندتر و قابل اطمینان تر سازند. توسعه دهندگان هر برنامه نیاز به توجه ویژه حدودا 60 درصد تاثیرات سرویس، به سبب مشکلات پیکربندی می باشند. بسیاری از آیتم‌ها در طول یک دوره حیات محصول یا سرویس تغییر می کنند و حفظ دنباله این تغییرات مهم هستند. مباحث مربوط به CM ضعیف، شامل شکست‌های مربوط به سیسستم، شکست سرویسهای کلیدی، کارایی ضعیف و کاهش بهره وری بوده و نتیجتا باعث تاثیر جدی در تجارت می شود.[1]
هدف اصلی مدیریت تغییرات، حذف تمام تغییرات محصول نیست ولی کمک به حداقل کردن تاثیرات منفی از تغییرات ضروری بوده و از تغییرات غیر ضروری اجتناب می کند.[2]
از نمای مدیریت پروژه3، CM یک فعالیت مدیریتی است که تعریف یک محصول، سیستم یا فرآیند را در طول تعریف کل چرخه حیات، مدیریت می کند. CM به متخصصان پروژه کمک می کند تا تضمین کنند محصولات و سیستم‌ها، نیازمندی‌های فیزیکی و عملیاتی تعریف شده خود را برآورده می کنند و هر تغییری روی نیازمندی‌هایشان به سختی کنترل شده، به دقت شناسایی شده و به ثبت می رسند. با انگیزه‌هایی در کاهش زمان توسعه محصول، حداقل سازی هزینه در طول حیات و افزایش کلی کیفیت محصول، CM یک بخش ضروری از استراتژی تحویل محصول می باشد. CM اولین بار بصورت رسمی توسط دپارتمان دفاع آمریکا در دهه 1950، بدلیل فقدان یکریختی و ناسازگاری داده‌ها و مباحث کنترل تغییرات در مسابقه ای برای پرتاب موشک انداز آغاز شد. سازمان استانداردسازی بین المللی اولین راهنما را در CM به شکل ISO-10007 در سال 1994 شامل cm در نیازمندی بر اساس استانداردهای هوافضا مثل AS-9100، تعریف نمود. CM یکی از مهمترین نواحی فرآیندی در مدل‌های بلوغ فرآیند توسعه داده شده توسط مهندسی نرم افزار می باشد.CM یک فعالیت Through Life است که چرخه حیات پروژه را مدام گسترش می دهد. جهت برقراری و حفظ یکپارچگی سیستم/محصول سرتاسر چرخه حیات، CM یک فعالیت تکراری و مداوم است [3]
سازمان ثبت اسناد شامل فرآیندهای متعدد خدماتی جهت ایجاد، تغییر، استعلام در مورد انواع اسناد مالکیت است. بنابراین حفاظت از اسناد مالکیت و کنترل دسترسی به اطلاعات آن‌ها یکی از اهداف اساسی سازمان است. از طرف دیگر، این سازمان در تعامل مستقیم با قوه قضایه، دفاتر ثبت اسناد رسمی، سایر سازمان‌ها و ادارات دولتی و خصوصی، همچنین ارباب رجوع، به ارائه خدمات می پردازد، از اینرو نیازمند بکارگیری فرآیندها و روال‌های با کیفیت جهت مواجه با تبادل گسترده اطلاعات می باشد. از جمله اهداف کیفیت در این سازمان می توان به سرعت بالا، هزینه کمتر، قابلیت دسترسی بالا، دقت در ثبت و نگهداری اسناد و اطلاعات، سهولت استفاده از خدمات و رضایت ارباب رجوع اشاره کرد. دستیابی به اهداف فوق الذکر مستلزم تعریف و بکارگیری صحیح فرآیندهای مدیریت پیکربندی در سازمان است. فرآیندهای مدیریت پیکربندی به عنوان یکی از نواحی فرآیندی در اکثر مدل‌ها و استاندارهای بهبود فرآیند همچون CMMI 4[4]، PMBOK 5، ITIL مطرح است. این ناحیه تعریف و اجرای صحیح فرآیندهای سازمان در سایر نواحی (مثلا نواحی مدیریت نیازمندی‌ها، طرح ریزی پروژه یا تضمین کیفیت فرآیند و محصول) را تضمین کرده، لذا از اهمیت بالایی برخوردار است. با این وجود ملزومات و رهنمون‌های ارائه شده در این مدل‌ها، بصورت کلی بیان شده و به عبارت دیگر فاقد جزئیات و نحوه ‌پیاده‌سازی در سازمان‌های مختلف است. بنابراین ابتدا باید هریک از این مدل‌ها را بر اساس اهداف، نیازها و شرایط سازمان بومی‌سازی کرد تا قابل ‌پیاده‌سازی شوند[5]. اما فرآیند بومی‌سازی نیازمند وجود تخصص در زمینه کاری سازمان و مدل مورد استفاده برای بهبود فرآیند، برنامه ریزی مناسب و تخصیص منابع موردنیاز است، در غیر اینصورت با خطر شکست مواجه خواهد بود [6]. در این راستا اولویت‌بندی بهبود فرآیندها می تواند نقش بسزایی در آغاز و هدایت بهبود فرآیند بر اساس نیازها و منابع موجود بویژه در سازمان‌های کوچک و متوسط (SME6) داشته باشد.
