برای جستجو در بین هزاران پایان نامه در موضوعات مختلف     

      و دانلود متن کامل آنها با فرمت ورد اینجا کلیک کنید     

 
دانلود پایان نامه

است. (میرز و دیگران 1984)
خطر این اختلال در طول زندگی- یعنی درصد کسانی که در بعضی از مراحل زندگی خود افسردگی شدید را تجربه نموده اند در مردان 8 تا 12 درصد و در زنان 20 تا 26 درصد گزارش شده است. (بوید روسیمن 1981)
در بین کسانی که در بیمارستانهای روانی بستری می شوند بیشترین فراوانی مربوط به اسکبنرومزنها و پس از آن، افسردگی است. اما در مراکز بالینی خارج از بیمارستان، بیماران افسرده بیشترین درصد را شامل می شوند به نحوی که تخمین زده شده است یک سوم کل بیماران روانی را تشکیل دهند. (ودراف و دیگران 1975)
بعضی از افراد بیشتر از دیگران مستعد ابتلا به افسردگی هستند.همچنین شیوع افسردگی شدید در طبقات اجتماعی اقتصادی پایین به نحوی بی تناسب بیشتر از طبقات اجتماعی- اقتصادی بالاست. همچنین شیوع افسردگی در زنان دو برابر مردان گزارش شده است.محققان کوشیده اند که نظریه های حال به این که این تفاوت ناشی از تغییرات هورمونها و تفاوتهای نقش اجتماعی است عنوان کنند.
محیط های افسردگی زا
بین بشر و محیط زندگیش کشش و واکنش مداوم وجود دارد. این رابطه مدام در حال نوسان است. وقتی در محیط مشخص اتفاقی روی می دهد. واکنش از جانب فرد است و این واکنش به نوبه خود در محیط عکس العملی ایجاد می کند که شخص را وادار به واکنش دیگر می نماید واکنش افراد بشر نسبت به عوامل محیطی یکسان نبوده و تغییرات ناشی در کم و کیف واکنشها وجود دارد.
محیط افسردگی زا از تامین حس اعتماد به نفس کامل شخص ناتوان است در واقع سبب تخریب و زوال تدریجی آن شده و با تحریک مداوم تعارضات درونی و عواطف فرد مستعد امکان افسردگی را برای او فراهم می کند.
اثر چنین محیطی ممکن است نسبت به شدت و دوام عامل افسردگی را خفیف یا عمیق باشد. یکی از خصوصیات محیطهای افسردگی زا این است که پر از افرادی است که خود دچار افسردگی مزمن هستند بی آنکه از وجود آن اطلاع داشته باشند و اغلب افسردگی آنها ناشی از عقده های شخصی و مربوط به زندگی خصوصیشان است که به محیط کار آورده می شود. معمولاً اشخاص خیلی فعال و استقلال طلب از این نوع محیطها فرار می کنند و آنانکه می مانند در فضای آن محیط سم ، پوچی و بیهودگی می پاشند که به نظر می رسد خیلی مناسب آن وضع بوده و به خوبی سبب بقای افسردگی مزمن افراد می گردد.
علل افسردگی
1- علل زیست شناختی
الف) استعداد ژنتیک:
سر رشته قرائن تاثیر ژن های معیوب را حداقل در مستعد ساختن فرد نسبت به افسردگی را نشان می دهد آن سه مورد عبارتند از:
1- خویشاوندان نسبی مبتلایان به افسردگی نسبت به جمعیت کل میزان بروز بالاتری از این اختلال نشان می دهند.
2- میزان تطابق برای اختلالات خلقی در دو قلوهای مشابه (یک تخمکی) بسیار بالاتر از میزان آن در دو قلوهای نامشابه (دو تخمکی) که ژن های متفاوت دارند است. هیچ یک از قرائنی به وضوح عوامل محیطی را از عوامل ارثی تفکیک نمی کنند این کار با نوع دیگری از مطالعات امکان پذیر شده است.
3- مطالعه بر روی دو قلوهای یک تخمکی که جدا از هم بزرگ شده اند حصول اطمینان از این موضوع را که در زمینه ژنتیک مشابه عوامل‌محیطی احتمالاً نامشابه باشند امکان پذیر می سازد. در دو قلوهای یک تخمکی‌میزان تطابق برای افسردگی(اختلال خلقی)حتی اگر محیط رشد آنها متفاوت باشد بالاتر است.
ب) علل بیوشیمیایی:
قرائن پژوهشی جمع آوری شده از دهه 1960 عوامل بیوشیمیایی را به عنوان علت اختلالات خلقی در مظان اتهام قرار دارد. به نظر می رسد این عوامل بر ناقل های عصبی مضر که تنظیم کننده عبور تکانه های عصبی از شکاف سیناپس بین نرونهای مغزی هستند تاثیر می گذارند. توجه به این احتمال با مشاهده این که چندین نوع درمان زیست شناختی مورد استفاده در اختلالات خلقی – مثل الکترو شوک درمانی داروهای ضد افسردگی و لیتیوم در غلظت مولی بیوشیمیایی در سیناپس ها تعیین تسهیل با کندی انتقال تکانه های مغزی در راه های عصبی خاص موثر واقع می گردند معطوف شد. هرچند قطعاً به ثبوت نرسیده است. این استنتاج که روابط محبوب بین سیناپس ها در نتیجه اختلال کارکرد ناقل عصبی حداقل یکی از عوامل موثر در اختلالات خلقی است تحت پژوهش است. اینکه چنین وضعیتی حاصل ژن های معیوب است یا خیر معلوم نیست.
ج) علل عصبی- غددی:
غدد درون ریز میانی (هورمونهایی) ترشح می کنند و تاثیر این عوامل هورمونی کانون پژوهش زیادی بوده است. یک ماده هورمونی کورتیزول مخصوصاً مظنون به موثر بودن در پیدایش اختلالات خلقی است هیپوتیروئیدیسم (کم کاری غده تیروئید) به نظر می رسد با افسردگی رابطه دارد. یکی از نتایج مهم پژوهش در علوم شناختی این قرینه است که انواع مختلفی از واکنشهای افسردگی وجود دارد که ردپایشان به علل بیوشیمیایی متفاوت می رسد و نسبت به درمانهای زیست شناختی متفاوتی حساسند چنین یافته هایی نقش طب را در درمان افسردگی افزایش می دهد. چیزی که به هیچ وجه نفی کننده تاثیر طب روان درمانی در کاهش افسردگی نیست.
د) علل بیولوژیک:
هم علائم اختلالات خلقی و هم یافته های پژوهشهای بیولوژیک تقویت کننده این فرضیه هستند که اختلالات خلقی به آسیب سیستم لیمبیک، هسته های قاعده ای و هیپوتالاموس مربوط است. مشاهده شده است که اختلالات عصبی هسته های قاعده ای و سیستم لیمییک به خصوص ضایعات تحریکی احتمالاً با علائم افسردگی تظاهر می کند اختلال عمل هیپوتالاموس را تغییرات خواب و اشتها در رفتار جنسی و نیز تغییرات در معیارهای غدد درون مطرح می سازد. قامت خمیده- کندی حرکتی و اختلالات شناختی جزئی که در افسردگی دیده می شود شباهت زیادی به اختلالات هسته های قاعدهای نظیر بیماری و مانس تحت منتشر می داند.
2- علل روانی- اجتماعی
الف) درماندگی آموخته شده:
مفهومی که در سالهای اخیر توجه پژوهشی زیادی را به عنوان علت احتمالی افسردگی به خود جلب کرده است، درماندگی آموخته شده است. این مفهوم که بیشتر مورد علاقه معتقدین رفتاری شناختی است، فرض می کند که درماندگی در تجارب دوران زندگی که در آن کودک احساس می کند هیچ چیز زندگی را برای او خوشایند نخواهد کرد آموخته می شود. با وجود این نگرش حاکی از درماندگی، شخص تسلیم رکود افسردگی می گردد. سلیگمن که پیشنهاد کننده این مفهوم است بین درماندگی و افسردگی روابطی مشاهده کرده است.
به نظر او درمان افسردگی نیز باید با تجارب یادگیری باطل کننده احساس درماندگی در مورد آنچه که انجام می دهد صورت بگیرد. آنچه به شخص می آموزد که توان تغییر دادن چیزی را در زندگی ندارد یک فکر افسردگی است اما نه لزوماً فکری که به حالت افسردگی منجر شده.
ب) پرخاشگری معطوف به خود:
یک تعبیر روانی- اجتماعی افسردگی، خشک معطوف به درون از تفکرات روان کاوی اولیه زیگموند فروید و کارل آبراهام مشتق شده است. فروید در مقاله کلاسیک خود، سوگ وطن ملاکولی، ردپای خشم را به طرد شدن از جانب یک فرد محبوب، معمولا مادر یا پدر در اوائل کودکی می داند. فرد طرد شده ناتوان از ابراز خشم به دلیل احساس گناه، شخص طرد کننده را در وجود خود جذب کرده یا با آن همانند سازی می کند و سپس خود را متوجه خود می سازد. طبق نظریه روان کاوی، این خشم گرفتن نسبت به خود است که موجب کاهش احترام به نفس می گردد. اتهام به نفس آشکار و نیاز ابراز شده برای تنبیه مشخصه افسردگی ملانکومیک است. در زندگی بعدی هرگونه فقدان یا طرد موجب فعال شدن دوباره خشم (همچنین معطوف به خود) و پدید آمدن واکنش افسردگی می گردد.
به چه دلیل احتمال ابتلا زنان به افسردگی بیشتر از مردان است؟
بررسی ها بیانگر آنند که زنان بیشتر از مردان دچار افسردگی می شوند در واقع نسبت افسردگی در زنان دو برابر مردان است افسردگی را به هر قسم که تعریف کنیم. چه به عنوان تشخیصهای بالینی فرد تحت درمان، چه به عنوان حاصل پیامدهای اجتماعی درباره کسانی که تحت درمان قرار ندارند. چه به عنوان موارد خودکشی، چه به عنوان واکنش داغدیدگی بین دو جنس از نظر نسبت و عده تفاوتهایی وجود دارد. (کلزن و دسیمن 1980) این تفاوت افسردگی در بین دو جنس نه فقط در ایالات متحده و کانادا و اروپای غربی ملاحظه شده است، بلکه در سراسر جهان وجود دارد. بعضی عوامل اجتماعی به عنوان عوامل مربوط به افسردگی شناخته شده اند. این عوامل عبارتند از شغل یا پایین بودن سطح تحصیل، بهره مندی از نظارت و سرپرستی بیشتر، پرداختن به فعالیتهای تفریحی کمتر و ابتلا به بیماریهای عمومی که زنان بیشتر از مردان در معرض چنین عواملی قرار دارند. (رادلوف، ری 1979).