چالش‌ها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی وجود دارد، بسیار بوده و به همین دلیل نیاز است تا آنها را جهت ارائه طرح بهتر مدیریت پیکربندی شناسایی کرده و برای آنها راه حل‌هایی با توجه به مدل مورد استفاده بیابیم. چالش‌ها از قبیل این موارد می باشد: فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]
لازم به ذکر است که بصورت کلی هدف اصلی برنامه بهبود فرآیند، اصلاح جریان کاری فرآیندها در سطح سازمان است که این امر می تواند با استفاده از ابزارهای مناسب مورد پشتیبانی قرار گیرند[7]. 1-2. انگیزه تحقیق
بومی‌سازی صحیح CM در سازمان ثبت اسناد شامل تاثیرات مثبت و کارای زیر می باشد:
اول اینکه، محافظت از داده‌ها و منابع دیگر، بطوریکه محصولات همیشه برای مشتری در دسترس بوده و یا در زمان شکست، بصورت خیلی سریع قابل بازگشت باشند. مواردی که بهمراه بازبینی آنها برای سازمان دارای اهمیت بوده و لذا نباید از بین بروند و باید همیشه در دسترس باشند شامل نقشه ملک، مشخصات مالک، مشخصات ملک، میزان مالکیت افراد، گزارش‌های تهیه شده پس از بازدید از ملک، می باشند.
دوم، پایش و کنترل روال‌ها و فرآیندهای سازمان که خود منجر به دو مزیت در سازمان ثبت اسناد می شود: تعریف روالها و فرآیندهای سازمان بصورت درست و کامل، که باعث به حداقل رسیدن تداخل در کار پرسنل می شود و اینکه پرسنل روال‌ها را دنبال می‌کنند و تهیه راه آسان جهت دنبال‌کردن روال‌ها می باشد.
سوم، ارزش نهادن به کار ارباب رجوع می باشد بطوریکه نیاز آن در کمترین زمان و هزینه ممکن، برآورده می شود.
چهارم اینکه، ارائه خدمات بصورت مطمئن و قابل اعتماد است و تولید سند دارای عیب‌های اساسی از این قبیل نیست: تعارض با زمین‌های مجاور، مشخصات اشتباه ملک، مشخصات اشتباه مالک.
پنجم، تولید محصولات با کیفیت بالا می باشد بطوریکه قابلیت وفق پذیری بالا داشته باشد برای مثال ساده‌تر شدن تفکیک ملک و قابلیت نگه‌داری بالا بدین معناست که در صورت بروز خطا مشکل سریعتر حل شود.
ششم، باعث مصرف درست از منابع بخصوص منابع انسانی شده که نتیجتا باعث حداقل‌سازی تلاش پرسنل می شود.