افسردگی هم در زنان و هم در مردان که قبلا~ در اواسط دهه 40 بیشترین شیوع را داشت اکنون به نظر می رسد که کاهش یافته است. در حال حاضر بیشترین شیوع افسردگی در بین جوانان است که قبلاً ممکن بود به عوامل روان شناختی نسبت داده شد. عامل اجتماعی دیگر که ممکن است موجب فراوانی افسردگی در زنان و مردان شود این است که افراد امکان داد نسبت به رفتار افسرده زنان و مردان واکنش های متفاوت نشان دهند. در حالی که مردان افسرده تمایل بیشتری به کناره گیری و شکایت از ناراحتی های بدنی دارند، زنان بیشتر از خود انتقاد می نمایند و احساس بی کفایتی می کنند. (پیدسکی، هامن 1981).
هامن و پترز دریافتند که افراد افسرده نسبت به مردان افسرده واکنش منفی تر دارند تا نسبت به زنان افسرده، شاید این واکنش بدین دلیل است که مردان افسرده به احتمال کمتری در جستجوی کمک بر جستجوی کمک بر می آیند و حتی سعی نمی کنند از دوستانشان یاری بخواهند.
طبقه بندی افسردگی روانی:
1- در گذشته افسردگی ها را به دو دسته نورزی و پسیکوتیک تقسیم می کردند این طبقه بندی امروزه مورد استقبال چندانی قرار نگرفته است. این طبقه بندی تلویحاً نوع نورزی را خفیف و نوع پسیکوتیک را شدید مقدر کرده است.
2- طبقه بندی دیگری که تا حدودی جای رده بندی بالا را گرفت افسردگی های روانی را به دو دسته تقسیم کرده است: واکنش و سرشتی. در این طبقه بندی هم نوع سرشتی بیشتر ارثی و شدیدتر تلقی شده و نوع واکنش به عوامل محیطی نسبت داده شده و لذا هم شدیدتر و خفیف تر مشخص گردیده است. این طبقه بندی گرچه علمی تر بوده ولی نتوانست تمام شرایط علمی را برای طبقه بندی داشته باشد.
3- امروزه افسردگی های روانی را به دو دسته اولیه و ثانویه تقسیم می کنند گرچه این طبقه بندی هم ایده ال نیست ولی به مراتب گویاتر از طبقه بندی های بالا است.
افسردگی اولیه:
به آن گروه از افسردگی ها تلقی می شد که علائم افسردگی هستند، اصلی بیماری مریض بوده و بیماری روانی یا جسمی دیگر همراه علائم اصلی افسردگی نمی باشد. به عبارت دیگر این نوع افسردگی ها یا بطور خودکار یا بدون علت مشخص ظاهر می شوند و یا اگر به علتی منصوب می شود شدت و دوام آنها نامتناسب با علل بوجود آورنده آنها می باشد.
افسردگی ثانویه:
به آن گروه از افسردگی ها اطلاق می شود که علائم افسردگی هسته اصلی بیمار مریض نبوده معمولاً همیشه همراه با یک بیمار روانی دیگر و یا بیمارهای جسمی می باشد و به عبارت دیگر علائم افسردگی ثانویه وابسته بوجود یک بیمار اصلی دیگر است.
انواع افسردگی
افسردگی پنهان
افسردگی پنهان اصطلاحی است که از سال 1950 به بعد عمومیت یافت. این نوع افسردگی ممکن است در لباس هر نوع شکایت جسمی که نسبت به درمانهای مناسب طبی مقاوم بوده است تظاهر شوند. چنین شکایت جسمی معمولاً با درمانهای ضد افسردگی مثل آنتی دپرسانهای سه حلقه ای یا الکترو شوک بهبود می یابند. وقتی که کسی دچار افسردگی می شود اطرافیان او به خوبی می فهمند که حالش خوب نیست. حالت افسردگی غالباً چنان آشکار است که دیگران با آگاهی از واکنش خود نسبت به فرد افسرده می توانند احساس کنند که او افسرده است. ولی افسردگی نیز می تواند به طریقی پنهانی یا پوشیده باشد. هر کس که گوید افسرده است به راستی دچار این حالت نیست و هر کس هم که راستی افسرده است نمی تواند این حقیقت را به خود یا اطرافیانش بقبولاند. بنابراین با آنکه روند افسردگی ادامه دارد و به بیمار فشار وارد می آید زندگی اطرافیانش مختل می شود امکان دارد افسردگی درک و شناخته نشود .
افسردگی اتکایی
افسردگی اتکایی سندری است که در بچه ها در نیمه دوم یک سالگی به دنبال محرومیت از توجه مادر یا کسی که نقش مادری داشته است ظاهر می گردد. چنین طفلی ابتدا با خشم و اعتراض و اضطراب به غیبت مادر واکنش نشان می دهد و پس از آن با یاس و بی تفاوتی و به دنبال آن بی اشتهایی و تجلیل قوا و بالاخره مرگ ممکن است پیش آید.
افسردگی رجعتی یا افسردگی دوره یائسگی:
در افسردگی رجعتی یا افسردگی دوره یائسگی خطر افسردگی با بالا رفتن سن افزایش می یابد و از چهل سالگی به بالا شایعتر است. افسردگی رجعتی با آشفتگی و بی قراری شدیدی مشخص است و احتمال اقدام به خودکشی یکی از خطرات جدی این نوع افسردگی است. سندرم آشیانه خالی اصطلاحی است که گاهی به این نوع افسردگی اطلاق می شود.
افسردگی بعد از زایمان:
در افسردگی بعد از زایمان Post par tux Depression بروز علائم افسردگی شدید چند روز پس از زایمان عارضه نادری نیست. بی علاقگی و بی تفاوتی نسبت به نوزاد از جمله علائم اضطراب انگیز این نوع افسردگی برای مادری است که تازه طفلی به دنیا آورده است. گاهی این نوع افسردگی به ابعاد پسیکوز رسیده و بیمار تو همات و هزیانهایی که اکثراً مربوط به نوزاد می گردد پیدا می کند.
افسردگی پس از زایمان همان زمینه های افسردگی عمده را دارد و بعضی پژوهشگران معتقدند که افسردگی پس از زایمان ممکن است شکلی از افسردگی عمده باشد. این بیماری تقریباً در 10 درصد مادران که نخستین زایمان خود را انجام می دهند، دیده می شود. افسردگی پس از زایمان انواع مختلف زنان را به خود مبتلا می کند، ولی احتمال بیشتری دارد زنانی را که قبلاً افسردگی عمده را دارد و بعضی پژوهشگران معتقدند که افسردگی پس از زایمان ممکن است شکلی از افسردگی عمده باشد. این بیماری تقریباً در 10 درصد مادران که نخستین زایمان خود را انجام می دهند، دیده می شود. افسردگی پس از زایمانی انواع مختلف زنان را به خود مبتلا می کند، ولی احتمال بیشتری دارد زمانی را که قبلاً افسردگی عمده یا نوعی افسردگی خفیف داشته اند مبتلا کند.
در هر افسردگی پس از زایمانی در زنان عوامل کثیری نیز نقش دارند. طبق بعضی آمارها از زمانی که دوران حاملگی یا زایمان سختی داشته اند ازدواج موفق نداشته اند، از طرف دوستان و خانواده و همسایگان کمتر حمایت می شوند، بیشتر در معرض ابتلا به این بیماری هستند.
در صورت عدم درمان افسردگی پس از زایمان، این بیماری ممکن است ماه ها و حتی سالها دوام داشته باشد. با این حال بسیاری از زنان برای درمان مراجعه نمی کنند در عوض آنان خود را به دلیل غمگین بودن در مواقعی که باید شاد باشند سرزنش می کنند. نوسانات خلق پس از زایمان امری عادی است اما خلق افسرده طولانی، بی اشتهایی یا اختلالهای خواب در صورتی که به بیدار شدنهای کودک مربوط نباشند باید به پزشک گزارش شوند.
انواع نظریه ها درباره افسردگی
1- نظریه رفتار درمانی:
فرستر در 1965 یکی از اولین کسانی بود که کوشید با تاکید روی ارتباط افسردگی با تاریخچه فرد تحلیل رفتاری از پدیده های مختلف افسردگی ارائه دهد و ارتباط این پدیده ها با حوادث مقدم و موثر بر رفتار افسرده روشن سازد. چند سال بعد از فرستر (لازاروس 1968) لزوم تعریف دقیق افسردگی و شخص ساختن پدیده های رفتاری وابسته به آن را مورد تاکید قرار داد و سه روش مختلف را برای روبرو شدن با این تظاهرات پیشنهاد کرد. به عقیده فرستر افسردگی نوعی فنوتیپ یا عارضه است که ممکن است از ژنوتیپ ها با ملل مختلفی ناشی شود. این ژنوتیپ ها را فرستر بیشتر در شرایط محیطی می بیند به گفته فرستر صرفنظر از اینکه اساس فیزیولوژیکی رفتار فرد افسرده چه باشد، مشخص کردن رابطه تابعی این رفتار و عوامل محیطی که باعث بروز شکل گرفتن و بقای آن می گردند نهایت ضرورت دارد او عوامل محیطی حاکم بر رفتار افسرده را انواع زیر می داند:
الف) عواملی که با پیشرفت و تکامل جمعی یا تراکمی رفتار مغایرت دارند، در این میان فرستر به نقش ارتباط متقابل کودک و مادر در رشد و توسعه گنجینه رفتاری کودک که شامل جنبه های اوراکی و عاطفی نیز هست اشاره می کند.
ب) برنامه های تقویت حاکم بر رفتار افراد افسرده معمولاً از نوع برنامه های تقویت جزئی و همراه با تاخیر هستند که طبق آنها مقادیر زیادی فعالیت و رفتار باید از فرد سر زند تا تغییر مورد نظر در محیط صورت گیرد.
ج) تغییرات ناگهانی در محیط زندگی و فعالیت فرد مثلاً از دست دادن یک دوست نزدیک ممکن است باعث تضعیف رفتار گردد.
د) خشم و عصبانیت حاکم بر گنجینه رفتاری افراد افسرده در عین حال که خود از کمبود تقویت مثبت ناشی شده است فراوانی بروز این قبیل تقویتهای مثبت را بیش از پیش تقلیل می دهد.
ه) افراد افسرده معمولاً برداشتی محدود غلط ناقص و گمراه کننده از محیط خود دارند در نتیجه رفتار آنها با واقعیت محیطی متناسب نبوده و به نتیجه مورد نظر منجر نمی گردد. به نظر فرستر افراد افسرده در مقابل محیط حالت انفعالی یا واکنش داشته و فقط در مقابل دستورات یا رویدادهای ناخوشایند عکس العمل نشان می دهند.