اولویت‌بندی SPI در ناحیه CM دارای نتایج زیر است: مشاهده سریعتر نتایج SPI7، سرمایه‌گذاری جهت رفع مسائل اصلی( مهمترین موارد) و همچنین دستیابی به نتایج بیشتر در زمان و هزینه مشخص می باشد.[8]
چالشها و موانعی که در بومی‌سازی مدیریت پیکربندی در این سازمان باید یافت می شد از قبیل موارد ذیل بوده که در فازهای مختلف مدل انتخابی برای آنها راهکارهایی نیز ارائه گردیده است. فقدان پشتیبانی مدیریت ارشد سازمان، هزینه‌های بالا نسبت به مزایای CM، فقدان آموزش کافی در ناحیه CM برای پرسنل سازمان، فقدان طرح جاری CM و ضعف در تعریف نیازمندی‌های CM[3]
شکل 2-
جدول 2-
فصل دوم
2. تعاریف پایه
2-1. بهبود فرآیند
بهبود فرایند نرم افزار، مجموعه‌ای مدون از فعالیت‌ها جهت ارتقای عملکرد و سطح بلوغ فرآیندهای سازمانی که نتیجتا منجر به بهبود کیفیت محصولات و خدمات می شود.بهبود فرآیندها، تجربه‌ای پیچیده و هزینه‌بر است که بدون داشتن آمادگی قبلی امکان‌پذیر نخواهد بود. بنابراین ‌پیاده‌سازی درست هر گونه تغییر و بهبود در فرآیندهای سازمان مسئولیت بزرگی است. جهت ‌پیاده‌سازی طرح بهبود فرآیند، شرکت‌ها باید نحوه انجام آن را نیز مورد توجه قرار دهند. این امر در مورد سازمان‌های با اندازه کوچک یا متوسط (SME8)، که نیازمند بازگشت سرمایه سریع هستند، مهمتر خواهد بود. هیچ شرکتی، فارغ از اندازه آن، بدون اطمینان از این که منابع درنظر گرفته شده حداکثر ارزش را بر می‌گردانند، مایل به انجام یک پروژه نمی‌باشد. [9]
امروزهدر راستای کمک به بهبود شیوه کسب‌وکار سازمان‌های تولید کننده نرم‌افزار، مدل‌های بلوغ، استانداردها و راهکارهای مختلفیتوسط جوامع تحقیقاتی و صنعتی ارائه شده‌ است. در این زمینه مدل یکپارچه بلوغ/توانمندی (CMMI) توسط دانشگاه کارنگی ملون (Carnegie Mellon) معرفی شده است که حاصل یکپارچه‌سازی تجربیات پیاده‌سازی مدل‌های بلوغ/ توانمندی (CMM) مختلف در جوامع صنعتی می‌باشد. مدل CMMI متشکل از بهروش‌هایی است که کل فعالیت‌های مربوط به تولید محصولات و سرویس‌ها را در سطح سازمان مورد توجه قرار می‌دهد [4].
“تیم مشاوره پیاده سازی CMMI دانشگاه شیراز” مجموعه‌ای متشکل از هیئت علمی، فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه شیراز است که دارای سوابق قبلی در زمینه بررسی معماری‌های سازمانی و انجام پژوهش‌ها و پروژه‌های حاکمیت فنآوری اطلاعات در برخی شرکت‌های خصوصی و ادارات دولتی ایران می‌باشد. این تیم پس از انجام مطالعات تخصصی در زمینه مدل‌های بهبود کیفیت و ارتقای فرآیندهای نرم‌افزاری، اکنون در نقش مشاوره جهت بومی‌سازی تمرین‌های مدیریت پیکربندی در سازمان ثبت اسناد می باشد.
بررسی موارد موفق بهره‌گیری از مدل CMMI و نتایج حاصله در سطح شرکت‌های بین المللی، نشان دهنده توانمندی این چهارچوب در حل مشکلات و تحقق اهداف مشابه در سازمان‌هایی با ساختار و صنایع متنوع است که مهمترین موارد از بررسی‌های انجام شده دراین زمینه به شرح زیر می‌باشند:
طی 12 مورد مطالعاتی در سال2003، محورهای اصلی عملکردی شامل هزینه، زمانبندی، کیفیت، رضایت مشتری و بازگشت سرمایه مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج حاصل بصورت مشروح در بخش 3 بیان شده است [10].
موسسه‌ی مهندسی نرم‌افزار (SEI9)، گزارشی را در سال 2006 منتشر کرد که در طی آن بیش از 30 سازمان مورد بررسی قرار گرفته‌اند [11]. نتایج حاصل از این بررسی‌ها در شش محور عملکردی (هزینه، زمانبندی،بهره‌وری، رضایت مشتری، کیفیت و بازگشت سرمایه) به تفکیک در قسمت 3 همین بخش ذکر شده است.
در سال 2010 نیز موسسه مهندسی نرم‌افزار، تحقیقات حاصل از ارتقاء توانمندی پس از استفاده از مدل CMMI در برخی شرکت از جمله نورتروپ گرومان ، لاکهید مارتین ، ریتون ، هریس ، و … را منتشر کرد. شکل 2-1. سه بعد حیاتی برای ارتقای سازمان
2-2. معرفی مدل یکپارچه توانمندی/ بلوغ (CMMI)
موسسه‌یSEI ‌، طی تحقیقات خود برای کمک به سازمان‌ها و شرکت‌هادر راستای تولید و نگهداشت محصولات و سرویس‌های با کیفیت، ابعاد متعددی را بر شمرده است که یک سازمان با تمرکز بر آن‌ها می‌تواندشیوه کسب و کار خود را بهبود بخشد. شکل 1 سه بعد حیاتی را نشان می‌دهدکه سازمان‌ها عموما بر ارتقای آن‌ها تمرکز دارند: نیروی انسانی، روال‌ها و روش‌ها، ابزارها و تجهیزات. در این میان “فرآیندهای سازمان” محوری است که همه‌ی این ابعاد را به هم پیوند می‌دهد (شکل 2-1)[4].