2- نظریه شناختی بک:
مفصل ترین و جامعترین توجیه شناختی افسردگی و دیگر اختلالات نوروتیک توسط بک در سال 1976 تحت عنوان درمان شناختی اختلالات عاطفی ارائه شده است. به نظر او جنبه های شناختی از قبیل برداشت منفی فرد از محیط خارج، کم بها دادن او به خود، و نومیدی کلی وی درباره آینده بیش از آنکه نتیجه احساس افسردگی باشد به چنین عواطفی دامن می زند. به نظر او افراد افسرده هدفهای بالا و دشواری برای خود انتخاب می کنند و خود را به خاطر نرسیدن به این هدفهای غیرواقع بینانه سرزنش و تحقیر می کنند و به تدریج نوعی ناتوانی و بیچارگی به فرد افسرده دست می دهد و به نومیدی و احساس شکست کامل او منجر می گردد. به نظر بک افراد افسرده بدین دلیل افسرده اند که در نحوه فکر کردنشان خطا می کنند یا به راه مبالغه می روند. شخص افسرده نظری منفی درباره خود، دنیا و آینده اش دارد. طبق نظر بک این شناختهای منفی و نه سایر چیزهای پیرامون شخصی علت افسردگی است. ممکن است برای یک حمله افسردگی حوادث برونی عامل تشدید کننده ای باشد ولی حتی در آن صورت نیز آنچه شخص درباره آن حادثه فکر می کند و نه آن حادثه به خودی خود می تواند عامل ایجاد کننده افسردگی باشد.
3- نظریه درماندگی آموخته شده:
این نظریه توسط سلیگمن در سال 1975 پیشنهاد شده و در واقع مکمل نظرشناختی افسردگی و تاثیر فقدان تقویت در آن است. این مفهوم بیشتر در مورد افسردگیهای بکار می رودکه با نوعی واکنش به عدم کنترل بر روی کیفیت ارضا خواسته ها و یا تسکین ناراحتی و رنج شروع می شوند. در این حالت فرد افسرده به کندی عکس العمل نشان می دهد خود را ناتوان ونوامید احساس می کند و نسبت به آینده نظر مطلوبی ندارد. طبق این نظریه آنچه باعث افسردگی می گردد حادثه دردناک نیست بلکه احساس ناتوانی فرد از کنترل آن حادثه است. این احساس ناگزیر بودن ضربه، دارای سه نوع تاثیر است. از لحاظ انگیزش، فرد مقاومت یا فرار را بی فایده می بینند، و عکس العملی از خودشان نمی دهد.
4- نظریه روان پویای:
مطالعات روان شناختی درباره افسردگی بازیگموند فروید و کارل ابراهام شروع شد. هر دو در نهایت جداگانه خود درباره افسردگی این اختلال را به عنوان واکنش پیچیده نسبت به از دست دادن چیزی توصیف کرده اند. فروید افسردگی، ماتم زدگی و مالیخولیایی به عنوان واکنش های طبیعی نسبت به از دست دادن کسی یا چیزی که مورد عشق فرد بوده توصیف می کند.
فروید عقیده دارد که فرد مبتلا به افسردگی یک وجدان یا فراخور تنبیه کننده قوی دارد او بر احساس گناه که وجدان موجب آن می شود تاکید می کند.
5- نظریه های زیست شناختی:
پیش فرض نظریه های زیست شناختی این است که علت افسردگی یاد ژنهای نهفته است که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل می شود یا نارسایی عمل فیزیولوژیایی که ممکن است پایه ارثی یا غیر ارثی داشته باشد.
یافته های مربوط به همزادان از سال 1930 به بعد بیانگر آن است که عوامل ارثی موجب بروز نوعی افسردگی می شوند. بسیاری از پژوهندگان عوامل ارثی، همراه با آنچه در زندگی شخصی به وقوع می پیوند و یعنی ترکیب آمادگیهای انرژی و فشارهای روانی محیطی را علت احتمالی افسردگی و رفتارهای ناشی از آن می دانند.
کسانی که افسردگی دو قطبی دارند یعنی هم گرفتار افسردگی هستند و هم دچار مانی اغلب دست کم دو نسل از بستگان آنها رفتارهای مشابه داشته اند و همچنین در خانواده هایی که افسردگی دو قطبی روی می دهد احتمال بروز افسردگی یک قطبی بیش از آن است که برحسب تصادف رخ داده باشد.
آشنایی با داروهای ضد افسردگی و عوارض آنها
امروزه متاسفانه بیماری افسردگی یکی از بیماریهای رایج در میان اقشار مختلف مردم است. در بیماری افسردگی واکنشهای غیر طبیعی هستند، یعنی انسان در برابر ناملایمات و شکست ها بیش از حد افسرده می شود. علل ابتلا به این بیماری، ارث، تغییرات شیمیایی فقر، از دست دادن والدین در کودکی و حوادث نا خوشایند زندگی، بیماری های جسمی مختلف و استفاده از بعضی داروهاست. جهت درمان بهترین راه، دارو درمانی است.
داروهای ضد افسردگی چه نوع داروهایی هستند؟
داروهای ضد افسردگی گروهی از داروها هستند که برای درمان بیماران افسرده مورد استفاده قرار می گیرند بطوری که وضعیت روحی بیشتر بیماران افسرده با بهره گرفتن از این داروها بسیار بهتر شده است.
عملکرد داروهای افسردگی به چه صورت است؟
این گروه از داروها برخی از مواد شیمیایی را در فقر کاهش می دهند. این مواد شیمیایی تحت عنوان نرو ترانسمینر خوانده می شود برای عملکرد طبیعی، فقر به این نروترانسمینرها نیاز دارد داروهای افسردگی با قرار دادن این نروترانسمینرها(مواد شیمیایی طبیعی) در دسترس فقر، به بیماران افسرده کمک زیادی می کند.
آیا داروهای ضد افسردگی عوارض جانبی نیز دارند؟
همانند سایر داروها، داروهای ضد افسردگی ممکن است عوارض جانبی را در فرد مصرف کننده ایجاد کنند. البته کلیه افراد مصرف کننده به این عوارض جانبی مبتلا نمی شوند. هر نوع عارضه جانبی که فرد، به آن مبتلا می شود بستگی به داروی انتخابی پزشک برای فرد افسرده دارد.
چند نوع داروی ضد افسردگی وجود دارد؟
امروزه انواع مختلفی از داروهای ضد افسردگی ساخته شده است، معمولی ترین گروه های دارویی عبارتند از:
1- داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای
2- داروهایی که به طور انتخابی مهار کننده های سر تونینی را تحریک می کنند یا SSRIS .
3- مهار کننده های مونوآمینواکسیداز MAEIS
4- سایر گروه های دارویی
داروهای سه حلقه‌ای جهت درمان طولانی‌مدت افسردگی‌مورد استفاده قرار می گیرد. از داروهای این گروه می‌توان به داروی آمی تریپتیلینAmitripty line (با نام تجاری الاویلElavil)، دیسپیرامین Desipramin با نام تجاری نووپرآمین Novopramin ) ایمی پرامین Imipramine(با نام تجاری جانیمین، توفرانیل Janimine/ to franil)و نور تریپتیلینNortriptyline (با نام تجاری پاملورpamelor) اشاره کرد.
معمولی ترین عوارض جانبی این گروه دارویی عبارتند از : خشکی دهان، تاری دید، یبوست، مشکلاتی در ادرار کردن، آب سیاه چشم، اغتشاش فکری و خستگی، این گروه از داروها علاوه بر عوارض قلبی می توانند بر روی فشار خون و تعداد ضربانهای قلب اثر بگذارند.
گروه جدیدی از داروهای ضد افسردگی، داروهایی همانند: فلوکسین، پاروکستین و سرترامین هستند. کلیه این داروها (منظور گروه جدید داروها) تحت عنوان گروه SSRIS نامیده می شوند. عوارض جانبی داروهای این گروه از داروهای سر حلقه ای کمتر است. تعدادی از عوارض جانبی که به وسیله داروهای گروه SSRIS ایجاد می شوند عبارتند از :
کاهش اشتها، تهوع، عصبانیت ، بی خوابی، سردرد و مشکلاتی در رفتار جنسی افرادی که داروی فلوکسین را مصرف می کنند ممکن است علاوه بر عوارض فوق، احساس ناتوانی و خستگی شدید بطوری که قدرت برخاستن از جا را نداشته باشند ذکر کنند. بیمارانی که داروی پارکستین برایشان تجویز شده ممکن است از عوارضی مثل خشکی دهان و احساس خستگی شکایت داشته باشند، و بیماران مصرف کننده سرترامین نیز علاوه بر عوارض جانبی عمومی وابسته به داروهای گروه SSRIS ممکن است از اسهال شاکی باشند.
درمان افسردگی
اگر به بیماری افسردگی مبتلا هستید تصور کنید که هیچ کس نمی تواند احساس شما را درک کند یا هیچ چیزی نمی تواند به بهبود شما کمک کند. در واقع احساس نومیدی اغلب نشانه افسردگی است. افسردگی از درمان پذیرترین بیماریهای روانی است. تقریبا 80 % افراد افسرده اغلب در مدت چند هفته یا چند ماه با دریافت عکسهای حرفه ای بهبود چشمگیری پیدا می کنند.
فقط آن گروه از بیماران افسرده قادر خواهند بود از حداکثر امکانات درمانی موجود استفاده نمایند که به مطالب زیر عتقاد داشته باشند:
1- اعتراف و اعتقاد در این موضوع که افسردگی یک نوع بیماری است 2- در حدود 80-75 درصد این بیماری ها قابل درمان است 3- در موقعی که افسردگی عارض می شود هیچ عاملی نخواهد توانست سیر آن را تغییر دهد و د اکثریت موارد هیچ کس جز یک پزشک ماهر و تحصیلکرده و آشنابا درمانهای جدید قادر به درمان نخواهد بود. درمانهای موثر زیادی برای افسردگی وجود دارد که از جمله می توان از داروها، انواع روان درمانیها الکتروشوک درمانی و غیره نام برد.
1- روان درمانی تحلیلی:
روش های روانکاوی درمانی اختلالات خلقی مبتنی بر فرضیه های روانکاوی افسردگی درمانی است. به طور کلی هدف روان درمانی تحلیلی ایجاد تغییر در ساختمان شخصیتی با تنش است نه فقط رفع علائم افسردگی، بهبود در میزان اعتماد بین فردی صمیمت مکانیسم های مقابله توانایی های تجربه، داغدیدگی و هیجانات از اهداف روان درمانی تحلیلی است. غالبا بیمار در جریان درمان افزایش‌سطح اضطراب و ناراحتی را تجربه می‌کند که ممکن‌است‌چندین سال‌مداومت‌یابد.(پورافکاری 1371)
2- رفتار درمانی:
برخی از اختلالات فرا گرفته و برخاسته از شرایطی است و برای فرد بازدهی دارد. برای تغییر این گونه اختلالات می توان از رفتار درمانی استفاده کرد. رفتار درمانی بر مبنای یافته ها و تحقیقات روان شناسی یادگیری قرار گرفته است و از اصول یادگیری در تغییر رفتار بهره
می برد. اگر بپنداریم که برخی از رفتارها را به غلط یاد گرفته ایم می توانیم مجددا روش صحیح برخورد رفتاری را فرا گیریم و این همان کاری است که رفتار درمانی انجام می دهد.
3- دارو درمانی:
در چند سال اخیر داروهای پر انرژی به بازار آمده اند که در درمان و کنترل افسردگیها موثر بوده اند. این داروها بخصوص برای آن گروه از بیماران که به وسیله الکتروشوک بهبود یافته اند و سابقه بستری شدنهای طولانی را داشته اند موثر بوده است. بخصوص در آماده سازی بیمار برای روان درمانی و سایر خدمات درمانی تنش عمده ای را ایفا کرده اند داروهای مورد استفاده در افسردگیها را بر اساس ساخت شیمیایی و چگونگی تاثیر آنها می توان به سه گروه بزرگ تقسیم کرد: از این سه گروه تری سیکلیدها باز دارنده های منو امین اکسیدازها دارای ساخت شیمیایی کلا متفاوتی می باشند. هر دو گروه موجبات افزایش آمینهای بیوژینیک موجود در سلسله اعصاب مرکزی را فراهم می دارند.
گروه دوم واکنش های سریعتر و پیچیده تری از تری سیکلائیدها را ایجاد می نمایند و در نتیجه دارای موارد استعمال فراوانتری می باشند. اخیرا از فنوتیازینها نیز نه تنها به عنوان درمان بلکه برای کنترل علائم برای درمان بیماران افسرده آشنایی با درمان دارویی درمان فیزیکی و روان درمانی لازم است.
در سالهای اخیر داروهای سه حلقه ای در درمان و کنترل افسردگیها موثر بوده اند. این داروها به تنهایی توام با الکتروشوک و هم پس از درمان با الکتروشوک و درمان سرپایی بیمارانی که بستری هستند به کار می روند و در ضمن در آماده سازی بیمار برای روان درمانی و سایر خدمات درمانی نقش عمده ای ایفا کرده است. داروهای محرک روان حرکتی نیز گاهی به عنوان داروهای ضد افسردگی مورد استفاده قرار می گیرند اخیرا از فنونیازینها برای کنترل علائم همراه با افسردگی پسیکولیک استفاده شده است. کلرپرسازین بتورید از بین این داروها بخصوص داروی اخیر اثرات ضد افسردگی خود را در بعضی تحقیقات نشان داده اند. برای اینکه درمان افسردگی با آگاهی بیشتری صورت گیرد لازم است خواص عوارضی و انواع داروها شناخته شود.
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
مقدمه
در این قسمت به ذکر روش تحقیق، جامعه، روش نمونه گیری، و جمع آوری اطلاعات، ابزار بکار برده شده و روش آماری پرداخته می شود این عمل به منظور ایجاد امکان برای تکرار یا ادامه تحقیق در این زمینه برای دیگر محققان است تا در صورت امکان بتوانند با رعایت مفاد مندرج در این فصل از تحقیق مشابه انجام دهند و از مقایسه و بررسی یافته ها در تحقیق اطلاعات مفیدی کسب کنند.
در این فصل محقق به توضیح و توجیه روش تحقیقی خود که برای مطالعه ویژه با توجه به انواع مختاف روش های تحقیقی با در نظر گرفتن هدف و موضوع پژوهش خود مناسب داشته است می پردازد. درستی اعتبار و تعمیم پذیری یافته های هر تحقیق به روش اجرای آن وابسته است. انتخاب درست جامعه، روش تحقیق، نمونه گیری، روش آماری و روش جمع آوری اطلاعات و ابزار بکار گرفته شده و کنترل شده و کنترل متغیرهای ناخواسته به ما امکان می دهند تا پس از تحلیل و نتیجه گیری اطلاعات یافته ای خود را با اطمینان بیشتر به جامعه علمی ارائه دهیم.
روش تحقیق:
از آنجا که تحقیق حاضر قصد دارد تا درباره تفاوت معنی داری بین میزان افسردگی در زنان شاغل و غیر شاغل را به صورت علمی دریابد روش علمی- مقایسه ای مناسبترین روش می باشد. روش علمی- مقایسه ای یک روش بررسی است. در روش بررسی جهت مساله معطوف به زمان حاضر و فعلی است. وضعیت و موقعیتی که مربوط به زمان است مورد تحقیق قرار می گیرد و سپس اطلاعات جمع آوری شده در مورد وضعیت فعلی مورد تعبیر و تفسیر قرار می گیرد.
طرح تحقیق:
فرضیه مورد نظر در تحقیق مقایسه میزان افسردگی در زنان شاغل و غیر شاغل می باشد که با توجه به این فرضیه میزان افسردگی متغیر مستقل و زنان شاغل و غیرشاغل متغیر وابسته می باشد.
جامعه آماری:
در این پژوهش جامعه آماری عبارتست از 383 نفر زنان شاغل شهر بجنورد که در مقطع راهنمایی تدریس می کنند و زنان غیر شاغل را کلیه مادران خانه دار دانش آموزانی که در مدارس حضرت مریم و بنت الهدی صدر تحصیل می کننده را انتخاب نموده ایم.
نمونه و روش نمونه گیری:
چگونگی انتخاب نمونه ها:
روش نمونه گیری به صورت خوشه ای می باشد.
همان گونه که در چارت نشان داده شده است از بین کلیه معلمین مدارس شهر بجنورد ابتدا مدارس راهنمایی منطقه فردوسی را انتخاب نموده سپس از بین مدارس این منطقه معلمین مدارس راهنمایی حضرت مریم و بنت الهدی صدر را به صورت تصادفی انتخاب کرده که جمعا 30 نفر می باشد و 30 نفر زنان غیر شاغل را از زنان خانه داری که فرزندانشان در همان مدارس مشغول به تحصیل بودند برای نمونه برگزیدیم که نمونه مورد نظر جمعا 60 نفر می باشد.
ابزار اندازه گیری:
روشی که برای پی بردن به میزان افسردگی زنان شاغل و غیر شاغل شهر بجنورد بکار برده شده استفاده از پرسشنامه افسردگی بک (BDI) بوده است.
فهرست افسردگی بک وسیله قابل اعتمادی برای سنجش حالات روحی است که وجود افسردگی را بررسی کرده و شدت آن را با دقت اندازه گیری می کند. آزمون افسردگی بک آزمونی مداد کاغذی و شامل 21 آیتم شامل 4 سوال و ارزش نمرات آن 0 تا 3 است که (آزمودنی) خواسته می شود که بیشتر به وضع روانی و جسمانی او در چند ماه اخیر شبیه است را انتخاب نمایند و بعد از کامل شدن تست نمرات هر یک از 21 سوال را جمع کرده و مجموع آن را بدست می آوریم و از آنجا که بالاترین نمره در هر یک از 21 سوال 3 است بالاترین جمع نمرات ممکن است برای تمام تست 63 باشند(این بدان معنی است که در تمام 21 سوال 3 را علامت بزنند. و پایین نمره برای هر سوال صفر می باشد.
درجه افسردگی
جمع امتیازات
طبیعی
10-1
کمی افسرده
16-11
نیازمند مشورت با روان پزشک
20-17
به نسبت افسرده
30-21
افسردگی شدید
40-31
افسردگی بیش از حد
بیشتر از 40
روش جمع آوری اطلاعات:
برای جمع آوری و گردآوری اطلاعات مورد نیاز علاوه بر مطالعات کتابخانه ای که به صورت دستیابی به پیشینه تحقیق و تدوین ادبیات تحقیق انجام گرفت و سپس تستها بین 60 نفر از گروه نمونه انتخابی توزیع گردید در این پژوهش برای بدست آوردن تفاوت معنادار بودن بین میانگین های بدست آمده از زنان شاغل و غیر شاغل از فرمول t مستقل استفاده شده است.
روش های آماری:
پس از اینکه نتایج بدست آمده از تست مورد محاسبه و مقایسه و تحلیل آماری قرار گرفت، متد آماری مورد استفاده در این پژوهش t مستقل می باشند.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل آماری
مقدمه
تجزیه و تحلیل بطور کلی عبارتست از روشی که از طریق آن کل فرایند پژوهش از انتخاب مساله تا دسترسی به یک نتیجه هدایت می شود. چون اغلب مسائلی که در امور مورد پژوهش قرار می گیرد خیلی گسترده و وسیع هستند پژوهشگران برای پاسخگویی به مساله تدوین شده و با تصمیم گیری در مورد رد یا تائید فرضیه ای که صورتبندی کرده است از روش های مختلف تجزیه و تحلیل استفاده می کرد در این فصل روش های آماری و یافته های تحقیق از طریق تجزیه داده های آماری بررسی مقایسه میزان افسردگی در زنان شاغل و غیر شاغل جای داده که با قرار دادن تست افسردگی بک در اختیار آزمونی ها و مشخص نمودن میزان افسردگی آنها میانگین حاصل از این تست را بدست آورده و سپس با قرار دادن در فرمول t مستقل نتایج کلی پژوهش سنحیده و اندازه گیری می شود.
جدول الف : مقایسه میانگین و انحراف استاندارد و مستقل
گروه ها
تعداد
میانگین
انحراف استاندارد
درجه ازاد
t محاسبه
t جدول
سطح معنی داری
زنان شاغل
30
63/12
103/2
58
85/1
67/1
05/0
زنان غیر شاغل
30
53/16
آزمون فرضیه ها:
برای آزمون فرضیه از فرمول t مستقل استفاده شده است که نتایج به شرح زیر است.
فرضیه :
بین میزان افسردگی زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت معنادار وجود دارد.
چون t محاسبه (85/1) بزرگتر از 05/0 t جدول (67/1) می باشد نتیجه می گیریم که بین میانگین های مورد مقایسه در میزان افسردگی زنان شاغل و غیر شاغل تفاوت معناداری وجود دارد بنابراین میزان افسردگی در زنان غیر شاغل بیشتر از زنان شاغل است.
جدول شماره 1: توزیع فراوانی میزان افسردگی افراد نمونه براساس شاغل بودن
جمع کل
افسردگی بیش از حد
افسردگی شدید
به نسبت افسرده
نیازمند مشورت
کمی‌افسرده
طبیعی
میزان افسردگی
30

1
3
3
10
13
شاغلین
100%

33/3
10
10
33/33
34/43
درصد شاغلین
نمودار شماره (1) : درصد میزان افسردگی شاغلین
جدول شماره 2 توزیع فراوانی میزان افسردگی افراد نمونه بر اساس غیر شاغل
جمع کل
افسردگی بیش از حد
افسردگی شدید
به نسبت افسرده
نیازمند مشورت
کمی‌افسرده
طبیعی
میزان افسردگی
30

دسته بندی : علمی

دیدگاهتان را بنویسید