البته این امر به معنی نادیده گرفتن افراد و تکنولوژی‌های سازمان نیست، اما امروزه تکنولوژی با سرعت غیر قابل تصوری در حال تغییربوده و به طور مشابه، افراد نیز معمولا در طول تجربه‌ی کاری خود برای شرکت‌های بسیاری کار می‌کنند. بنابراین تمرکز بر فرآیندهای سازمان، زیرساخت لازم جهت رویارویی با جهانی مملو از تغییر و نیز حداکثرسازی بهره‌وری افراد و بکارگیری تکنولوژی برای رقابت با دیگر سازمان‌ها را فراهم می‌آورد. فرآیندها به نیروی انسانی سازمان کمک می‌کنند تا هوشمندانه‌تر (نه لزوما سخت‌تر) و با سازگاری بیشتری عمل کرده و اهداف کسب و کار را دنبال کنند. امروزه اهمیت فرآیندهای با کیفیت در بسیاری از سازمان‌های فعال در صنایع تولیدی و سرویس‌دهی با وضوح بیشتری درک شده است[4].
در ادامه این قسمت و قبل از معرفی مدل CMMI، نحوه شکل‌گیری آن بر اساس مدل‌های پایه اجمالا مرور می‌شود. موسسهSEI با اعتقاد به این اصل مدیریت فرآیند که کیفیت سیستم یا محصول تولید شده عمدتا از کیفیت فرآیندهای مورد استفاده جهت توسعه و نگهداری آن ‌تاثیر می‌پذیرد، در ابتدا مدل‌هایی تحت عنوانCMMراتعریف کرد که هریک ازآن‌ها یک مسیرتکاملی جهت آغاز روند بهبود، از فرآیندهای تک منظوره و نابالغ به سمت فرآیندهای منظم و بالغ را دریک یا بیش از یک زمینه توصیف می‌کردند. پس از بکارگیری مدل‌های CMMدر صنایع مختلف در سراسر جهان و جمع‌آوری بازخوردهای حاصل از پیاده‌سازی بهروش‌ها، پروژه یکپارچه‌سازی به منظور حل مشکلات ناشی از بکارگیری مدل‌های متعدد CMM شکل گرفت. بدین ترتیب اولین نسخه از مدل یکپارچه موردنظر تحت عنوان CMMI-DEV 1.02(بصورت ساده،CMMI) تهیه ‌شده و اکنون CMMI 1.3 آخرین نسخه تکامل یافته از این مدل یکپارچه است که در سال 2010 توسط موسسه SEI به جوامع علمی و صنعتی ارائه شده است. CMMI مدل مرجعی ا ست که فعالیت‌های مربوط به تولید محصولات وخدمات را پوشش می‌دهد. امروزه سازمان‌های فعال در صنایع بسیاری نظیر هوافضا، بانکداری، سخت‌افزار و نرم‌افزارکامپیوتر، صنایع دفاعی و خودروسازی، ازمدل CMMI استفاده می‌کنند [12].
شکل 2-2. سطوح بلوغ در رویکرد گام به گام از مدل CMMI جدول 2-1. نواحی فرآیندی CMMI در رویکردهای پیوسته و گام به گام
مدل CMMI از 22 ناحیه فرآیندی به علاوه اهداف و تمرین‌های عمومی تشکیل شده است. در هریک از این نواحی فرآیندی مجموعه‌ای از اهداف خاص (SG10) مطرح شده و برای تحقق هریک از این اهداف نیز مجموعه‌ای از تمرین‌های خاص (SP11) بیان شده است. در رویکرد پیوسته از مدل CMMI، این نواحی فرآیندی در بخش‌های مهندسی، پشتیبانی، مدیریت پروژه، مدیریت فرآیند دسته بندی شده‌اند و بهبود توانمندی سازمان را می‌توان در هریک از این زمینه‌ها دنبال کرد. اما در رویکرد گام به گام، نواحی فرآیندی در پنج سطح مرتب دسته‌بندی شده‌اند که سازمان را در مسیر ارتقای بلوغ هدایت می‌کند. شکل 2-2 عنوان هریک از سطوح بلوغ را به همراه ویژگی‌های اصلی آن‌ها نمایش می‌دهد. همچنین عنوان و مخفف هر یک از نواحی فرآیندی CMMI به همراه سطح بلوغ (رویکرد گام به گام) و بخش فرآیندی مربوطه (رویکرد]]>

Author: mitra1--javid

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *